«انصاف نیست من روی رختخواب بخوابم»؛ روایتی از آیتالله سیفی مازندرانی درباره شهید حاج حسین بصیر
بعضی خاطرهها، فقط روایت یک شب نیستند؛ پنجرهای هستند به وسعت روح مردانی که از خاک گذشتند و به آسمان رسیدند.به مناسبت ایام شهادت سردار رشید اسلام حاج حسین بصیر، مروری کوتاه بر خاطرهای از آیتالله سیفی مازندرانی، تصویری روشن از اخلاص و مردانگی این فرمانده مخلص دفاع مقدس پیش روی ما میگذارد:
نوروز سال ۱۳۶۶ بود. حاج حسین بصیر به همراه چند تن از معاونان لشکر ویژه ۲۵ کربلا، در مسیر جبهه، به قم آمدند و میهمان منزل ما شدند. شب، پس از نماز و شام مختصر، برای استراحت مهمانها رختخواب آماده کردم؛ اما وقتی به اتاق بازگشتم، صحنهای دیدم که تا همیشه در خاطرم ماند:
همه، از شدت خستگی، روی زمین خوابیده بودند.از حاج حسین پرسیدم چرا از رختخواب استفاده نکردهاید؟ و او با همان حیا، با همان سادگی و با همان قلبی که همیشه برای نیروهایش میتپید، گفت:«بچههای من در منطقه جای امن برای خواب ندارند، روی خاک میخوابند؛ انصاف نیست من روی رختخواب بخوابم.»
همین یک جمله کافی است تا قامت یک فرمانده را بشناسیم؛ فرماندهای که پیش از آنکه اهل دستور دادن باشد، اهل همراهی بود؛ پیش از آنکه به آسایش خود فکر کند، دلش با رزمندههایی بود که در خاکریزها، بیپناه و بیادعا شب را به صبح میرساندند.متن کامل این خاطره را در سایت بخوانید 09:59 - 23 اردیبهشت 1405