تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌مصطفی عباسي دزفولی‌
م

مصطفی عباسي دزفولی

@abasi19683379
iri
تاریخ پیوستن: اسفند 1402
@abasi1968337915 اردیبهشت 1405
فکر کنم امریکا روی مد شب ۱۴ ماه قمری حساب کرده بود تا شاید بتواند دوسه کشتی سبک را از لابلای سخره جنوبی خلیج عبور دهد چهارتا تبلیغ وهورا بکشد که ظاهر این مد هم جواب نداده دو کشتی گیر کرده وگرفتار شدند‌.
تصویر نمایه‌ی ‌سپاه نیوز‌
سپاه نیوزتایید شده

@sepahnews  •  15 اردیبهشت 1405

هشدار سپاه به شناورها در مورد تردد از تنگه هرمز

نیروی دریایی سپاه اعلام کرد: به تمام شناورهایی که قصد تردد از تنگه را دارند هشدار می‌دهیم؛ تنها مسیر ایمن برای عبور از تنگه هرمز کریدوری که قبلا از طرف جمهوری‌ اسلامی ایران اعلام شده می‌باشد و انحراف شناور ها به سایر مسیرها ،غیرایمن بوده و با برخورد قاطع نیروی دریایی سپاه روبرو خواهد شد.

نمایش گزارش


@abasi196833797 اردیبهشت 1405
آیا نمیشه یک خط لوله نفت از ایران ووافغانستان تا چین بکشید ،با یک قرارداد دراز مدت بدون تبادل دلار تا سالها خیالتان از تحریم راحته بشه مثل نوردسترسم ؟
تصویر نمایه‌ی ‌فاطمه صادقی‌
فاطمه صادقینشان رسمی فارس

@Sadeghi  •  7 اردیبهشت 1405

نفت ایران بدون نیاز به هیچ تنگه‌ای به چین می‌رسد

ایران نه‌تنها از خط محاصره آمریکا نفت خارج کرده است بلکه بدون نیاز به تنگه هم نفت خود را به چین می‌رساند.

نمایش گزارش


@abasi196833792 اردیبهشت 1405
دیدی دیگر به جنگ .دردوره اول ترامپ وقتی کنفرانس پاریس را پاره کرد لشکرخداوند درقالب کروناآمد دوسال پایانی او فلج شد مصرف نفت درجهان به شدت کاهش یافت.در دورجدید لشکرخدایی مقاومت آمد مصرف نفت به اجبار تنگه کاهش یافت یعنی خداوند با یک تیر دونشان زد، اول زانو زدن مستکبران، ودوم ،نفس کشیدن محیط زیست .

@abasi1968337928 فروردین 1405
انچه که باعث شد درمیان مذاکره کفار با مسلمانان ،پیامبر دست برتر را ایجاد کند،بسیج وبیعت رضوان بودبرای امادگی جنگی .دراین شرایط بایست ایران از ۲۷ میلیون جانفدا شکل عینی جنگی بگیردوانرا به رخ بکشد وبه این افراد ارایش نظامی دهدتا ترس وناامیدی در دل امریکا واسراییل شکل قطعی بگیردوامتیازات بیشتری بدهند.

@abasi1968337928 فروردین 1405
شباهت امروزرادرسوره فتح بخوانیدخداوند صلح حدیبیه رابه چنددلیل علی الرغم هیچگونه فتحی ویا حتی انجام مناسک حج، فتح المبین نامید۱-برطرف شدن تهمتها به پیامبر۲-ایجاد توازن قدرت برای اولین باربین کفار ومسلمانان وحتی ایجاد ترس عمیق درکفار۳_ایجاد تبلیغ اسلام وگرویدن مردم به آن.این صلح کلید فتح خیبرومکه شد.

@abasi1968337927 فروردین 1405
مواظب باشید شیوه ودکترین امریکا حمله است تا زمانی که جنگ قفل شود سپس تقاضای آتشبس وصلح میکند.بعد از مدتی دوباره حمله میکند واین روش را مکرر ادامه میدهد .همانگونه که سرخپوستها را نابود کرد ،همانگونه که اسراییل خودرا توسعه داد .لذا هیچوقت به امریکا اعتماد نکنید وخودرا بسیار قویتر از جنگ قبل مهیا کنید.

@abasi1968337921 فروردین 1405
بعد از اینهمه شرایط سخت تحریم گرفته تاپولپاشی برای تفرقه وترور وخرابکاری ایجاد رسانه های شیطانی ومحاصره ایران با پایگاههای دشمن ازیکطرف ووفوری نعمت از انواع کالا وخدمات درکنار بنزین وگازوییل دوسنتی درمقابل بنزین دو دلاری در سرزمینهای تولید نفت بعضیها هنوزمعجزه را نفهمیده اندو گوساله سامری میپرستند

@abasi1968337919 فروردین 1405
موضوع مهم اینست انها ممکن است برای حمله به سواحل وجزایر ایران لازم بدانند تا تعداد کشتیهای را کاهش داده تا از اسیب به اموال متحدان خود جلوگیری کنند لذا وجود کشتیها میتواند برای ایران یک سپر باشد پس ایران به ازای هر کشتی ورودی، مجوز خروج فقط یک کشتی را صادر کند تا تعداد پایان دوهفته ثابت بماند

@abasi1968337919 فروردین 1405
هشیار باشید در خروج کشتی وورود کشتی به تنگه هرمز در این دوهفته بایست یک تعادل برابر برقرار شود تا در پایان دوهفته وضعیت تعداد کشتی ثابت بماند چون ممکن است هدف انها خالی شدن خلیج فارس از کشتیهاست که ممکن است در تهاجم بعدی آسیب ببینند.

@abasi1968337912 اسفند 1404
.
ایده و راهکار

جنگ چریکی با نفوذ در اراضی اشغالی

تنها جنگ هوایی پایان دهنده نیست بلکه نفوذ به خاک اسراییل حداقل از طریق جنگهای ضربتی و محدود با مشخصه چریکی میتواند علاوه بر از کار انداختن مراکز نظامی ،ایجاد وحشت واضطراب در جامعه اسراییل عنان مدیریت را از دستشان خارج کند. با توجه به عرصه بسیار کوچک اسراییل برای جابجایی سریع نیرو از مرزهای کرانه باختری ،لبنان ،سوریه از یک طرف و جامعه بزرگ داوطلب کماندویی در مسلمانان که الان خونشان به جوش امده بهترین زمان شروع چنین تاکتیک می‌باشد. موضوع پیشنهاد نفوذ زمینی پارتیزانی وچریکی به خاک اسراییل برای نابودی زیرساختهای نظامی وایجاد دلهره ووحشت در جامعه اسراییل است .این کار را میتوان از سوی لبنان وسوریه واراضی دیگر انجام داد.مادامیکه جنگ به داخل زمینهای اشغالی کشیده نشود احتمال بازسازی وتجهیز وادامه جنگی دیگر وجود دارد .

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح


@abasi1968337920 فروردین 1402
مطالبه

علت گرانی و راهکار مبارزه با آنها

آنچه که بیشتر از هر دلایلی موجب گرانی و تورم می‌شود در دو مطلب می‌شود خلاصه کرد: یکی آزادی عمل در نرخ‌گذاری تولید مواد اولیه و دوم خام فروشی ارز و سکه توسط دولت. ۱کارخانجات تولید کننده مواد اولیه همانگونه که رهبر انقلاب هم اشاره کرد به واسطه اینکه دولت به ارز صادراتی فروش محصولاتشان با عنوان نیمایی وابسته است ازیک طرف وتولید انحصاری ووابستگی شدید سایر کارخانجات به آن‌ها، از آزادی عمل ورانت بزرگی برخوردار بوده لذا با توجه به خصوصی شدن ویا خصولتی بودن آن‌ها موجب سواستفاده هیئت مدیره آن‌ها در تعیین نرخ محصولات خود شده است. این واقعه را شما طی چند سال گذشته به وضوح در کارخانجات تولید شمش فولاد و پتروشیمی‌های تولید مواد اولیه مشاهده می‌کنید. بنابراین آن‌ها با بهانه‌تراشی مانند افزایش قیمت ارز و سکه بدون کمترین هزینه اقدام به افزایش قیمت خود می‌کنند. و می‌بینید وقتی دلار از کانال ۲۸.۵ نیمایی وارد کانال ۵۰ هزار تومان شد شمش آهن از ۱۲ به ۲۲ می‌رسد و این درحالیست که نه قیمت سنگ آهن نه دستمزد کارگر افزایش یافته و نه گاز و برق یارانه‌ای آن‌ها حذف شده واصولا سایر هزینه‌های آن‌هانیز به دلار ارتباطی ندارد. لذا باسود‌های نجومی، موجب یک تورم حبابی در مواد اولیه می‌شوند. لذا چون سایر کارخانجات به آن‌ها وابسته هستند به ناچار نرخ خود را افزایش می‌دهند مثلا ورق آهن از کیلویی ۳۰ به ۶۰ هزارتومان می‌رسدیا میل گرد از ۱۵ به ۳۰ میرسد واین درتولید محصولی مانند خانه و یخچال وغیره اثر می‌گذارد. با سرایت این تورم حبابی به سایر بخش‌های تولیدی و خدمات، به بازار وحتی مردم عادی سرایت کرده وهرکس صاحب اجناس مغازه و ملک واتومبیل وغیره است خود تعیین نرخ می‌کند وهرچه تیغش ببرد. لذا می‌بینیم نهایتا مالکین در تعیین نرخ اجاره خانه بسیار آزادانه عمل می‌کنند. به همین دلیل کارخانجات ویا کارگران وکارمندان ومستمری بگیران که نرخشان دستوریست از قافله عقب می‌مانند. ایجاد تورم حبابی وسرایت به سایر بخش‌ها کم کم به تورم حقیقی تبدیل می‌شود می‌بینید لذا وقتی ارز کاهش یافت، نرخ‌ها کاهش نمیاد واین سیکل ادامه میابد. وهمه اینها برمی‌گرددبه خشت اول که کج گذاشته شده. لذا بعید نیست که سهامداران کلان این کارخانجات خود با اقدام عمدی در نرساندن ارزنیمایی به بانک مرکزی و فرستادن افرادی برای جمع آوری ارز اسکناس دربازار وهمزمان با کاهش عمدی عرضه محصولات خود به بورس وکمتر از نیاز داخلی، موجب به افزایش نرخ ارز شوندتا بهانه افزایش نرخ محصولات خودرا بتراشند. واین کار را معمولا هنگامی که بهانه اغتشاش ویا شکر آب شدن مذاکرات برجامی حادث می‌شود، انجام میدهندتا گناه آنرا سر مسئله دیگر بیندازند. لذا گردن دولت ومردم حقوق بگیر همواره زیر تیغ رانت بزرگ آن‌ها خواهد بود. راه حل: برای حذف این رانت بزرگ. مجلس باید لایحه ایجادسامانه قیمت‌گذاری را براساس آنالیز هزینه وسود متعارف برای محصولات کارخانجات بخصوص صنایع مادر تصویب کند تا با اجرای آن، راه برای افزایش قیمت بی‌ضابطه مسدود شود. این روش قیمت‌گذاری نه دستوریست ونه دلبخواهی ونه سیاسی ونه دلارزدگیست. بلکه یک روش درست که هم تولید کننده وهم مصرف کننده حمایت می‌شودوجلو تورم حبابی مواد اولیه را میگیرد. ولذا با تصویب واجرای این سامانه ابزار اختلال درایجاد نرخ ارز توسط سهامداران کلان ازبین میرود. از طرفی دولت بایست تضمین واقعی برای عرضه به موقع ارز به بانک مرکزی ومیزان کافی عرضه محصول به بورس را نیز از هیئت مدیره آن کارخانجات اخذ کند. وبرای این تضامین به تعهدات اخلاقی بسنده نکند چون اقتصاد اخلاق نمی‌شناسد وهرکس به فکر منافع خودش میباشد. ۲ ارز و سکه هر دو سرمایه و پشتوانه مملکت هستند و اگر قرار باشد به جز واردات کالاهای اساسی هزینه شود بایست درمسیر عمران وتولید هزینه شود. متاسفانه دولت‌ها درک درستی از ارز وسکه ندارند وفکر می‌کنند چون مردم ریش وقیچی رادست آن‌ها داده‌اند هرکاری با آن می‌توان انجام دادلذا یکی از بدترین روش‌ها وتورم زاودلال آفرین روش توزیع ارز وسکه به شکل مستقیم به مردم است. به عبارتی سرمایه‌ای که بایست ابتدا درعمران وتولید صرف میشد ابتدا به دست کس وناکس بخصوص دلالان وقاچاقچیان ارز وسکه افتاده بعد تولید کننده برای بدست آوردن آن به دنبال دلال‌ها بدود. لذا می‌بینیم به واسطه متمول بودن وکثیر شدن دلال‌ها، احتکار وکشف قیمت توسط آن‌ها صورت می‌گیرد. راه حل: اگر دولت می‌خواهد ارز وسکه را برای اهدافی همچون کسب ریال ویا جمع آوری نقدینگی ویا رفع نیازبازار ویا تنظیم نرخ ارز وسکه عرضه کند بهترین کار ابتدا، هزینه آن در بخش عمران وتولید به شکل اعتباریست. به عبارتی دولت بابت بدهی خود به عمران ساز که مجری پروژهای عمرانی مانند اتوبان وریل ومترو وسد وغیره ویا تولید کنند گندم وسویا ودارو غیره معادل ریالی وبه میزان ارز وسکه مورد نیاز بازار به آن‌ها اعتبار ارزی وطلا بدهد بعد به نیابت از آن‌ها اقدام به فروش ارز وسکه نماید. به مفهومی دیگر دولت بخشی از اعتبار خودرا که به شکل ارز وطلا میباشد به شکل اعتباری بابت بدهی خود به عمران ساز وتولید کننده واگذار می‌کند تا آن‌ها با دلگرمی از اینکه دارای پشتوانه ارزی و طلایی هستند منتظر ریال نمانده وبا دلگرمی کارخود را ادامه دهند. بعد بانک مرکزی به شکل نیابتی برای کسب ریال اقدام به فروش ارز وسکه برای کسب ریال کند. این کار چند مزیت دارد ۱-دولت مطمئن می‌شود ابتدا به ساکن ارز وسکه را درجهت عمران وتولید هزینه کرده است ۲-با ارز وسکه کالا ومحصولی با دوام وماندگار مانند مترو وسد واتوبان خریده که به جز خدمات درآمدزا نیز می‌باشند ویا محصولی استراتژیک مانند گندم ودارو داخلی خریده است ۳-مردم ودولت مفهوم ارزش سکه وارز را با هزینه آن درخرید لمس می‌کنند مثلا می‌فهمند که با یک دلار ویا یک سکه چه میزان گندم می‌توان خرید وقیمت‌گذاری دلالی ازبین میرود ۴-نیاز بازار به ارز وسکه از مسیر عمران وتولید می‌گذرد نه خام فروشی ۵-دولت‌ها معمولا وقتی ارز وسکه را جهت بدهی خود بدون اعتبار بخشی به عمران ساز وتولید کننده می‌فروشند وبه ریال تبدیل می‌کنند به جای هزینه در عمران وتولید درجای دیگر خرج می‌کنند وبرای همین از برنامه توسعه ششم ۷۵ درصد عقب می‌افتند. ولی با اینکار مالک اصلی ارز وسکه مشخص ودولت قادر به دخل وتصرف آن نخواهد بود مکلف است عین ریال ارز وسکه فروخته شده را به صاحبان آن بپردازد ۵-اعتبار ارزی وسکه نزد عمران ساز وتولید کننده موجب جذاب شدن کار آن‌ها وتولید واشتغال می‌شود.


@abasi1968337914 آبان 1401
ایده و راهکار

ایده پرداخت حقوق به شکل ترکیبی از ریال، سهام و ارز

بنده در این ایده نوعی پرداخت ترکیبی حقوق و یا مستمری شامل ریال، سهام بورسی و ارز برای حقوق ومستمری بگیران پیشنهاد خواهم کرد که بدین شرح می‌باشد. ایجاد تورم چند دلیل دارد یکی افزایش نقدینگی است که بخشی از آن افزایش حقوق و بخشی دیگر پرداخت ریالی پروژه‌های ملی و عمرانی می‌باشد. دلیل دیگر اختلاف طبقاتی است که طبقه مرفه و با درآمد بالا به دلیل قدرت خرید بیشتر و با حداقل چانه زنی نوعی نرخ‌شکنی قیمت‌ها را رقم می‌زنند و اغلب باعث تورم حبابی می‌شوند. چون یکی از مراجعه عموم به کشف قیمت، معاملات انجام شده است کافیست یکی، دو معامله توسط یکی از افراد متمول صورت گیرد و ملاک قیمت سایرین قرار گیرد. برای کنترل این دو موضوع بنده این راهکار را بیان می‌کنم. اول پرداخت حقوق به شکل ترکیبی شامل ریال، سهام بورس و ارز در بخش حقوق بگیران چه شاغل و یا بازنشسته مستمری بگیر بایست یک رقم زیر خط فقر متناسب با فرد با توجه به افراد تحت تکفل بیکار، مالک یا مستاجر بودن دارای اتومبیل و فاقد اتومبیل و شهری که زندگی می‌کنند در نظر گرفت بعد به این مبلغ مثلا 25 درصد اضافه کرد. مثلا فرض کنید برای یک شاغل با خانواده 4 نفره درکرج خط فقر ده میلیون تومان باشد وبا اضافه کردن 25 درصد می‌شود 12.5 میلیون تا این سقف هر کس مساوی یا کمتر از آن حقوق دریافت می‌کند به ریال پرداخت گردد و مازاد آن به شکل سهام بورسی و یا کیف ارزی پرداخت شود. چنانچه شخص نیاز به ریال داشته باشد خود می‌تواند آن را بفروشد. مزیت این پرداخت در چند مورد است اولا بخشی از حقوق حتی در مدت کوتاهی وارد چرخه بورس می‌شود. دوما افراد دارای ارز به عموم توسعه می‌یابد و این تکثیر افراد که خیلی‌ها خواهان تبدیل به ریال آن هستند نوعی جو روانی ایجاد می‌کند که باعث کاهش قیمت دلار با توجه به هجمه فراد متقاضی فروش می‌شود. سوما دلالی ارز خارجی از یک عده خاص که به نوعی از ارزهای اعلامی دولت استفاده می‌کنند تا در بازار آزاد بفروشند به دلیل کثرت مالکان ارز کاهش می‌یابد به عبارتی بین قیمت ارز به اصطلاح دولتی یا نیمایی با بازار آزاد تفاوت به حداقل و گاه ممکن است منفی شود. چون این بخش از حقوق شامل افراد با حقوق بالا می‌شود هدایت سرمایه گذاری دربورس می‌تواند فرض چه کنم چه نکنم با پول را دفع و راه جدید و بهتری را برای شخص ایجاد کند. به عبارتی چون این افراد حقوق بالا می‌گیرند و آن را به سمت بازار غیرمولد مانند ملک، دلار و سکه و یا بانک‌های بنگاه‌داری سوق می‌دهند با این روش یک جهت‌دهی درستی به سرمایه آنها خواهد داد و حقوق‌بگیر با شخص حقوقی و کارگزار بورس مستقر در آن اداره برای خرید و فروش در ارتباط خواهد بود و تمام خدمات از طریق کارگزار اداره صورت می‌گیرد. لازم به ذکر است چون تراکنش‌ها ریالی می‌باشند در بخش پرداخت ارزی به شکل کیف پول بوده و شخص در صورت لزوم برای تبدیل به ریال بایستی صرفا به بانک و یا صرافی مراجعه کند. این کار بخصوص برای مستمری‌بگیران بازنشسته سازمان تامین اجتماعی با حقوق بالا که مالک بسیاری از کارخانه‌جات ارزآور و بورسی است به شکل راحت‌تری قابل اجرا می‌باشد و همین سبب خواهد شد که مشکلات افزایش حقوق سالانه با مخالفت دولت قرار نگیرد چون بیشتر دغدغه دولت رشد نقدینگی از بابت افزایش حقوق ریالی است. ذکر این نکته لازم است که در این پرداخت ترکیبی هر نوع ارز مازاد دولت یا آن بنگاه از دلار، دینار، لیر، یورو و غیره می‌تواند باشد. دوم در بخش پرداختی پروژه‌های ملی و عمرانی. همانگونه که می‌دانید بخشی از پرداختها به کارفرما، مشاور و پیمانکار در یک پروژه ملی و عمرانی به شکل ارز برای خرید تجهیزات و خدمات از خارج و بخشی دیگر به شکل ریال برای مصرف داخلی می‌باشد. حال اگر بخش دوم نیز تماما ارزی پرداخت شود آنگاه عوامل پروژه خود مبادرت به تامین ریال برای حقوق و دستمزد و خرید اجناس داخلی خواهند کرد و دولت مجبور به تزریق ریال با فروش ارز با پشتوانه و یا بدون پشتوانه نخواهد شد و کارمزدی هم از بابت فروش آن هزینه نخواهد کرد. چون در پروژه‌های عمرانی اغلب حقوق و دستمزد بالا می‌باشد مدیران حقوقی عوامل پروژه می‌توانند مانند مورد پرداخت ترکیبی عمل کنند. با این اقدام دولت ریال جدیدی وارد کار نمی‌کند بلکه برعکس ریالها با فروش ارز در بازار توسط عوامل پروژه جمع‌آوری می‌شود و جهت آن نیز به سمت عمران و آبادانی خواهد بود. در پایان باید گفت تکیه به ریال مطلق باعث بی‌ارزش شدن آن می‌شود و اگر کاری کنیم که سهام بورسی و ارز دنبال جذب ریال بروند آنگاه ارزش ریال بیشتر خواهد شد. اتفاقی که الان در مملکت رخ داده این است که ریال به دنبال ارز می‌رود و این یعنی بی ارزش شدن ریال.


@abasi196833797 اردیبهشت 1401
ایده و راهکار

راهکاری برای کمک به سامانه بارشی و مهار ریزگردها

شواهد نشان می‌دهد که ریزگردها علاوه بر آثار تخریبی در هوای پاک و کاهش دید و محصولات کشاورزی و غیره یک عامل تخریب و تضعیف سامانه‌های بارشی بخصوص سامانه بارشی دریای سرخ که به سمت کوههای زاگرس حرکت می‌کنند ایفا می‌کند همین امر باعث کاهش شدید بارندگی شده است. دلیل آن این است که هر سامانه بارشی بخصوص آنهایی که دارای رطوبت و ابرناکی متوسط و ضعیف از مبدا هستند برای تکامل ابرهای‌شان نیاز به رطوبت مسیر پیمایش بخصوص در نقطه جبهه یعنی محل برخورد کم فشار و پرفشار می‌باشد که باعث صعود رطوبت و ریزگردها به سمت بالا و تزریق محتویات به ابرها می‌باشد. وقتی این ریزگردها به صورت انبوه وارد سامانه شود رطوبت آن جذب و عملا تولید ابر متوقف می‌شود. برای یک بارش در منطقه حوزه فعالیت دریای سرخ که تا کوههای زاگرس میانی و جنوبی گسترش دارد منطقه تزریق رطوبت حاصل از تبخیر و تعرق اراضی جنوب جلگه خوزستان و جنوب شرقی عراق مثل جلگه دجله و فرات و بوشهر نقش رحم تولید ابر را به واسطه دمای بالا، توزیع یکنواخت باد، سطح زیاد وگسترده و یکپارچگی رطوبت خواه با آب شیرین در تالاب‌های مانند هورالعظیم و شادگان و خواه با آب شور که عمدتا ناشی از مد دریاست را ایفا می‌کنند. به عبارتی خیلی ملموس همان گونه که رحم مادر، محل رشد جنین است این اراضی کلیدی، رحم تولید ابر هستند و هیچ کجای دیگر به اندازه این اراضی نقش تزریق رطوبت بعد از دریا را به واسطه خصوصیات ذکر شده ندارد. اکنون به هر دلیلی این رحم آسیب جدی دیده بعضی مناطق مانند تالابهای هورالعظیم ویا شادگان خشک شده اند و بعضی از اراضی بسیار وسیع مانند اراضی شوره‌زار بین اهواز تا آبادان و ماهشهر و بندرهای گناوه تا بوشهر غیره با ایجاد موانع سازه‌ای از مد دریا و خشک کردن عمدی برای مصارف صنعتی و بعضا کشاورزی خشک شده و برعکس به کانون ریزگرد و در نتیجه ضد بارش تبدیل شده‌اند. شما نمی‌توانید به دلیل سرمای بیشتر اراضی بالادستی و عدم یکنواختی رطوبت دهی و بادشکنهای طبیعی راندمان بهتری از تبخیر اراضی پایین دستی برای تزریق به سامانه بدست آورید. وقتی یک سامانه از مبدأ خود مثلا دریای احمر حرکت می‌کند با ایجاد فشار کم، باد، وافزایش دما سرعت تبخیر را افزایش می‌دهد از طرفی حرکت صعودی هوا، باعث تزریق رطوبت به ابرها می‌شود. آنچه که در سدسازی و مصرف حقابه تالاب‌ها صورت گرفته و یا در ایجاد موانع مد دریا صورت گرفته، خارج کردن آب مولد و یا حذف سهم آبی است که می‌بایست در زمان خود یعنی ورود سامانه بارشی تبخیر و تبدیل به ابر و بارش در نقاط بالادست شود. و در عمل این چرخه با آسیب جدی به مؤلفه دوم بارش عملا تا حدود زیادی متوقف شده است. به نظر بنده در بارش از نوع سامانه و یا جبهه‌ای سه مولفه اصلی وجود دارد یکی خود سامانه خواه مدیترانه‌ای و یا احمری دوم مولفه تزریق رطوبت در مسیر برای افزایش ابرناکی، سوم ارتفاعات بلند مانند زاگرس و البرز. خوشبختانه هر سه مولفه از نعمات سرزمین ماست که کشورهایی مانند عربستان به دلیل نداشتن ارتفاعات یعنی مولفه سوم آسیب جدی دیده‌اند. در خصوص مولفه اول وسوم، فعلا کاری از دست بشر برنمی آید ولی روی مولفه دوم یعنی مهیا کردن رطوبت حاصل از تبخیر در اراضی کلیدی، بشر می‌تواند نقش اساسی چه در تخریب وچه در تکمیل وبازسازی ایفا کند. با توجه به تخریب این اراضی از لحاظ رطوبت‌دهی و در اصل صدمه به محل رحم رشد ابر، ما با کاهش بارندگی مواجه، و بارشهای خوب ما صرفا به سامانه اول پاییز که آن هم در زمانی است که به واسطه گذر فصل گرم، رطوبت زیادی در جو مسیر حرکتی سامانه ذخیره شده و یا سامانه‌های بارشی با رطوبت قوی و یا به کمک همرفتی دو سامانه با یکدیگر محدود شده و عملا سامانه‌هایی با رطوبت متوسط و ضعیف یعنی عمده بارش‌های بین دی تا اسفند را از دست داده‌ایم. لازم به ذکر است ابرهای باران زا که از ارتفاع دو کیلومتری تا حداقل 4.5 کیلومتری به ضخامت بیش از دو کیلومتری هستند به دلیل برودت هوا با شش دهم گرم در هر متر مکعب هوا، رطوبت به حالت اشباع و نقطه شبنم می‌رسند و از آن زمان است که به کمک هسته بارش و اضافه شدن رطوبت از سطح زمین کارخانه تولید قطره شروع می‌شود. و هر چه ارتفاع ابر بیشتر باشد به دلیل احتمال برخورد و جذب ملکول‌های آب بیشتر، قطره درشت‌تر خواهد بود. بنابراین آنچه که به باران تبدیل می‌شود در اصل و عمدتاً همان رطوبت تزریق شده از هوا به ابر است مگر اینکه خود سامانه رطوبت کافی از مبدا حمل کرده باشد که به ندرت اتفاق می افتد. حال چه باید کرد تا سامانه با رطوبت‌دهی تقویت شده و درصد احتمال بارش را بالا برد؟ روش‌هایی مانند دیپلماسی آب مثلا با ترکیه که حقابه دجله و فرات را رعایت کنند، تغییر الگوی کشت، مهار به روش خشک و یا نیمه خشک مثل درختکاری و توسعه مراتع با آب شیرین، تزریق حقابه هورالعظیم و شادگان و غیره گرچه بایست دنبال شود ولی وقتی مثلا حق آبه در مسیر حرکت تا رسیدن به مقصد مورد سرقت کشاورزان که حق هم دارند و یا کمبود آب شیرین برای درختکاری و یا به سختی رشد کردن گیاهان و درختان در اراضی شوره‌زار و یا عدم همکاری دولت‌های خارجی در تأمین حقابه روبرو می‌شویم خواهیم فهمید که ما بایست یک روش مستقل داخلی و کلیدی دیگری را بکار ببریم تا هم ریزگردها مهار شوند و هم رطوبت کافی به سامانه تزریق شود. چون اگر ما نتوانیم این کار را بکنیم نه تنها از بارش محروم می‌شویم بلکه رطوبت حمل شده از دریای احمر را نیز از دست می‌دهیم. برای فهم این موضع فرض کنید دو نفر می‌خواهند وانتی را که بیش از سه تن وزن دارد حرکت دهند اگر زور این دو نفر کفایت یک تن یا 1000 کیلو را بدهد، عملا انرژی آنها هدر می‌رود و هر چقدر هم تلاش کنند وانت حرکت نمی‌کند ولی اگر دو نفر دیگر اضافه شود وانت حرکت می‌کند و تمام انرژی آنها به ثمر می‌نشیند. در اصل ما با تزریق رطوبت از رطوبت حمل شده نیز بهره خواهیم برد. از طرفی همان گونه که در زمان جنگ ما نمی‌توانیم جلو پرواز جنگنده‌های دشمن را از خاک خودشان بگیریم و ناچاریم با نصب پدافند در مرز به مقابله با آنها قرار بگیریم، بایست پدافند رطوبتی افشانی خود را در اراضی قابل دسترس خودمان و اگر شد در عراق کامل کنیم تا آنها را به کمک بارش در هوا شکار کنیم. ابتدا به ساکن مطالعه و محاسبه میزان رطوبت مورد نیاز سامانه، شدت تبخیر در اراضی کلیدی، سطح مورد نیاز و غیره بایست مورد محاسبه قرار گیرد کمبود اراضی تزریق با توجه به وضعیت موجود محاسبه شود سپس به کمک پهن کردن آب زهکشهای منطقه مثل کانالهای عظیم زهکشهایی مانند دشت آزادگان و غیره و یا استفاده از آب دریا با عمق کم و سطح مورد نیاز در بخش‌های خشک شده تالاب‌ها و اراضی شوره‌زار به صورت مهندسی شده و تفکیک بخش شیرین موجود از شور، به کمک مرزبندی خاکریزهای تراکمی اقدام نمود. این اراضی عمدتا دارای رقومی نزدیک به سطح دریا و گاها پایین‌تر نیز می‌باشند و علاوه بر این فاصله نسبتا کوتاهی با دریا دارند. از طرفی رفع موانع مصنوعی تزریق مد به این اراضی با ملاحظات عدم آسیب به سایر بخش‌ها وتاسیسات می‌تواند بر وسعت بخشی این اراضی کمک کند. شاید در چند دهه قبل، نقش شوره‌زارهای مملو از آب شور این اراضی برکسی مشخص نبود و همه فکر می‌کردند فایده این اراضی چیست و بایست با تغییر کاربری به آنها ارزش افزوده داد ولی در اصل این اراضی رحم تولید ابر بودند و از زمان تغییر آنها خشکسالی‌ها شدت گرفتند. لذا به مدیریت مهار ریزگردها پیشنهاد می‌کنم به عنوان کسی که در میدان عملیاتی پروژه‌هایی در خوزستان و به خصوص دشت آزادگان به مدت 25 سال کار کرده و شاهد ضخامت متوسط 70 سانتی‌متری ریزگردهای مناطق خشک شده هورالعظیم بوده به عبارتی حداقل 10000 تن ریزگرد برای هر هکتار ویا به وضوح با ورود سامانه بارشی و خیزش ریزگردها شاهد تخریب و گسست ابرها بوده توصیه می‌کنم مطابق گزارشات مدیریتی خودتان مثل منشا کانون‌های گردوغبار، روش‌های مقابله با ریزگرد، مطالعه میزان رطوبت مورد نیاز یک سامانه بارشی، ومیزان تبخیر منطقه بخصوص مطالعات منطقه ای بوشهر، روش مهار ریزگرد با اشباع آب در بخش‌هایی از تالاب‌ها که امیدی برای احیای آنها در آینده نزدیک نیست و یا بازپروری اراضی شوره‌زار با آب دریا و زهکشها مبادرت کنید و به شدت از تثبیت ریزگرد به روش خشک و یا نیمه‌تر مانند ایجاد بادشکن و درختکاری پرهیز کنید که راندمان آنها به مراتب پایین‌تر از روش تزریق آب دریا و زهکشهاست به عبارتی از این اراضی ارزش افزوده بسیار بهتری از درختکاری یا روش خشک می‌توانید تامین کنید. حتی می‌توانید با ایجاد دریاچه‌های پر از آب دریا با عمق کم در این اراضی به تولید شیلات بخصوص میگو پرداخته تا هم اشتغالزایی، مهار ریزگرد، وتولید رطوبت را با یک عمل انجام دهید. البته شاید تزریق آب شور به مناطق تالابی مورد اعتراض قرار گیرد ولی با استفاده از مرزبندی و تفکیک آنها و هدف نهایی این عملیات که تزریق آب شیرین پس از بهبودی بارش‌هاست و کار مهندسی دقیق این نگرانی برطرف خواهد شد. همچنین می‌توانید در ساعات محدود حرکت سامانه بارشی که معمولا بین ده تا 24 ساعت طول می‌کشد از قبل به کشاورزان توصیه شود که مبادرت به آبیاری سطحی از چند روز قبل و یا فعالیت همزمان آبیاری بارانی با سامانه برای تزریق هر چه بهتر رطوبت کنند که این کار نیز هر چند کم ولی تاثیر خواهد داشت. برای درک این موضوع بهترست تاثیر رطوبت به فضای کشت و صنعتهای نیشکر خوزستان همزمان با خیزش ریزگردها نگاهی انداخته وشاهد آثار ضعیف ریزگرد درهوای آنها نسبت به سایر نقاط خواهید بود.


@abasi1968337916 بهمن 1400
ایده و راهکار

ارائه راهکاری برای تخصیص ارز ترجیحی با بالاترین راندمان

بسمه تعالی دو اشتباه عمده باعث هدررفت بخش عمده ارز ترجیحی شد. اول آنکه این ارز به تجار و دلالان داده شد که جز در موارد اندک و یا جهت رانت خود مولد تولید محصول نهایی مانند مرغ و گوشت نبودند لذا مسئولیتی هم در قبال توزیع مناسب و یا راندمان نهاده در تولید نداشتند. دوم آنکه دولت هیچگونه مطالبه‌ای درست از راندمان نهاده خریداری شده به نسبت تولید در این سیستم ارزپاشی نمی‌کند. یعنی نمی‌داند آیا متناسب با نهاده وارد شده محصول نهایی مثل مرغ ارزان تولید شده یا خیر؟ همین دو عامل باعث شد که یا بخشی از نهاده در گمرک فاسد، قاچاق معکوس و توزیع به دامداری‌های صوری و یا بیشتر و یا کمتر از نیاز دامداری توزیع و یا سر از بازار سیاه در آورد. نتیجه آنکه مرغهای تولید شده با نهاده ارزان کمتر و مرغداریهای واقعی که با کمبود نهاده مواجه می‌شدند یا تعطیل و یا مجبور به تهیه نهاده از بازار سیاه و تولید مرغ گران می‌شدند همین عامل چند نرخی شدن مرغ و کمبود تولید شد. چون روش دولت راندمان پایینی داشت دولت مجبور به وارد کردن نهاده بیشتر و یا برای تنظیم بازار مجبور به وارد کردن مرغ یخی می‌شد علیرغم اینکه ارز به اندازه کافی و حتی بیشتر برای خرید نهاده اختصاص داده بود ولی با کمبود مرغ ارزان مواجه می‌شد. که همین امر باز به نفع تجار بود چون دولت مجبور به واردات نهاده و یا محصول نهایی می‌شد. راه حل براساس یک تجربه: در سال ۷۱ هفت طرح بزرگ نیشکر درسطح صد هزار هکتار در خوزستان آغاز گردید آن موقع یک نوع دلار دولتی ۷۰ ریال و قیمت سایر دلار رسمی و یا آزاد در طول اجرای طرح‌ها که ده سال طول کشید متوسط ۴۵۰ ریال بود. در آن شرایط ماشین آلات پیمانکاران خصوصی و دولتی اغلب فرسوده و یا از کار افتاده بودند و قادر به انجام امور زیربنایی این پروژه‌ها را از احداث کانال گرفته تا زهکش‌ها و تسطیح اراضی و سازه‌های بتنی نداشتند. لذا مقرر شد به ازای ۳ درصد از کارکرد صورت وضعیت دوره‌ای پیمانکار ارز ۷۰ ریالی جهت خرید ماشین آلات از داخل و یا خارج اختصاص یابد. به عبارتی اگر کارکرد پیمانکار طی دو ماه ۱۰۰ میلیون تومان تایید میشد ۹۷ میلیون تومان به شکل ریالی پرداخت و ۴۲۸۰۰۰ دلار معادل ۳ میلیون تومان ارز به او اختصاص می‌یافت. تا نسبت به خرید دستگاه‌هایی مانند بولدوزر، اسکریپر، ترنچر، از خارج ویا کمپرسی و تراکتور از داخل اقدام کند. این روش در کل پروژه‌ها با کمتر از صد میلیون دلار چنان انقلاب بزرگی در توانایی پیمانکاران ایجاد نمود که نه تنها سرعت زیادی به اتمام پروژهای نیشکر ایجاد کرد بلکه باعث هزاران پروژه کوچک و بزرگ درسطح کشور را به اتمام رساند و باعث اشتغالزایی در بخش پیمانکار و بهره برداری از پروژه‌ها و تولید محصولات شکر و نئوپان والکل وکاغذ و… غیره شد که یک منفعت پایدار بود. حال دولت می‌تواند در اختصاص صحیح ارز ترجیحی این بار به جای پرورش پیمانکار زبده و توانا تولیدکننده زبده و توانا با حداقل ارز پرورش دهد. به این شکل که ابتدا برای کم کردن مراجعین متقاضی ارز، یک سری تعاونی هم صنف منطقه‌ای مانند مرغداران گوشتی تهران و حومه، شامل کلیه مرغداری‌ها صنعتی، سنتی، خرد و کلان تشکیل و یک نماینده با حساب مشترک به جهادکشاورزی و بانک مرکزی معرفی نمایند. سپس بر اساس لیست تولید واقعی در یک دوره مثلا سه ماهه آن تعاونی که در درب مرغداری‌ها و یا کشتارگاه‌ها تهیه و تایید شده جهاد بوده به بانک مرکزی مراجعه و ارز متناسب با همان وزن تولید به حساب تعاونی اختصاص تا خود راسا نهاده را از خارج و یا داخل تهیه و بین اعضا تقسیم کند. در این روش دولت ارزی بابت وعده تولید و ظرفیت تولید نمی‌دهد. بلکه وزن و عیار جنس را می‌سنجد بعد ارز اختصاص می‌دهد. به عبارتی چشم مقابل چشم. با این روش تولید کننده تلاش به تولید و توسعه و اشتغالزایی می‌کند تا از موهبت ارز بیشتری برخوردار شود. او برای آنکه ارز خود را به عنوان سرمایه حفظ کند سعی می‌کند با سرمایه‌گذاری در تولید نهاده در داخل نهاده ارزان‌تری کسب کند لذا در این روش ارز به هدف اصلی خود یعنی حمایت از تولید ارزان، عرضه تولید بیشتر، اشتغالزایی، و پرورش تولید کننده توانا و زبده برخورد می‌کند. دولت با یک تیر چند هدف را می‌زند آنهم با بالاترین راندمان. از طرفی دولت واقف به تولید واقعی محصول نهایی مثل مرغ می‌شود که اساس تمام برنامه ریزیها، آمار دقیق اطلاعاتیست. سیستم بازرسی دولت منحصر به آمار تولید واقعی می‌شود وسایر بخش‌های نظارتی حذف می‌شود. متاسفانه تاکنون روشی که دولت در اختصاص ارز ترجیحی داده مثل آبیاری سطحی و غرقابی یک باغ میوه با کمترین راندمان و تولید علفهای هرز است در صورتی که با روش پیشنهادی اینجانب که براساس یک تجربه موفق در دولت‌های گذشته است روشی قطره‌ای است که بالاترین راندمان را دارد. کافیست دولت طی فقط دو سال این روش را چه در تولید محصولات گوشتی، چه دارویی و سایر بخش‌های ارزبری اجرا کند آن وقت شاهد انقلاب بزرگی در تولید و کیفیت خواهد بود. در این روش دولت هیچ ریالی از بابت پشتوانه دلار چاپ نمی‌کند و مجبور نیست برای جبران گران شدن حذف ارز ترجیحی کالاها یارانه دهد که خود عامل تورم است. متاسفانه دولت زمزمه‌های یارانه نقدی می‌کند از سر تولید کننده واقعی میپرد یا به دلالان توجه می‌کند یا پول را متفرق وبه مردم می‌دهد درصورتیکه اساس اشتغالزایی و کالای ارزان، سالم بودن محیط کسب وکار را تولید کننده فراهم می‌کند. اگر از مردم سوال کنید اشتغال همراه با ارزانی کالا را ترجیح می‌دهید یا گرانی همراه با یارانه نقدی را فکر می‌کنید کدام را انتخاب کنند. دادن یارانه نقدی کاری ضد تعاون، تورم‌زا وغیر قابل جمع کردن است شاید دولت بتواند ارز ترجیحی را یک شبه حذف کند آیا قادر خواهد بود یارانه نقدی را که اشتباه از آب درآمد حذف کند؟


@abasi1968337914 آذر 1400
مطالبه

لزوم تغییر در روش یارانه انرژی به جای ارزان‌فروشی مستقیم

لزوم تغییر در یارانه سوختی از روش ارزان فروشی فعلی به یارانه خدمات عمومی. بدیهی است ملت ایران صاحب نعمت خدادادی نفت وگاز است و حق آنست که از این امتیاز بهره ببرد. ولی روش ارزان فروشی فعلی بلای جان اقتصاد، محیط زیست و بیماریهای ناشی از آن، ترافیک و تعطیلی های آلودگی ، کاهش بارندگی، قاچاق سوخت، ناعادلانه در توزیع و دهها خسارت دیگر حتی تورم به دلیل اسراف در مصرف ناشی از ارزان فروشی شده است. کاری که دولت می‌کند مانند پدری است که از روی دل رحمی عمده حقوق خود را اول ماه بین بچه ها اعم از بالغ و نابالغ تقسیم کند و خرج کردن را به خودشان بسپارد و خود به خوبی می‌دانید که اغلب چه بلایی بر سر آن پولها آمده و پدر در آخر هم با خسارت و هم با کمبود بودجه مواجه خواهد شد. در کشور ما روزانه به ازای هر نفر یک لیتر بنزین مصرف می‌شود و اگر دولت آن را به نرخ جهانی یک دلار بفروشد روزانه معادل 70 میلیون دلار نقدینگی از مردم جمع و فقط می‌تواند طی یک ماه از درآمد آن 1600 اتوبوس برقی به شهرها اضافه کند و نیاز مردم به بنزین را کاهش دهد و یا از درآمد آن خدمات بیمه، گشترش مترو، بهداشت و درمان، اجرای پروژه‌های عمرانی، ساخت نیروگاه‌های تجدیدپذیر، سوبسید به کارخانه‌ها و صدها خدمات عمومی را پیش برده تا نیاز به خرج کردن از جیب مردم را کاهش و با این شکل مشکل گران شدن کالاها وخدمات عمومی را خنثی کند. به عبارتی چه دولت با روش ارزان‌فروشی سوخت، از گران شدن کالاها جلوگیری کند و چه از نیاز مردم به خرج کردن از جیب را با خدمات عمومی کاهش دهد هر دو یک کار را انجام می‌دهند. ولی نکته مهم اینجاست که در روش اول ، دهها مشکل فرعی ذکر شده فوق ناشی از اسراف در مصرف سوخت به مردم تحمیل ولی در روش دوم این مشکلات به حداقل می‌رسد. در اصل خرافه اقتصادی یعنی اگر بنزین گران شود همه چیز گران خواهد شد، شده است. در صورتی که از دست دادن سالانه معادل ریالی 25 میلیارد دلار می‌تواند تحولی عظیم در تورم، خدمات عمومی و کاهش لزوم خرج کردن از جیب مردم و کمک به محیط زیست کند. روش ارزان فروشی بنزین مانند دوستی خاله خرسه است که نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه دهها مشکل را خلق کرده است. لذا به دلیل فهمی که به مردم در این خصوص داده شده بایست هر چه زودتر این کار را که کشور از لحاظ محیط زیستی، اقتصادی محکوم به تغییر است و ادامه دادن به این شکل دیگر قابل تحمل نیست را با ادله منطقی وکارهای ملموس و آگاهی، زمینه اجرای آن را از نظر روحی و روانی در کوتاه ترین زمان فراهم کند.