در عمل تورم را کاهش دهید و ارزش ریال را که مایه غرور ملی است را حفظ نماییدمطالبهحفظ ریال و مهار تورم و گرانی راهی برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی
کاهش تورم، تقویت ریال و ایجاد آرامش برای مردم، مایه غرور هر کشور و ملتی است. مردم شهید دادند تا فساد و گرانی نباشد و دست متجاوز از خاک و اقتصاد کشور کوتاه شود. اگر نتوانیم ارزش ریال را حفظ کنیم، اقتصاد و بازار سرمایه را رونق ببخشیم و دست رانتخواران، محتکران، نجومیبگیران و بودجهخواران را کوتاه کنیم، چگونه میتوانیم به آنان پاسخ دهیم؟ البته در شعار و سخنرانیها، مسئولان صبح تا شب از معیشت مردم، حفظ ارزش ریال و تقویت بازار سرمایه صحبت میکنند؛ اما در عمل، آنچه امروز میبینیم چیز دیگری است. اگر سیاستهای اقتصاد مقاومتی را نه در شعار، بلکه در عمل اجرا میکردیم، اکنون وضعیت تورم، پول ملی و بازار سرمایه ـ که آینه تمامنمای اقتصاد کشور است ـ اینگونه نبود. اینکه همه تحریمها، ناامنیها، جنگ، کاهش ارزش ریال، تقویت دلار و ناترازیهای اقتصادی را به گردن این و آن بیندازیم، اما توان حل مسائل را نداشته باشیم، پرسشبرانگیز است؛ پس چرا همچنان فقط شعار میدهیم؟ سالهاست زندگی مردم با گرانی گره خورده، کشور پیوسته در تنشهای اقتصادی و سیاسی به سر میبرد و مردم مدام با شوکهای قیمتی، تورمی و ناامنی مواجهاند. ادامه این روند این پرسش را ایجاد میکند که آخر برای چه؟ دلار هزار تومانی دوران احمدینژاد به ۱۶۰ هزار تومان برسد و سکه ۲۰۰ هزار تومانی همان دوره و ۹۰۰ هزار تومانی دوران روحانی به ۲۰۰ میلیون تومان برسد؛ آیا غرور ملی مدیران خدشهدار نمیشود؟ دلار ۵۰ هزار تومانی در دوره آقای پزشکیان به ۱۶۰ هزار تومان رسیده و ایشان درگیر کسری بودجه هستند. به گفته آقای همتی نیز دلار باید بالا برود، چون سالانه بالای ۴۰ درصد تورم داریم و این را طبیعی میدانند؛ عذری بدتر از گناه. مگر وظیفه دولتمردان و تصمیمگیران، کاهش و کنترل تورم، تقویت ارزش پول ملی و ایجاد فضای اقتصادی امن، بهدور از رانت، قوانین دستوپاگیر، تصمیمگیریهای موازی و منافع شخصی و گروهی نیست؟ وقتی فضای اقتصادی امن شود و کسبوکار رونق بگیرد، بهتبع آن ازدواج افزایش مییابد، فرزندآوری بیشتر میشود و بسیاری از مشکلات و آسیبهای اجتماعی کاهش پیدا میکند. تورم و حتی ابرتورم عادیانگاری شده و اختلاس، رانت، ادغام بانکهای ناتراز، وامها، حقوقها و پاداشهای نجومی نیز به روندی طبیعی تبدیل شده است. ربای بانکی و گسترش صندوقهای وامدهنده و وامگیرنده با بهره و کارمزدهای سنگین نیز عادی و قانونی جلوه داده میشود. بازار سرمایه دیگر خط قرمز هیچکس نیست؛ هر روز قرمزتر میشود و طی شش سال گذشته عمدتاً درجا زده و نوسان داشته است. در این میان، برخی با رانت و سفتهبازی و با برداشت از صندوقهای توسعه و تثبیت، هزینه حمایت از نمادها و سهمهای خاص و شاخصساز را تأمین میکنند. مردمی که سرمایههایشان در تورم و بازار سرمایه از بین رفته، گویی اصلاً به حساب نمیآیند؛ تا آنجا که حتی خدشهدار شدن غرور ملیشان هم اهمیتی ندارد. مگر از سلامت جامعه، خانواده، اقتصاد، آرامش کشور، حفظ ارزش پول ملی و امنیت روانی مردم چیزی مهمتر داریم؟ آیا زندگی بهدور از تورم، فساد، اختلاس، رانت، گرانی و مالباختگی، حق مسلم مردم شریف ما نیست؟
سران قوا، آقای همتی و فرزین و پزشکیان، دولت و مجلس و بانک مرکزی
0100گزارش از مطالبه
