تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌روادار‌
تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌

روادار

@ravadar
این، روایت ماست.دفتر روایت حوزه هنری استان فارس
تاریخ پیوستن: بهمن 1404
تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌
@ravadar1 دقیقه پیش

معین

روزی که داشتند مدال های قهرمانی را به بعضی بچه های میناب می‌دادند، پسر من هم جزء اونها بود. و اگر پسر من آن مدال را نمی گرفت غصه می خوردم. همیشه دوست داشت مثل مسی و رونالدو مشهور باشه. الآنم هم مشهور شده. روز تولدش ازم خواست عکسش رو استوری کنم، کاری که من اهلش نبودم. ولی الآن عکسش همه جا استوری شده.

تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌
@ravadar1 روز پیش

خانم غالبیِ مهربان

با وجود تمام خونریزی و ماندن توی سردخانه بدن شیما اصلا یخ نزده بود بی رنگ نبود و فقط انگار خوابیده بود با بدنی گرم و شبیه به زنده‌ها!می‌گفت همسرش مداوم بالای سر جنازه می‌گفت میشود ترکش را در بیاورید؟ ترکش دراومد؟

تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌
@ravadar2 روز پیش

میشه بیدار شی؟

لازم نبود مهرانا حرف بزند. همین‌که او آنجا نشسته بود و اشک می‌ریخت و همزمان عکس های دوتایی پدردختریشان روی نمایشگرها می‌افتاد، خودش روضه بود. انگار در آن لحظه، همه‌ی ما خودمان را توی معراج شهدا کنار مهرانا تصور کردیم._وقتی بابامو دیدم، کنارش نشستم و نگاش کردم. بعد بهش گفتم "بابا میشه بیدار شی؟"

تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌
@ravadar3 روز پیش

پل‌ها سرزمین مادری‌اند

خبرگزاری ها نوشتند «بعد از چند هفته آتش‌بس هنوز ترس بر سرزمین‌های اشغالی حاکم است و زندگی به حالت طبیعی برنگشته!» آن وقت ایرانی‌ها صبحی که فهمیدند آتش‌بس شده گریه کردند! آدم‌هایی که زیر بارش موشک و تهدیدهای ترامپ روی پُل‌ها سپر انسانی می‌شدند، چون پُل‌ها هم سرزمین مادری‌اند!

تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌
@ravadar4 روز پیش

خانوادهٔ جاشو رحمان

دل‌آرام؛ دختر معصومه و جاشو رحمان. یک تکه کاغذ گرفته بود دستش و اول تا آخر حسینیه را چند بار دوید، بعد ایستاد زیر پنجرهٔ آشپزخانه. تازه توانستم نوشته روی کاغذ را ببینم: _«دختران جان‌فدای ایران»_

تصویر نمایه‌ی ‌روادار‌
@ravadar5 روز پیش

آتش آن روز

به سردار مصیب بختیاری، زنگ زدم و کلی سفارش حمید رو بهش کردم. گفت خیالت راحت!وقتی بچه‌ها رو پیدا می‌کنن همه اون ۱۹ نفر تو همون حالت سوخته بودن. چیزی از پیکرا باقی نمونده بود. تنها پیکری که بیشتر از بقیه سوخته بود، پیکر شهید مصیب بختیاری بود که آخرین لحظه خودش رو انداخته بود روی بچه‌ها.