الگوی سقوط، بازخوانیِ روانشناختیِ رفتارِشمر
✍️حسین سلطان محمدیدر تمدن اسلامی، تکامل انسان نه در تصاحب مادیات، بلکه در سیطرهی عقل بر غرایز نهفته است. خداوند غرایزی چون خشم، میل به بقا و عشق به مال را برای تداوم حیات آفریده است؛ اما این ابزارهای حیاتی، زمانی که از حد خود فراتر میروند، از خدمتگزار به ارباب و از ابزارِ عقل به زندانِ روح تبدیل میشوند. اینجاست که مفهوم «هواپرستی» ظهور میکند؛ بتپرستیِ پنهانی که از هر بت سنگی خطرناکتر است، چرا که از درون، هستی انسان را میبلعد.امام صادق (ع) در فرازی تکاندهنده از زیارت اربعین، ریشهی اصلی سقوط را چنین تبیین میکنند:«...وَتَرَدّی فی هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ؛ و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند و تو و پیامبرت را به خشم آوردند.»این «چاه»، چاهِ سقوط است. وقتی انسان در هوس غرق میشود، دو رکن اصلی وجودیاش فرو میریزد: عقل و دین. چنان که امیرالمؤمنین (ع) به صراحت میفرمایند: «لَا عَقلَ مَعَ هَوَی» (هرگز عقل با هوی و هوس جمع نمیشود) و «لَا دِینَ مَعَ هَوَى» (دین با هواپرستی همزیستی ندارد).شمر بن ذیالجوشن، نمونهی بارز و هولناک این سقوط است. او که زمانی در صف یاران امام علی (ع) بود، با تکیه بر شجاعت و جنگجویی خود، در دام «فرصتطلبی» و «هوسِ قدرت» افتاد. او دریافت که در سایهی عدالت امیرالمؤمنین (ع) چیزی برای رسیدن به جاه و جاهلیت خود ندارد؛ پس از عقل روی گرداند و به سوی خوارج و سپس دربار بنیامیه رفت.
او با پیروی از این هویِ مسموم، به جنایتکاری در کربلا دست زد؛ از توهین به مقام امامت تا آتش زدن خیمهها و بریدن سر مبارک امام حسین (ع). شمر، نماد انسانی است که با طی کردن مسیر «هواپرستی»، از یک انسان صاحبِ احتمال، به هیولایی تبدیل شد که در تاریخ، تنها با نفرت و خشم الهی یاد میشود.الگوی سقوط شمر، محدود به تاریخ نیست. امروزه نیز ما شاهد تکرار همین چرخه هستیم. قدرتهای استکباری همچون آمریکا و اسرائیل و تمامی کسانی که در بندِ افکار و سیاستهای آنان هستند، در دامِ بزرگترین بتهای معاصر، یعنی «هوی و هوسِ سلطهگری» و «عشق به مال و قدرت» گرفتارند. آنان با نادیده گرفتن حقوق انسانی و در پیگیریِ امیالِ غریزیِ خود برای بقای قدرت، در حال طی کردن همان مسیر سقوطِ شمر هستند؛ راهی که تهِ آن، جز خشم الهی و نابودیِ تمدنی نیست.در تقابل میان این دو جریان، تنها یک راه برای نجات وجود دارد: پیروی از تمدن اسلامی. تمدنی که بر پایه سیطرهی عقل بر هوس، و پیوندِ ناگسستنیِ دین با اخلاق بنا شده است. اگر هوی و هوس، عامل «سقوط» و سقوط به «چاه»، است؛ پس عقل و تقوا، عامل «اعتلا» و صعود به اوج کمال هستند. ما میان دو راه ایستادهایم: راهِ «شمر» که در چاهِ هوس فرو میرود، و راهِ «حسین (ع)» که با تکیه بر عقل و دین، راهِ جاودانگی و اعتلا را میپیماید.منبع: عیونالحکم و المواعظ، ص531.
18:29 - 4 تیر 1405