تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌ایلیا‌
ا

ایلیا

@user1709101056156228939
Iraniri
تاریخ پیوستن: آبان 1400

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi8 ساعت پیش

تفاهم ‌نامه باید «تفهیم ‌نامه» باشد

وظیفه ما در مقابل خون شهدای دنا و کودکان میناب چیست؟ اصلی‌ترین کار این است که در سطح بین‌المللی اجازه ندهیم این جنایات به فراموشی سپرده شود. مثلا وقتی دوستان می‌روند سر میز مذاکره می‌نشینند، از موضع قدرت مذاکره کنند. یعنی اگر میان ما و آمریکا تفاهم‌نامه‌ای هم امضا می‌شود، این تفاهم‌نامه درواقع باید …نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi22 خرداد 1405

درجه مال آبگرمکنه، من نگهبان وطنم

نگاهم که به کلاه جدیدش افتاد، گفتم: اِ... روی نقاب کلاه‌های قبلی، این طرح گندم نبود. چرا این طرح رو زدن؟ آقا مجید که می‌خواست این بار هم با یک جواب سر بالا قضیه را ختم کند، گفت: لابد برای قشنگی. اما پدرم با سابقه یک عمر نظامی‌گری، گفت: نخیر! این طرح کلاه رو برای فرماندهان ارشد می‌زنن. با تعجب به آقا…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi11 خرداد 1405

امام حسین(ع) گفت: خونخواه «آرمان» و «روح‌الله»، من هستم

شهید آرمان و شهید روح‌الله، رفته بودند محضر امام حسین(ع). امام حسین(ع) وقتی این دو شهید را دیدند، از ناراحتی سرشان را پایین انداختند. می‌خواستند چیزی از آنها بپرسند اما این کار را نکردند و فُطرُس که کنار ایشان ایستاده بود، شروع به صحبت کرد...فطرس از طرف امام حسین(ع) از شهید علی‌وردی و شهید عجمیان پر…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi9 خرداد 1405

پرچمداری با قرآن اهدایی رهبر شهید

«آن اوایل، یکی از خادمان پرچم، افرادی که برای پرچمداری به چهارراه می‌آمدند را با یک هدیه خاص، غافلگیر می‌کرد. او انگشتری که از رهبر شهید هدیه گرفته بود را در آن یک ساعت به آنها امانت می‌داد. اینطور بود که تعدادی از همشهریان، توفیق پیدا کردند با انگشتری که آقا با آن نماز خوانده بودند، پرچمداری کردند.…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi3 خرداد 1405

چرا امام گفت «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؟

«خرمشهر را خدا آزاد کرد»، یک شعار تبلیغاتی نبود. این برای ما، تحقق وعده خدا در قرآن بود. خدا خودش به ما وعده داده‌ بود که من ته دل دشمنانتان را خالی می‌کنم و آن‌ها به‌راحتی تسلیم می‌شوند. این فقط مختص آن روز نبود ها. خدای سوم خرداد 61، خدای امروز هم هست. شاهدش، پیروزی‌های بزرگی که در جنگ رمضان به دس…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi30 اردیبهشت 1405

کارکرد ویژه پرچم در دیدارهای استانی شهید رئیسی چه بود؟

هیچ‌وقت راضی نشد برای سید علی و نظام جمهوری اسلامی، هزینه بسازد؛ حتی به قدر چند جمله در دفاع از حقانیت خودش. سید ابراهیم شهید، یکی از صادق‌ترین‌ها بود. یکی از همان‌ها که پاداش یک عمر جهاد و خدمت بی‌ریایش را با پیشمرگی مقتدایش گرفت. یکی از همان سربازان خوشبختی که نه در حرف، بلکه در عمل، جانفدای رهبرش…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi29 اردیبهشت 1405

لرزاده ساخت، خامنه‌ای شهید محافظت کرد، خامنه‌ای جوان ارتقا داد

درست در شرایطی که بعد از هشتاد روز از شهادت حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ایام بزرگداشت فردوسی رسیده بودیم و همه با دریغ و افسوس داشتند از جای خالی رهبری می‌گفتند که نسبت به زبان و ادبیات فارسی، دغدغه‌مندترین بود، انتشار پیامی از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi23 اردیبهشت 1405

جوانان گمنامی که روی قطعات موشک‌های ایران، یادگاری می‌نویسند

می‌دانستیم آن پره‌هایی که با آنهمه دقت و ظرافت روی آن قطعه آلومینیومی کار می‌کنیم و اسم‌هایمان را با عشق رویش می‌نویسیم، همان اول کار پرتاب موشک، ذوب می‌شود. با این حال، دلمان می‌خواست اسم‌مان روی آن قطعه باشد. کیف می‌کردیم که همان قطعه کوچک که برای عملکرد موفق موشک‌های ایران ضروری است را ما داریم م…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi21 اردیبهشت 1405

گلبرگ‌هایی که به «ماکان» جان دوباره داد

چهره ماکان که به مدد گلبرگ‌ها و رنگ‌ها آرام‌آرام روی بوم جان می‌گرفت، تپش قلبش تندتر می‌شد. کار که به نقطه پایانی رسید، نه در مقام استاد نقاش که در مقام پدر، دست‌هایش لرزید. مردد بود در چسباندن آخرین گلبرگ روی بوم. دلش پیش دل پدر و مادری بود که حتی به اندازه همین گلبرگ گل هم، نشانه‌ای از پسر کوچولوی…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi15 اردیبهشت 1405

وقتی ۲۸ هزار اثر انگشت، به مظلومیت «ماکان» شهادت داد

به خاطر لطافت ماکان و ماکان‌ها در مدرسه شجره طیبه میناب، دلم می‌خواست چهره او را با نصب گلبرگ‌های گل و با استفاده از تكنیك تكه‌چسبانی(كلاژ) روی بوم نقش بزنم اما برای اینکه دوست داشتم تعداد زیادی از مردم شهرم در خلق این تابلو سهیم باشند، رفتم سراغ تکنیک اثر انگشت. در نهایت، ۲۸هزار اثر انگشت روی تابلو…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi6 اردیبهشت 1405

راز خادمی شهید «کمال خرازی» در «خانه سیدها» چه بود؟

نقل است که آسید مهدی خرازی، پسرانش را اینطور دعا کرد که یکی از آنها روحانی شود، دیگری اهل سیاست، یکی هم پزشکی حاذق و آن دیگری، مرد بازار و تجارت. و همان شد که پدر صاحب‌نفس از خدا خواسته بود. از همه عاقبت‌بخیرتر هم، پسری شد که پا به عرصه سیاست گذاشته بود؛ «سید کمال خرازی» که با لباس شهادت به دیدار پد…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi2 اردیبهشت 1405

روزی که شیطان بزرگ، کینه «دنا» را به دل گرفت

همین‌که در بندر ریودوژانیرو برزیل پهلوگیری کردیم، شرکت معروف و باسابقه‌ای که قرار بود امور اداری ما را در بندر انجام دهد، جا زد و گفت:آمریکا اخطار داده که اگر ارتباطتان را با کشتی‌های ایرانی قطع نکنید، تحریم‌تان می‌کنیم...نگرانی ما خیلی زود رفع شد چون شرکتی که سفارت جایگزین کرد، کارها را به‌خوبی انج…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi30 فروردین 1405

تولد شما نه، تولد ماست آقا جان...

می‌گویند روز ۲۹فروردین، روز تولد شما بوده. اما خوب که نگاه کنیم، این روز و تمام روزهای زندگی شما، بهانه تولد آدم‌های زیادی در این آب و خاک بوده. عمر پربرکت‌تان که سهل است آقا جان، حتی شهادت شما هم برای خیلی‌ها تولد دوباره بوده. کم نبوده‌اند آدم‌هایی که در ۵۰روز گذشته، زیر بمباران بهت‌آور خبر شهادت‌ت…نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi19 فروردین 1405

روایت تکاور کلاه سبز ارتش از آزادی خرمشهر تا آزادی تنگه هرمز

خیلی‌ها از موضوع آتش‌بس، ناراضی‌اند اما این به معنای عدم موفقیت ما در جنگ رمضان نیست. به ماجرای تنگه هرمز نگاه کنید؛ ترامپ نه‌تنها نتوانست به اهدافی که کلی درباره‌اش لاف زده بود، برسد بلکه باعث شد ما مدیریت تنگه هرمز را هم به دست گرفتیم و در نتیجه آن، تحریم‌های ظالمانه‌ای که در تمام این سال‌ها علیه …نمایش بیشتر

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi13 فروردین 1405

فقط شهادت می‌توانست مادر را از آن خانه جدا کند

بعضی خبرها در عین تلخی گزنده‌ای که حقنه می‌کنند در گوش و کام و قلب مخاطب، زیر پوست جملات‌شان، ته‌مزه‌ای از شیرینی هم به جان شنونده و خواننده می‌نشانند! مثل خبر کوتاهی با تیتر «مادر شهید، شهید شد».

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi12 فروردین 1405

فکرش را هم نمی‌کردم روزی یک طلبه، خانه‌ام را جارو بزند!

شیشه تمام پنجره‌ها با موج انفجار موشک، کف اتاق ریخته بود. به خانم صاحبخانه گفتم: لطفا جارو‌برقی‌تون رو بیارید تا خرده شیشه‌ها رو جمع کنم. حاج خانم که غافلگیر شده بود، گفت: ای وای! نه حاج آقا. این چه حرفیه؟! گفتم: مادر! من توی خونه خودمون، ظرف هم می‌شورم. خیالتون راحت، بلدم...

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi10 اسفند 1404

من در چند قدمی شما بودم آقا...

از همه حسرت به دل تر منم. ‌من در چند قدمی شما بودم آقا. اما نچشیدم، حتی جرعه‌ای از عظمت دیدارتان را...

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi29 بهمن 1404

معلمی با چاشنی اغتشاشگری؟!

دوربین آقا معلم که در کلاس می چرخد، بیش از هر چیز، نگاه های پر از سؤال دانش آموزان معصوم و از همه جا بی خبر، جلب توجه می کند. لابد پیش خودشان دارند فکر می کنند: آقا داره درباره چی صحبت می کنه؟! اون ۴۰هزار نفر کی هستن؟!...

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi26 بهمن 1404

این هم سند دشمنی جمهوری اسلامی با کوروش کبیر!

همه چیز از فیلم کوتاهی شروع می‌شود که یک شهروند خوش‌ذوق در فضای مجازی منتشر کرده؛ شهروندی که بعد از مدت‌ها جست‌و‌جو، به یک سند مهم برای اثبات دشمنی جمهوری اسلامی با کوروش کبیر دست پیدا کرده...

ایلیا بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi25 بهمن 1404

پاسخ امام خمینی به «اسرار هزار ساله» چه بود؟

در کتاب «خاطرات یادگار امام» از قول مرحوم حاج احمد آقا خمینی آمده که امام برای نوشتن این جوابیه، ۴۰ روز تمام جلسات درس‌شان را تعطیل کردند. آقای حسینی زنجانی هم می‌گوید امام آنقدر در آن ۴۰ روز مطالعه کردند، نخوابیدند و سختی کشیدند که چشم درد گرفتند و از آن موقع به بعد، یک عینک خاص به چشم‌شان می‌زدند.…نمایش بیشتر