با این‌ زخم، ایران به غرب بی‌اعتماد است

از کودتای آمریکایی-انگلیسی ۲۸ مرداد تا جنگ روانی امروز، تاریخ ایران یک درس بزرگ دارد؛ اعتماد به غرب، تله‌ای برای استقلال. این گفت‌وگو پرده از شباهت‌های دیروز و امروز برمی‌دارد.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ روزی که کودتا علیه دولت ملی محمد مصدق نهال تازه دموکراسی ایران را زیر سایه‌ای سنگین فرو برد و اعتماد مردم به ساختار حکمرانی را خدشه‌دار کرد. گذر زمان، تجربه‌های سیاسی و اجتماعی متعدد، این درس را برجسته کرده که تاریخ می‌تواند با تکرار الگوهای خطرناک، بار دیگر زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد. امروز، در شرایط تنش‌ها و جنگ روانی میان ایران و رژیم صهیونیستی این یادآوری تاریخی بیش از پیش اهمیت دارد. برای بررسی ریشه‌ها، پیامدها و درس‌های تاریخی که می‌تواند امروز هم راهنمای ما باشد، به سراغ حسین اصغری، پژوهشگر تاریخ معاصر، رفتیم تا تحلیل او را درباره شباهت‌ها، خطرات و تجربیات گذشته و حال بشنویم.

* پیامدهای ماندگار کودتای ۲۸ مرداد؛ از شکست اعتماد عمومی تا تقویت استبداد و وابستگی به آمریکا

فارس: مهمترین دستاورد یا پیامد پایدار کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برای جامعه ایران چه بوده است؟ اگر بخواهیم چند پیامد مهم این کودتا را بگوییم، به چه مواردی می‌توان اشاره کرد؟ اصغری: یکی از مهمترین پیامدها، شکستن اعتماد عمومی به آنچه می‌توان آن را دموکراسی نوپا یا سیاست مستقل نامید، بود که در حال شکل‌گیری بود. تا پیش از کودتا، جامعه ایران تجربه‌ای نیمه موفق در مشارکت سیاسی و حاکمیت ملی زیر چتر دولت دکتر مصدق داشت؛ مانند ملی کردن صنعت نفت و رویدادهای مرتبط با آن، اما با وقوع کودتا و دخالت مستقیم آمریکا و انگلستان، این تجربه نیمه موفق ناتمام ماند و در ذهن ایرانیان آن دوران حک شد که قدرت‌های خارجی ظاهراً اجازه نمی‌دهند ایران مستقل و قدرتمند شود. این سرخوردگی باعث شد بخش بزرگی از جامعه از فعالیت‌های سیاسی عقب‌نشینی کند، حالت انفعال به خود بگیرد و کنشگری جدی را کنار بگذارد. حتی برخی به این نتیجه رسیدند که راهکارهای مسالمت‌آمیز دیگر کارساز نیست و در دهه‌های بعد، شاهد ظهور گروه‌هایی بودیم که به اقدامات رادیکال‌تر گرایش داشتند، زیرا راه‌های مسالمت‌آمیز را بی‌فایده می‌دیدند؛ بنابراین، یکی از پیامدها شکست اعتماد عمومی و ایجاد یاس و سرخوردگی در جامعه بود.
نکته دوم، تقویت استبداد رژیم پهلوی است. پیش از کودتا، نقش شاه عمدتاً تشریفاتی بود و قدرت واقعی نداشت. از دهه ۲۰ تا ۳۲، شاه در حاشیه سیاست ایران قرار داشت و مهره اصلی نبود. اما پس از کودتای ۳۲، او به قدرت مطلقه تبدیل شد. از آن پس، تعطیلی احزاب آغاز شد، سرکوب مخالفان شدت گرفت، ساواک تأسیس شد و خفقان سیاسی بر کشور حاکم گردید. همه اینها باعث عمیق‌تر شدن شکاف بین دولت و ملت شد. سومین پیامد، ایجاد وابستگی پایدار ایران به آمریکا بود. ساختار سیاسی ایران به شدت وابسته شد. پیش از کودتا، قدرت غالب در ایران بریتانیا بود، اما پس از ۳۲، این نقش به آمریکا منتقل شد. چرخشی در قدرت مسلط رخ داد و در عرصه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی، آمریکا دست بالا را گرفت. در یک جمله جمع‌بندی کنم؛ مهمترین پیامد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تثبیت این ذهنیت تاریخی در ایرانیان بود که هر تجربه دموکراسی و استقلال‌خواهی در این کشور، بدون قطع وابستگی به قدرت‌های خارجی و اتکا به مردم، شکننده و موقتی است.

*پیام‌ها و هشدارهای کودتای ۲۸ مرداد برای امروز

فارس: اگر کودتای ۲۸ مرداد را آینه‌ای برای امروز بدانیم، چه پیام یا هشداری برای جامعه ایران دارد؟ اصغری: مهمترین پیام و هشدار آن، پرهیز از اعتماد بیش از حد به قدرت‌های خارجی است. مصدق در ابتدا امید زیادی داشت که آمریکا به عنوان میانجی بی‌طرف وارد شود و کمک کند، اما در نهایت دید که آمریکا دست در دست انگلستان گذاشت و علیه او کودتا کرد. این خوش‌بینی و کوتاه آمدن در برابر آمریکا، مشکل بزرگی برای مصدق و ملت ایران ایجاد کرد و عواقب وحشتناکی داشت.مصدق خوش‌بینی کاذب و اعتماد بی‌جا به آمریکا داشت و قاطعانه در برابر آن نمی‌ایستاد. گاهی موضع‌گیری‌های آمریکا را می‌دید که به سمت نامطلوبی می‌رود، اما خوش‌بینی‌اش مانع ایستادگی قاطع در برابر بیگانگان می‌شد. این ایستادگی را پس از انقلاب در امام خمینی (رحمت‌الله علیه) دیدیم که بسیار جدی بود.
اجازه دهید مثالی بزنم؛ پس از انقلاب، در دوران جنگ تحمیلی، وقتی نخستین موشک را به عراق زدیم، شوروی اعتراض کرد. سفیر شوروی چند بار با دکتر ولایتی دیدار کرد و گفت ما تحمل نمی‌کنیم به عراق موشک بزنید، زیرا کارشناسان و نیروهای ما آنجا هستند. این مسئله در شورای سران سه قوه مطرح شد و نهایتاً برای کسب تکلیف نزد امام رفتند. سفیر شوروی هم تلگراف‌هایی به دفتر امام فرستاده بود. سران قوا اعتراض را به امام گفتند و امام نگاهی کرد و فرمود: همین امشب اعلام کنید که باکو و کویت را تخلیه کنند، زیرا می‌خواهیم آن‌ها را بزنیم. یکی از حاضران پرسید چرا باکو؟ امام فرمود: شوروی غلط کرده که دخالت می‌کند. ولایتی پرسید حالا چه کنیم؟ امام گفت: بگویید باکو را تخلیه کنند و حتماً بزنید. سپس پرسیدند چرا کویت؟ امام فرمود: چون کویت هم حامی شوروی و آمریکاست، هر دو را بزنید. البته تأکید کرد که اول اعلام کنید و بعد بزنید. پس از جلسه، ولایتی همان شب سفیر شوروی را احضار کرد و گفت باکو را تخلیه کنید، می‌خواهیم بزنیم. سفیر پرسید چرا باکو؟ ولایتی پاسخ داد: چون در امور داخلی ما دخالت کردید. سفیر گفت دخالت نکردیم. ولایتی گفت: نمی‌دانم، امام فرموده بزنیم و می‌زنیم. فردا سفیر دوباره آمد و گفت نظر ما آن نبود، نزنید. ولایتی گفت: باید کتباً عذرخواهی کنید تا نزنیم و شوروی کتباً عذرخواهی کرد. ببینید، رفتار قاطع با قدرت خارجی یعنی این. این را پس از انقلاب از امام دیدیم.
دومین پیام برای جامعه ایران این است که دموکراسی بدون پشتوانه مردمی شکننده است. مصدق وقتی سر کار آمد، از حمایت نیروهای مذهبی، فدائیان اسلام، آیت‌الله کاشانی، بازاریان و جوانان مذهبی برخوردار بود. اما پس از قدرت‌گیری، رفتارها و سیاست‌هایش باعث جدایی بسیاری از این حامیان شد. اختلاف با کاشانی بر سر رفتارهای نابخردانه مصدق و زندانی کردن نواب صفوی از خرداد ۱۳۳۰ برای بیش از ۲۰ ماه در حکومت ۲۸ ماهه مصدق، عجیب بود. یکی از بازوهای اصلی که او را به قدرت رساند، حذف کرد. در نهایت، دولت ملی بدون پشتوانه مردمی ماند و چنین دموکراسی‌ای شکننده است. این به ما آموخت که باید به سرمایه اجتماعی و پشتوانه مردمی توجه کنیم. سومین نکته، اهمیت وحدت داخلی است که شرط بقا و ضامن استقلال کشور است. در سال ۱۳۳۱، جدایی بین جریان کاشانی و مصدق رخ داد و شاید بیش از ۹۰ درصد جریان مذهبی، بازاریان و روحانیون در شهرها و استان‌ها کنار کشیدند. دستگیری نواب از خرداد ۱۳۳۰ نشان‌دهنده نبود وفاق بود. وقتی اتحاد از بین برود، استقلال کشور در خطر می‌افتد و باگ امنیتی ایجاد می‌شود که دشمن از آن سوءاستفاده می‌کند.

*شباهت‌ها و تفاوت‌های کودتای ۲۸ مرداد با فشارهای خارجی امروز

فارس: کودتای ۲۸ مرداد چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با تلاش‌های امروزی قدرت‌های خارجی برای فشار بر ایران دارد؟ اصغری: دو یا سه شباهت و تفاوت را ذکر می‌کنم. شباهت اول، ابزارهای فشار است. آن موقع، ابزار اصلی اقتصادی بود مانند تحریم نفتی. امروز هم همان ابزارها استفاده می‌شود، اما گسترده‌تر. دوم، بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی که به آن اشاره کردم. سوم، رسانه و عملیات روانی. در دوران کودتا، از یک سال قبل، رسانه‌ها و رادیوها جریانی راه انداختند که به سرنگونی دولت منجر شد. حتی رادیو شوروی هشدار می‌داد که بوی کودتا می‌آید و نفوذ آمریکا و انگلیس حس می‌شود. بررسی رسانه‌های آن دوره نشان‌دهنده عملیات روانی دشمن است. امروز هم جنگ رسانه‌ای و شناختی جدی است، به ویژه با گسترش فضای مجازی که حداکثری از آن استفاده می‌شود. تفاوت‌ها: اول، جغرافیای ژئوپلیتیک. در ۱۳۳۲، اهمیت ایران به نفت و موقعیت جغرافیایی بود، اما امروز علاوه بر آن‌ها، نقش تأثیرگذار ایران در غرب آسیا (که آن‌ها خاورمیانه می‌گویند) اضافه شده. دوم، بازیگران خارجی. آن موقع انگلستان و آمریکا بودند، امروز آمریکا، اروپا، برخی کشورهای منطقه و همسایگان هم فعال‌اند و حوزه بازیگری گسترده‌تر شده. سوم، قدرت داخلی ایران. در دوران مصدق، ارتش و ساختار نظامی منسجم نداشتیم، اما امروز ساختارهای نظامی و امنیتی قدرتمند، کودتا و براندازی کلاسیک را تقریباً غیرممکن کرده‌اند. تفاوت آخر، نوع فشار. در ۱۳۳۲، فشار کوتاه‌مدت برای ایجاد بحران و کودتا بود، اما امروز، پس از انقلاب، به فشارهای بلندمدت و فرسایشی مانند تحریم‌های طولانی‌مدت روی آورده‌اند، زیرا روش قبلی جواب نداد.

* تأثیر تجربه کودتا بر حساسیت جامعه ایران به مداخلات خارجی

فارس: آیا تجربه کودتا باعث حساس‌تر شدن جامعه ایران به مداخلات خارجی شد و این حساسیت در انقلاب اسلامی ۵۷ و شرایط فعلی تأثیرگذار است؟اصغری: دقیقاً همین‌طور است. پس‌لرزه‌های کودتا شامل بی‌اعتمادی عمیق به غرب بود که مردم با پوست و گوشت خود لمس کردند. دوم، روحیه ضد استعماری ایرانیان ریشه‌دارتر شد. از نهضت‌های دهه ۴۰ تا انقلاب ۵۷، هر حرکت سیاسی -اجتماعی رنگ ضد استعماری داشت. شعارهای انقلاب مانند «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «نه شرقی نه غربی» انعکاس این حساسیت است. امروز هم در مسائل مانند کریدور زنگزور، برجام یا روابط منطقه‌ای، سایه کودتای ۲۸ مرداد بر ذهن تصمیم‌گیران و افکار عمومی می‌افتد و ترس از تکرار تجربه با اعتماد بیش از حد به خارجی‌ها وجود دارد، مبادا منافع ملی از دست برود.

*بی‌اعتمادی به غرب؛ اصل عقلانی یا شعار؟

فارس: در شرایط فعلی منطقه و تنش با رژیم صهیونیستی، برخی معتقدند تجربه ۲۸ مرداد نشان می‌دهد بی‌اعتمادی به غرب اصل عقلانی است نه شعار. نظر شما چیست؟ اصغری: تجربه دولت مصدق این را نشان داد. مصدق ابتدا فکر می‌کرد با آمریکا تفاهم کند و از آن به عنوان وزنه‌ای علیه انگلستان استفاده کند، اما فهمید کلاه سرش رفته و آمریکا با انگلستان علیه او کودتا کرد. پیام این است: قدرت‌های خارجی فقط تا جایی همراه‌اند که منافع‌شان تأمین شود؛ این اصل نظام بین‌الملل است. امروز در بحث جنگ با اسرائیل یا مذاکرات با غرب، حافظه تاریخی زنده می‌شود: اگر آن روز غرب برای منافع خود کودتا کرد، چرا امروز نکند؟ این بی‌اعتمادی از تعصب یا شعار نیست، بلکه بر پایه تجربه تاریخی پرهزینه است. بله، بی‌اعتمادی مطلق ممکن است فرصت‌هایی را از دست بدهد، اما اعتماد ساده‌لوحانه تکرار ۲۸ مرداد است. ما بی‌اعتمادی‌مان منطقی و بر پایه تجربه است و هزینه سنگینی برای اعتماد کاذب پرداختیم. خوش‌خیالی هم ما را دوباره از یک سوراخ گزیده می‌کند.

*استقلال اقتصادی و سیاسی؛ چالش‌های دیروز و امروز

فارس: امروز هم مانند سال ۳۲، استقلال اقتصادی و سیاسی در کانون درگیری‌هاست. آیا ایران در این دهه‌ها راهی برای مقابله با فشارهای خارجی پیدا کرده یا هنوز درگیر همان چالش‌هاست؟ اصغری: برخی چالش‌ها ادامه یافته، اما تفاوت‌هایی هم ایجاد شده. در ۱۳۳۲، مسئله اصلی نفت بود که منبع حیاتی اقتصاد به استقلال گره خورده بود. اجازه دهید مثالی بزنم: ابوالحسن ابتهاج در خاطراتش می‌گوید در سال ۱۳۲۶ با فریزر، رئیس هیئت مدیره شرکت نفت ایران -انگلیس، دیدار کرد. اول گفت: چرا قائم‌مقام شرکت را ایرانی نمی‌گذارید؟ فریزر پاسخ داد: ایرانی لایق پیدا نکردم. ابتهاج گفت این توهین به ملت ایران است، اما فریزر گفت همین است. دوم، ابتهاج پرسید: حساب کتاب سود ۲۰ درصدی ما چقدر است؟ دفترها را نشان دهید تا شفاف شود. فریزر گفت: مگر از روی جنازه‌ام رد شوید. ببینید، نفت منبع حیاتی بود، اما تحت سلطه کامل و غارت می‌شد. ما استقلال نداشتیم. امروز هم نفت مسئله اصلی اقتصاد است، هرچند تکیه فقط به آن نیست، اما اولویت اول را حفظ کرده. تفاوت این است که چالش‌ها گسترده‌تر شده: اگر آن موقع فقط تحریم نفتی بود، امروز تحریم‌های مالی، هسته‌ای، کریدورهای تجاری و غیره اضافه شده است.
اما تفاوت عمده در دوران مصدق، اقتصاد کاملاً وابسته به نفت و روابط خارجی بود بدون ابزار جایگزین یا شبکه‌های منطقه‌ای است. امروز، با وجود ضعف‌ها، تجربه اقتصاد مقاومتی داریم، تجارت را متنوع کردیم: با چین، روسیه و همسایگان ارتباط گرفتیم، نه فقط غرب. ابزارهای بازدارندگی نظامی هم داریم که آن موقع نبود. در نتیجه فشارپذیری مطلق مانند ۱۳۳۲ وجود ندارد؛ ایران در بایکوت کامل قرار نمی‌گیرد. ایران هنوز کامل از چالش‌ها عبور نکرده، اما توان داخلی و منطقه‌ای‌اش در مدیریت فشارها بیشتر شده است؛ ارتباط با همسایگان، صادرات به آن‌ها، کم‌رنگ کردن انحصار نفت، سامانه‌های موشکی، نفوذ منطقه‌ای. اینها دست ایران را پرتر کرده تا هزینه بر دشمن تحمیل کند. علاوه بر این، تحریم‌ها دانش دور زدن آن‌ها را به ما داد که بخشی از دانش اقتصادی -سیاسی کشور شده است. چالش اصلی تغییر نکرده، اما ایران از کشور بی‌پناه ۱۳۳۲ به کشوری با ابزارهای متنوع‌تر برای مقاومت رسیده و مذاکره را هم به عنوان ابزار در دست دارد. پایان پیام/#کودتای_۲۸_مرداد #تحریم #رژیم_صهیونیستی #مذاکرات_هسته‌ای #مذاکره #آمریکا #انگلیس #ترامپ #مصدق #پهلوی #ایران_قوی #جنگ
18:56 - 28 مرداد 1404
فرهنگ
تاریخ

4 بازنشر12 واکنش
37٫6k بازدید



2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌عباس مهردار قائم مقامی‌
@abbasmohrdar28 مرداد 1404
در پاسخ به
"دومین پیام برای جامعه ایران این است که دموکراسی بدون پشتوانه مردمی شکننده است."احسنت. در آلمان و اتریش دموکراسی است ولی اکثر مردم دلسرد شده اند و به مسائل سیاسی پشت کرده‌اند

تصویر نمایه‌ی ‌مستند در برابر تاریکی‌
@AgainstDarkness31 مرداد 1404
در پاسخ به
سلام، ممنون میشیم از پویش مطالبه پخش «مستند در برابر تاریکی» در مدارس حمایت کنید تا این محصول که در دل معرفی ورزشکاران به فلسطین‌شناسی می پردازد به دست دانش آموزان برسد👇https://farsnews.ir/AgainstDarkness/1755610608972460692مخصوصا اگر در صفحتون بازنشر کنید که کمک بسیار بزرگیست
پخش مستند در برابر تاریکی در مدارس
مطالبه

پخش مستند در برابر تاریکی در مدارس

مستند «در برابر تاریکی» تولید شبکه مستند بوده که به معرفی اسطوره های ورزشی خارجی حامی فلسطین و ضدصهیونیسم می پردازد. فصل اول این مستند در ۱۳قسمت به معرفی ورزشکاران در رشته های مختلف همچون مارادونا، رونالدو و غیره می پردازد. مشاهده همه قسمت ها در آرشیو شبکه مستند: https://doctv.ir/program/400941

وزیر آموزش و پرورش

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

نمایش گزارش