یک لحظه تفکر کنیم؛ مبادا طعمۀ آماده‌تری برای آمریکا شویم

جامعه‌ای که از درون دچار تفرقه و فرسایش شده باشد، حتی اگر امکانات مادی فراوانی هم داشته باشد، احساس قدرت و آرامش نخواهد کرد. دست خدا با جماعت است. تا وقتی کنار هم هستیم، تا وقتی دل‌هایمان به هم گره خورده است، دشمن نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. خطر آنجاست که انسان از جمع جدا شود؛ چون انسانِ تنها، طعمۀ آماده‌تری برای شیطان خواهد بود.
خبرگزاری فارس‌؛ «يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً * فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ في‌ رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْديهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقيماً» (نساء: ۱۷۴ و ۱۷۵)اى مردم! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم. اما آنان كه به خدا ايمان آوردند و به آن چنگ زدند، به‌زودی خداوند آنان را در رحمت و فضل خود وارد خواهد كرد و در راهى مستقيم، به سوى خودش هدايت مى‌كند.رهبر عزیز انقلاب در پیامشان به مناسبت سالروز افتتاح اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی، بار دیگر بر مسئلۀ «حفظ وحدت و انسجام حول پرچم جمهوری اسلامی و پرهیز از اختلاف‌های فرسایشی داخلی» تأکید فرمودند؛ اما متأسفانه بعضی‌ها تلاش می‌کنند این سخن روشن را صرفاً یک توصیه سیاسیِ محدود به چند جریان خاص جلوه دهند؛ درحالی‌که مسئله، بسیار عمیق‌تر از اختلافات روزمرۀ سیاسی است.
آیه‌ فوق، محور وحدت را به‌روشنی بیان می‌کند. خدای متعال می‌فرماید من برای شما «برهان» و «نور» فرستادم؛ یعنی جامعه را بدون معیار رها نکردم. برهان، یعنی حقیقتی آن‌قدر روشن که چهرۀ حق را سفید و آشکار می‌کند؛ و نور، یعنی چیزی که انسان را در تاریکیِ فتنه‌ها، دچار سرگردانی نمی‌کند. سپس می‌فرماید آنان که به این نور «اعتصام» پیدا کنند، وارد رحمت الهی می‌شوند؛ یعنی نجات جامعه، فقط در ایمان فردی نیست، بلکه در چنگ‌زدنِ جمعی به حقیقت است.نکتۀ مهم اینجاست که نقطۀ مقابل این نور و برهان چیست؟ قرآن خودش پاسخ می‌دهد: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ».یعنی شیطان، قبل از آنکه نان مردم را بگیرد، دل‌ها را از هم می‌گیرد. قبل از آنکه شهرها را ویران کند، رابطه‌ها را ویران می‌کند. قبل از آنکه یک ملت را از بیرون شکست دهد، «ما» بودن را از او می‌گیرد.
امروز دقیقاً در چنین شرایطی زندگی می‌کنیم. در خانه‌ها، کنار هم هستیم اما با هم نیستیم. خانواده‌ای را می‌بینید که دور یک سفره نشسته‌اند، اما هرکس در صفحۀ گوشی خودش غرق شده است؛ چشم‌ها دیگر همدیگر را پیدا نمی‌کنند؛ گفت‌وگوها کوتاه و سرد شده؛ تحمل‌ها پایین آمده و کوچک‌ترین اختلاف، تبدیل به کینه و فاصله می‌شود. این فقط تغییر سبک زندگی نیست؛ این همان عداوت و بغضایی است که قرآن درباره‌اش هشدار داده بود.در فضای مجازی هم انگار انسان روی میدان مین احساسی راه می‌رود؛ هر خبر، هر تحلیل، هر کلیپ و هر شایعه‌ای آماده است تا انسان‌ها را نسبت به هم عصبانی‌تر کند. جامعه‌ای که مدام خشمگین و تحریک‌شده باشد، دیگر فرصت فهمیدن و همدلی پیدا نمی‌کند. آن‌قدر انسان‌ها را درگیر نزاع‌های داخلی می‌کنند که دیگر نه چشمی برای دیدن دشمن باقی بماند و نه توانی برای مقابله با او.
۲ MB
سؤال مهم این است: این برهان‌های روشن الهی که محور وحدت حقیقی‌اند، برای امروزِ ما چیست؟اولاً: خداوند می‌فرماید اگر به دنبال عزت و سربلندی هستید، آن را نزد دشمنان خدا جست‌وجو نکنید: «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً».جامعه‌ای که عزت خود را در تکیه به بیگانگان جست‌وجو کند، آرام‌آرام اعتمادبه‌نفس تاریخی‌اش را از دست می‌دهد و به ملتی مصرف‌کننده و منفعل تبدیل می‌شود. ملتی عزیز می‌ماند تا وقتی که روی پای خودش بایستد و دلش به قدرت الهی و ظرفیت مردمش گرم باشد.ثانیاً: خداوند هشدار می‌دهد: «وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً».دشمن فقط دنبال تغییر محاسبات سیاسی ما نیست؛ او می‌خواهد جامعۀ ما را از درون متلاشی کند. امروز امید دشمنان ما، آمریکا ـ که حضرت امام از آن به شیطان بزرگ تعبیر کردند ـ بیش از جنگ نظامی، به اختلافات داخلی است. آنان فهمیده‌اند راه زمین‌زدن یک ملت، الزاماً حملۀ خارجی نیست؛ کافی است مردم را مقابل هم قرار دهند؛ سلیقه را مقابل سلیقه، نسل را مقابل نسل، مؤمن را مقابل مؤمن.راهبرد امروز دشمن، جنگ نیابتی نیست؛ جنگِ خودی با خودی است.ثالثاً: خداوند می‌فرماید: «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً».بزرگ‌ترین فریب امروز، همین فردگراییِ افسارگسیخته‌ای است که انسان را از «ما» بودن جدا می‌کند. فرهنگی که مدام به انسان می‌گوید: «فقط خودت مهمی». نتیجه‌اش چیست؟ محیط کاری‌ای که در آن موفقیت، نه با اخلاق و همکاری، بلکه با حذف دیگری معنا می‌شود. جامعه‌ای که در آن، هرکس فقط به نجات خودش فکر می‌کند، شاید مدتی منفعت فردی به دست بیاورد، اما آرامش واقعی را از دست خواهد داد.
این چه سرّی است که با وجود این‌همه پیشرفت صنعتی و تکنولوژیک، بشر امروز بیش از همیشه گرفتار اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی شده است؟ چون انسان، بدون اتصال و همدلی، آرام نمی‌گیرد. آرامش واقعی، در تأمین منفعت جمعی و احساسِ «باهم‌بودن» است.رابعاً: خداوند می‌فرماید: «وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ ... فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ».یعنی اگر دشمن پیمان شکست، دچار سستی نشوید. امروز هم مردم ما از دشمنی و بدعهدی دشمن فریبکار آگاه‌اند. مردم میدان، همۀ مسئولان نظام اسلامی را از جنس خود می‌دانند و باور دارند که این عزیزان دغدغۀ خدمت به مردم را دارند؛ اما درعین‌حال، وظیفۀ مردم و نخبگان و رسانه‌هاست که واضحات را فریاد بزنند؛ که نگذارند حقیقت زیر غبار تحلیل‌های انحرافی دفن شود. و این عمل به امر رهبر انقلاب است که فرمودند: «مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه‌ مذاکرات مؤثر است.»وحدت حقیقی، وحدت حول برهان‌های روشن الهی و باورهای اصیل انقلاب است؛ نه وحدت حول سلیقه‌های متغیر سیاسی.خامساً: خداوند می‌فرماید: «فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ».جامعه‌ای که از درون دچار تفرقه و فرسایش شده باشد، حتی اگر امکانات مادی فراوانی هم داشته باشد، احساس قدرت و آرامش نخواهد کرد. دست خدا با جماعت است. تا وقتی کنار هم هستیم، تا وقتی دل‌هایمان به هم گره خورده است، دشمن نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. خطر آنجاست که انسان از جمع جدا شود؛ چون انسانِ تنها، طعمۀ آماده‌تری برای شیطان خواهد بود.
سادساً: خداوند وعده داده است: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً».استقامت فقط در میدان جنگ نیست؛ گاهی استقامت یعنی حفظ همین پیوندهای انسانی در روزگار سختی. یعنی وقتی فشار اقتصادی امان مردم را بریده، هوای همدیگر را داشته باشیم. یعنی درد هم را بفهمیم. یعنی اجازه ندهیم مشکلات اقتصادی، انسان‌ها را مقابل هم قرار دهد.در این میان، نقش زنان و مادران، نقشی بی‌بدیل و تمدن‌ساز است. زن، محور «ماشدن» در خانواده است. اگر کانون خانواده گرم بماند، جامعه هم از فروپاشی عاطفی نجات پیدا می‌کند. دشمن، خوب فهمیده که برای شکستن یک جامعه، باید اول پیوندهای عاطفی و تربیتی آن را سست کند.
و برای حفظ این صفِ به‌هم‌پیوسته، تعاون نیز نباید یک‌طرفه باشد. باید در روابطمان، توانایی و کرامت انسان‌ها را ببینیم. گاهی حتی کمک‌خواستن از یک انسان، شخصیت او را حفظ می‌کند و به او احساس اثرگذاری و هویت می‌دهد. هرچه این پیوندها دوطرفه‌تر و محترمانه‌تر شود، این جامعه به همان «بنیان مرصوص» تبدیل خواهد شد؛ صفی فشرده و خلل‌ناپذیر.امروز، بیش از همیشه، نیازمند بازگشت به همان فرهنگ فراموش‌شدۀ «باهم‌بودن» هستیم. اگر نسبت به این عداوت‌آفرینیِ گسترده بی‌تفاوت بمانیم، اگر برای ترمیم پیوندها و حفظ انسجام اجتماعی اقدام نکنیم، باید بترسیم از روزی که آتش این فتنه، همگان را درگیر کند:«وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً».امروز وظیفۀ ما فقط تحلیل‌کردن نیست؛ ساختن است. باید دوباره «ما» شویم؛ همان «ما»یی که تا وقتی کنار هم ایستاده، هیچ دشمنی توان زمین‌زدنش را ندارد.

سلاح «الله اکبر» و شعار «مرگ بر آمریکا»، ۲ روی یک سکه!

آن سلاحی که در این سال‌ها ما را از گرداب حوادث خارج کرد و بر دشمنان پیروز گرداند، سلاح پرقدرت «الله اکبر» بود. ملت ایران با نفس مسیحایی خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید، از عمق جان باور کرد که همه‌کاره‌ دنیا خداست، نه کدخدا!

نمایش گزارش

بیعت‌هایی که دفن‌ شرافت تاریخیِ یک ملت است

رهبر شهید انقلاب، در آخرین سخنانشان با ادبیاتی عاشورایی فرمودند مسئله‌ آمریکا فقط چند اختلاف سیاسی نیست؛ آن‌ها می‌خواهند ایران را ببلعند و ملت ایران مانع است. درسی که حسین‌بن‌علی(علیه‌السلام) داد: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید.» یعنی بعضی بیعت‌ها، فقط یک امضای سیاسی نیست؛ دفن‌کردنِ شرافت تاریخیِ یک…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

نه ۸۴ شبه ملت به «روحیه‌ انفعال»؛ کشور به «صراحتِ ابراهیمی» نیاز دارد

امروز خطرِ اصلی فقط تهدیدِ دشمن نیست؛ خطرِ بزرگ‌تر، بازگشتِ روحیه‌ انفعال است. اینکه بعد از این همه تجربه و هزینه، دوباره عده‌ای بخواهند کشور را به همان نقطه‌ ترس، تردید و نگاهِ حداقلیِ گذشته برگردانند؛ همان نگاهی که مدام قدرتِ دشمن را بزرگ می‌کند و توانِ مردم را کوچک.

نمایش گزارش

23:17 - 8 خرداد 1405

0 بازدید