درسِ تاریخ: مقاومت، زبانِ همیشگیِ مذاکره با قدرت، منشور دیپلماسی نهج‌البلاغه

✍️حسین سلطان محمدیدر صحنه پرهیاهوی سیاست و روابط بین‌الملل، گاه ندای «مذاکره» و «گفتگو» به گوش می‌رسد؛ ندایی که در ظاهر، نویدبخش صلح و تفاهم است، اما در پس پرده، گاه ابزاری برای فریب، تطهیر ظلم و تحمیل اراده باطل بر حق است.️در این میان، میراث گران‌بهای مولای متقیان، علی (ع)، چونان نوری هدایتگر، مسیر درست را پیش روی ما روشن می‌سازد. کلام کوبنده ایشان در خطبه ۲۴، که «سستی» و «سازش» را در برابر باطل، امری ناشایست و ممنوع می‌شمارد، نه تنها یک توصیه اخلاقی، بلکه یک اصل بنیادین در رویکرد به دشمنان حق و عدالت است. اینک، با تکیه بر این گوهر حکمت، به رد قاطع هرگونه مذاکره با استکبار جهانی که ماهیتش بر ظلم و نفی حق استوار است، می‌پردازیم.️«وَ لَعَمْرِي مَا عَلَيَّ مِنْ قِتَالِ مَنْ خَالَفَ اَلْحَقَّ وَ خَابَطَ اَلْغَيَّ مِنْ إِدْهَانٍ وَ لاَ إِيهَانٍ.» به جان خودم سوگند در پيكار با كسى كه با حق به مخالفت برخاسته و در گمراهى گام برداشته هرگز سازش و سستى نمى‌كنم.»این کلام نورانی، سنگ بنای استدلال ماست.️حضرت علی (ع) با قسمی قاطع، موضع خود را در برابر کسانی که «با حق مخالفت کرده» و «در گمراهی گام برداشته‌اند»، مشخص می‌کنند.‌ایشان می‌فرمایند که از «قتال» (نبرد) با چنین افرادی ابایی ندارند و هرگز «ادْهَان» (نرمش، خوش‌خدمتی، سازش پنهانی) و «اِيهَان» (سستی، ضعف، سهل‌انگاری) را در این مسیر روا نمی‌دارند.
️حال، استکبار جهانی را در ترازوی این کلام بسنجیم. آیا ماهیت استکبار، جز «مخالفت با حق» و خبط در «غی» است؟ آیا آنان جز در پی تحمیل اراده ظالمانه خود، که ذاتاً در تضاد با عدالت و کرامت انسانی است، حرکت می‌کنند؟ استکبار، با زرورگری، فریب، تهدید و تحریم، همواره سعی در تخریب پایه‌های حق و گسترش ظلم دارد. تاریخ گواه است که دستاورد مذاکره با چنین جریانی، نه صلح، بلکه تحمیل شروط ناعادلانه، اعطای مشروعیت به ظلم، و در نهایت، استقرار بیشتر سلطه باطل بوده است.مذاکره با استکبار، زمانی معنا می‌یابد که طرف مقابل، خود به حقانیت و عدالت اذعان داشته باشد و صرفاً در اجرای آن اختلاف نظر وجود داشته باشد. اما استکبار، در ذات خود، مخالف «حق» است؛ نه در جزئیات، بلکه در کلیات. او حقیقت را برنمی‌تابد، عدالت را مانع منافع خویش می‌بیند و آزادی را تهدیدی برای سلطه خود تلقی‌می‌کند. بنابراین، هرگونه «سازش» (ادْهَان) یا «سستی» (اِيهَان) در برابر چنین نیرویی، به معنای تسلیم در برابر باطل و خیانت به آرمان‌های مقدسی است که همواره بر آن پای فشرده‌ایم.تصور کنید که حضرت علی (ع) در اوج قدرت و اقتدار، در برابر دشمنان قسم‌خورده حق، به جای «قتال» (نبرد)، «ادْهَان» (سازش) را انتخاب می‌کردند. نتیجه چه می‌شد؟ بدون شک، اسلام و عدالت در نطفه خفه می‌شد. استکبار نیز امروز، در قامت دشمنان بشریت، همین نقش را ایفا می‌کند. آن‌ها با لبخند دیپلماسی و واژگان فریبنده مذاکره، در پی آنند تا مقاومت حق‌جویانه را سست کنند و راه را برای تسلط بیشتر خود هموار سازند.
پس، به جانمان سوگند! ما هرگز در برابر استکبار، نه سستی می‌کنیم و نه سازش. ما با سلاح «حق» و با شمشیر «استدلال»، در برابر تمامیتِ «مخالفت با حق» و خبط در «غی» ایستاده‌ایم. این یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورتِ حیاتی است؛ حیاتی که از رگ‌های تاریخ جاری است‌و دررگ‌های ما می‌دود.مذاکره با استکبار، در حقیقت، «ادْهَان» و «اِيهَان» است؛ نوعی خودفریبی که مشروعیت به ظلم می‌بخشد و مقاومت را به سازش می‌فروشد. ما راه سومی نداریم؛ یا با حق هستیم و با صلابت ایستاده‌ایم، یا در دام سازش افتاده و در گمراهی فرو رفته‌ایم. انتخاب، روشن است: ایستادگی، مقاومت، و پایداری بر سر آرمان‌های الهی. این کلام علی (ع)، نه تنها در میدان نبرد، که در عرصه دیپلماسی و در رویارویی با هرگونه قدرت ظالم، منشور راهنمای ماست. ما «مخالفت با حق» را برنمی‌تابیم و با هر که در «غی» گام برمی‌دارد، جز با نبردِ حق، سخنی نداریم. تاریخ، شاهد این صلابت خواهد بود و آیندگان، از این ایستادگی، درس آزادگی خواهند آموخت. چرا که «به جان خودم سوگند... هرگز سازش و سستی نمی‌کنیم.»منبع: نهج البلاغه، خطبه ۲۴
20:35 - 8 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

1 واکنش
41٫7k بازدید