4 اردیبهشت 1405
درخواست صیانت از منزلت اعضای هیات علمی و لزوم تنویر افکار عمومی
مطالبه

درخواست صیانت از منزلت اعضای هیات علمی و لزوم تنویر افکار عمومی

خلاصه ای از وضعیت موجود: ۱-حقوق اساتید و اعضای هیات علمی مراکز پژوهشی طی یک دهه گذشته به دلیل افزایش حقوق ها به صورت پلکانی، تورم ایجادی و کسری در بودجه های تنظیمی توسط سازمان و برنامه و بودجه کاهش چشمگیری داشته، بطوریکه حقوق استادیار تازه کار در محدوده 30 میلیون تومان است و حقوق یک استاد تمام با 30 سال سابقه به زحمت به 70 میلیون تومان می رسد. این در حالی است که اعضای هیات علمی طبق قانون مشمول دریافت پاداش، اضافه کار و بهره وری و.. همچون سایر کارمندان دولت نیستند. لذا همواره فیش حقوقی کمتر از حکم کارگزینی ایشان است. 2-عدم اطلاع رسانی نادرست به بدنه دانشگاهی و کارکنان خدوم دولت باعث ایجاد برداشت ناصحیح از واژگان معلم استادیار، معلم استاد و .. شده که در اسرع وقت باید اصلاح گردند. 3-اصولا واژه افزایش حقوق زمانی صحیح است که رشد حقوق بیشتر از تورم اعلامی باشد، حال اینکه در برابر تورم های مزمن حداقل پنج سال اخیر حقوق کلیه کارکنان دولت بیش از 200 درصد کاهش یافته است. لذا ترمیم حقوق را نباید با افزایش حقوق اشتباه گرفت. 4-اساتید دانشگاه معمولا در سنی استخدام می شوند که بسیاری از کارمندان دولت دارای حداقل 15 تا 20 سال سابقه هستند. در بسیاری از فراخوانهای جذب هیات علمی بعضا از میان 100 نفر دارای دکتری تخصصی تنها یک نفر با بالاترین مدارج علمی و تخصصی جذب می گردد، هرچند اخذ مدرک دکتری و شرکت در فراخوانهای جذب هیات علمی برای همه کارکنان دولت و ... میسر و آزاد است. شرح مبسوط: همانگونه که مستحضرید شورای عالی انقلاب فرهنگی در نهصد و نوزدهمین جلسه خود در مورخه ۱۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ ماده واحده «الزام پشتیبانی از فعالیت­‌های علمی و تحقیقاتی اعضای هیأت علمی دانشگاه­‌ها» را به هیئت وزیران، سازمان برنامه و بودجه و وزارتین علوم و بهداشت مبنی بر الزام به تصویب برنامه ها و آیین نامه های اجرایی لازم جهت ارتقاء منزلت و معیشت اعضای هیأت علمی ابلاغ نمود و از دستگاه های مذکور خواست تا گزارش اجرای این مصوبه را به صورت سالانه به شورا ارائه نمایند. در همین راستا پیگیری‌های وزرای محترم علوم و بهداشت و مساعدت مسئولین محترم دولت، منتج به تشکیل جلسه شورای حقوق و دستمزد در مورخه ۱۸ اسفند ماه گردید و مقرر شد تا ضریب ثابت حقوق مرتبه و پایه و عدد مبنای آن تغییر نماید که از تاریخ اول بهمن ماه سال ۱۴۰۴ به طور متوسط، ۶۰ درصد به دریافتی اعضای هیئت علمی افزود. همانگونه که مستحضرید برابر ماده (۶) قانون نظام رتبه‌بندی معلمان، فوق‌العاده‌ای تحت عنوان فوق‌العاده رتبه‌بندی در احکام کارگزینی معلمان تعیین شد که فوق‌العاده مذکور، درصد مشخصی از مجموع امتیازات «حق شغل» و «حق شاغل» و «فوق‌العاده شغل» معلمان عزیز است و افزایش یا کاهش آن ارتباطی با فوق‌العاده‌های اعضای هیئت علمی ندارد، طبیعتا اینکه در زمان تصویب قانون مذکور، دریافتی معلمین عزیز معادل چند درصد یک عضو هیئت علمی بوده است ارتباط معناداری با این فوق‌العاده نداشته، چرا که اولا فرمول مذکور ارتباطی با فرمول حقوق اعضای هیئت علمی ندارد و ثانیا مراتب علمی و پایه‌های متفاوت هر یک از اعضای هیئت علمی امکان چنین مقایسه‌ای را فراهم نمی‌کند. متاسفانه استفاده از عناوین استاد معلم، دانشیار معلم، استادیار معلم و... برای معلمان عزیز، این برداشت غلط را در بین عموم ایجاد نموده که حقوق این عزیزان بایستی با مراتب دانشگاهی متناظر باشد در صورتی که اهل فن به روشنی مبنای محاسبه حقوق و مزایای این دو قشر را می‌دانند. نکته بعدی استناد به ماده (۸) قانون نظام هماهنگ پرداخت مصوب سال ۱۳۷۰ مجلس شورای اسلامی است که اشعار می‌دارد حقوق و فوق‌العاده شغل دارندگان مدارک دکتری و فوق‌لیسانس که در واحدهای آموزشی و تحقیقاتی دستگاه‌های مشمول این قانون اشتغال به کار دارند، نباید از هشتاد درصد (۸۰%) مجموع حقوق و فوق‌العاده شغل کارکنان مشابه مشمول قانون اعضای هیئت‌علمی دانشگاهها کمتر باشد. همانگونه که صراحتا در این مقرره آمده است، این ماده بر تناسب حقوق و فوق‌العاده شغل کارکنان دارای مدرک کارشناسی‌ارشد و دکتری شاغل در مراکز آموزشی و پژوهشی با اعضای هیئت علمی اشاره دارد و چنانچه قرار باشد ملاک عمل قرار بگیرد دریافتی فعلی این عزیزان را بسیار کمتر از دریافتی فعلی خواهد نمود، چرا که متن صریح قانون صرفا به حقوق و فوق‌العاده شغل اشاره داشته است. لذا از مسئولین محترم تقاضا می گردد ۱-استفاده از عبارتهایی نظیر استادیار معلم و... که به ظاهر باعث سو برداشت از قوانین جاری گشته است اصلاح و حذف گردد. 2-دوره های آموزشی و یا اطلاع رسانی صحیح از قوانین و مقررات برای کلیه کارکنان در دستور جدی قرار گیرد و با کارکنانی که در پی ضربه به جایگاه هیات علمی هستند برخورد قاطع صورت پذیرد.

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری کشور، آموزش و پرورش، دولت و وزارت بهداشت، هیات علمی، دولت سازمان برنامه و بودجه

حمایت شد ،به امید موفقت شمالطفا از پویش ما کارمندان مظلوم شرکت ایرانسل هم حمایت کنیدباتشکرhttps://farsnews.ir/Irancell_old_staff_1405/1777198438466309981
در خط مقدم ارتباطات، ایرانسل و تصمیمی که می‌ تواند به خاموشی صدای وفادارترین نیروهایش بینجامد
مطالبه

از خط ایرانسل تا خط زندگی؛ روایت تغییر قرارداد کارمندان ایرانسل

در خط مقدم ارتباطات، ایرانسل و تصمیمی که می‌ تواند به خاموشی صدای وفادارترین نیروهایش بینجامد در روزگاری که کشور با فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های بین ‌المللی و شرایط جنگی در بخش‌ های مختلف مواجه است، انتظار از شرکت‌ های بزرگ ملی، نه تنها رشد اقتصادی، که رفتار مسئولانه و حمایتی با نیروی انسانی است، آن سرمایه‌ های انسانی که سال ‌ها بی‌ وقفه پشت خطوط پاسخگویی و پشتیبانی، صدای کشور را زنده نگه داشته‌اند. اما خبرها از تصمیم ایرانسل برای تغییر مدل همکاری با کارمندان بخش ارتباط با مشتریان، از استخدام مستقیم به پیمانکاری یا واگذاری به شرکت‌ های زیرمجموعه، نگرانی عمیقی در میان کارکنان و فعالان حوزه ارتباطات ایجاد کرده است. این تصمیم در فضایی طرح شده که دولت و حاکمیت دقیقاً در مسیر رسمی ‌سازی نیروهای پیمانی و قراردادی قدم گذاشته‌اند، یعنی در زمانی که سیاست‌ های کلان کشور بر تثبیت و امنیت شغلی کارکنان تاکید دارد، یکی از بزرگترین شرکت ‌های فناوری ارتباطی تصمیمی خلاف جهت این مسیر را اتخاذ کرده است. همکاران ارتباط با مشتریان ایرانسل تنها کارمندان عادی نیستند، آن‌ها نیروهایی هستند که در تمامی بحران ‌ها و شرایط خاص، حتی پیش از آنکه مدیریت تصمیم بگیرد، وظیفه خود را درک کرده‌اند: از ایام کرونا که تماس‌ های مردمی چندین برابر شد، تا دوره‌ های فشرده پروژه‌ های ملی، و حتی جنگ ‌های ۱۲ روزه و جنگ رمضان که کشور در اوج اضطراب اقتصادی و فکری بود، این نیروها با از خودگذشتگی، همدلی و احساس مسئولیت، پشت خط ماندند و در تمامی قسمت ها پیگیر و دغدغه مند حل مشکلات مشترکان بودند تا ارتباط قطع نشود، نه فقط ارتباط مردمی، بلکه "اعتماد ملی". تصمیم امروز، اگر بدون توجه به این پیشینه و زحمات اتخاذ شود، می ‌تواند پیام خطرناکی برای اعتماد داخلی کارکنان و حتی دیدگاه بیرونی مشتریان داشته باشد، پیمانکاری نیروهای ثابت پشتیبانی، در عمل به معنای برون ‌سپاری امنیت شغلی، کاهش انگیزه انسانی و در نهایت، تضعیف رابطه میان برند و مردم است. در شرایطی که همه برای حفظ انسجام ملی و آرامش اجتماعی تلاش می‌کنند، نه تنها درست نیست از بار مسئولیت کاسته شود، بلکه بجاست در مسیر تثبیت جایگاه و شأن نیروی انسانی، پیشگام باقی بمانیم. ما در این پویش از مدیریت محترم ایرانسل و نهادهای بالادستی و نظارتی، دولت و مجلس شورای اسلامی در جایگاه سیاست‌گذار، قوه قضائیه به عنوان حافظ صیانت از حقوق کار، و رسانه‌ های متعهد دعوت می ‌کنیم تا با مداخله‌ای پیشگیرانه، این تصمیم را در ترازوی واقعیت‌ های دشوار اقتصادی، الزامات امنیت شغلی و انصاف سازمانی قرار دهند و اجازه ندهند در شرایط حساس کنونی، سرمایه ‌های انسانی یک مجموعه ملی دچار تزلزل شوند. ایرانسل، یادمان نرود: در تمام آن بحران ‌ها، این نیروهای پاسخگو بودند که برای شرکت مانده‌اند. شاید وقت آن رسیده است شرکت نیز برای آن‌ ها بماند.

ایرانسل، مدیرعامل ایرانسل، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، هيئت دولت، قوه قضائیه، وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی، رسانه ها و خبرگزاری ها، سازمان بازرسی کل کشور

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه
20:48 - 7 اردیبهشت 1405

1 واکنش
277 بازدید