قیمتِ این ۴ سکه با نرخِ بازار فرق داشت!
«روزها که شیشههای مسجد زیر موج موشکباران میلرزید، دختران جوانی را میدیدم که با ترس بیگانه بودند؛ آنها نیامده بودند که فقط غذا بپزند، آمده بودند تا ثابت کنند نسل امروز، همان میراثداران همدلی دوران جنگ هستند.»
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: «از صفر شروع کردیم. حتی یک قابلمه بزرگ نداشتیم. بچهها وسایل آشپزخانه خانههای خودشان را آوردند.» این را خانم رضاییان، بانوی پیشکسوت فعالیتهای جهادی که تجربه هشت سال دفاع مقدس را در کارنامه دارد، میگوید. او این بار در میانه بحرانی تازه، آستین همت بالا زد و معتقد است که تاریخ دوباره تکرار شده و مسجد، همانطور که در دهه ۶۰ پناهگاه مردم بود، امروز هم به مرکز ثقل مقاومت و امید تبدیل شده است.
*افطاری در میانه آواربرداری؛ وقتی قابلمهها از خانهها آمدند
گاز یک فراخوان ساده شروع شد. در روزهای ابتدایی جنگ که بسیاری از خانوادهها منطقه را ترک کرده بودند، گروههای امدادی، نیروهای آواربردار و نگهبانان ایستهای بازرسی تک و تنها برای حفظ امنیت وطن با زبان روزه گاهی حتی یک وعده غذا نداشتند. آشپزخانههای نظامی و ارگانی تعطیل شده بودند یا با محدودیت مواجه بودند، درست در این روزها بود که خانم رضاییان و گروهش خودجوش وارد میدان شدند. پخت افطار و سحر برای بیش از ۲۵۰ نفر آغاز شد. این تیم اجازه نداد هیچ سفرهای خالی بماند. آنها نه تنها غذای جسم را فراهم میکردند، بلکه به تعبیر خانم رضاییان، «روحیه از دست رفته بچهها» را با عطر برنج ایرانی و نان گرم بازیابی میکردند.
*سرویسهای صلواتی در شبهای التهاب؛ از خانه تا میدان هروی
با شروع تجمعات مردمی در میدان هروی، مشکل تردد به ویژه برای بانوان جدی شد. نبود اتوبوس و ون در آن شرایط بحرانی، مانعی برای حضور مردم نبود. خانم رضاییان به همراه همسرش خودروهای شخصیشان را به جابهجایی مردم اختصاص دادند.او تعریف میکند که چگونه شبها، دو یا سه بار مسیر محلهشان تا میدان هروی را طی میکردند تا خانمها را به مقصد برسانند و دوباره آنها را به سلامت دم در خانههایشان پیاده کنند. این حرکت به تدریج به یک شبکه مردمی تبدیل شد و سایر همسایگانی که ماشین داشتند، به این زنجیره پیوستند؛ جریانی که هنوز هم با قدرت ادامه دارد.
*چهار سکه پارسیان؛ تمام دارایی یک زن برای جبهه مقاومت
یکی از تکاندهندهترین بخشهای روایت خانم رضاییان، ماجرای اهدای طلاهاست. در حالی که مغازهها بسته بودند و سایه تهدید بر سر شهر بود، زنی با چهار سکه پارسیان به سراغ آنها میآید. «آن خانم گفت این تنها دارایی من در خانه است، بفروشید و خرج جنگ کنید.» از آنجا که طلافروشیها باز نبودند، شخص دیگری داوطلب شد تا سکهها را به قیمتی بالاتر از نرخ بازار بخرد تا بودجه آشپزخانه و کارهای جهادی تأمین شود. این همدلیها باعث شد تا هزینههای هنگفت دو ماه فعالیت، از مبالغ خرد ۱۰۰ هزار تومانی تا کمکهای ۱۰ میلیون تومانی مردم تأمین شود.
*نسل جدید در قاب خاطرات قدیم؛ دخترانی که برای خدمت «سرودست» میشکنند
خانم رضاییان که خود در ۱۶ سالگی فعالیتهای جهادی دوران جنگ هشت سال دفاع مقدس را تجربه کرده، حالا از حضور نوجوانان شگفتزده است. او میگوید: «ما هر چه از همدلی زمان جنگ میگفتیم، شاید بچهها درک نمیکردند؛ اما حالا خودشان شاهد قضیه شدند.» او با لبخند از اشتیاق دختران جوانی میگوید که مدام پیگیر نوبت پخت و پز هستند. این آشپزخانه حالا به مدرسهای بدل شده که در آن، نسل جدید درس «زمانشناسی» و «امیدآفرینی» را که از توصیههای رهبری است، به صورت عملی میآموزد.
*موشکباران و شیشههای لرزان؛ ایستادگی زیر زیرنویسهای تهدید
محله لویزان و مناطق اطراف، در تیررس جدی دشمن بودند. خانم رضاییان روایت میکند که حتی رسانههای معاند مثل «اینترنشنال» با زیرنویس کردن نام مسجد محله، سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند. «تمام شیشههای مسجد زیر موج انفجارها میلرزید، اما نه من و نه بچههای بسیج، سنگر را خالی نکردیم.» آنها در کنار پخت و پز، فعالیتهای فرهنگی را هم فراموش نکردند؛ از برگزاری مراسم چهلم برای حضرت آقا گرفته تا اهدای پرچم به دختران نوجوان برای حضور در تجمعات. آنها ثابت کردند که حتی با امکانات صفر، وقتی اراده مردمی پشت کاری باشد، هیچ موشکی نمیتواند چراغ یک محله را خاموش کند. پایان پیام/#جنگ #رهبر_شهید #موشک 19:49 - 24 اردیبهشت 1405