فرمان محرمانه آمریکا برای مهندسی آشوب در تهران

اسناد فوق‌محرمانه توافق آمریکا و انگلیس در اسفند ۱۳۳۱ (۷۴ سال قبل) نشان می‌دهد واشنگتن درست در روزهایی که ادعای میانجی‌گری دیپلماتیک داشت، پشت درهای بسته سند حذف فیزیکی و سرنگونی دولت قانونی ایران را امضا کرد؛ فرمولی که امروز هم با همان سبک فشار اقتصادی و تحریک گسل‌های داخلی، علیه منافع ملی ایران دنبال می‌شود.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: دخالت در ایران و مهندسی آشوب، نه یک استراتژی جدید، بلکه میراث دوایت آیزنهاور در کاخ سفید است. در کتاب «گذشته چراغ راه آینده است» اثر جامی آمده است که «چگونه واشنگتن و لندن درست در روزهایی که ژست دیپلماسی می‌گرفتند، پشت درهای بسته برای سرنگونی دولت قانونی ایران به توافق رسیدند»؛ فرمولی که هنوز هم در اتاق‌های فکر آمریکا علیه ایران دست‌به‌دست می‌شود. آنتونی ایدن، وزیر خارجه وقت بریتانیا، پس از ملاقات با آیزنهاور، رئیس جمهور وقت آمریکا، در سند تلگرافی و محرمانه خود به وینستون چرچیل نوشت: «به جای این که با مصدق معامله کنیم، به دنبال جانشین او باشیم و در این مورد توافق کردیم»، سندی که نشان می‌دهد که کاخ سفید چگونه از ۷۰ سال پیش تا کنون، هر زمان که منافع ملی ایرانیان با باج‌خواهی غربی‌ها تعارض پیدا کرده، پروژه تغییر رژیم و حذف فیزیکی رهبران ملی را روی میز گذاشته است. سفارت آمریکا در تهران به اتاق جنگ اصلی علیه اراده ملت تبدیل شد. در زمستان سال ۱۳۳۱ (۷۴ سال قبل) رمز عملیات آیزنهاور و ایدن برای فلج کردن دولت ایران، ایجاد غائله‌های محلی و جنگ مسلحانه در داخل مرزها بود.
لویی هندرسن، سفیر وقت آمریکا در ایران، در حالی که ژست میانجی‌گر بی‌طرف می‌گرفت، با تعطیلی سفارت انگلستان، عملاً به عنوان نماینده تام‌الاختیار لندن در تهران وارد عمل شد. هندرسن به دستور مستقیم جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه آمریکا، شیرهای مالی ایران را کاملاً مسدود کرد. او با رد درخواست‌های مکرر دولت ایران برای دریافت وام اضطراری، کشور را به مرز ورشکستگی کشاند. هندرسن حتی با تهدید کشورهای مجارستان، لهستان و چکسلواکی، مانع از خرید نفت تخفیف‌خورده ایران شد؛ تا جایی که سفیر مجارستان صراحتاً اعلام کرد علیرغم اصرار ایران، به دلیل فشارهای بیرونی علاقه‌ای به این معامله ندارند. هندرسن هم‌زمان ملاقات‌های پنهانی متعددی را با حسین علاء، وزیر محمدرضا پهلوی، ترتیب داد تا هماهنگی نهایی برای سناریوی سقوط را رقم بزند. اسناد ارتش نشان می‌دهند که ستاد «شاهپور علیرضا» برادر شاه، با اطلاع مستقیم محمدرضا پهلوی، زرادخانه‌های ملی را به نفع یاغیان غارت کردند. در این شبیخون نظامی، سرگرد تاجبخش، رئیس رکن ۳ دانشکده افسری، به دستور دربار ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار فشنگ جنگی را از ذخایر این دانشکده دزدید و با کامیون به جنوب فرستاد تا ابوالقاسم خان بختیاری را در جنگ علیه نیروهای دولتی مسلح کند؛ اقدامی که مستقیماً امنیت ملی را به مخاطره انداخت.
این شبیخون دربار به ارتش و بذل و بخشش تسلیحات ملی به یاغیان، برای خسته کردن دولتی بود که مقابل تحریم‌های نفتی غرب ایستادگی می‌کرد. مصدق چندی بعد در جلسه خصوصی مجلس، از این خیانت ارتش محمدرضا پهلوی پرده برداشت: «لشکر اصفهان به من خبر می‌دهد، فرمانده لشکر خوزستان خبر می‌دهد ولی این‌ها مرا بی‌خبر گذاشتند و هیچ‌کس به من اطلاع نداد تا یکمرتبه گفتند جنگ شروع شده است.» وقتی غائله بختیاری با هدایت سرلشگر زاهدی و افسران بازنشسته به هدف نهایی خود یعنی سقوط دولت نرسید، دربار سناریوی خشن‌تری را با چراغ سبز آمریکا در نهم اسفند کلید زد؛ بازی با احساسات عمومی از طریق نمایش یک سفر صوری برای شاه و به راه انداختن اراذل و اوباش کفن‌پوش به سرکردگی شعبان بی‌مخ در خیابان‌ها تا به محض خروج مصدق از کاخ، او را ترور کنند. با شکست این توطئه خیابانی، پروژه ترورهای هدفمند یاران مصدق آغاز شد. ربودن و شکنجه وحشیانه سرتیپ افشارطوس، رئیس وفادار شهربانی کل کشور، توسط باند زاهدی و بقایی و به قتل رساندن او در غار تلو، نقطه عطف این جنایت‌ها بود. مجلسی که قرار بود خانه ملت باشد، به سنگر امنی برای متهمان این قتل بدل شد تا جایی که اقلیت مجلس حتی جلوی سلب مصونیت از مظفر بقایی را گرفتند.
مصدق برای درهم‌شکستن این بن‌بست تحمیلی و تصفیه مجلسی که به پناهگاه توطئه‌گران تبدیل شده بود، راهی جز رفراندوم و مراجعه به آرای عمومی ندید. او در پیام رادیویی پنجم مرداد خود خطاب به ملت گفت: «قانون‌ها، مجلس‌ها، دولت‌ها، همه برای خاطر مردم آمده‌اند نه مردم برای آن‌ها. وقتی مردم یکی از آن‌ها را نخواستند، می‌توانند نظر خود را درباره وجود آن ابراز کنند.» هرچند رفراندوم مرداد ۱۳۳۲ با رأی قاطع مردم به سرانجام رسید، اما انفعال و مماشات دولت در برخورد با مارهای زخمی دربار و عوامل فراری کودتا، راه را برای ضربه نهایی ائتلاف آمریکایی-انگلیسی در ۲۸ مرداد هموار کرد. تاریخ نشان داد که اعتماد به چراغ سبزهای دیپلماتیک آمریکا و عدم قاطعیت در برابر نفوذ داخلی، چگونه دستاوردهای یک ملت را به باد می‌دهد. منابع: ۱. کتاب «گذشته چراغ راه آینده است» اثر جامی۲. کتاب «تاریخ معاصر ایران» از م. س. ایوانف۳. کتاب «خاطرات آنتونی ایدن» پایان پیام/#رئیس_جمهور_آمریکا #مرگ_بر_آمریکا #کودتا #پهلوی #مصدق #جنگ #آیزنهاور
09:30 - 25 تیر 1405
فرهنگ
تاریخ

6 بازنشر10 واکنش
108٫1k بازدید



2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌علی فضلی‌
@user1774641354552 روز پیش
در پاسخ به
۷۴ سال بعد از آن حادثه اگر این جنگ با همین محاصره و بمباران زیر ساخت ادامه پیدا کند دوباره شاهد یک کودتا خواهیم بود ، امیدوارم کودتا گران فعلی که خواهان جنگ و نابودی کشور هستند سریعا دستگیر و زندانی بشوند قبل از اینکه دیر بشود و قوه عاقله نظام با رهبری رهبر معظم هر چه سریعتر آتش بس را پیگیری کرده و …نمایش بیشتر

@user174425759322 روز پیش
در پاسخ به
اونایی که فریاد جنوبشون گوش فلک رو کر کرده با اولین حادثه تو جاده‌ی شمالن به سمت ویلاشون، اگرم بتونن از مرز هوایی و زمینی از کشور خارج میشن، اینم خطی هست که از اونور گرفتن واسه ایجاد آشوب در جنوب تا اربابشون بتونه به راحتی در جنوب عملیات زمینی انجام بده