محمد است بچهٔ برادرم

✍️حآمدومحمد است بچهٔ برادرم. بتازگی تولد یکسالگی‌اش را جشن گرفته‌ایم. از بچگی با بقیه بچه‌ها فرق داشت. آرام بود و هست. بله بیش از حد آرام است. گویی همیشه دارد به موضوعی فکر می‌کند! اینبار اما در تجمّعِ شبانهٔ مردم پاکباز اصفهان، احساس می‌کنم توانستم فکرش را بخوانم... به ماشین‌های انبوه و پرچم‌های مقدس جمهوری اسلامی ایران نگاه کرد و مثل همیشه در فکر فرو رفت: از شما ممنونم که چند ده شب است برای صیانت از آیندهٔ من به خیابان می‌آیید... اصلا من به کنار، بخاطر این همه کودک و نوجوان هم‌سنّ من که امنیّت آن‌ها در سایهٔ تلاش این شب‌های شما تضمین می‌شود. اصلا همهٔ ما به کنار! اعتلای اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی در گرو این حضور دشمن‌شکن شماست و من یک پیام به شما دارم: ان تنصروالله ینصرکم! ان تنصروا دین‌الله ینصرکم! مقاومت کنید. مقاومت کنید حتی اگر یقین به شکست کردید، باز هم مقاومت کنید که در آن‌صورت، طعم شیرین پیروزی را خواهید چشید. مثل موسی که در اوج سختی و بن‌بست فریاد زد: کلّا! إنّ معی ربّی. از رهبر حکیم حمایت کنید، از اختلاف بپرهیزید، دعا و تضرّع را فراموش نکنید و به فکر فقرا باشید.
14:20 - 29 فروردین 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

2 واکنش
54٫6k بازدید