شکست ترامپ در پکن؛ نظم هرمز جایگزین هژمونی آمریکا
سفر دوروزه «دونالد ترامپ» به پکن که قرار بود اوج فشار حداکثری و تثبیت سلطه فرسوده آمریکا بر نظم انرژی جهان باشد، در عمل به نمایشگاهی از افول راهبردی و اعتراف تلویحی واشنگتن به ناتوانی در برابر محور مقاومت تبدیل شد.
تحلیل میدانی از خروجی این سفر نشان میدهد که نه تنها وعدههای ترامپ برای مهار صنعت نیمهرسانای چین و کنترل مسیرهای انرژی محقق نشد، بلکه پکن با الهامپذیری از تاکتیکهای ارزانقیمت اشباع پدافندی ایران، طعم قدرت را چشید و حاضر به همراهی با کاخ سفید در قبال تهران نشد.در این تحلیل، ابعاد پنهان این شکست تاریخی و ظهور نظم هرمز را به عنوان الگوی جدید حاکمیت منطقهای و جهانی ورق میزنیم. ۱. پایان «فشار حداکثری» در کنار دیوار بزرگترامپ با فرض سلطه بر معادله انرژی و تکرار الگوی ونزوئلا پا به پکن گذاشت، اما واقعیت میدان چیز دیگری میگوید. چین که ناظر استراتژیک ناتوانی آمریکا در کنترل تنگه هرمز و آسیبپذیری لجستیکی ناوگان پنجم بوده، امروز بیش از هر زمان دیگر وابستگی واشنگتن به ائتلافهای شکننده را به رخ کشید.طبق تحلیلهای راهبردی، پکن در این سفر با درک این حقیقت که آمریکا به دلیل گرفتاری در باتلاق ایران توان تمرکز بر تایوان را ندارد، کارتهای فشار ترامپ را یکی پس از دیگری خنثی کرد. اعترافات تلخ ترامپ مبنی بر افول قدرت تحت بایدن، در واقع اعترافی ناخواسته به شکست ساختاری پروژه «آمریکا اول» در برابر اراده ملت ایران بود. ۲. ایران؛ معمار قدرت بازدارنده و اقتصاد بدون مرزدر حالی که دیپلماتهای آمریکایی در تلاش برای منزویسازی ایران بودند، تهران با هوشمندی تمام از تهدید تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای تدوین نظم نوین استفاده کرد. واقعیت میدان نشان میدهد: تنگه هرمز تنها بر روی دشمنان بسته است، اما مسیر همکاریهای اقتصادی با محور شرق باز نگه داشته شده است.
جمهوری اسلامی با اجرای راهبرد «نه شرقی نه غربی» در عین تعامل حداکثری با چین، توانست بازدارندگی دفاعی خود را به رخ بکشد. گزارشهای مستند حاکی از آن است که چین نه تنها درخواست آمریکا برای قطع همکاری نفتی را نپذیرفت، بلکه امتناع از باز کردن تنگه هرمز را تبدیل به یک برگ برنده برای اخذ امتیازات بازسازی و انتقال تکنولوژی کرد. جزئیات مستند: نفت در برابر آهن و فولادتحقیقات میدانی نشان میدهد که همکاری راهبردی تهران-پکن دیگر محدود به قراردادهای کلی نیست، بلکه وارد فاز عملیاتی و حسابشدهای شده که تمام معادلات تحریم را به چالش کشیده است:۱. شکاف در تحریمها (The Sanctions Gap): آمارهای انرژی نشان میدهد که چین علیرغم تحریمهای ریاضتی، روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت ایران را از طریق بنادر عظیمی مانند چینگدائو و ژوشان وارد میکند. این جریان عظیم پولی از طریق یک شبکه پیچیده و محرمانه هدایت میشود .۲. معامله کالا به کالا: برای دور زدن سیستم مالی تحت سلطه آمریکا، ایران و چین سازوکاری تقریباً تهاتری ایجاد کردهاند. منابع آگاه میگویند، پول نفت ایران از طریق نهادهای مالی خاص به حساب پیمانکاران چینی واریز میشود تا صرف ساخت پالایشگاه، فرودگاه و زیرساختهای حیاتی در ایران گردد . سفر اخیر ترامپ در واقع تلاشی برای مختل کردن همین چرخه حیاتی بود.۳. مهار لجستیک نظامی: در تازهترین اقدام راهبردی، ایران با اعلام ممنوعیت تردد هرگونه تجهیزات نظامی آمریکا در تنگه هرمز، خط حیاتی تدارکاتی پایگاههای عمدتاً آمریکایی در قطر و کویت را هدف گرفته است. این تصمیم عملاً به معنای **تنگتر شدن حلقه محاصره** بر علیه نیروهای فرامنطقهای است .
۳. سقوط پروژه «آزادی» و اضمحلال اعتبار آمریکاشکست عملیات «خشم حماسی» و به تبع آن کنار رفتن پروژه به اصطلاح «Project Freedom» برای گشایش نظامی تنگه هرمز، تصویر آمریکا را در غرب آسیا به شدت تخریب کرد . واقعیت عریان این است که عربستان اجازه استفاده از پایگاههای خود را نداد و متحدان منطقهای از ترس انتقامگیری موشکی ایران، از قطار آمریکا پیاده شدند."عملیات به من اعتماد کن رفقا شکست خورد"– این عبارت طعنهآمیز محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، خلاصهای از واقعیتی است که در پکن نیز تکرار شد .چین امروز به وضوح دیده است که آمریکا توان بازسازی و ورود تجهیزات پیشرفته از طریق دریا را در صورت بروز درگیری تمامعرض ندارد. این افشای نقطه ضعف، به پکن جسارت داد تا در مذاکرات با ترامپ خط قرمز خود در مورد تنگه هرمز را حفظ کند. ۴. نظم هرمز؛ جایگزینی برای جهان تک قطبیایران امروز در آستانه تصویب طرح «مدیریت هوشمند تنگه هرمز» در مجلس شورای اسلامی است؛ طرحی که بر اساس آن، آمدوشد هرگونه کشتی مرتبط با دشمن (از جمله رژیم صهیونیستی) ممنوع و حاکمیت کامل نظامی و امنیتی ایران بر این آبراه بینالمللی تثبیت میشود .این مدل از حاکمیت، برخلاف هژمونی آمریکایی، به دنبال بستن مطلق دروازهها نیست، بلکه به دنبال تعریف جدیدی از «همکاری امنیتی» است. همان گونه که کشتیهای چینی از تردد امن برخوردار هستند، هر کشوری که به دنبال احترام متقابل باشد از مواهب این امنیت برخوردار میشود. این الگو، سرآغازی برای پایان دادن به نظم مبتنی بر پایگاههای نظامی فرامنطقهای و آغاز عصر نظمهای منطقهای است.
خطر خدعه نظامی امریکابا این حال، نباید فریب سکون تاکتیکی دشمن را خورد. تحلیل روانی شخصیت ترامپ و منطق نظامی آمریکا نشان میدهد که واشنگتن ممکن است دست به خودکشی راهبردی زده و حمله مجددی را طراحی کند. عصبانیت آشکار ترامپ پس از دیدار با شی جین پینگ و ادعای مضحک «نابودی نظامی ایران» یک سناریوی از پیش طراحی شده برای فشار روانی است. اما ایران بیدار است و معادلهای که امروز در پکن رقم خورد، ثابت کرد که موازنه قدرت برای همیشه تغییر کرده است. آمریکا یا باید خروج شرافتمندانه از منطقه را بپذیرد و یا در باتلاقی عمیقتر از ویتنام و افغانستان فرو رود.نظم نوین در تنگه هرمز در حال متولد شدن است و جهان باید خود را با این واقعیت وفق دهد.#چین#آمریکا #ایران #تنگه_هرمز #محمدمهدی_مومنیها 17:38 - 25 اردیبهشت 1405