5 بهمن 1404

روایت تکان‌دهنده از شب تلخ اورژانسی‌ها در قرچک

«من و همکارم را با سنگ به رگبار بستند و با تیزبر به ما حمله‌ور شدند. به قدری سلاح سردشان تیز بود که ما در صحنه متوجه ضربه تیزی که به ما زدند، نشدیم.» این را کارشناس اورژانسی می‌گوید که برای نجات یک زخمی در ۱۸ دی‌ماه در صحنه حادثه حاضر شده بود.
تصویر نمایه‌ی ‌RedSunset‌
@RedSunset5 بهمن 1404
در پاسخ به
من دچار خفقانم خفقانمن به تنگ آمده ام از همه چیزبگذارید هواری بزنمآی...با شما هستماین درها را باز کنیدمی خواهم فریاد بلندی بکشمکه صدایم به شما هم برسد
صدا برن ببینم صدات میرسه به دشمنان این خاک
22:55 - 5 بهمن 1404

3 واکنش
109 بازدید