میشه بیدار شی؟

لازم نبود مهرانا حرف بزند. همین‌که او آنجا نشسته بود و اشک می‌ریخت و همزمان عکس های دوتایی پدردختریشان روی نمایشگرها می‌افتاد، خودش روضه بود. انگار در آن لحظه، همه‌ی ما خودمان را توی معراج شهدا کنار مهرانا تصور کردیم._وقتی بابامو دیدم، کنارش نشستم و نگاش کردم. بعد بهش گفتم "بابا میشه بیدار شی؟"
_شما چطوری خبر شهادت ایشونو فهمیدین؟به سختی نفسش را بیرون می‌دهد._خب ما با رحمان قرار گذاشته بودیم که هر یکی دو ساعت یه بار به من زنگ بزنه و منو از نگرانی در بیاره. اما اون شب هرچقدر منتظر موندم زنگ نزد. گفتم حتما برای سحر بهم زنگ میزنه. اما سحر هم خبری نشد.پایش را روی پای دیگرش جا به جا می‌کند._اون شب با مهرانا خونه مادرم بودم. صبح، مادرم با یه حال خیلی بدی اومد توی اتاق. من بیدار بودم و منتظر تماس از رحمان نشسته بودم. مادرم رو که با اون حال گرفته و پریشون دیدم، ترسیدم‌. اما دوست نداشتم فکر بدی بکنم. مادرم بهم گفت میخواد مهرانا رو ببره خونه خاله ام.نیم نگاهی به مهرانا که توی جمعیت نشسته می اندازد و بغض گلویش را می‌خورَد._مامان و مهرانا که رفتن، زنگ زدم به علیرضا، برادر رحمان. صداش گرفته بود. بهم گفت رحیم و رحمان مجروح شدن و بیمارستانن. گفتم الان خودمو میرسونم بیمارستان. من پای پیاده از خونه زدم بیرون و خودمو رسوندم به نزدیکی های بیمارستان. اما چند دقیقه بعدش علیرضا زنگ زد گفت میشه بیای خونه مامان اینا؟ اونجا بود که فهمیدم چه بلایی به سرم اومده...صدای روضه توی سالن پخش می‌شود. سرش را پایین می‌اندازد و انگار که برمی‌گردد به دو ماه پیش. همان لحظه ای که وارد خانه مادر رحمان شده و خانه را سیاهپوش دیده‌. درست در همان نقطه ایستاده که یکهو صدای روضه قطع می‌شود و میزبان، آخرین سوال را از او می‌پرسد:_واکنش مهرانا چی بود؟ چطور بهش گفتید؟چشمانش را می‌بندد و آرام سرش را تکان می‌دهد. دوباره بر می‌گردد به همان روز. به لحظه‌ای که مهرانا وارد خانه مادربزرگ می‌شود.
_اون لحظه یکی از سخت ترین لحظه های عمرم بود. ما همه توی خونه مادرشوهرم بودیم. که یهو مهرانا وارد خونه شد و دید همه در حال گریه و زاری ان. بچه ام‌ شوکه شد..‌. هیچ‌وقت اون صحنه رو یادم نمیره.به گریه می افتد. بعد از نزدیک ۴۵ دقیقه گفتگو، اینجای مکالمه بغضش می‌شکند. اما تا وقتی که مهرانا را دعوت کردند و روی صندلی نشست، هنوز یک عده بغضشان را پشت گلو پنهان کرده بودند. مهرانا که می‌آید، بغض همه می‌ترکد. چادر کوچکش را جمع می‌کند و می‌نشیند روبروی میزبان._مهرانا خانم کلاس چندمی؟_چهارم_میشه از بابا برامون بگی؟یکدفعه ساکت می‌شود. اشک توی چشمانش حلقه می‌زند و نوک دماغش سرخ می‌شود._توی معراج شهدا بابامو دیدم. چشماش بسته بود. فکر کردم خوابه‌. مثل همه وقتایی که از خستگی خوابش می‌برد.شانه های مرد و زن می‌لرزد. فیلمبردار و حضار همه گریه می‌کنند. لازم نبود مهرانا حرف بزند. همین‌که او آنجا نشسته بود و اشک می‌ریخت و همزمان عکس های دوتایی پدردختریشان روی نمایشگرها می‌افتاد، خودش روضه بود. انگار در آن لحظه، همه‌ی ما خودمان را توی معراج شهدا کنار مهرانا تصور کردیم. درست همانجایی که دخترک، دو زانو کنار پیکر بی‌جان و سردِ پدر نشسته و به چشمان بسته‌اش زل زده._وقتی بابامو دیدم، کنارش نشستم و نگاش کردم. بعد بهش گفتم "بابا میشه بیدار شی؟"✍️روزنگار جنگ رمضان، روایت فاطمه پیروی از عصر روایت سوشون با حضور خانواده #شهید_رحمان_رضایی
08:20 - 20 اردیبهشت 1405
فرهنگ
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی




1 پاسخ

@user1751670376793 روز پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌farshad3530‌
farshad3530

@Farshad300  •  25 فروردین 1405

بازگشایی مرحله‌ای و تفکیکی بازار سهام را اجرا کنید
مطالبه

بازگشایی مرحله‌ای و تفکیکی بازار سهام را اجرا کنید

تصمیم گیران باید جبران کنند زیرا تصمیمات آنها به صورت مستقیم و غیر مستقیم ،زندگی و معیشت مردم را مورد هدف قرار داده است. سرمایه های مردم ظرف این ۶ سال به طور کامل از بین رفته و آن ته سرمایه باقی مانده نیز در تعطیلی بازار و جنگ گیر افتاده است و با راهکار تعطیل درمانی و مسکن درمانی، تا به اینجا موجب نابسامانی در معیشت و زندگی مردمی شده که ،به جای خرید طلا و دلار، سرمایه خود را در اقتصاد و زیرساخت کشور آورده اند. زمانی که پول از بازار سرمایه خارج می‌شود نشانه عدم اعتماد مردم به برخی مسئولان و آینده کشور است و بالعکس اگر بازار سرمایه رونق داشته باشد و سبز پوش باشد نشانه اعتماد مردم به آینده و اعتماد به مسئولان و تصمیم گیران کشور است. هر چند تعطیلی اولیه بازار به خاطر شوک وارده از جنگ قابل قبول است اما ادامه آن تا به این اندازه و خسارت ناشی از آن اصلا قابل قبول نیست. ریزش بازار سهام دیگر کشورها در این شرایط منطقه ای، منفی جزئی بوده و همیشه قابلیت نقدشوندگی داشته است. اما بازار سرمایه ما قبل جنگ هم ۵۰ درصد ریزش سنگین داشته! قیمت دلار و طلا ، مسکن و خورد و خوراک ۲۰ تا ۳۰ برابر شده اما بازار سرمایه درجا زده و هر رشدی با برگشت آن به جای قبلی منجر شده! حال به ذکر چند پیشنهاد برای باز کردن مرحله ای بازار سهام می‌پردازم: 1. به منظور حمایت از سهامدارانی که به طور مستقیم از نوسانات بازار متأثر شده‌اند، پیشنهاد می‌شود صندوقی تحت عنوان «صندوق جبران خسارت» تأسیس گردد. این صندوق می‌تواند سهام شرکت‌هایی را که به طور خاص آسیب دیده‌اند (مانند شرکت‌های فعال در صنایع فولاد، دارویی، سیمان و…) با قیمتی ثابت و بر اساس ارزش‌گذاری پیش از وقایع خاص (مانند پیش از جنگ) یا قیمت کارشناسی شده، از سهامداران خرد بازخرید نماید. ۲.نمادهایی که به صورت غیر مستقیم آسیب دیده اند باید توسط،حقوقی های نمادها حمایت حداکثری و مداوم شوند تا اعتمادسازی شکل بگیرد. ۳.دیگر نمادهایی که آسیب ندیدهاند و نگرانی از جو بازار دارند و یا به علت بسته بودن عجیب و طولانی بازار، نقدشوندگی نداشته اند نیز با حمایت حداکثری صندوق توسعه و صندوق تثبیت، سبز پوش شوند . با این سه کار هم از نظر روانی بازار و اقتصاد را حمایت می‌کنید و هم از نظر سیاسی به دنیا نشان می‌دهید که قدرتمند هستید و چرخ اقتصاد می‌چرخد و هم از ایجاد نارضایتی بین مردم جلوگیری می‌کنید که زندگی‌شان همان چند سهم باقی مانده در بازار سرمایه است. دشمن سالهاست روی بازار تولید و بازار سرمایه ایران تمرکز کرده و نشانه آن هم وضع این ۶ ساله بازار سرمایه و تولید است. ایجاد صف‌های خرید و بعد ریزش های تاریخی در صف فروش‌های تاریخی! خوشبختانه به راحتی می‌شود فهمید چه کسانی بازار سرمایه را به این حال و روز انداخته اند و قابل پیگیری است. وضعیت ۶ سال مدیریت بازار سهام فقط شاخص سازی و درجا زدن بازار سرمایه بوده و صندوق های تثبیت و توسعه، فقط پول را به چند سهام تزریق کردند و آن پول هم بعد از چند هفته از بازار خارج می‌شود!!بازار فقط مثلث ساخته و درجا زده و دیگر بازارها پرواز کرده اند. بازار سرمایه نیاز،به حمایت مداوم و بلند مدت دارد و تزریق پول باید ادامه دار و به همه نمادهای بازار باشد. اقتصاد و بارار سرمایه ،مدیران آشنا به شرایط اقتصادی و واقعیات آن به دور از شعار و شاخص سازی می‌خواهد. زمانی حال بازار خوب خواهد بود که بازارهای دلالی و سفته بازی مثل دلار و طلا در رکود باشد و بازار تولید در رونق. هر موقع دیدیم به جای بانک و سوپرمارکت و معاملات املاکی و بنگاه ماشین و کلا واسطه گری ،در کشور ،کارخانه زیاد شد و ساخت و ساز جای دلالی و واسطه گری و رانت را بگیرد آن موقع یعنی اقتصاد کشور در مسیر درست قرار گرفته است. تصمیم گیرانی که حال و روز بازار و اقتصاد کشور را به این روز انداختند باید به صورت خودجوش خسارات وارده به بازار سرمایه و اقتصاد را جبران کنند. انشاءالله با تدبیر و شعار سال رهبر معظم انقلاب اینبار دست بازار سرمایه در دست مدیران قدرتمند قرار بگیرد و با همبستگی و اتحاد بانک مرکزی و دولت و سازمان بورس و بازرسی و قوه قضائیه صفحه ای درخشان در تاریخ اقتصاد و بورس کشور رقم زده شود.

معاون اول رئیس جمهور، جناب آقای پزشکیان رئیس جمهور منتخب، مجلس شورای اسلامی، آقای صیدی رییس محترم سازمان بورس، جناب آقای اژه ای رییس محترم قوه محترم قضاییه، مرکز تشخیص و پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا ناجا، مخابرات، شورای عالی سران نظام، وزیر محترم اقتصاد و آقای همتی رئیس بانک مرکزی

0
100
گزارش از مطالبه