۲ شب پیش، ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، بعد از اینکه آقای سالار آبنوش، نمایندۀ مجلس شهرمون پشت میکروفون دروغگویی کرد و مثلا الکی گفت همه تصمیمات کشور طبق منویات رهبری گرفته میشه، وسط سخنرانیش داد زدیم و اعتراض کردیم. بعد از سخنرانیش هم یکی از یکی از پیرمردهای بابصیرت و آگاه شهر آبیک مردم رو دور خودش جمع کرده بود و حرف میزد. مردم هر چقدر با عصبانیت به مسئول میکروفون گفتن که میکروفون رو بده این بنده خدا حرف بزنه، قبول نکردن و بهونۀ اینکه باید هماهنگ کنید و انشاءالله فردا شب و اینجور چیزا آوردن. نهایت همکاریشون این بود که قبول کردن صدای خودشونو قطع کنن تا حداقل مزاحم سخنرانی بیبلندگوی این بنده خدا نباشن. یادمه یه نفر گفت اگه این وضع تغییر نکنه، از این به بعد ما مردم هم بلندگو میاریم. نمیدونم آخرش با هم به توافقی رسیدن یا نه.وضع دیشب هم که توی پلاکارد توضیح دادم.باورم نمیشد اینقدر سر سری پیام مهم امام رو بخونن و ازش گذر کنن.برای همین یکی دو شب هم این پلاکارد رو میبرم. (این پلاکارد یه طرفهست. صفحه پشتی خالیه.)#اسلام_طلب_islamwanterپیوند دعوت اسلام طلب 🇮🇷 در ویراستی:https://virasty.com/r/uEaM