پاسخ امام خمینی به «اسرار هزار ساله» چه بود؟
در کتاب «خاطرات یادگار امام» از قول مرحوم حاج احمد آقا خمینی آمده که امام برای نوشتن این جوابیه، ۴۰ روز تمام جلسات درسشان را تعطیل کردند. آقای حسینی زنجانی هم میگوید امام آنقدر در آن ۴۰ روز مطالعه کردند، نخوابیدند و سختی کشیدند که چشم درد گرفتند و از آن موقع به بعد، یک عینک خاص به چشمشان میزدند...
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ ۴۷سالگی نظام جمهوری اسلامی شاید فرصت خوبی باشد برای یک حساب و کتاب شخصی. برای اینکه از خودمان بپرسیم در این حدود نیم قرن که از عمر انقلاب اسلامی گذشت، چقدر به عمق شناخت ما از شخصیت و افکار بنیانگذار این شجره طیبه اضافه شده؟ آیا ارادهای برای مطالعه کتابهای آن عالم بزرگ در ما وجود داشته؟ برای مثال، آیا از کشف ماندگار امام خمینی، چیزی شنیده یا خواندهایم؟... اگر شما هم جزو گروهی هستید که به این سؤالات پاسخ منفی میدهند، پس میتوانید به فهرست شنوندگان بالقوه پادکستی که از یادگار مهم امام در دهه ۲۰ میگوید، اضافه شوید. در آغاز چهل و هشتمین طلیعه انقلاب اسلامی، با ما در معرفی پادکست خلاصه کتاب «کشف اسرار» که به همت گروه «رادیو مناهج» تولید شده، همراه باشید.
برای مردم«بسیاری از کتابهای امام، کتابهای تخصصی است؛ یعنی بحثهای فقهی، فلسفی و عرفانی کاملا تخصصی را مطرح میکنند که طلبههای با سابقه ۱۰، ۱۵ سال تحصیل در حوزه میتوانند محتوای آنها را متوجه شوند. طبیعتاً این دسته از کتابهای ایشان به درد عموم مردم نمیخورد. اما در میان آثار امام، کتابهایی هم وجود دارد که دایره گستردهتری از مخاطبان میتوانند از آنها استفاده کنند. یکی از این کتابها، کتاب «کشف اسرار» است.امام خمینی، کتاب کشف اسرار را در سال ۱۳۲۲ یعنی در ۴۰سالگی در پاسخ به شبهات مطرحشده در کتاب «اسرار هزار ساله» نوشتند. درواقع ایشان کتاب کشف اسرار را برای عامه مردم نوشتند چون مباحثی که در این کتاب مطرح میشود، مسائلی بوده که عموم مردم در آن مقطع با آن دست و پنجه نرم میکردند و مورد سؤالشان بوده. اما جالب است بعد از گذشت 80سال، آن شبهات هنوز مطرح میشود و ذهن افراد جامعه بهویژه نسل جوان را درگیر میکند.»
وقتی نقارهخانه حرم امام رضا(ع) تعطیل شد!نماینده گروه «رادیو مناهج» بعد از توضیح چرایی انتخاب این کتاب برای تولید محصول صوتی برای امروز، گریزی هم میزند به اوضاع و احوال زمانهای که کتاب کشف اسرار در آن متولد شد و میگوید: «سال ۱۳۲۲ که امام این کتاب را مینویسند، زمانی است که رضاخان تبعید شده، محمدرضا شاه سر کار آمده و شیوه حکومت پهلوی تغییر کرده. مدل رضاخان، مدل حاکمیت زور و سرنیزه بود. رضاخان با طرح اشکالات روشنفکرانه نسبت به دین، میگفت: ملّاها، عامل عقبماندگی ما از اروپاییها هستند. اگر اینها را کنار بزنیم، ما هم مثل ملل اروپایی، متمدن میشویم. در دوران حکومتش هم با زور و خشونت، این نگاه را در جامعه پیاده کرد؛ حوزههای علمیه تعطیل شد، مجالس روضه و عزاداری اهل بیت(ع) ممنوع شد. حتی نقارهخانه حرم امام رضا(ع) چون یک اعلان از دینداری در جامعه بود، تعطیل شد. کشف حجاب، اجباری شد و...
اما وقتی پسر رضاخان به جای او نشست، شرایط تغییر کرد. نه محمدرضا شاه، خودش توان این قبیل کارها را داشت و نه اوضاع ایران و جهان، چنین اجازهای به او میداد. دنیا درگیر جنگ جهانی دوم و قحطی بود، اوضاع اقتصادی دنیا به هم ریخته بود و با مجموع این شرایط، صلاح نمیدیدند آن روش گذشته را ادامه دهند. اینطور بود که در دوره جدید، تصمیم گرفتند به حاشیه راندن دین را با روش دیگری پی بگیرند.حالا دقیقاً در این زمان که اوضاع کمی برای دینداران بهتر شده بود، فردی به نام «علیاکبر حکمیزاده» که فرزند یک آیتالله مشهور بود، کتابی به نام «اسرار هزار ساله» نوشت در نقد حوزه، روحانیت، دین و تشیع. او محتوای این کتاب را در دو شماره شهریور و مهر نشریه «پرچم» متعلق به «احمد کسروی» منتشر کرد و بعدها آن محتوا را به صورت منسجم و در قالب یک جزوه منتشر کرد.»*(«علیاکبر حکمیزاده»، نویسنده کتاب «اسرار هزار ساله»)
چو دزدی با چراغ آید...اما چرا امام خمینی فقط به کتاب اسرار هزار ساله پاسخ دادند؟ چرا این واکنش را نسبت به کتابها و سخنرانیهای امثال کسروی و شریعت سنگلجی نداشتند؟ میپرسم و محقق و گوینده پادکست کتاب «کشف اسرار»، در جواب میگوید: «آن چیزی که باعث شد حضرت امام و دیگر علما به کتاب کشف اسرار پاسخ بدهند، این بود که نویسنده این کتاب، خودش یک روحانی و از خاندان علم بود. پدر علیاکبر حکمیزاده، یکی از علمای برجسته قم به نام آیتالله شیخ «مهدی حِکَمی قمی» معروف به «حِکَمی پایین شهری» بود. اصلاً چون پدربزرگش اهل فلسفه و حکمت بود، خاندان آنها به «حکمی» معروف شدند. جالب است بدانید شیخ مهدی حِکَمی قمی، داماد آیتالله «سید ابوالحسن طالقانی» بود و این یعنی آیتالله «سید محمود طالقانی»، اولین امام جمعه تهران، میشد دایی علیاکبر حکمیزاده.
خود علیاکبر حکمیزاده، نویسنده کتاب اسرار هزار ساله هم، یک روحانی معمولی نبوده. آیتالله «سید حسین بُدَلا»، همحجرهای او در حوزه میگوید که حکمیزاده، شرحی بر کتاب «کفایة الاصول» آخوند خراسانی نوشته بود. و کسی شرح کفایه مینویسد که حداقل ۱۵، ۲۰ سال سابقه تحصیل در حوزه داشته باشد و استاد حوزه باشد. وقتی چنین آدمی کتاب مینویسد و شبهاتی درباره دین و تشیع مطرح میکند، امام تصمیم میگیرند جواب بدهند چون اینها دیگر حرفهای یک عده آدم بیدین و بیسواد نبوده.
وقتی آقا روحالله، ۴۰ روز جلسات درسش را تعطیل کرد!اما علاوهبر تصمیم شخصی امام خمینی، ایشان از طرف طلبهها هم برای این کار مورد درخواست قرار گرفتند. آقای حسینی زنجانی میگوید که ما رفتیم سراغ آیتالله حجت و گفتیم آقا باید جوابی به این شبهات داده شود. آقای حجت گفتند نه آقا. این، باطل است و باطل را اگر شما ترکش کنید، خودش از بین میرود. وقتی جواب نگرفتیم، رفتیم سراغ آقا روحالله. در خاطرات حاج آقا مهدی حائری، پسر حاج شیخ عبدالکریم حائری هم آمده که ایشان با گروهی از طلبههای فاضل حوزه، سراغ علما میروند که جوابیه بگیرند برای کتاب اسرار هزار ساله. حتی جوابی هم توسط یکی از علمای کاشان نوشته میشود اما چون جوابیه چندان قوی و خوبی نبوده، این گروه رایزنی میکنند که آن عالم کتابش را منتشر نکند و اجازه دهد جوابیه قویتری نوشته شود. آن جواب قویتر، میشود کتاب امام.
در کتاب «خاطرات یادگار امام» از قول مرحوم حاج احمد آقا خمینی آمده که امام برای نوشتن این جوابیه، ۴۰ روز تمام جلسات درسشان را تعطیل کردند. آقای حسینی زنجانی هم میگوید امام آنقدر در آن ۴۰ روز مطالعه کردند، نخوابیدند و سختی کشیدند که چشم درد گرفتند و از آن موقع به بعد، یک عینک خاص به چشمشان میزدند.»
پاسخ به نویسندهای که حرفهایش را از شترچرانهای ریاض گرفته بود!حتما شما هم مشتاق شدهاید بدانید کتابی که امام خمینی یک چلّه برای نوشتنش، ترک درس و خواب و استراحت کردند، دقیقاً چه محتوایی در اختیار مخاطبان قرار میدهد. حجت الاسلام «عطا یاوری»، پژوهشگر تاریخ و کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی در این باره میگوید: «کتاب کشف اسرار، یک مقدمه خیلی مهم و ۶ گفتار دارد. امام در مقدمه کتاب، به طور کلی حرفهای حکمیزاده را رد میکنند و در گفتارها، جزء به جزء به شبهات میپردازند. روش امام اینطور است که ابتدا متن سؤال و شبهه را از کتاب اسرار هزار ساله نقل میکنند و بعد، خودشان به آن سؤال و شبهه پاسخ میدهند.
حضرت امام در مقدمه، سابقهای از این ماجرا میگویند که آقا این حرفها، حرفهای وهابیت است اما خب اینها رویشان نمیشود بگویند ما این حرفها را از شترچرانهای ریاض گرفتهایم. اینها که فقط اروپا و غرب را میپسندند، ادعا میکنند این اشکالات درباره دین به ذهن خودمان رسیده درحالیکه قبلاً محمد بن عبدالوهاب اینها را منتشر کرده و علما هم جوابش را دادهاند. امام میگویند بزرگان وهابیت در یک مقطع، شبهاتشان را در فلان کتاب جمع کردند فرستادند نجف. یکی از علمای نجف هم در جوابشان، کتابی نوشت و برایشان فرستاد. بنابراین این حرفها قبلاً جواب داده شده ولی چون دوباره مطرح کردید، من دوباره جواب میدهم. امام میگویند اینها هم قرآن را قبول دارند، هم عقل را. من هم براساس قرآن و عقل به سؤالات و شبهاتشان جواب میدهم.
پس چرا مراسم سوگند رئیس جمهور آمریکا در کلیسا برگزار میشود؟امام خمینی در کتاب کشف اسرار، نکته جالبی اشاره میکنند که نشاندهنده یک تناقض در عقاید طرف مقابل است. حکمیزاده و همفکرانش معتقد بودند یکی از دلایل عقبماندگی جوامع اسلامی ازجمله جامعه ایران، این است که مردم مدام به دعا و این چیزها متوسل میشوند. امام در پاسخ میگویند که در همان قبله آمال شما - یعنی در جوامع غربی-، مردم خیلی دیندار هستند. حتی سردمداران این جوامع هم، خیلی مقید به دعا و مجالس مذهبی هستند. امام چند شاهد مثال هم میآورند و میگویند: من از مطلعین شنیدهام که بزرگان انگلستان و آمریکا، اول صبح کارهایشان را با مراسم دعا شروع میکنند.همین حالا هم اگر نگاه کنید، مراسم سوگند رئیس جمهور آمریکا در کلیسا برگزار میشود و حتی ترامپ، اولین کاری که میکند، به دیدار پاپ میرود. امام خمینی میگویند غربیها آنقدر جایگاه حضرت عیسی(ع) را رفیع میدانند که میگویند پسر خداست(البته ما چنین عقیدهای را قبول نداریم). یعنی همان جامعه غرب، دین و دعا را ارزش میداند اما شما دینداری مردم خودتان و دعا کردنشان را به تمسخر میگیرید.»
وقتی مینیبوسهای بین شهری، آخوندها را سوار نمیکردند«یکی از شبهات کتاب اسرار هزار ساله این است که توجه مردم به دین، کم شده. درواقع حکمیزاده میخواهد بگوید شما آخوندها آنقدر خرافات به دین اضافه کردهاید که مردم، دینزده شدهاند. امام در جواب او میگویند نه، علتش این نیست. وقتی استعمارگران میخواستند ثروت کشور ما را ببرند، میرزای شیرازی با یک فتوا جلوی آنها را گرفت. اینها دیدند تا وقتی علما و روحانیت هستند و میان مردم مقبولیت دارند، نمیشود ثروت این مملکت را برد. بنابراین شروع کردند در روزنامههایشان، کاریکاتور روحانیها را کشیدند، در شهر علیه آنها شایعه پخش کردند و با این کارها، شأن روحانیت را در میان مردم پایین آوردند.»
حجتالاسلام یاوری مکثی میکند و با اشاره به اینکه یکی از موضوعاتی که امام درباره آن روشنگری میکنند، چرایی دشمنی رضاخان و بهاصطلاح روشنفکران با علما و روحانیت است، میگوید: «امام خمینی در کتاب کشف اسرار میگویند میدانید چرا اینها اینقدر به علما حمله میکنند؟ چون فقط روحانیت میتواند جلوی اینها بایستد و مشتشان را باز کند. بقیه گروهها و اصناف، یا دفاع از دین را وظیفه خودشان نمیدانند یا پشتوانه علمیاش را ندارند. ولی علما میتوانند به شبهات جواب بدهند. به همین دلیل است که اینها برای اینکه مردم تنها شوند و راحت بتوانند جان و مال و ناموس مردم را تاراج کنند، تلاش میکنند مردم را از علما جدا کنند. اینطور بود که با طرح شبهات، شروع به تخریب وجهه علما در میان مردم کردند و کار را به جایی رساندند که مینیبوسهای بین شهری دیگر آخوندها را سوار نمیکردند!امام اینجا خاطرهای نقل میکنند و میگویند: برای خود من اتفاق افتاد که سوار ماشین بودیم که در مسیر، ماشین پنچر شد. خب آن موقع، جاده درست و حسابی نبود و لاستیک ماشینها زود به زود پنچر میشد. اما در آن میان، یک نفر از میان مسافران گفت: تقصیر این آخونده. نحسی این آخوند، ما رو گرفته که ماشین پنچر شده! امام میگویند: آقا، شما وضعیت را به اینجا رساندید، بعد میخواهید مردم، متدین بمانند؟»
چرا روحانیت، مانع قمهزنی مردم نمیشوند؟«در دو گفتار اول(توحید و امامت)، حضرت امام به چند شبهه بهاصطلاح دم دستی از طرف حکمیزاده جواب میدهند؛ مواردی مثل اینکه استخاره کردن، شرک است. گنبد و بارگاه ساختن برای اهل بیت(ع)، درخواست کردن از پیامبر و امام(بحث شفاعت) و سجده کردن بر مهر، همه اینها شرک است. در گفتار امامت هم به برخی شبهات ازجمله اینکه چرا اسم ائمه در قرآن نیامده، پاسخ میدهند. اما شبهات آنجا جدیتر میشود که حکمیزاده، روحانیت و جایگاهش در جامعه و در میان مردم را هدف میگیرد. امام این شبهات را در گفتار سوم(روحانی) جواب میدهند.»*(بخشی از کتاب «کشف اسرار - شبهه نشر خرافات - موضوع قمه زنی)
گوینده پادکست کتاب کشف اسرار، با اشاره به یکی از شبهات کتاب اسرار هزار ساله، میگوید: «برای مثال حکمیزاده، قمهزنی را مثال میزند و میگوید: امروز همه میدانند قمه زدن، خلاف شرع است. با این حال چرا یک ملّا جرأت ندارد مردم را از این کار باز دارد؟ برای اینکه میداند اگر چنین حرفی از دهانش بیرون بیاید، نانش سنگ خواهد شد... امام خمینی در جوابش میگویند: ...روحانی اگر نگفته قمه زدن حرام است، پس مردم از کجا فهمیدند؟! و اگر روحانی گفته و مردم از گفته روحانیها دانستهاند که حرام است، تکلیف روحانی در اینجا چیست و با چه وسیلهای باید [از این کار] جلوگیری کند؟ جز گفتن؟ ... ما که میگوییم همه باید کمک کنند تا روحانی نفوذ و قوه پیدا کند و روحانی را نباید کوچک کرد و از نظر مردم انداخت...
یعنی امام به زبان ساده میگویند میدانید دلیلش چیست که روحانیت نمیتواند جلوی قمهزنی را بگیرد؟ روحانیت، ابزاری برای جلوگیری از کارهای اشتباه ندارد غیر از گفتن. حالا چرا مردم، حرف روحانیت را گوش نمیکنند؟ چون شما در همه این سالها به اشکال مختلف، ارج و قرب روحانیت را کم کردید. تمسخرش کردید. به سرمایه اجتماعی روحانیت ضربه زدید و... اینجا امام خطاب به حکمیزاده میگویند: خود شماها هم که جایگاه و ارزش روحانیت را کم کردید، در جرم قمهزنی شریک هستید.»
چرا «کشف اسرار» تجدید چاپ نشد؟با تمام اهمیتی که کتاب کشف اسرار در روشن کردن ذهن مردم در دهه ۲۰ و پس از آن داشت، در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تجدید چاپ نشد. حجتالاسلام یاوری، چرایی این موضوع را اینطور توضیح میهد: «مرحوم آقای سید هادی خسروشاهی، محقق و اسلامشناس، در این باره میگوید که بعد از پیروزی انقلاب که با قیام سراسری مردم در حمایت از نهضت امام خمینی به ثمر رسید، امام با تجدید چاپ کتاب کشف اسرار مخالفت کردند. خب تصور کنید در شرایطی که ایمان و اعتقاد مردم در اوج است، شما بیایید کتابی منتشر کنید که در آن مثلاً نوشته آیا ساخت گنبد و بارگاه برای اهل بیت(ع)، شرک است؟! درواقع به نظر میرسد امام نگران بودند که در دهه 60 چاپ این کتاب به نشر آن شبهات کمک کند. به همین دلیل با تجدید چاپ آن موافقت نکردند.اما به نظرم در زمانه فعلی که شبهات دوباره در جامعه مطرح شده و به دلیل گسترش فضای مجازی، با شدت بیشتری به اذهان مردم بهویژه نوجوانان و جوانان پمپاژ میشود، اتفاقاً فرصت خوبی است برای مراجعه مجدد به کتابی مثل کتاب کشف اسرار. ما هم با همین نگاه، این کتاب را برای تولید پادکست انتخاب کردیم.»*(علیاکبر حکمی زاده در اواخر عمر)
کتابی که حکمیزاده را به خاک سیاه نشاند و آقا روحالله را به اعلی علیین برداما کتاب کشف اسرار امام خمینی در زمانه خودش چه اتفاقاتی را رقم زد؟ شاید شما هم کنجکاو شده باشید از بازخوردهای این کتاب و از سرنوشت علیاکبر حکمیزاده بدانید. صحبتهای پایانی محقق و گوینده پادکست کتاب کشف اسرار، پاسخ به همین سؤالات است: «آقای بُدَلا میگوید: «کتاب کشف اسرار، حکمیزاده را به خاک سیاه نشاند و آقا روحالله را به اعلی علیین برد.» برخلاف امام خمینی که با نوشتن این کتاب، در ۴۰ و چند سالگی، جایگاه رفیعی در حوزه و در میان روحانیت پیدا کردند، علیاکبر حکمیزاده، سرنوشت متفاوتی پیدا کرد. بعد از اینکه احمد کسروی در اسفند سال ۱۳۲۴ در ساختمان کاخ دادگستری تهران توسط گروه فدائیان اسلام ترور شد، حکمیزاده که هممسلک او بود، از ترس جانش پنهان شد و دیگر کسی او را ندید.*(«خدایار حکمی زاده» در مرغداری و در حالی که عکس پدرش را در دست دارد)
گذشت تا چند سال قبل که آقای رسول جعفریان - پژوهشگر تاریخ اسلام که خودش هم کتابی با عنوان «علیاکبر حکمیزاده در چهار پرده» دارد -، خبر جدیدی از سرنوشت حکمیزاده منتشر کرد. جعفریان که در مراسمی به طور اتفاقی یکی از اقوام حکمیزاده را میبیند، از طریق او مطلع میشود پسر حکمیزاده هنوز در قید حیات است و از طریق همین واسطه به دیدار «خدایار حکمیزاده»، پسر علیاکبر حکمیزاده میرود.القصه مشخص میشود علیاکبر حکمیزاده، نویسنده کتاب اسرار هزار ساله، بعد از اسفند ۱۳۲۴ به کرج و ساوجبلاغ میرود و با کنار گذاشتن کار دینی، زمینی میخرد و مشغول کار کشاورزی و مرغداری میشود. بعدها گویا یک مدرک مکاتبهای هم از آمریکا در این زمینه میگیرد و ازآنجاکه اهل نوشتن بوده، اولین مجله دامداری ایران را هم راه میاندازد.
سرنوشت عجیب و قابل تاملی است. حکمیزاده تا سال ۱۳۶۶ زنده بود و در تمام این سالها در ایران زندگی میکرد. او ۹سال پایانی عمرش را در شرایطی گذراند که نظام جمهوری اسلامی در ایران برپا شده بود؛ آن هم به رهبری عالمی که حدود نیم قرن قبل به شبهات او جواب داده بود. اینطور بود که حکمیزاده، تشکیل حکومت توسط ولی فقیه براساس قوانین اسلام را که غیرممکن میدانست و این را در کتابش هم ذکر کرده بود، به چشم دید...»*پادکست خلاصه کتاب «کشف اسرار» را از اینجا بشنوید:
17:02 - 25 بهمن 1404