سلاح «الله اکبر» و شعار «مرگ بر آمریکا»، ۲ روی یک سکه!
آن سلاحی که در این سالها ما را از گرداب حوادث خارج کرد و بر دشمنان پیروز گرداند، سلاح پرقدرت «الله اکبر» بود. ملت ایران با نفس مسیحایی خمینی کبیر و خامنهای شهید، از عمق جان باور کرد که همهکاره دنیا خداست، نه کدخدا!
خبرگزاری فارس؛ «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا» بیتردید کسانی که گفتند «پروردگار ما خداست» سپس بر این سخن ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که نترسید، اندوهگین نباشید و بشارت باد بر شما.قرآن، پیروزی را به صرفِ ادعا گره نزده است. نگفته هرکس نام خدا را بر زبان آورد، نصرت الهی فوراً به سراغش میآید. گرهِ اصلی، آن «ثُمَّ اسْتَقَامُوا» است؛ همان نقطهای که بسیاری در آن میلغزند. گفتنِ «رَبُّنَا اللَّهُ» آسان است؛ اما نگه داشتنِ آن در میان فشارِ تهدیدها، تطمیعها، جنگ روانی، تحریم، خستگی و جاذبههای دنیا دشوار است. خیلیها اولِ راه با شور و حرارت وارد میدان میشوند، شعار میدهند، فریاد میکشند؛ اما در میانهٔ راه، آرامآرام رنگ عوض میکنند. همان کسی که روزی از مبارزه با استکبار میگفت، یک روز میبینی امیدش را به لبخندِ همان مستکبر گره زده است.
زندگی توحیدی بر محوریتِ عبودیت و بندگی خداوند از یک سو، و نفی دشمنان او از سوی دیگر استوار است. نمیشود خداپرست بود، اما در عمل، نسبت به دستورات و برنامههای دشمنان او ـ که مصداق تام و امروزی آن، آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی است ـ مطیع و فرمانبردار بود.باید از این اندیشه و فکر غلط هجرت کرد؛ شرط هجرت از زندگی مادیِ بدون خدا (یعنی همان دنیای ساختهشده غربی و آمریکایی) به زندگی مادی و معنویِ همراه با خدا (که انقلاب اسلامی ایران شروعکننده آن بود)، دلشستن دائمی از همهی مظاهر زندگی غربی، مخالفت همهجانبه و مستمر با سیاستهای شیطانی آمریکا، توجه ویژه به مستضعفان جهان بهخصوص مردم مظلوم غزه و لبنان، و در نهایت، تلاش برای ساختن ایرانی قوی و پیشرفته است. اگر هر کدام از این اضلاع را نادیده بگیریم، به این حیات معنوی دست نخواهیم یافت؛ مسؤولان کشور یکبار دیگر ۱۰ شرطی را که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای مذاکرات تعیین کردند، از این زاویه ملاحظه کنند.
۵ MB
رهبر شهید انقلاب اسلامی سالها پیش دقیقاً از همین نقطه هشدار داده بودند. ایشان میفرمودند فقط «رَبُّنَا اللَّهُ» گفتن کافی نیست؛ مهم، نگه داشتنِ این حقیقت است. خیلیها ممکن است یک وزنهٔ سنگین را لحظهای بلند کنند، اما نمیتوانند آن را نگه دارند. انسان در اثنای راه، با جاذبههایی روبهرو میشود که آرامآرام نیتش را میساید، کمرنگ میکند و مسیرش را تغییر میدهد؛ تا جایی که ناگهان میبیند قبلهاش عوض شده است. همانهایی که روزی رو به کعبه ایستاده بودند، حالا مقابلِ بتکده سر تعظیم فرود آوردهاند.سلاح «اللهاکبر» دقیقاً در همینجا معنا پیدا میکند. «اللهاکبر» فقط یک ذکرِ زبانی نیست؛ اعلانِ یک حقیقت بزرگ است: اینکه قدرتِ اصلیِ عالم خداست، نه آمریکا؛ نه صهیونیسم؛ نه قدرتهای رسانهای و اقتصادیِ دنیا. و درست از دلِ همین باور است که شعار «مرگ بر آمریکا» متولد میشود. کسی که حقیقتاً باور کرده «اللهاکبر»، دیگر نمیتواند زیر بارِ طاغوت برود. توحید، بدون مرزبندی با طاغوت، ناقص است.«وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» ما در میان هر امتی پیامبری فرستادیم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.
آن سلاحی که در این سالها ما را از گرداب حوادث خارج کرد و بر دشمنان پیروز گرداند، سلاح پرقدرت «الله اکبر» بود. ملت ایران با نفس مسیحایی خمینی کبیر و خامنهای شهید، از عمق جان باور کرد که همهکاره دنیا خداست، نه کدخدا! همین باور، ریشه مبارزه و مخالفت جدی آنان با آمریکا و سیاستهایش در منطقه و جهان شد؛ نتیجه واقعیِ چنین تصمیمی، بازگشت مجدد به سوی خداوند و برنامههای حضرتش برای رسیدن به سعادت بود: «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ» (زمر: ۱۷)«و کسانی که از هر طاغوت سرکش و معبودی جز او دوری گزیدند تا مبادا او را پرستش کنند، و به سوی خدا بازگشتند، بشارت باد بر آنان؛ پس مژده ده بندگان مرا.»
طبق این بیان قرآن، زندگیِ توحیدی فقط عبادت فردی نیست؛ نفیِ طاغوت هم هست. نمیشود دم از خدا زد، اما نسخهٔ سیاسی و فرهنگیِ دشمنان خدا را پذیرفت. نمیشود از ایمان سخن گفت، اما در بزنگاهها، به جای تکیه بر خدا، دل به کدخدا بست. ایمانِ موقت و هیجانی، ملت نمیسازد؛ آنچه تاریخ را تغییر میدهد، استقامت بر ایمان است.رهبر انقلاب اسلامی در پیام تاریخی خود به حجاج بیتالله الحرام فرمودند: «با همین سلاح اللهاکبر بود که ملت ایران رژیم طاغوت را ساقط کرد، دست آمریکای مستکبر را از کشور کوتاه کرد و نفوذ صهیونیسم را قطع نمود.» رازِ این پیروزی فقط در آغازِ قیام نبود؛ در ماندن بر سرِ آن بود. مردم ایران شبها روی پشتبامها «اللهاکبر» میگفتند، اما در حقیقت، داشتند ترس را از دلِ خود بیرون میریختند. همان فریادها بود که ستونهای کاخ پهلوی را لرزاند.با همین سلاح «اللهاکبر» بود که ملت ایران در دفاع مقدس ایستاد. روزهایی بود که به مسئولان کشور میگفتند ایران بیشتر از چند هفته دوام نخواهد آورد؛ نه هواپیمایی در آسمان میماند و نه توان ادامهٔ جنگی باقی خواهد ماند. دنیا یکطرف ایستاده بود و جمهوری اسلامی یکطرف. به رژیم بعث، هواپیما و موشک و اطلاعات میدادند؛ اما جوانِ مؤمنِ این سرزمین، میدان را خالی نکرد. رازِ کار همین بود: «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا». نه سست شدند، نه ضعیف شدند و نه تسلیم.
۹۶۶ KB
همین استقامت بود که بعدها جبههٔ مقاومت را ساخت. چه چیزی جوانِ ایرانی و لبنانی و فلسطینی و یمنی را در کنار هم نگه داشت؟ پول؟ قومیت؟ نژاد؟ نه. رشتهای که این دلها را به هم گره زد، همان حقیقتِ «اللهاکبر» بود. همین باور بود که داعش را زمین زد، هیمنهٔ پوشالیِ رژیم صهیونیستی را شکست و طوفانالاقصی را به نقطهٔ آغازِ فروپاشیِ امنیتِ خیالیِ دشمن تبدیل کرد.اما مسئله فقط جنگِ نظامی نیست. خطرِ اصلی، آنجاست که انسان آرامآرام از درون تهی شود. همانطور که رهبر شهید انقلاب هشدار داده بودند، گاهی انسان با نیتِ خوب وارد میدان میشود، اما در طول مسیر، جاذبههای دنیا او را آرامآرام از حقیقت دور میکند. یک روز نگاه میکند و میبیند راهش عوض شده است. این همان لحظهای است که «بتکده» جای «کعبه» را میگیرد؛ حتی اگر ظاهرِ شعارها هنوز حفظ شده باشد.امروز هم جنگ، جنگِ ارادههاست. مستکبران عالم تلاش میکنند با تحریم، عملیات روانی، رسانه و تهدید، ارادهٔ ملت ایران را خسته کنند. میخواهند مردم احساس کنند راهی جز تسلیم وجود ندارد. همان کاری که فرعون با مؤمنان زمان خود میکرد. اما سنتِ الهی تغییر نکرده است: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ». میخواهند نور خدا را خاموش کنند، اما خدا نور خود را کامل خواهد کرد.
درگیریِ اصلی، درگیریِ تجهیزات نیست؛ درگیریِ ارادههاست. همانطور که حضرت ابراهیم (ع) در برابر تمام وسوسههای شیطان ایستاد و از سختترین امتحان تاریخ عبور کرد، امروز هم جبههٔ حق باید بر سرِ عهد خود بایستد. شیطان همیشه تلاش میکند انسان را خسته کند، بترساند و از ادامهٔ مسیر منصرف سازد؛ اما آنکه بر ایمانش استقامت کند، نصرت الهی را خواهد دید.گاهی انسان دوست دارد همان لحظه که دعا کرد، نتیجه را ببیند؛ اما بسیاری از وعدههای خدا، در دلِ استقامت متولد میشوند. پیروزیِ جبههٔ حق هم همینگونه است. خداوند بسیاری از فتحهای بزرگ را فقط به کسانی عطا میکند که زیر فشار، تغییر جهت ندهند.امروز اگر میخواهیم این ملت، انقلابی و سربلند بماند، باید مراقبه داشته باشیم؛ همان توصیهای که رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید میکردند. انسان اگر مراقبِ دلِ خود نباشد، آرامآرام دامنش به خارهای اطراف میگیرد. جامعه هم همینگونه است. ملتی که مراقبِ نفوذِ فکری و فرهنگیِ دشمن نباشد، ممکن است ظاهرِ استقلال را حفظ کند اما در باطن، به همان دنیای ساختهشدهٔ آمریکا دل ببندد.ما باید به خود ببالیم که در دورانی زندگی میکنیم که انقلاب اسلامی، مسیرِ بازگشتِ دوبارهٔ انسان به حیاتِ توحیدی را پیش روی ملتها گشود. انقلابی که لباسِ ذلتِ وابستگی را از تن مردم بیرون آورد و به آنان آموخت که میتوان بدون تکیه بر مستکبران ایستاد.
امروز هم داستان همان داستانِ دیروز است. شیطان بزرگ میخواهد ارادهٔ خود را بر ملت ایران تحمیل کند؛ اما این ملت، با پشتوانهٔ همان فریادهای «اللهاکبر»، ایستاده است. ما از مسئولان کشور میخواهیم که به پشتوانهٔ این ملتِ استوار، ذرهای از حقوق این مردم عقبنشینی نکنند. ملتی که دههها زیر فشار ایستاده، امروز هم ایستادگی خواهد کرد.«فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ». پس همانگونه که مأمور شدهای استقامت کن، و کسانی هم که با تو به سوی خدا آمدهاند.راهِ ایمان، فقط با شروع کردن شناخته نمیشود؛ با ماندن شناخته میشود. آنکه در گرمای امتحان، دلش تغییر نکند و در میدانِ نبردِ حق و باطل بایستد، همان کسی است که وعدهٔ الهی را خواهد دید: «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا».
رهبر شهید انقلاب، در آخرین سخنانشان با ادبیاتی عاشورایی فرمودند مسئله آمریکا فقط چند اختلاف سیاسی نیست؛ آنها میخواهند ایران را ببلعند و ملت ایران مانع است. درسی که حسینبنعلی(علیهالسلام) داد: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید.» یعنی بعضی بیعتها، فقط یک امضای سیاسی نیست؛ دفنکردنِ شرافت تاریخیِ یک…
نه ۸۴ شبه ملت به «روحیه انفعال»؛ کشور به «صراحتِ ابراهیمی» نیاز دارد
امروز خطرِ اصلی فقط تهدیدِ دشمن نیست؛ خطرِ بزرگتر، بازگشتِ روحیه انفعال است. اینکه بعد از این همه تجربه و هزینه، دوباره عدهای بخواهند کشور را به همان نقطه ترس، تردید و نگاهِ حداقلیِ گذشته برگردانند؛ همان نگاهی که مدام قدرتِ دشمن را بزرگ میکند و توانِ مردم را کوچک.