هدایای گران قیمت برای بهبود روابط با کاخ سفید
پشت ویترین پر زرقوبرق «ژاندارم خلیج فارس»، مردی نشسته بود که در خلوت به دیپلماتهای آمریکایی التماس میکرد با او مثل «بچه مدرسهای» رفتار نکنند. محمدرضا پهلوی برای جلب رضایت کنگره آمریکا و دستیابی به سلاحهای بیشتر، شبکهای از هدایا را به سوی سیاستمداران و چهرههای بانفوذ آمریکا روانه کرد.
حوزه تاریخ گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: مرگ ناگهانی کندی و به حکومت رسیدن لیندون جانسون (۱۹۶۳–۱۹۶۹) سرآغاز بهبود روابط ایران و آمریکا بود. در این دوره، محمدرضا پهلوی دو بار در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۷ به طور رسمی از آمریکا بازدید کرد و امیرعباس هویدا، نخستوزیر وقت نیز در پاییز ۱۳۴۷ راهی این کشور شد. همزمان، مقامات و سرمایهداران سرشناس آمریکایی مانند برادران راکفلر (دیوید و جان) و دیوید لیلیانتال به ایران سفر کردند. دیوید لیلیانتال از ستایشگران شاه در کاخ سفید بود؛ تا جایی که پس از ملاقات او با جانسون در ژوئن ۱۹۶۴، رئیسجمهور آمریکا با وجد گفته بود: «وضع ایران تقریباً از هر جای دیگر جهان بهتر است.» با این حال، این گرمی روابط مانع از بروز اختلافات عمیق بر سر خرید جنگافزار و سهمیه نفت نشد. اشتها و تمایل محمدرضا برای انبار کردن سلاحهای مدرن پایانناپذیر بود و هم زمان، دولت ایران با کنسرسیوم بر سر میزان سهمیه خرید نفت کشمکش داشت.
اگرچه با مداخله دولت آمریکا، کمپانیهای نفتی با افزایش تولید و خرید نفت ایران موافقت کردند، اما تحویل جنگافزارهای آمریکایی به دلیل مخالفتهای کنگره با بن بست روبرو شد. در تابستان ۱۳۴۵ ش محمدرضا که از مخالفتهای کنگره کلافه بود، در یک ملاقات چندساعته با دوست قدیمی خود، کرمیت روزولت، از روش آمریکاییها گله کرد و گفت: «از اینکه مانند بچههای مدرسه با من رفتار میشود، خسته شدهام.» او تأکید کرد که از بیتفاوتی آمریکاییها نسبت به دوستانشان شوکه شده است. کرمیت روزولت پس از این دیدار، پیام شاه را به والت رستو، مشاور امنیتی رئیسجمهور و ری هر، معاون وزارت امور خارجه رساند. جورج کارول، عضو سیا نیز در یادداشتی به هوبرت همفری، معاون رئیسجمهور نوشت: «هیچ آمریکایی به اندازه روزولت، شاه ایران را نمیشناسد.» محمدرضا پهلوی برای لزوم توجه آمریکا به درخواستهایش، ۵ دلیل جغرافیایی و استراتژیک آورد؛ مرزهای طولانی با شوروی، پشتیبانی از موضع آمریکا در ویتنام، تصمیم ایران برای پر کردن خلأ ناشی از تخلیه نیروهای بریتانیا در خلیج فارس، ایستادگی در برابر تندرویهای جمال عبدالناصر و تصمیم رژیم در کمک و پشتیبانی از اسرائیل. در نهایت، با حمایت والت رستو و مکنامارا (وزیر دفاع)، دولت جانسون با فروش دو اسکادران هواپیمای اف-۴ موافقت کرد.
همزمان با این مناسبات، اعتراضات علیه رژیم شاه در آمریکا بالا گرفت. دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا با ارسال تلگرام و نامه به کاخ سفید و مطبوعات، ماهیت ساواک را افشا میکردند. دکتر علی شیخالاسلامی، بنیانگذار و اولین رئیس دانشگاه ملی ایران که توسط شاه برکنار و تبعید شده بود، در اکتبر ۱۹۶۶ در نامهای به جانسون، با ابراز تنفر از گفتههای جولیوس هلمز، سفیر سابق آمریکا که شاه را همتای توماس جفرسون دانسته بود، نوشت: «با اوضاع موجود در ایران، من کمترین تردیدی ندارم که در آینده خیلی نزدیک، ویتنام دیگری، شاید هم بدتری خواهید داشت.» علاوه بر این، ویلیام دوگلاس، قاضی عالیمقام آمریکایی نیز در نامهای به جانسون در پاییز ۱۳۴۴، نسبت به محاکمه ۱۵ دانشجوی متهم به سوءقصد به جان شاه (گروه نیکخواه) در کاخ مرمر ابراز نگرانی کرد و نوشت: «این محاکمه مخالفان سیاسی رژیم است نه محاکمه جنایتکاران.» کارشناسانی چون کویلر یانگ و تحلیلگران جوانی مانند ویلیام میلر، لاری سیماکیس و آرچی بولستر نیز درباره فساد و آینده ایران هشدارهایی دادند که از سوی رؤسایشان نادیده گرفته شد. در این میان، رژیم ایران برای بهبود روابط و جلب حمایت شخصیتهای سیاسی، نظامی و مطبوعاتی آمریکا، از سیاست اعطای هدایای مختلف استفاده کرد. این هدایا بیشتر توسط اردشیر زاهدی (در دوران سفارت و وزارت خارجه) و هوشنگ انصاری به افراد داده میشد.
زاهدی گیرندگان هدیه را به سه طبقه (اعضای کنگره، ارباب مطبوعات و شخصیتهای برجسته واشینگتن) تقسیم کرده بود؛ هنری کیسینجر در رأس هدیه گیرندگان قرار داشت وی کمی قبل از اینکه زاهدی برای همیشه سفارت ایران را در واشنگتن ترک کند، یک تخته فرش قیمتی برای آپارتمانش در نیویورک از او هدیه گرفت.پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ رسیدهای وصول هدایا از دریافت کنندگان که در سفارت ایران موجود بود به جو اسپیر (Joe Spear) همکار جک، اندرسون روزنامه نگار معروف آمریکایی نشان داده شد و او نیز رسیدها را به مارک هولبرت Mark Hulbert نویسنده آمریکایی ارائه کرد.در میان این رسیدها گذشته از کیسینجر اسامی چند تن از معاونان رؤسای جمهوری و شماری سناتور دیده شد. جرالد فورد ریچارد نیکسون نلسون راکفلر از دیگر دریافت کنندگان هدیه بودهاند.
از سوی دیگر، شاه در اواسط دهه ۱۳۴۰ ش برای مقابله با نارضایتیهای طبقه متوسط و جلب نظر روشنفکران، مانور عجیبی در مطبوعات زیر سانسور داخل کشور (مانند مجلات فردوسی، خواندنیها و تهران مصور) به راه انداخت و به آنها اجازه داد تا از سیاستهای آمریکا در ویتنام و آسیای جنوب شرقی انتقاد کنند. در سال ۱۳۴۴ ش نیز کتاب «میراثخوار استعمار» نوشته دکتر مهدی بهار با حمایت ضمنی دولت و ساواک منتشر شد و بهشدت مورد استقبال قرار گرفت. شاه قصد داشت با وانمود ساختن وجود اختلاف بین ایران و آمریکا، تحصیلکردگان سادهاندیش را به طرف خود بکشد و همزمان با بهبود روابط تجاری با شوروی، به آمریکا فشار بیاورد تا سلاحهای مدرنتری دریافت کند. اما نتیجه این مانورها در نهایت به زیان محمدرضا و آمریکاییها تمام شد؛ نسل جوان آن روز ایران که پدرانشان داستان ظلم استعمارگران را برای آنها بازگو کرده بودند، با خواندن این مطالب، بیش از پیش به ماهیت میلیتاریسم آمریکا واقف شدند و یک دهه بعد، با شعارهای «مرگ بر شاه» و «مرگ بر آمریکا» پیشقراولان انقلاب شدند. منابع: ۱. کتاب «تاریخ بیست و پنجساله ایران» از غلامرضا نجاتی۲. کتاب «عقاب و شیر» (The Eagle and the Lion) از جیمز بیل۳. کتاب «قفل متقابل» (Interlock) از مارک هولبرتپایان پیام/#آمریکا #پهلوی #اسلحه #هدایا #مرگ_بر_شاه #استعمار 08:52 - 5 تیر 1405