شهید رئیسی چگونه به الگوی حکمرانی انقلابی تبدیل شد؟
مدیریت جهادی به مثابه یک آنتیبادی در برابر فرسایش اداری عمل میکند. یعنی هر کارگزاری در هر سطحی موظف است به جای تمرکز بر موانع، بر راهحلها متمرکز شود. در سالهای اخیر، تجربهی مدیریت شهید رئیسی، کارنامهای از تحرکات را به شاخص اصلی ارزیابی خود بدل کرده است.
فارس - «خط رهبری» در پی اشاره رهبر انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای به ویژگیهای شهید رئیسی در پیامشان به مناسبت دومین سالگرد شهادت شهید رئیسی و بزرگداشت شهدای خدمت، در این یادداشت برخی مؤلفههای الگوی حکمرانی انقلابی شهید رئیسی را بر اساس بیانات رهبر شهید انقلاب مرور میکند.«به شما ناهار دادن؟»، این جمله میتوانست هیچ وقت ادا نشود اگر شهید ابراهیم رئیسی به جای سر زدن به تک تک کارخانههای به گل نشسته، پشت میز بودن زیر کولرگازیهای پاستور رو ترجیح میداد. «حاجآقا هارداسان؟»، این داستان هرگز به این عبارت نمیرسید اگر رئیس جمهور شهید، پیگیری ارتقای زیرساختها را به یکی از هزار نهاد موجود پاس میداد. «رئیسی عزیز خستگی نمیشناخت»، اما این جمله را امام خامنهای فارغ از حوادث پیش آمده حتما در وصف رئیس دولت سیزدهم به کار میبردند چون شهید رئیسی یقین داشتند که «مردم، عزیز خدا هستند» و باید برای آنها تلاش کرد. آنچه در ادامه میخوانید، مرور مؤلفههای الگوی حکمرانی انقلابی شهید رئیسی با تکیه بر بیانات امام شهید است:
امید به آینده
حکمرانی انقلابی بیش از هر چیز وامدار یک نگاه است که محور آن، انسان بهمثابه فاعل تاریخی است. با این زاویه دید، امید به شکل یک راهبرد درک مسئله درمیآید. در واقع امید درقامت قالیچهای کرمانی است که با پاخوردن از بحرانها، ارزشمندتر ظاهر میشود. یعنی توانایی دیدن مسیرهای عبور از بنبستها، حتی زمانی که شواهد آماری یا میانگینهای تجربی چنین مسیری را پیشبینی نمیکنند. شهید رئیسی در این ساحت، باورمند بود: «ایشان واقعاً امیدوار بود، واقعاً خوشبین بود به آینده -البتّه حق هم با ایشان بود - و تصمیم داشت که به آن هدفها خودش را برساند.» ۱۴۰۳/۰۴/۱۷ اهمیت این مؤلفه به قدری است که به عنوان مهمترین کنش مدیریتی انقلابی در کلام رهبر شهید توصیف شده که میتواند امید و اعتماد را به جریان زیست مردم بازگرداند. شهید رئیسی در نقطهای در این عرصه گام گذاشتند که جامعه ایران پس ناکارآمدی برخی از مسئولان گذشته، تشنهی نشانههایی از امکان تغییر بود.
مدیریت جهادی
مدیریت جهادی یعنی بازتعریف نسبت کارگزار با امکان و محدودیت. در این الگو، محدودیتها موقعیتی برای خلاقیت و جهش تلقی میشوند، چرا که حتی ادبیات و واژهپردازی در حکمرانی انقلابی حالت منحصر به فردی به خود میگیرد. خروج از دایرهی «نمیشود» و ورود به فضای «چگونه میشود»، مدیر اجرایی را به نگاه ظریف به میدان هل میدهد تا از انفعلال دوری بکند و تمام تلاش خود را برای حل مشکل به کار بگیرد: «شهید رئیسی (رضوان الله تعالی علیه) اهل کار جهادی بود؛ واقعاً شب و روز نمیشناخت؛ واقعاً دنبال آفرین و احسنت برای اینهمه کاری که میکرد نبود؛ به معنای واقعی کلمه تلاش میکرد، کار میکرد، هر آنچه از دستش برمیآمد انجام میداد، خیلیها هم نمیفهمیدند؛ یعنی کارهایی نبود که جلوی چشم مردم باشد، ولی کار میکرد.» ۱۴۰۳/۰۵/۰۷مدیریت جهادی به مثابه یک آنتیبادی در برابر فرسایش اداری عمل میکند. یعنی هر کارگزاری در هر سطحی موظف است به جای تمرکز بر موانع، بر راهحلها متمرکز شود. در سالهای اخیر، تجربهی مدیریت شهید رئیسی، کارنامهای از تحرکات را به شاخص اصلی ارزیابی خود بدل کرده است.
مردمی بودن و سادهزیستی
در الگوی حکمرانی انقلابی، مردم رکن تولد این مسیر و مردمی بودن امتداددهنده آن به شمار میآید. شهید رئیسی با مبنا قراردادن خواست مردم و دعوت همه جانبه از آنها برای مطالبه از دستگاهها، به دنبال کسب مشارکت و استخراج معنا از خود مردم بود: «این حضور بیواسطه و پُرحجم آقای رئیسجمهور در میان مردم خیلی برکات دارد، آثار خیلی خوبی دارد.» ۱۴۰۱/۰۶/۰۸در امتداد همین منطق، سادهزیستی به عنوان یک ضرورت عملیاتی کردن مردممداری در حکمرانی انقلابی وارد میشود: «سادهزیستی و کاهش تشریفات در سلوک شخصی و حکومتی دولت، بخصوص شخص آقای رئیسجمهور، برای من چشمگیر است و چیز مهم و قابل توجّهی است» 1402/06/08 در واقع، سادهزیستی در این الگو قادر است اعتماد عمومی را از طریق یک بیانیهی رفتاری صادقانه بازتولید کند. عاملی که با انباشت تجربیات منفی از برخی مسئولان گذشته، اهمیتی راهبردی پیدا میکند و نیروی مردمی را در جهت حل مسائل بسیج میکند.
صراحت در اعلام مواضع انقلابی
صراحت در اعلام مواضع، شاید یکی از دشوارترین مؤلفهها در مناسبات پیچیدهی سیاسی معاصر باشد. در الگوی حکمرانی انقلابی، صراحت نوعی مسئولیتپذیری اخلاقی در برابر شفافیت است. کسی که صریح سخن میگوید، احتمال تفسیرهای سوء را کاهش میدهد و بازی دوپهلوها را باطل میکند. رفتار غیر آونگی را باید بتوان هم در مرزبندیهای سیاست داخلی و هم در موضعگیریهای جهانی مشاهده کرد: «یک نقطهی برجستهی دیگری که در ایشان [شهید رئیسی] وجود داشت صراحت در اعلام مواضع انقلابی و دینی بود. دوپهلو حرف زدن و ملاحظهی این را کردن که اگر ما مواضع انقلابیمان را صریح بیان کنیم، فلان آدم، فلان دسته، فلان شخصیّت ممکن است ناراحت بشوند، این ملاحظات را ایشان نداشت... ایشان در مرزبندی با دشمنان انقلاب صراحت داشت.» ۱۴۰۳/۰۴/۱۷
سرعت عمل در برابر رویدادها
در نظریههای سازمان و مدیریت، زمان پاسخگویی یکی از شاخصهای کلیدی کارآمدی محسوب میشود. در الگوی حکمرانی انقلابی، سرعت عمل یک ارزش مضاعف دارد؛ چراکه هر دقیقه تأخیر در مواجهه با بحران، به مثابه یک نوع بیعدالتی تلقی میشود. اگر مؤمن، زمان خود را محدود و پاسخگویی را عاقبت خود بداند، سرمشقی از پیگیری در سطح مدیریت ایجاد میشود که سفر خارجی را به بازدید و بازدید را به جلسهی هیئت دولت و جلسه را به افتتاح پروژه سلسله میکند: «شهید رئیسی همیشه میگفت من از کار خسته نمیشوم، واقعاً هم کأنّه خسته نمیشد؛ آدم تعجّب میکرد. نصفهشب از سفر خارجی برگشته، صبح در فلان نقطهی مثلاً کرج یا فلان جا با مردم دیدار عمومی دارد یا جلسه میگذارد برای مسائل مختلف! اینها کارهای خیلی مهمّی است.» ۱۴۰۳/۰۴/۱۷
همدلی بین قوا
امام شهید اذعان داشتند زدودن رقابت های منفی بین سه قوه از نقاط قوت دورهی شهید رئیسی بود که برایش تلاش کردند. مدیریت همدلانه در جهت پیشرفت یک کل، زمانی که جایگزین گلایهها و شکایتهای بین قوا شود، فارغ از بهبود فرآیندهای سیاستی، اذهان مردم را از آشفتگی نجات داده و همدلی را در بستر جامعه جاری میکند: «شهید رئیسی جدّاً متواضع بود، جدّاً بردبار بود. آدم صبوری بود، آدم بردباری بود، اهل مدارا بود با کسانی که اختلاف نظر داشتند؛ چه اختلاف نظری، چه اختلافات نظریای که منتهی میشد به اختلاف عملی در عرصه. خب میدانید در ادارهی کشور این چیزها وجود دارد دیگر؛ ایشان میآمد به بنده هم میگفت، مطرح میکرد، مواردی را ذکر میکرد، اوقاتش هم تلخ میشد، امّا در عین حال ایشان با آن طرفهای مورد نظر با مدارا رفتار میکرد.» ۱۴۰۳/۰۴/۱۷
مسئولیتپذیری
شاید یکی از فراگیرترین آسیبهای نظامهای دیوانسالار، فرهنگ بهانهتراشی باشد. الگوی حکمرانی انقلابی، این فرهنگ را به مثابه یک مانع جدی در برابر تحول معرفی میکند که انرژی دستگاه حکمرانی را به جای تمرکز بر راهحلها و وظایف خود، به بلندترکردن صدای بهانهها اختصاص میدهد: «این دولت [شهید رئیسی] از فرافکنی و بهانهتراشی احتراز کرده و مسئولیّتپذیر بوده. ما در این مدّت از مسئولین محترم دولتی نشنفتیم که بگویند: نمیگذارند کار کنیم، اختیار نداریم، اختیارات دست ما نیست؛ از این حرفها نشنفتیم از شما. مسئولیّتپذیری خیلی چیز خوبی است؛ میگوید ما هستیم، باید کار کنیم و کار هم میکنیم»۱۴۰۱/۰۶/۰۸با این تعریف، مسئولیتپذیری یک دستورکار عمل بدون حاشیه است که فاصله بین گفتار و رفتار را به صفر میرساند.
جوانگرایی
باور به نسل جوان و پذیرش هزینههای اشتباهات اولیهی آنان، از مؤلفههای جداییناپذیر حکمرانی انقلابی است. در این رویکرد باید به جوانان فرصت داد تا در عرصه میدان، خودشان را نشان بدهند. در دولت شهید رئیسی به جوانان در ردههای مختلف اعتماد شد و جوانگرایی یکی از عوامل مورد توجه شهید رئیسی بود: «مواضع انقلابیای که در دولت [سیزدهم] گرفته میشود؛ روحیهی جهادیای که نشان داده میشود؛ بهکارگیری جوانان در ردههای گوناگون مدیریّتی که بسیار چیز مهمّی است، چیز لازمی است و بحمدالله در این دولت انجام گرفته.» ۱۴۰۲/۰۶/۰۸
تکیه بر ظرفیتهای داخلی و سیاست خارجی عزتمندانه
گذر از چشمانتظاری یکی از دستاوردهای راهبردی حکمرانی انقلابی ارزیابی میشود. دو رکن اساسی در سیاستخارجی که در این الگو محرز بوده، تعامل و عزت همراه با هم است. به طوری که با این رویکرد، ایران در چشم رجال سیاسی دنیا بزرگتر و برجستهتر میشود. پیدا کردن نقطه اعتدال میان دورکنندگی و اقتدار رفتار با کشورهای خارجی، درصورتی به وجود میآید که مدیر قبل از همهچیز به توان ملی کشور باورمند باشد: «این دولت [سیزدهم] جامعه را از حالت چشمانتظاری و نگاه به بیرون خارج کرد. از این حالت که همیشه منتظر باشیم ببینیم دیگران دربارهی ما چه میگویند، چه تصمیم میگیرند، چه کار میخواهند بکنند خارج شده؛ به ظرفیّتهای داخل کشور اهمّیّت داده شده، روی آنها تکیه شده» ۱۴۰۲/۰۶/۰۸
ثبات و حرکت به سوی طرحهای کلان
تصمیمگیری کلان در حکمرانی اغلب گرفتار یک وسوسهی کشنده است: شیرینی نتیجهی فوری در برابر تلخی ساختن آینده. مسیر دوم مستلزم توانایی تحمل ناپیدا بودن نتایج در کوتاهمدت است، به شرط آنکه شالودهای مقاوم برای دهههای بعد ریخته شود. رئیسجمهوری که در بحبوحهی تنگناهای بودجهای، اصرار بر افتتاح پروژههای زیربنایی نیمهتمام و سرگردان دارد، به دنبال مستحکم کردن توان افزایشپ منحنیهای رشد کشور بوده است: «طبیعت بعضی از دولتها این است که فردا را قربانِ امروز میکنند؛ این دولت [سیزدهم] این کار را نکرده؛ کارهای بزرگ و زیربنائی را انجام داده که اثرش ممکن است امروز به طور کامل ظاهر نشود، امّا بالاخره ظاهر خواهد شد» ۱۴۰۲/۰۶/۰۸ این مؤلفه در نهایت به نقطهی بزرگاندیشی و تولد طرحهای کلان گره میخورد زیرا مفهوم ثبات به صرف روزمرگیها تقلیل داده نمیشود. مثالی که رهبر شهید برای این موضوع به کار بردند، ابرپروژههای انتقال آب دریا به اقصی نقاط کشور در دولت شهید رئیسی بود که علاوه بر بالابردن حجم کشاورزی و تولید، زیرساخت بهتر زندگی کردن را فراهم میکرد.
حکمرانی انقلابی، عامل حرکت به سمت قله
شهید رئیسی در جهان سیاسی نشان دادند که حکمرانی انقلابی، یک کنش بدون وقفه در دل میدان است: «همهی مدت مسئولیت این انسان بزرگوار و فداکار چه در دوران کوتاه ریاست جمهوری و چه پیش از آن، یکسره به تلاش بیوقفه در خدمت به مردم و به کشور و به اسلام سپری شد. رئیسی عزیز خستگی نمیشناخت.» ۱۴۰۳/۲/۳۱در جریان پیشرفت یک جامعه، این مهمترین عنصر برای به حرکت درآمدن و جابهجا کردن کلیشههاست. در این موقعیت که ایران بیش از هر زمان دیگری باید جلوههای قدرت خود را ارتقا ببخشد، پیگیری الگوی حکمرانی انقلابی میتواند عامل اصلی حرکت به سمت قله باشد. شاید مهمترین میراث شهید رئیسی را همین باید دانست: احیای باور به اینکه میتوان به سبکی دیگر زیست و حکمرانی کرد؛ سبکی که در آن امید، مسئولیت، صراحت و مردمی بودن در آن جریان دارد.
13:18 - 1 خرداد 1405