از علم غیب تا تکلیفمداری؛ بازخوانی منطق حرکت امام حسین (علیهالسلام) ــ قسمت اول
✍️سید سجاد خشنودی مقدمهدر میان انبوه پرسشهایی که درباره نهضت عاشورا مطرح شده، شاید هیچیک به اندازه نسبت علم امام به شهادت با تکلیف به قیام چالشبرانگیز و در عین حال سرنوشتساز نبوده است. پرسشی که از یک سو، ریشه در عمیقترین لایههای کلام امامیه دارد و از سوی دیگر، به نحوه مواجهه ما با مفهوم تکلیف در شرایط دشوار و مبهم امروز گره میخورد. روایات متعددی حاکی از آگاهی تفصیلی امام حسین (ع) از سرانجام حرکت خویش است؛ از جمله خطبه آتشین آن حضرت در مکه پیش از حرکت به سوی عراق که فرمودند: برای من قتلگاهی معیّن گردیده است که در آنجا فرود خواهم آمد. همچنین در منزل قصر بنی مقاتل در مسیر کربلا، امام در خواب دید که سوارهای ندا داد که کاروان به سوی مرگ میشتابد و فرزندشان علی اکبر (ع) با آگاهی از این معنا، از پدر پرسید آیا ما بر حق نیستیم؟ که امام پاسخ مثبت دادند و شهادت را بر مرگ عادی ترجیح نهادند.
این آگاهی پیشین، برای بسیاری از مؤمنان، مایه آرامش و یقین است. اما برای برخی دیگر، پرسشهایی جدی پدید آورده است؛ پرسشهایی درباره نسبت این علم با اختیار، جبر، تکلیف و حتی آیه عدم هلاکت. آیا امام با آگاهی از شهادت، محکوم به سرنوشتی از پیش تعیین شده بود؟ آیا این علم، حرکت او را از یک انتخاب آزادانه به یک اجبار الهی تبدیل نمیکند؟ و مهمتر اینکه، اگر امام میدانست که قیام او به پیروزی نظامی منجر نخواهد شد، دیگر چه معنایی برای تکلیف در عصر ما باقی میماند؟ در روزگاری که بسیاری از کنشگران اجتماعی و سیاسی، به بهانه نامعلوم بودن نتایج، از میدان تکلیف فرار میکنند، بازخوانی این منطق حسینی، میتواند چراغ راهی روشن برای تکلیفشناسی در شرایط ابهام باشد.این نوشتار درصدد است تا با تکیه بر منابع معتبر تاریخی و کلامی همچون بحارالأنوار علامه مجلسی، ارشاد شیخ مفید، لهوف سید بن طاووس، تفسیر المیزان علامه طباطبایی و آثار شهید مطهری، نشان دهد که آگاهی امام از شهادت، نه تنها منافاتی با آزادی اراده و تکلیفمداری او ندارد، بلکه عین تبلور تکلیفمداری عالمانه در مواجهه با سرنوشت و پیشزمینه تکلیفشناسی در جامعه امروز است.۱. ادله تاریخی علم امام به شهادتنخستین پرسشی که در مواجهه با این موضوع مطرح میشود، این است که اساساً آیا روایات معتبری بر علم تفصیلی امام به شهادت دلالت دارند؟ شواهد تاریخی متعددی بر این مسئله گواهی میدهند. پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) بارها از واقعه کربلا خبر داده بودند. در منابع معتبری همچون بحارالأنوار علامه مجلسی، روایات فراوانی در این زمینه نقل شده است. همچنین در لهوف سید بن طاووس، گزارشهای دقیقی از پیشگوییهای پیامبر (ص) درباره شهادت امام حسین (ع) آمده است.
خود امام حسین (ع) در خطبهای در مکه، پیش از حرکت به سوی عراق، به صراحت از شهادت خویش سخن گفت و فرمود: گویا با دیدگان خود مینگرم درندگان بیابانها را که بین سرزمین نواویس و کربلا، اعضای پیکرم را قطعه قطعه میکنند. همچنین روایتی از حذیفه نقل شده که امام حسین (ع) به او فرمودند: به خدا سوگند بنیامیه بر قتل من اجتماع خواهند کرد و هنگامی که حذیفه از ایشان پرسید آیا پیامبر به شما خبر دادهاند، امام پاسخ دادند که این علم از پیامبر به ایشان رسیده است. حضرت در منزل عُذَیب الهجانات نیز فرمودند که گذشتگان و آیندگان را میبیند و قرآن را آنگونه که نازل شده، میخواند.در منابع معتبر کلامی و تفسیری بر این مسئله تأکید شده است که امامان معصوم علیهمالسلام، به اذن الهی از حقایق عالم هستی آگاه بودند و این علم، ریشه در عمق معنویت و جایگاه والای امامت دارد. علامه طباطبایی در این باره میفرماید که علم امام به اعیان خارجیه و حوادث، دو قسم است؛ قسمی علم عادی مانند دیگران و قسمی که امام در هر شرایطی به اذن خداوندی از حقایق جهان هستی آگاه است. بنابراین، علم امام به شهادت، نه یک امر خارقالعاده و خارج از قاعده، بلکه بخشی از همان علم لدنی و الهی است که از ویژگیهای مقام امامت به شمار میرود. این آگاهی، در منابع تاریخی بهصورت گسترده ثبت شده و هیچیک از مورخان معتبر، آن را انکار نکردهاند.
۲. نسبت علم غیب با جبر و اختیاریکی از مهمترین پرسشهایی که در این زمینه مطرح میشود، نسبت علم پیشین خداوند و امام با مسئله جبر و اختیار است. آیا علم پیشین الهی به سرنوشت انسانها، آنان را در انتخابهایشان مجبور نمیسازد؟علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این پرسش پاسخ داده و توضیح میدهد که قضا و قدر الهی به این معناست که هر پدیده با علت خاص و ویژگیهای وجودیاش مقدر شده است. علم خداوند حضوری است و گذشته، حال و آینده یکجا نزد او حاضر است. همان گونه که علم ما به اینکه فلان شخص در حضور ما کار نیکی را انجام میدهد، سبب مجبور بودن آن شخص نمیشود، علم خدا به قبل از تحقق این کار نیک از منظر ما نیز سبب مجبور بودن شخص نمیشود.به همین ترتیب، علم امام به شهادت، نه تنها او را مجبور به حرکت نمیکرد، بلکه آگاهی او از ارزش و ثمره آن حرکت، عزم او را برای انجام تکلیف الهی راسختر میساخت. از منظر فلسفی و کلامی، این مسئله به تفکیک میان علم و علت بازمیگردد. علم به وقوع یک حادثه، لزوماً به معنای علت وقوع آن نیست؛ بلکه میتواند ناشی از شناخت عمیق نظام علّی و معلولی حاکم بر جهان باشد.
امام حسین (ع) با علم به اینکه قیام او در کربلا به شهادت او منجر خواهد شد، اما با علم به اینکه همین شهادت، اسلام را نجات خواهد داد، به میدان رفت. این، عین انتخاب آزادانه و تکلیفمداری عالمانه است. به عبارت دیگر، امام نه از روی جبر، که از روی بصیرت و آگاهی کامل، شهادت را بر زندگی ذلتبار ترجیح داد و فرمود: هیهات منا الذلة. این شعار، نافی علم به شهادت نیست؛ بلکه نشاندهنده انتخابی آگاهانه و عزتمندانه در پرتو آن علم است. بسیاری از یاران امام نیز با آگاهی از سرانجام کار، به ایشان پیوستند و این نشان میدهد که علم به سرنوشت، نه تنها مانع انتخاب آزاد نیست، بلکه میتواند زمینهساز انتخابی متعهدانهتر و آگاهانهتر باشد.۳. نقد شبهه آیه هلاکتاگر امام علم تفصیلی به شهادت داشت، چگونه این علم با آیه شریفه وَ لَا تُلْقُوا بأَیْدیکُمْ إلَی التَّهْلُکَة (خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید) سازگار است؟ مگر نه اینکه امام با حرکت به سوی کربلا، خود را در معرض هلاکت قرار داد؟در پاسخ باید میان هلاکت و شهادت تفکیک قائل شد. هلاکت، تباهی و نابودی بدون ثمر و هدف است که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته، اما شهادت در راه خدا، حیاتی دوباره به دین میبخشد. به عبارت دیگر، آنچه در آیه نهی شده، اقدام به کاری است که نتیجهای جز ضرر و زیان نداشته باشد؛ اما شهادت امام حسین (ع) با آنکه ظاهراً یک شکست نظامی بود، در حقیقت بزرگترین پیروزی فرهنگی و دینی را برای اسلام به ارمغان آورد. امام سجاد (ع) در این باره میفرمایند که پدرش با ریختن خون خود، دین رسول الله را حیاتی تازه بخشید و اسلام ناب را زنده نگه داشت.
مفسران بزرگ شیعه بر این نکته تأکید دارند که آیه مذکور شامل کسانی که به شهادت میرسند، نمیشود. در داستان جنگ قسطنطنیه، هنگامی که شخصی به صفوف دشمن حمله کرد و مردم گفتند این شخص با دست خود هلاکت را برای خود آماده کرده است، ابوایوب انصاری که صحابه پیامبر بود، در پاسخ فرمود: شما این آیه را تأویل به مردی میکنید که با حمله خویش شهادت را خواستار گردید؟! این آیه در حق کسانی که در راه خدا به شهادت میرسند نازل نشده است. شهید مطهری نیز در حماسه حسینی با اشاره به همین نکته، بر تفکیک اساسی میان هلاکت و شهادت تأکید کرده و شهادت را عین حیات میداند. این تفکیک، یکی از کلیدیترین مبانی در تحلیل حرکت عاشورا به شمار میرود و نشان میدهد که هرگونه اقدام به ظاهر خطرناک، اگر در مسیر الهی و با هدف حفظ دین باشد، نه تنها هلاکت نیست، بلکه عین حیات است.ادامه دارد...
05:09 - 3 تیر 1405