تصویب فوری طرح سه فوریتی حقوق حاکمیتی ایران در تنگه هرمز در مجلس
مطالبه
تصویب فوری طرح سه فوریتی حقوق حاکمیتی ایران در تنگه هرمز در مجلس
مجلس در راس امور است و مجرای جاری شدن جمهوریت در حکمرانی کشور.
در شرایط خطیری که جمهوری اسلامی در آن قرار دارد، ما مردم انتظار داریم که با گذشت بیش از ۴۳ روز از جنگ تحمیلی که ملت ایران زیر باران و برف و موشک مطالبات خود را در میدان فریاد می زنند، این مطالبات از طریق مجلس به صورت قانونی دربیاید.
مطالبه ما تصویب هر چه سریعتر طرح «اعمال حقوق حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز» و تعیین تکلیف طرح «خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای» است. مطرح شدن این دو طرح و تجمیع امضای نمایندگان گرچه کاری ضروری بوده که تا به حال انجام شده اما به هیچ عنوان کافی نیست و ما مردم منتظر تصویب فوری این دو طرح می باشیم.
بدیهی است که تصویب این طرح ها میتواند ضامن دست برتر ایران را در مذاکرات باشد و آمریکا را از زیاده خواهی در مورد حق مسلم هسته ای ایران و مدیریت تنگه هرمز ناامیدتر از پیش نماید.
ما مردم نگران امنیت نمایندگان خود در مجلس هستیم اما همچنان که مجلس خبرگان در خطرناک ترین شرایط وظیفه خود را به بهترین نحو انجام داد، تأخیر در اجرای وظایف مجلس شورای اسلامی آن هم در زمانیکه نظام اسلامی در سخت ترین شرایط قرار دارد، به هیچ عنوان از طرف ملت ایران پذیرفته شده نیست.
امید است که تشکیل جلسات مجلس با تمهیدات امنیتی لازم در کوتاه ترین زمان ممکن انجام شود.
در خط مقدم ارتباطات، ایرانسل و تصمیمی که می تواند به خاموشی صدای وفادارترین نیروهایش بینجامد
مطالبه
از خط ایرانسل تا خط زندگی؛ روایت تغییر قرارداد کارمندان ایرانسل
در خط مقدم ارتباطات، ایرانسل و تصمیمی که می تواند به خاموشی صدای وفادارترین نیروهایش بینجامد
در روزگاری که کشور با فشارهای اقتصادی، محدودیتهای بین المللی و شرایط جنگی در بخش های مختلف مواجه است، انتظار از شرکت های بزرگ ملی، نه تنها رشد اقتصادی، که رفتار مسئولانه و حمایتی با نیروی انسانی است، آن سرمایه های انسانی که سال ها بی وقفه پشت خطوط پاسخگویی و پشتیبانی، صدای کشور را زنده نگه داشتهاند.
اما خبرها از تصمیم ایرانسل برای تغییر مدل همکاری با کارمندان بخش ارتباط با مشتریان، از استخدام مستقیم به پیمانکاری یا واگذاری به شرکت های زیرمجموعه، نگرانی عمیقی در میان کارکنان و فعالان حوزه ارتباطات ایجاد کرده است.
این تصمیم در فضایی طرح شده که دولت و حاکمیت دقیقاً در مسیر رسمی سازی نیروهای پیمانی و قراردادی قدم گذاشتهاند، یعنی در زمانی که سیاست های کلان کشور بر تثبیت و امنیت شغلی کارکنان تاکید دارد، یکی از بزرگترین شرکت های فناوری ارتباطی تصمیمی خلاف جهت این مسیر را اتخاذ کرده است.
همکاران ارتباط با مشتریان ایرانسل تنها کارمندان عادی نیستند، آنها نیروهایی هستند که در تمامی بحران ها و شرایط خاص، حتی پیش از آنکه مدیریت تصمیم بگیرد، وظیفه خود را درک کردهاند:
از ایام کرونا که تماس های مردمی چندین برابر شد، تا دوره های فشرده پروژه های ملی، و حتی جنگ های ۱۲ روزه و جنگ رمضان که کشور در اوج اضطراب اقتصادی و فکری بود، این نیروها با از خودگذشتگی، همدلی و احساس مسئولیت، پشت خط ماندند و در تمامی قسمت ها پیگیر و دغدغه مند حل مشکلات مشترکان بودند تا ارتباط قطع نشود، نه فقط ارتباط مردمی، بلکه "اعتماد ملی".
تصمیم امروز، اگر بدون توجه به این پیشینه و زحمات اتخاذ شود، می تواند پیام خطرناکی برای اعتماد داخلی کارکنان و حتی دیدگاه بیرونی مشتریان داشته باشد، پیمانکاری نیروهای ثابت پشتیبانی، در عمل به معنای برون سپاری امنیت شغلی، کاهش انگیزه انسانی و در نهایت، تضعیف رابطه میان برند و مردم است.
در شرایطی که همه برای حفظ انسجام ملی و آرامش اجتماعی تلاش میکنند، نه تنها درست نیست از بار مسئولیت کاسته شود، بلکه بجاست در مسیر تثبیت جایگاه و شأن نیروی انسانی، پیشگام باقی بمانیم.
ما در این پویش از مدیریت محترم ایرانسل و نهادهای بالادستی و نظارتی، دولت و مجلس شورای اسلامی در جایگاه سیاستگذار، قوه قضائیه به عنوان حافظ صیانت از حقوق کار، و رسانه های متعهد دعوت می کنیم تا با مداخلهای پیشگیرانه، این تصمیم را در ترازوی واقعیت های دشوار اقتصادی، الزامات امنیت شغلی و انصاف سازمانی قرار دهند و اجازه ندهند در شرایط حساس کنونی، سرمایه های انسانی یک مجموعه ملی دچار تزلزل شوند.
ایرانسل، یادمان نرود:
در تمام آن بحران ها، این نیروهای پاسخگو بودند که برای شرکت ماندهاند.
شاید وقت آن رسیده است شرکت نیز برای آن ها بماند.
ایرانسل، مدیرعامل ایرانسل، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، هيئت دولت، قوه قضائیه، وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی، رسانه ها و خبرگزاری ها، سازمان بازرسی کل کشور