رفت و آمد مشکوک یک خودرو اطراف سفارت اسرائیل
بازداشت سه دانشجو بهخاطر عکاسی ساده در خیابان کاخ و تعقیب یک خودروی ژیان در مردادماه سال ۱۳۵۴ (۵۱ سال قبل) بهخاطر چند تکه کاغذ خردشده، تنها گوشهای از حساسیتهای عجیب ساواک برای حراست از سفارت مخفی صهیونیستها در تهران بود؛ سفارتخانهای بدون پرچم که تمام نهادهای امنیتی ایران را فرمانبردار خود کرده بود.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: در آخرین روز فروردینماه سال ۱۳۵۰ (۵۵ سال قبل)، سه دانشجوی جوان که دوربین به دست در حال قدم زدن در خیابان کاخ (فلسطین کنونی) تهران بودند، ناگهان توسط مأموران مسلح بازداشت و زیر نظر یک افسر شهربانی به کلانتری ۷ منتقل شدند. جرم آنها جنایت یا سرقت نبود؛ آنها تنها از تقاطع خیابان کاخ و بزرگمهر عکاسی کرده بودند. اما آنچه این سه دانشجو نمیدانستند این بود که فریم دوربینشان، دیوارهای آجری سه متری، دوربینهای مداربسته و سیستمهای هشدار الکترونیکی ساختمانی را نشانه رفته بود که روی کاغذ وجود خارجی نداشت: سفارت غیررسمی و مخفی رژیم صهیونیستی در تهران. این بازداشت سریع، تنها گوشهای کوچک از یک واقعیت بزرگتر در دهه چهل و پنجاه شمسی بود؛ زمانی که ساواک و دستگاه انتظامی پهلوی، تمام امکانات امنیتی کشور را برای حفاظت از مأموران صهیونیست و مقرهای پنهانی آنها به خدمت گرفته بودند.
اسناد به جامانده از نهادهای امنیتی آن دوران نشان میدهد که ارکان اطلاعاتی و انتظامی پهلوی دوم، خود را نه حاکم بر مقرهای صهیونیستی، بلکه متعهد و خادم بیچونوچرای آنها میدیدند. ساختمانی سه طبقه در خیابان کاخ (نبش بزرگمهر) با پلاکهای ۳، ۱۴۵ و ۱۴۷، قلعهای تسخیرناپذیر بود که رفتوآمد به آن از راهروهای کنترلشده، دربهای آهنی، گارد مجرب مسلح و چشمیهای الکترونیکی عبور میکرد. درون ساختمان، چهار گارد مسلح اسرائیلی با همراهی مأموران ایرانی تمام حرکات را زیر نظر داشتند و اتاقهای سرّی با قفلهای رمزی، اسناد شبانهروزی را محافظت میکردند. حریم این ساختمان آنقدر برای دستگاه پهلوی مقدس و حیاتی تعریف شده بود که حتی زنگ خطری مستقیم از داخل سفارت به اتاق افسر نگهبان کلانتری ۷ کشیده شده بود تا با کوچکترین هشدار، نیروهای انتظامی به سرعت وارد عمل شوند. اما باجخواهی و مطالبات امنیتی مأموران صهیونیست به دیوارهای همان ساختمان ختم نمیشد. در شهریور ۱۳۵۰، فردی با نام رمز «نوذر» که رابط سرویس جاسوسی موساد با ساواک بود، در نامهای به اداره کل سوم ساواک با لحنی آمرانه خواستار بررسی شناسنامه و پرونده امنیتی تمام همسایگان سفارت شد؛ از ساکنان آپارتمانهای خیابان کاخ گرفته تا دفاتر سازمانهای بینالمللی مانند یونیسف در خیابان بزرگمهر.
پاسخ ساواک و شهربانی به این زیادهخواهی، تمکین فوری بود. ارتشبد نصیری، رئیس وقت ساواک، و سپهبد صدری، رئیس شهربانی، دستور دادند هویت تمام همسایگان چک و لیست اسامی آنها استخراج شود؛ اقدامی که حتی پای چهرههای سرشناس مطبوعاتی مرتبط با دربار، مانند داریوش همایون مدیر روزنامه آیندگان و همسر هما زاهدی خواهر اردشیر زاهدی را هم به گزارشهای تفتیشی کشاند تنها به این دلیل که شرکت تبلیغاتی او در یکی از آپارتمانهای مجاور سفارت اجاره شده بود. حساسیت و رفتار انفعالی رژیم پهلوی در برابر صهیونیستها ابعاد ظریفتر و حتی مضحکی نیز به خود میگرفت. در مرداد ۱۳۵۴، اداره کل سوم ساواک به ریاست پرویز ثابتی، گزارشی را به اداره کل هشتم ارسال کرد که موضوع آن «تردد مشکوک یک خودروی ژیان» در اطراف منزل وابستگان نمایندگی اسرائیل در خیابان نادرشاه شمالی بود! مأموران ساواک تکه کاغذهای خردشدهای را که از این خودرو به بیرون پرت شده بود جمعآوری، به هم چسبانده و فتوکپی آن را ضمیمه پرونده کردند تا مشخص شود راننده آن زن خانهداری بدون سابقه سیاسی بوده است.
در موردی دیگر در سال ۱۳۵۱، وقتی نماینده صهیونیستها (دایان) ابراز نگرانی کرد که ممکن است بسته پستی حاوی مواد منفجره برای اتباع آنها ارسال شود، کمیسیونی ویژه با حضور نمایندگان ساواک، شهربانی، وزارت خارجه و وزارت پست تشکیل شد و در نهایت صورتجلسهای برای نخستوزیر وقت فرستاده شد تا در کل اداره پست تهران، مرکزی مجهز با کارشناسان متخصص برای بازرسی و سانسور محمولههای پستی تشکیل شود. بازخوانی این اسناد مشخص میسازد که دستگاه سلطنت پهلوی چگونه ظرفیتهای امنیتی، شهربانی، ساواک و حتی بودجه کشور را در خدمت حفظ امنیت میهمانان ناخواندهای قرار داده بود که در همان سالها حقوق مردم منطقه را زیر پا میگذاشتند.
جالب اینجاست که در جشنهای سالگرد تأسیس این رژیم در تهران، مقامات عالیرتبه ساواک همچون سرلشکر معتضد و سرلشکر مقدم شخصاً حضور مییافتند و نیروهای انتظامی موظف بودند منازل سفیر، وابسته نظامی و دفاتر هواپیمایی «العال» را بهطور اختصاصی حراست کنند. این حجم از وابستگی، انفعال و تحویل دادن ارکان اطلاعاتی کشور به یک رژیم بیگانه، از ماهیت دستگاهی پرده برمیدارد که امنیت ملی کشور را به ابزاری برای رضایت و حفاظت از مأموران موساد تبدیل کرده بود. منابع۱. کتاب «ایران و اسرائیل در دوران سلطنت پهلوی» از محمدتقی تقیپور۲. کتاب «سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران» از محمدتقی تقیپور۳. کتاب «ارتباط ناشناخته» از رضا زارعپایان پیام/#اسرائیل #پهلوی #سفارت_اسرائیل #ساواک #دانشجو #مواد_منفجره #موساد 07:16 - 18 اوت 2026