آنان که مقاومت را تضعیف کردند، راه حمله به ایران را هموار کردند
✍️موسی آقایاری آن روزها که برخی با سادهاندیشی یا از سر غفلت، هرگونه حمایت ایران از لبنان، عراق، سوریه و فلسطین را هدر دادن سرمایه ملت می خواندند، کمتر کسی عمق راهبردی این حمایت ها را می فهمید. عدهای با طعنه می گفتند : چه ربطی به ما دارد که در بیروت یا دمشق چه میگذرد؟ چرا باید برای مقاومت هزینه کنیم؟ چرا باید از عراق و لبنان حمایت کنیم؟ اما حوادث بزرگ تاریخ، همیشه حقیقت را با صدایی بلند تر از هیاهوی رسانه ها آشکار می کنند.امروز، پس از آن جنگ های سهمگین و آن رویارویی های آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، حقیقتی بزرگ تر از همیشه پیش روی ملت ما ایستاده است: امنیت ایران از مرزهای جغرافیایی آغاز نمی شود؛ از عمق میدان مقاومت آغاز می شود.سال ها جمهوری اسلامی تلاش کرد تا آتش دشمن را کیلومترها دورتر از مرزهای ایران مهار کند. اگر مدافعان حرم در سوریه نجنگیدند، اگر حزبالله در لبنان سد راه صهیونیسم نشد، اگر نیروهای مقاومت عراق مقابل پروژه آمریکایی ـ تکفیری نایستادند، امروز دشمن در کرمانشاه و خوزستان و تبریز با ما می جنگید، نه در آن سوی مرزها. این یک واقعیت راهبردی است که بسیاری یا نفهمیدند یا نخواستند بفهمند.
اما تلختر آنجاست که همان فضاسازیهای سطحی و همان تخریب های ممتد علیه محور مقاومت، در عمل به تضعیف این جبهه انجامید. سال ها القا کردند که مقاومت بار اضافی است؛ حال آنکه مقاومت، دیوار مستحکم امنیت ایران بود. نتیجه چه شد؟ فرماندهان بزرگی از جبهه مقاومت به شهادت رسیدند، سید مقاومت، آماج دشمنیها شد، سوریه در معرض فروپاشی و تجزیه قرار گرفت و دشمن، پس از فراغت از آن میدانها، گستاخ تر از همیشه به سراغ ایران با جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آمد. این همان هشداری بود که سال ها نیروهای انقلابی فریاد میزدند : اگر خط دفاعی را عقب بکشید، جنگ به خانه شما خواهد رسید.و امروز در جنگ چهل روزه و روزهای سخت ، پاسخ آن همه فداکاری آشکار شد.دیدیم که ملت های محور مقاومت چگونه کنار ایران ایستادند. دیدیم که عراق چگونه به پشتوانهای مهم برای ایران تبدیل شد؛ از همراهیهای میدانی و سیاسی گرفته تا حمایتهای مردمی و تدارکاتی. دیدیم که ملت لبنان، با وجود زخم های عمیق و فشارهای سهمگین، چگونه دل در گرو امنیت ایران داشت. دیدیم که فرزندان مقاومت، از عراقی و لبنانی گرفته تا دیگر مجاهدان منطقه، چگونه ایران را نه یک کشور بیگانه، بلکه قلب تپنده عزت امت اسلامی می دانستند.چه بسیار لبنانی هایی که در دفاع از مسیر مقاومت به شهادت رسیدند؛ چه بسیار جوانان عراقی که امنیت ایران را امنیت خود دانستند. این همان عوض در برابر عوض بود؛ همان حقیقتی که سال ها تحلیلگران بصیر انقلاب بر آن تأکید داشتند : ملتی که در روز سختی یار دیگران باشد، در روز خطر تنها نمی ماند.
ایران اگر به لبنان کمک کرد، در حقیقت از تهران دفاع کرد. اگر در عراق ایستاد، از اصفهان و مشهد محافظت کرد. اگر در سوریه جنگید، اجازه نداد دشمن داعشی ، جنگ را به خیابان های ایران بکشاند. این نگاه، نگاه یک دولت معمولی نیست؛ نگاه یک تمدن و یک مکتب است.امروز دیگر روشن شده است که محور مقاومت، یک شعار احساسی نبود؛ یک ضرورت حیاتی برای امنیت ملی ایران بود. آنان که روزی با تمسخر می گفتند : نه غزه، نه لبنان ، اکنون باید صادقانه به این پرسش پاسخ دهند : اگر آن سنگرها نبود، آیا امروز ایران این چنین مقتدر و استوار باقی می ماند؟تاریخ، بسیار بی رحم تر از آن است که خطاهای راهبردی را ببخشد. ملت ایران اسلامی اکنون بهتر از همیشه فهمیده است که مقاومت، نه هزینه، بلکه سرمایه امنیت و عزت این سرزمین است. خون شهدای مقاومت از سید حسن نصرالله تا امام شهیدمان ، از بغداد تا دمشق و از بیروت تا تهران، یک حقیقت مشترک را فریاد می زند : سرنوشت ملت های آزاده به هم گره خورده است.و ایران اسلامی ، تا زمانی که این پیوند مقدس را حفظ کند، نه تنها تنها نخواهد ماند، بلکه پرچمدار عزت و استقلال در منطقه باقی خواهد ماند.
13:28 - 20 اردیبهشت 1405