اسب تروای دیجیتال

اسب تروا پشت دروازه است؛ سرمایه‌گذاری شیرین، به بهای تکمیل شناخت زیرساخت‌های کشور
اگر از هر اهل نظری بپرسید یک توافق ایده‌آل میان دو رقیب دیرینه چه ویژگی‌هایی دارد، احتمالاً پاسخ فهرستی آشنا خواهد بود: رفع محدودیت‌های اقتصادی، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، ورود سرمایهٔ خارجی، توسعهٔ زیرساخت‌ها و دسترسی گسترده‌تر به بازارهای جهانی.تفاهم‌نامه‌ای که این روزها درباره‌اش سخن گفته می‌شود نیز روی کاغذ بسیاری از همین مؤلفه‌ها را در خود دارد. اعداد چنان بزرگ‌اند که هر ندای هشداری را در خود غرق می‌کنند. اما درست در همین نقطه، جایی که وزن میلیاردها دلار بر ذهن تحلیلگر سنگینی می‌کند، پرسشی قدیمی از دل تاریخ سر برمی‌آورد:آیا همهٔ تهدیدها با ناو جنگی، موشک و تحریم از راه می‌رسند، یا برخی از آنها در پوشش فرصت، همکاری و توسعه ظاهر می‌شوند؟در افسانه‌های کهن، تروایی‌ها اسب چوبی را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان هدیه‌ای باشکوه به درون شهر بردند — و شهر سقوط کرد. در فورت پیت نیز، پس از آنکه بومیان در میدان نبرد پیروز شدند و انگلیسی‌ها را تا آستانهٔ فروپاشی پیش بردند، چند پتوی ساده که ظاهراً برای کمک و حمایت انسانی فرستاده شده بود، حامل آبله بود — و یک قوم از پا درآمد. تاریخ، با خون نوشته است که همهٔ تهدیدها با چهره‌ای آشکار ظاهر نمی‌شوند؛ برخی در پوشش همان چیزهایی وارد می‌شوند که بیش از همه مطلوب، مفید یا ضروری به نظر می‌رسند.
امروز نیز آن اسب و آن پتو، در قالبی متفاوت بازگشته‌اند: پلتفرم‌های دیجیتال، سامانه‌های هوشمند، الزامات شفافیت مالی مانند FATF، و جریان داده‌ای که همراه هر همکاری بزرگ اقتصادی جابه‌جا می‌شود. ظاهر اینها همکاری است، توسعه است، استاندارد است؛ باطنشان نقشه‌برداری از تمام نبض‌های کشور است — طوری که دشمن بداند در کدام لحظه، به کدام نقطه، چه ضربه‌ای بزند تا کاری‌ترین خسارت را وارد کند. کاری که ظاهراً تا امروز نتوانسته کامل انجام دهد.و این بار، این ماییم که باید تصمیم بگیریم: پیش از گشودن دروازه، آیا راهی برای بازرسی این اسب تروا هست؟ آیا می‌شود آلودگی پتوهای هدیه‌شده را پیش از تحویل گرفتن تشخیص داد؟
اسب تروا: وقتی دشمن هدیه می‌آوردبرای فهم عمق این پرسش، باید ابتدا به عقب برگشت — به یکی از کهن‌ترین داستان‌های فریب در حافظهٔ بشری.یونانیان ده سال تمام شهر تروا را محاصره کرده بودند و نتوانسته بودند دیوارهای بلند آن را فرو بریزند. هر حملهٔ مستقیم با شکست مواجه شده بود. تروا از بیرون تسخیرناپذیر بود. پس یونانیان راهبردی دیگر برگزیدند — راهبردی که نه بر قدرت نظامی، که بر شناخت روان حریف استوار بود.آنها اسبی عظیم از چوب ساختند، شکم آن را از سربازان نخبه پر کردند، و خودشان وانمود کردند که از جنگ دست کشیده و به یونان بازگشته‌اند. اسب را با این پیام مقابل دروازهٔ شهر رها کردند: «این هدیه‌ای است برای خدایان؛ نشانهٔ پایان جنگ و احترام به تروا.» تروایی‌ها که ده سال در آتش جنگ سوخته بودند، این ژست را با آغوش باز پذیرفتند. آنها با دستان خودشان اسب را به درون شهر کشیدند، جشن گرفتند، و شب هنگام که شهر در خواب بود، سربازان از شکم اسب بیرون آمدند، دروازه‌ها را گشودند، و ارتش یونان که در تاریکی بازگشته بود، شهر را یکسره ویران کرد.درس این اسطوره چند لایه است و هر ملتی که با قدرتی بزرگ‌تر پای میز مذاکره می‌نشیند باید آن را چون دعایی زمزمه کند:دشمن همیشه از دیوارها بالا نمی‌آید؛ گاهی خودت دروازه را برایش باز می‌کنی.خطرناک‌ترین حمله آن است که در لحظهٔ وقوع، شبیه حمله نیست — شبیه هدیه است، شبیه صلح، شبیه پایان خصومت و فاجعه زمانی کامل می‌شود که قربانی، خودش تهدید را با شادی به حریمش وارد کند.
فورت پیت: پتویی که گرم نمی‌کرد، می‌کشتتابستان ۱۷۶۳. آمریکای شمالی. قبایل بومی دلاویر و شاونی در اوج خیزشی به نام «شورش پونتیاک» علیه استعمار بریتانیا قیام کرده بودند. آنها قلعهٔ فورت پیت را — در پنسیلوانیای امروزی — به محاصره درآورده بودند. بومیان در میدان جنگ شکست نخورده بودند؛ این بریتانیایی‌ها بودند که در آستانهٔ فروپاشی قرار داشتند. نظامیان داخل قلعه راهی برای شکستن محاصره نداشتند. اما آنچه در ادامه رخ داد، نه یک تاکتیک نظامی مرسوم، که یک جنایت طراحی‌شده بود که تنها از ذهن یک قدرت خودبرتربین و نژادپرست می‌توانست تراوش کند.در ۲۴ ژوئن ۱۷۶۳، کاپیتان سیمون اکیور، معاون فرماندهٔ قلعه، نامه‌ای محرمانه به مافوق خود، سرهنگ هنری بوکه نوشت — نامه‌ای که نسخهٔ اصلی آن تا امروز در آرشیو ملی بریتانیا محفوظ است و سندی است بر عمق بی‌اخلاقی استعماری. در این نامه، اکیور پیشنهادی داد که از نظر نظامی کم‌هزینه و از نظر اخلاقی بی‌سابقه بود. او نوشت:«آیا نمی‌توان بیماری آبله را میان این قبایل ناراضی پخش کرد؟ ما باید از هر راهبردی که در توان داریم برای نابود کردن آنها استفاده کنیم.»دقت کنید: او نمی‌گوید «شکست دادن». می‌گوید: «نابود کردن». این واژه، تصادفی انتخاب نشده. این واژه، پنجره‌ای است به ذهنیت استعماری — ذهنیتی که دیگری را نه یک رقیب نظامی، که یک موجود فرودست می‌بیند که می‌شود و باید از صفحهٔ روزگار محوش کرد.بوکه در پاسخ، نه‌تنها مخالفت نکرد، بلکه این ایده را تأیید کرد و وعده داد که در عملیات‌های بعدی نیز از روش‌های مشابه استفاده خواهد کرد. زنجیرهٔ فرماندهی بریتانیا، از فرماندهٔ میدانی تا ستاد مرکزی، همگی در این تصمیم شریک بودند. این یک اشتباه فردی نبود؛ این سیاست یک امپراتوری بود.
حدود یک هفته بعد، در جریان یک ملاقات دیپلماتیک که ظاهراً برای مذاکره دربارهٔ صلح و آتش‌بس برگزار شده بود، اکیور دستور داد دو پتو و یک دستمال از بیمارستان مبتلایان به آبله در داخل قلعه برداشته شود و به نمایندگان قبایل تحویل داده شود. در دفترچهٔ حسابداری قلعه، هزینهٔ این اقلام با خونسردی کامل ثبت شد: «دو پتو و یک دستمال ابریشمی... برای انتقال آبله به سرخپوستان.»تأمل کنید در این جمله: آنها برای «انتقال آبله» ردیف بودجه داشتند. برای نابودی یک قوم، فاکتور صادر می‌کردند. این همان ذهنیتی است که امروز با کت و شلوار و کراوات، پشت میزهای مذاکره می‌نشیند و از «شفافیت»، «استاندارد» و «همکاری» حرف می‌زند.بومیان در میدان جنگ شکست نخورده بودند؛ آنها با یک «هدیه» از پا درآمدند. چرا پتو؟ چون پتو یک کالای ضروری برای بقا در سرمای آمریکای شمالی بود — دقیقاً چیزی که قبایل به آن نیاز داشتند، نمی‌توانستند رد کنند، و هرگز به آن ظن نمی‌بردند. و این دقیقاً نقطهٔ قوت این تاکتیک بود: دشمن، سلاح را با دستان خود تحویل می‌گیرد، بی‌آنکه بداند در تاروپودش چه نهفته است.
آنچه باید از این نژاد خودبرتربین آموختاین دو روایت، گویای ماهیت واقعی قدرت‌های استعماری در مواجهه با ملت‌هایی است که نمی‌توانند آنها را در میدان جنگ شکست دهند:۱. آنها وقتی از شکستن سد مقاومت ناامید می‌شوند، مسیر را عوض می‌کنند — نه حملهٔ مستقیم، که نفوذ نامرئی. نه سرباز، که استاندارد. نه گلوله، که داده.۲. پوششی انتخاب می‌کنند که قربانی آن را نه‌تنها بی‌خطر، بلکه مطلوب و ضروری می‌بیند — یک اسب مقدس، یک پتوی گرم، یک توافق اقتصادی، یک استاندارد بین‌المللی. آنها نیازها را خوب می‌دانند و دقیقاً همان را پیشنهاد می‌دهند.۳. محمولهٔ مرگبار را در دل این پوشش جاسازی می‌کنند — سرباز در شکم اسب، ویروس در تاروپود پتو، استخراج اطلاعات در دل تفاهم‌نامه. آنها هنرِ در لفافه پیچیدن را از نیاکان استعمارگرشان به ارث برده‌اند.۴. قربانی، خودش تهدید را با اعتماد وارد حریمش می‌کند — دروازه را باز می‌کند، پتو را تحویل می‌گیرد، داده‌ها را خودش جمع‌آوری و تفکیک و متمرکز می‌کند. این نهایت هنر یک قدرت استعماری است: اینکه تو را وادار کند خودت کلید قلعه‌ات را تحویلش دهی.۵. و زمان تخریب، با تأخیر است — تروا شب سقوط کرد، بومیان هفته‌ها بعد. آنها هرگز عجله ندارند. آنها می‌توانند سال‌ها صبر کنند تا داده‌ها تجمیع شود، مدل‌ها ساخته شود، و بعد در لحظهٔ مناسب، ضربه را فرود آورند.این الگو، جوهرهٔ نیرنگ یک تمدن خودبرتربین است که همواره دیگران را «وحشی»، «عقب‌مانده» و «نیازمند متمدن‌شدن» دیده — همان نگاهی که بومیان آمریکا را «وحشی» می‌نامید تا نابودشان کند، و امروز ملت‌های مستقل را «شفافیت‌ناپذیر» می‌نامد تا داده‌هایشان را به تاراج ببرد. اسم عوض شده، جوهره نه.
سرمایه‌ای که تنها وارد نمی‌شودحال بیایید به امروز برگردیم — به تفاهم‌نامه‌ای که روی میز است.در جهان امروز، سرمایه به‌تنهایی جابه‌جا نمی‌شود. هر پروژهٔ بزرگ اقتصادی، همراه خود شبکه‌ای از کارشناسان، پیمانکاران، سامانه‌های نرم‌افزاری، تجهیزات هوشمند، استانداردهای مدیریتی و جریان‌های گستردهٔ اطلاعاتی را نیز وارد می‌کند. در اقتصاد داده‌محور، ارزش بسیاری از این اطلاعات گاه از خود سرمایه‌گذاری نیز بیشتر است.سؤال راهبردی این نیست که «چقدر پول وارد می‌شود». سؤال این است: این پول از چه مسیرهایی وارد می‌شود، چه زیرساخت‌هایی را لمس می‌کند، و چه داده‌ای در این فرآیند تولید و استخراج می‌شود؟سامانه‌های مدیریت انرژی که برای «بهینه‌سازی مصرف» نصب می‌شوند، اما نقشهٔ دقیق شبکهٔ برق کشور را ترسیم می‌کنند.پلتفرم‌های لجستیکی که برای «تسهیل تجارت» راه‌اندازی می‌شوند، اما نبض واردات و صادرات را لحظه‌به‌لحظه ثبت می‌کنند.پروژه‌های بازسازی زیرساخت که برای «توسعه» تعریف می‌شوند، اما گلوگاه‌های استراتژیک کشور را در اختیار طرف مقابل می‌گذارند.و در کنار همهٔ اینها، الزامات شفافیت مالی مانند FATF — که از ما می‌خواهند خودمان داده‌های اقتصادمان را تفکیک کنیم، متمرکز کنیم، و تحویل دهیم.هیچ‌کدام از اینها در ظاهر «تهدید» نیستند. همهٔ آنها «همکاری»، «توسعه»، و «استاندارد» نام دارند. اما درست مثل آن پتوی فورت پیت، اینها نیز می‌توانند حامل چیزی باشند که در نگاه اول دیده نمی‌شود: شناخت راهبردی از ساختار ایران. همان کسانی که دیروز برای «انتقال آبله» ردیف بودجه داشتند، امروز برای «استخراج داده» پلتفرم طراحی می‌کنند.
خواسته جدید FATF؛ پیش‌نمایشی از تلهٔ داده‌ای تفاهم‌نامههمین چند روز پیش، مرکز اطلاعات مالی ایران، در چارچوب الزامات FATF، درخواست کرد کلیهٔ اطلاعات صورت‌های مالی شرکت‌ها، اقلام خرید مواد و کالا به تفکیک نوع کالا، و اطلاعات بیمهٔ عمر به‌طور متمرکز جمع‌آوری شود.ظاهر قضیه روشن است: شفافیت مالی، مبارزه با پول‌شویی، استانداردهای بین‌المللی. اما از منظر همان الگوی تاریخی، یک لایهٔ عمیق‌تر وجود دارد — همان لایه‌ای که قدرت‌های استعماری در طول قرن‌ها در آن استاد شده‌اند:اطلاعات خرید مواد و کالا به تفکیک نوع؛ یعنی نقشهٔ زنجیرهٔ تأمین. یعنی اینکه کدام صنعت به کدام واردات وابسته است، گلوگاه‌ها کجاست، کدام مسیر در زمان بحران قطع‌شدنی است. این داده‌ها در دست کشوری که روزی «نابود کردن» را تجویز می‌کرد، یعنی فاجعه.اطلاعات بیمهٔ عمر؛ یعنی ساختار جمعیتی، الگوی درآمد، میزان ریسک‌پذیری مردم. مادهٔ خام برای مدل‌سازی رفتار یک ملت در شرایط بحران.تجمیع متمرکز این داده‌ها یعنی ساخت یک «دوقلوی دیجیتال مالی» از کل اقتصاد ایران.حال تصور کنید این داده با سایر داده‌های زیرساختی؛ نظیر داده‌های لجستیکی، انرژی و ...، که از دل تفاهم‌نامه بیرون می‌آید ترکیب شود. خروجی آن چیست؟ یک مدل کامل از نقاط قوت و ضعف ایران. مدلی که نه با جاسوسی، که با همکاری خود ما ساخته می‌شود. آنها دیگر نیازی به فرستادن جاسوس ندارند؛ ما خودمان، با دست خودمان، داده‌ها را برایشان تفکیک و تجمیع می‌کنیم.بومیان فورت پیت در میدان جنگ شکست نخورده بودند؛ با یک «هدیه» از پا درآمدند. تفاوت امروز فقط در این است که آن هدیه، دیگر پتو نیست — «شفافیت» نام دارد، «استاندارد» نام دارد، «سرمایه‌گذاری» نام دارد.
دوقلوی دیجیتال ایران؛ محصول نهایی تفاهم بدون حکمرانی«دوقلوی دیجیتال» در مهندسی، مدلی مجازی است که رفتار یک سیستم واقعی را شبیه‌سازی می‌کند — مثلاً یک توربین یا یک پالایشگاه. در مقیاس ملی، اما معنای آن هولناک است: مدلی که می‌تواند ظرفیت تولید، گلوگاه‌های زیرساختی، شبکه‌های وابستگی، و نقاط شکست یک ملت را پیش‌بینی کند.تفاهم‌نامه، اگر بدون حکمرانی داده اجرا شود، مواد خام این مدل را تأمین می‌کند. FATF هم که از قبل مشغول جمع‌آوری لایهٔ مالی آن است. نتیجه؟ تا چند سال دیگر، طرف مقابل ما نه‌فقط یک شریک اقتصادی، که مالک یک «دوقلوی دیجیتال» از ایران خواهد بود — مدلی که با آن می‌شود سناریو چید، زمان تحریم را تنظیم کرد، و نقاط ضعف را با دقت ریاضی هدف گرفت. همان نگاهی که دیروز «نابود کردن» قبایل را هدف گرفته بود، امروز «مدل‌سازی» ملت‌ها را هدف گرفته. همان نژاد، همان ذهنیت، همان هدف — فقط ابزار عوض شده.این یک احتمال نظری نیست. FATF که امروز فعال شده، نخستین نشانهٔ عملیاتی شدن همین مسیر است. تفاهم‌نامه، اگر مراقب نباشیم، گام دوم و بسیار بزرگ‌تر آن خواهد بود.
پرسش نهایی: این بار دروازه را باز می‌کنیم یا اسب را بازرسی؟تاریخ، از تروا تا فورت پیت، یک درس را با خون نوشته است: خطرناک‌ترین نفوذها از دروازه‌هایی رخ می‌دهند که خودمان، با اشتیاق و برای استقبال از فرصت‌ها گشوده‌ایم. تروایی‌ها دروازه را برای اسب چوبی باز کردند، نه برای سربازان. قبایل بومی پتو را برای گرم شدن تحویل گرفتند، نه برای ابتلا به آبله. هر دو فریب ظاهر را خوردند. هر دو با دست خودشان تهدید را به درون حریمشان بردند. و هر دو تاوان این اعتماد را با نیستی پرداختند.قدرت‌های خودبرتربین، در طول تاریخ، بارها ثابت کرده‌اند که برایشان «دیگری» هیچ ارزشی ندارد جز آنچه می‌شود از او گرفت، مصادره کرد، یا نابودش ساخت. آنها امروز با همان ذهنیت پشت میز مذاکره نشسته‌اند — فقط این بار به جای پتو، تفاهم‌نامه روی میز است. به جای ویروس آبله، ویروس «شناخت راهبردی» در تاروپود آن بافته شده.امروز، تفاهم‌نامه با آمریکا، با آن صدها میلیارد دلار وسوسه‌انگیز، پشت دروازه‌های دیجیتال ایران ایستاده است. FATF هم به‌عنوان پیش‌قراول، از حالا مشغول نقشه‌برداری از نبض‌های کشور است. ظاهر اینها همکاری است؛ باطنشان نقشه‌برداری از تمام نبض‌های کشور — طوری که دشمن بداند در کدام لحظه، به کدام نقطه، چه ضربه‌ای بزند تا کاری‌ترین خسارت را وارد کند. کاری که ظاهراً تا امروز نتوانسته کامل انجام دهد.
مسئله، رد کردن تفاهم‌نامه نیست — این نه ممکن است، نه مطلوب. مسئله، حکمرانی مقتدرانه بر داده‌های آن است. اینکه پیش از امضا، بدانیم چه داده‌ای از کشور خارج می‌شود. چه کسی آن را تحلیل می‌کند. چه مدلی از آن استخراج خواهد شد. و آیا ما برای حفاظت از داده‌های حیاتی خود، به همان اندازه‌ای برنامه‌ریزی کرده‌ایم که آنها برای استخراجش برنامه ریخته‌اند؟این بار، برخلاف تروایی‌ها و برخلاف قبایل فورت پیت، ما این انتخاب را داریم — اگر بخواهیم از تاریخ درس بگیریم. ما می‌توانیم پیش از گشودن دروازه، اسب را بازرسی کنیم، پتو را مقابل نور بگیریم، و نگذاریم همان نگاه استعماری خودبرتربین، این بار در لباس داده، نقشهٔ ایران را به تاراج ببرد.پرسش نهایی این نیست که «چقدر سرمایه وارد کشور می‌شود؟»پرسش نهایی این است: «در ازای این سرمایه، چه میزان شناخت از کشور تولید می‌شود و چه کسی مالک آن شناخت خواهد بود؟»«پاسخ به این پرسش، نه در اتاق‌های مذاکره، که در عزم ملی برای حکمرانی مقتدرانه بر داده‌های ایران رقم خواهد خورد — پیش از آنکه کلید قلعه را با دست خودمان تحویل دهیم.»#تفاهم‌نامه_ایران_و_آمریکا#FATF#گروه_ویژه_اقدام_مالی#دوقلوی_دیجیتال_کشور#حکمرانی_داده#شفافیت_مالی#نفوذ_ساختاری#امنیت_داده#هوش_مصنوعی#زنجیره_تأمین#فورت_پیت#استعمار_داده‌ای
11:23 - 30 خرداد 1405

3 بازنشر6 واکنش
40٫2k بازدید



8 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌عباس مهردار قائم مقامی‌
@abbasmohrdar2 ساعت پیش
در پاسخ به
صورت مالی شرکتها و غیره به FATF داده نمیشود. این یک شایعه است مخالفت با شفافیت مالی داخلی به مافیای مالی کمک می کنید.محض اطلاع جنابعالی: در مرکز اطلاعات مالی - شورای عالی مقابله با پولشویی - وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه عضویت دارند و نقش تعیین‌کننده‌ای در این نهاد دولتی ایفا می‌کنند

تصویر نمایه‌ی ‌عباس مهردار قائم مقامی‌
@abbasmohrdar2 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌مرکز اطلاعات مالی‌
مرکز اطلاعات مالی

@ficiran  •  18 ساعت پیش

واکنش رئیس مرکز اطلاعات مالی به ادعای جمع‌آوری اطلاعات شرکت‌ها برای FATF

دبیر شورای عالی پیشگیری و مقابله با پولشویی و تأمین مالی تروریسم به خبر منتشرشده از سوی خبرگزاری فارس مبنی بر اینکه مرکز اطلاعات مالی به‌عنوان مسئول FATF در ایران، اطلاعات شرکت‌های ایرانی را جمع‌آوری می‌کند، واکنش نشان داد.هادی خانی رئیس مرکز اطلاعات مالی در این ارتباط گفت: مرکز اطلاعات مالی بر اس…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌عباس مهردار قائم مقامی‌
@abbasmohrdar2 ساعت پیش
در پاسخ به
آقای محمد جواد خوشرو، دکتر تخصصی کامپیوتر - نرم افزار و مربی کامپیوتر گرامیمن سال‌ها در بانک دویچه آلمان کار کردم و هر ماه امتحان FATF داشتم. اجرای قواعد این نهاد وظیفه من بود.چه تخصصی شما در قضیه FATF دارید؟

@SHADOW_OF_ZAGROS2 ساعت پیش
یک مقاله سفارشی از طرف کاسبان تحریم برای ترساندن مردم از تفاهمها و شفافیت های مالی.شاید هم سفارشی از مافیا دلارباشه معلوم نیست.اونقدراین عدم شفافیت در ایران برای بعضی ها نون داره که به هر دری میزنن اتفاق مثبتی برای مردم و مملکت رخ نده

تصویر نمایه‌ی ‌عباس مهردار قائم مقامی‌
@abbasmohrdar2 ساعت پیش
در پاسخ به
مراحل فرآیند مبارزه با پولشویی طبق استاندارد FATF در همه کشورهای دنیا باید یک‌جور باشدhttps://farsnews.ir/abbasmohrdar/1766651127958371477

مراحل فرآیند مبارزه با پولشویی در آلمان

مبارزه با پولشویی در هر کشوری فرایند خاص خود را دارد. در آلمان فرآیند مبارزه با پولشویی با۱. گزارش فعالیت مشکوک SAR = Suspicious Activity Reportاز طرف اشخاص، نهادها و دستگاههای مشمول قانون مبارزه با پولشویی آلمانGWG = Geldwäschegesetzشروع می‌شود. مشمولین قانون GWG عبارتند از: بانکها، شرکت‌های ا…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌فرشاد‌
@Iranehamdel2 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌علی اصغری‌
علی اصغری

@ali31310  •  2 روز پیش

بهانه ؛ افزایش قیمت با دلار
مطالبه

درخواست الزام تولیدکنندگان به کاهش قیمت‌ها با افت قیمت دلار

با سلام، احتراماً به اطلاع می‌رساند، یکی از معضلات مزمن و رنج‌آور برای عموم مردم، رفتار غیرمنطقی تولیدکنندگان، واردکنندگان و توزیع‌کنندگان در قیمت‌گذاری کالاهاست. بارها شاهد بوده‌ایم که به محض افزایش نرخ ارز، قیمت تمام کالاها با سرعت و بدون هیچ تأخیری افزایش می‌یابد؛ اما در مقابل، هنگام کاهش نرخ ارز، نه تنها قیمت‌ها اصلاح نمی‌شود، بلکه حتی بهانه‌های جدیدی برای توجیه گرانی ارائه می‌شود. این پدیده که در اقتصاد به «چسبندگی قیمت» معروف است، در ایران به یک رویه‌ی ناعادلانه و پایدار تبدیل شده و عملاً بار تورمی را بر دوش مردم سنگین‌تر کرده است. ما امضاکنندگان این پویش، از شما به عنوان عالی‌ترین مقامات اجرایی و نهادهای نظارتی کشور درخواست داریم: ۱. الزام قانونی و نظارت جدی: با ابلاغ دستورالعمل الزام‌آور، تولیدکنندگان و واردکنندگان را موظف کنید که قیمت کالاهای خود را متناسب با کاهش نرخ ارز، اصلاح و کاهش دهند. ۲. شفاف‌سازی زنجیره تأمین: با راه‌اندازی سامانه‌های شفاف، مکانیسم قیمت‌گذاری از مواد اولیه تا محصول نهایی را برای عموم قابل رویت کنید تا مشخص شود کاهش هزینه‌ها به جیب چه کسی می‌رود. ۳. برخورد قاطع با تخلفات: سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان را موظف کنید تا با جدیت با واحدهایی که از کاهش قیمت‌ها سرپیچی می‌کنند، به عنوان مصداق «گران‌فروشی» برخورد نمایند و نتایج آن را به اطلاع عموم برسانند. ۴. اصلاح ساختاری قیمت‌گذاری: فرمول‌های قیمت‌گذاری را به گونه‌ای اصلاح کنید که وابستگی بی‌حساب و کتاب قیمت کالاهای تولید داخل به نوسانات ارز کاهش یابد و قیمت‌ها بر اساس هزینه‌های واقعی تولید تعیین شوند. از شما می‌خواهیم تا با این اقدامات، یک بار برای همیشه به این بازی یک‌سویه و گران‌سازی پایان دهید تا شاهد بهبود معیشت مردم و عدالت اقتصادی در جامعه باشیم. با سپاس از توجه شما،

سازمان‌ها و نهادهای دولتی، معاون اول رئیس جمهور، مجلس و قوه قضائیه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

@user17091000681205189781 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌قطب نما‌
قطب نما

@Jamejam  •  8 ساعت پیش

کارگران را پیش از آنکه دیر شود دریابیم

تصویب سازوکار افزایش دو مرحله‌ای حقوق و راه‌اندازی سامانه ملی ثبت قراردادها، دو روی یک سکه‌اند؛ یکی سفره کارگر را از گزند تورم حفظ می‌کند و دیگری امنیت خاطر و هویت شغلی او را تضمین می‌نماید. مجلس شورای اسلامی با درک شرایط خطیر معیشتی، می‌تواند با گنجاندن هر دو مطالبه در قوانین بودجه و کار، نشان دهد …
نمایش بیشتر

نمایش گزارش


@A110M1 ساعت پیش
در پاسخ به
ا
امین محمدی

@A110M  •  1 ساعت پیش

پشت پرده فیلتر شکن ها !؟

با اتصال اینترنت بین الملل، بازار اپ های فیلتر شده مثل اینستاگرام و تلگرام مجددا داغ شد!؟اما موضوع نه این برنامه های کاربردی؛ که خود فیلتر شکن های رایگانی ست که توی گوشی هاست!؟پیام های نمایش داده شده بر روی برخی فیلتر شکن ها نشون از برنامه ریزی دشمن واسه آشوب های داخلی داره و بی تفاوتی رسانه ها…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش