
iriترنم پاسخ داد
@maryamsharifi16 تیر 1405از رمی جمرات تا فتح خیبر؛ این تشییع رهبر شهید نیست!
حالا دیگر خودروی حامل پیکرهای مطهر رهبر شهید و خانواده شهیدشان روبهروی ماست. شدهایم شبیه خوابزدهها. بیداریم اما آنچه پیش چشمهایمان میبینیم را باور نداریم. دختر جوانی با رمقهای آخرش زیر لب زمزمه میکند: «آقا ما خیلی راه اومدیم تا اینجا. خیلی منتظر شدیم تا شما برسید. میشه سر پل صراط و دم درِ ب…نمایش بیشتر
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi8 تیر 1405تفاهم نامه باید «تفهیم نامه» باشد
وظیفه ما در مقابل خون شهدای دنا و کودکان میناب چیست؟ اصلیترین کار این است که در سطح بینالمللی اجازه ندهیم این جنایات به فراموشی سپرده شود. مثلا وقتی دوستان میروند سر میز مذاکره مینشینند، از موضع قدرت مذاکره کنند. یعنی اگر میان ما و آمریکا تفاهمنامهای هم امضا میشود، این تفاهمنامه درواقع باید …نمایش بیشتر
@user17091016375328118369 تیر 1405در پاسخ به"سید علی گفت: اگر ایران با شهادت من، برقرار و مقتدر میماند، پس ای کودککشها! و ای حرملهها و شمرهای زمان! این شما و این بدن من..."آخرش هم، آقا فدای ما شد...
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi27 خرداد 1405آمریکا، «نَفَس» را از این شهدا گرفت
داخل تونل، همهچیز سر جایش بود. همه افراد حاضر در آنجا هم در ظاهر، سالم بودند. با این حال، هیچکس از موفقیت عملیات آواربرداری خوشحال نشد. این، آخرین دیدار با 42 قهرمان هوافضا بود که بمب آمریکایی، «نَفَس» را از آنها گرفته بود...
@user170910163753281183627 خرداد 1405در پاسخ بهچقدر تلخ...روح همه این شهدا شاد باشه انشاالله.خدا کنه ما و مسئولان، قدر خون شهدا رو بدونیم.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi22 خرداد 1405درجه مال آبگرمکنه، من نگهبان وطنم
نگاهم که به کلاه جدیدش افتاد، گفتم: اِ... روی نقاب کلاههای قبلی، این طرح گندم نبود. چرا این طرح رو زدن؟ آقا مجید که میخواست این بار هم با یک جواب سر بالا قضیه را ختم کند، گفت: لابد برای قشنگی. اما پدرم با سابقه یک عمر نظامیگری، گفت: نخیر! این طرح کلاه رو برای فرماندهان ارشد میزنن. با تعجب به آقا…نمایش بیشتر
@user170910163753281183622 خرداد 1405در پاسخ بهخوش به حال آقا مجید شعبانی و همه شهدایی که در دو جنگ اخیر، برنده شدن...
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi15 خرداد 1405گشت و گذار در حرم امام با چاشنی کرایه یک میلیون تومانی!
چشمم که به شال سبز پدربزرگ میافتد،میگویم: حاج آقا! مگه الان شما نباید منزل باشید و از مهمانانی که برای تبریک عید غدیر میآیند پذیرایی کنید؟ گل از گل پدربزرگ میشکفد و با آن لهجه شیرین آذریاش میگوید: «درسته. من الان باید خانه میبودم و بچهها و نوههایم میآمدند عیددیدنی. اما به نظرم، حضور در مر…نمایش بیشتر
@user170910163753281183616 خرداد 1405در پاسخ به"امام خمینی، خیلی به گردن ما حق دارد. خیلی برای ما زحمت کشید"...
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi14 خرداد 1405آقا روحالله به روایت پسردایی| در دیدار خصوصی خمینیها با امام چه گذشت؟
همراه گروه ۴۰۰نفری که از خمین آمده بودند، روز ۱۲بهمن، تأمین امنیت محدوده خیابان کریم خان تا حدود میدان راهآهن را تامین کردیم. روزهای بعد هم، خدماتمان در مدرسه رفاه ادامه داشت اما... خدمت امام پیغام فرستادم که بعد از سالها تبعید و دوری، این دیدارهای عمومی در میان سیل جمعیت، برای همشهریان، راضیکنن…نمایش بیشتر
@user170910163753281183614 خرداد 1405در پاسخ بهبعد از ۴۷ سال از پیروزی انقلاب، ما چقدر از امام خمینی کم میدونیم...روح امام، شاد...
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi11 خرداد 1405امام حسین(ع) گفت: خونخواه «آرمان» و «روحالله»، من هستم
شهید آرمان و شهید روحالله، رفته بودند محضر امام حسین(ع). امام حسین(ع) وقتی این دو شهید را دیدند، از ناراحتی سرشان را پایین انداختند. میخواستند چیزی از آنها بپرسند اما این کار را نکردند و فُطرُس که کنار ایشان ایستاده بود، شروع به صحبت کرد...فطرس از طرف امام حسین(ع) از شهید علیوردی و شهید عجمیان پر…نمایش بیشتر
@user170910163753281183611 خرداد 1405در پاسخ بهقلب ما هم به درد اومده اما شک نداریم خون شهید می جوشه و دودمان ظالمان رو به باد میده.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi9 خرداد 1405پرچمداری با قرآن اهدایی رهبر شهید
«آن اوایل، یکی از خادمان پرچم، افرادی که برای پرچمداری به چهارراه میآمدند را با یک هدیه خاص، غافلگیر میکرد. او انگشتری که از رهبر شهید هدیه گرفته بود را در آن یک ساعت به آنها امانت میداد. اینطور بود که تعدادی از همشهریان، توفیق پیدا کردند با انگشتری که آقا با آن نماز خوانده بودند، پرچمداری کردند.…نمایش بیشتر
@user17091016375328118369 خرداد 1405در پاسخ بهما نه تنها نوبتی پای این پرچم میایستیم بلکه نوبتی پای این پرچم، جان میدهیم.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi3 خرداد 1405چرا امام گفت «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؟
«خرمشهر را خدا آزاد کرد»، یک شعار تبلیغاتی نبود. این برای ما، تحقق وعده خدا در قرآن بود. خدا خودش به ما وعده داده بود که من ته دل دشمنانتان را خالی میکنم و آنها بهراحتی تسلیم میشوند. این فقط مختص آن روز نبود ها. خدای سوم خرداد 61، خدای امروز هم هست. شاهدش، پیروزیهای بزرگی که در جنگ رمضان به دس…نمایش بیشتر
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi30 اردیبهشت 1405کارکرد ویژه پرچم در دیدارهای استانی شهید رئیسی چه بود؟
هیچوقت راضی نشد برای سید علی و نظام جمهوری اسلامی، هزینه بسازد؛ حتی به قدر چند جمله در دفاع از حقانیت خودش. سید ابراهیم شهید، یکی از صادقترینها بود. یکی از همانها که پاداش یک عمر جهاد و خدمت بیریایش را با پیشمرگی مقتدایش گرفت. یکی از همان سربازان خوشبختی که نه در حرف، بلکه در عمل، جانفدای رهبرش…نمایش بیشتر
@user170910163753281183630 اردیبهشت 1405در پاسخ بهچقدر جاشون خالیه. هم رهبر شهیدمون، هم شهید رئیسی. با شهدای کربلا محشور باشن انشاالله.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi29 اردیبهشت 1405لرزاده ساخت، خامنهای شهید محافظت کرد، خامنهای جوان ارتقا داد
درست در شرایطی که بعد از هشتاد روز از شهادت حضرت آیتالله سید علی خامنهای، به ایام بزرگداشت فردوسی رسیده بودیم و همه با دریغ و افسوس داشتند از جای خالی رهبری میگفتند که نسبت به زبان و ادبیات فارسی، دغدغهمندترین بود، انتشار پیامی از آیتالله سید مجتبی خامنهای به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم…نمایش بیشتر
@user170910163753281183629 اردیبهشت 1405در پاسخ بههم قصه ساخت مقبره فردوسی، جالب بود و هم یادآوری علاقه و دغدغه رهبر شهیدمون به فرهنگ ایران و زبان فارسی، بجا بود.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi23 اردیبهشت 1405جوانان گمنامی که روی قطعات موشکهای ایران، یادگاری مینویسند
میدانستیم آن پرههایی که با آنهمه دقت و ظرافت روی آن قطعه آلومینیومی کار میکنیم و اسمهایمان را با عشق رویش مینویسیم، همان اول کار پرتاب موشک، ذوب میشود. با این حال، دلمان میخواست اسممان روی آن قطعه باشد. کیف میکردیم که همان قطعه کوچک که برای عملکرد موفق موشکهای ایران ضروری است را ما داریم م…نمایش بیشتر
@user170910163753281183623 اردیبهشت 1405در پاسخ بهواقعا سوخت موشک های ما، عشق بود؛ عشق بچه های هوافضا و مردم به وطن عزیزمون.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi21 اردیبهشت 1405گلبرگهایی که به «ماکان» جان دوباره داد
چهره ماکان که به مدد گلبرگها و رنگها آرامآرام روی بوم جان میگرفت، تپش قلبش تندتر میشد. کار که به نقطه پایانی رسید، نه در مقام استاد نقاش که در مقام پدر، دستهایش لرزید. مردد بود در چسباندن آخرین گلبرگ روی بوم. دلش پیش دل پدر و مادری بود که حتی به اندازه همین گلبرگ گل هم، نشانهای از پسر کوچولوی…نمایش بیشتر
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi15 اردیبهشت 1405وقتی ۲۸ هزار اثر انگشت، به مظلومیت «ماکان» شهادت داد
به خاطر لطافت ماکان و ماکانها در مدرسه شجره طیبه میناب، دلم میخواست چهره او را با نصب گلبرگهای گل و با استفاده از تكنیك تكهچسبانی(كلاژ) روی بوم نقش بزنم اما برای اینکه دوست داشتم تعداد زیادی از مردم شهرم در خلق این تابلو سهیم باشند، رفتم سراغ تکنیک اثر انگشت. در نهایت، ۲۸هزار اثر انگشت روی تابلو…نمایش بیشتر
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi9 اردیبهشت 1405از کشیک خادمی حرم تا کشیک سربازی پرچم
بعد از اعلام آتشبس،سیل تماسهای مردم شروع شد. خانمی از تهران تماس گرفته بود و با گریه میگفت:شما رو به امام رضا(ع) قسم میدم این پرچم رو نگه دارید. خانم دیگری میگفت:اگه کسی نیست پای پرچم بایسته، تا ۱۲ ساعت روی من و بچههام حساب کنید. فقط نگذارید این پرچم جمع بشه...در جواب عزیزان گفتیم:تا وقتی که …نمایش بیشتر
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi6 اردیبهشت 1405راز خادمی شهید «کمال خرازی» در «خانه سیدها» چه بود؟
نقل است که آسید مهدی خرازی، پسرانش را اینطور دعا کرد که یکی از آنها روحانی شود، دیگری اهل سیاست، یکی هم پزشکی حاذق و آن دیگری، مرد بازار و تجارت. و همان شد که پدر صاحبنفس از خدا خواسته بود. از همه عاقبتبخیرتر هم، پسری شد که پا به عرصه سیاست گذاشته بود؛ «سید کمال خرازی» که با لباس شهادت به دیدار پد…نمایش بیشتر
@user17091016375328118367 اردیبهشت 1405در پاسخ بهروح شهید خرازی و همسرشون شاد باشه انشاالله. قصه خانه سیدها قشنگ بود.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi2 اردیبهشت 1405روزی که شیطان بزرگ، کینه «دنا» را به دل گرفت
همینکه در بندر ریودوژانیرو برزیل پهلوگیری کردیم، شرکت معروف و باسابقهای که قرار بود امور اداری ما را در بندر انجام دهد، جا زد و گفت:آمریکا اخطار داده که اگر ارتباطتان را با کشتیهای ایرانی قطع نکنید، تحریمتان میکنیم...نگرانی ما خیلی زود رفع شد چون شرکتی که سفارت جایگزین کرد، کارها را بهخوبی انج…نمایش بیشتر
@user17091016375328118362 اردیبهشت 1405در پاسخ بهدرود بر قهرمانان نیروی دریایی و سلام بر شهدای عزیز ناو دنا.امیدوارم به زودی انتقام خون این شهدای مظلوم رو بگیریم.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi27 فروردین 1405این روزها تولید پرچم، سختترین کار در ایران است!
«خیلیها فکر میکنند کار و بار فعالان صنف پرچم، حسابی سکه شده اما این روزها تولید پرچم، یکی از سختترین کارها در ایران است چون بعد از بمباران کارخانههای پتروشیمی، ما برای تهیه نخ و پارچه و حتی دسته پلاستیکی پرچم، دچار مشکل شدهایم.» اینها را یکی از کسبه پاساژ مهستان میگوید...
@user170910163753281183628 فروردین 1405در پاسخ بهای در رگانم خون وطنای پرچمت ما را کفندم همه اونایی که این پرچم مقدس رو بالا نگه داشتن، گرم...
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi19 فروردین 1405روایت تکاور کلاه سبز ارتش از آزادی خرمشهر تا آزادی تنگه هرمز
خیلیها از موضوع آتشبس، ناراضیاند اما این به معنای عدم موفقیت ما در جنگ رمضان نیست. به ماجرای تنگه هرمز نگاه کنید؛ ترامپ نهتنها نتوانست به اهدافی که کلی دربارهاش لاف زده بود، برسد بلکه باعث شد ما مدیریت تنگه هرمز را هم به دست گرفتیم و در نتیجه آن، تحریمهای ظالمانهای که در تمام این سالها علیه …نمایش بیشتر
@user170910163753281183620 فروردین 1405در پاسخ بهموافقم. هم باید دستاوردهای مهم خودمون در این جنگ رو ببینیم و هم با هوشیاری، مذاکره کنیم و اگر امریکا بدعهدی کرد، برگردیم به میدان جنگ.
ترنم پاسخ داد
@maryamsharifi18 فروردین 1405۲ واحد درس عزت ملی از طرف دختر ایرانی
«آقای ظریف! تا حالا به این موضوع فکر کردهاید که یک روز ما در مسجدالاقصی نماز بخوانیم؟ تا حالا به این موضوع فکر کردید که پراقتدار و بدون لکنت بگویید مرگ بر قاتل سید علی خامنهای، مرگ بر قاتل بچههای میناب، مرگ بر آمریکا و اسرائیل؟»