کاش «ماکان» همیشه مفقودالاثر می ماند!
معماها همیشه وقتی حل میشوند، آسان نمیشوند. گاهی سخت و کشندهتر میشوند و آدم را از پا در میآورند. باور نمیکنی، قصه «ماکان» را ببین!
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: خبر کوتاه اما مثل آوار، سنگین بود. پسرکی مو مجعد، چهار ماه تمام گم شده بود. مثل یک قطره آبرفته بود توی زمین. ناگهان اما خبری آمد که کاش هیچوقت نمیآمد. خبری که محتوایش این بود: دیگر دنبال ماکان نگردید اما کاش میگذاشتند هنوز هم به دنبال عزیزمان چشم بگردانیم همهجا. فکر کنیم، بالاخره یک روز خودش را یا اثری از او را پیدا میکنیم. کلمهها اما گاهی وقتها خیلی بیرحم میشوند. «ماکان نصیری»؛ پسرک ناز «مینابی» که در واقعه بمباران مدرسه «شجره طیبه» مفقودالاثر بود؛ حالا پیدا شده بود اما چه پیداشدنی! خبری آمد و ناگهان تمام امید و آرزوهایمان را به هم ریخت. رئیسکل دادگستری هرمزگان پس از چهار ماه بررسی گفت: «کارشناسان معتقدند که متأسفانه موشک مستقیماً به بدن شهید «ماکان نصیری»، اصابت کرده و اثری از پیکر باقی نگذاشته است.» یک نفر باید این خبر را برای عواطف عمومی ترجمه کند. ما ازایندست کلمات خشکِ خبری دلخوشی نداریم. خبر این است: حتی یک تار مو هم از پسرکی که چهار ماه تمام دنبالش میگشتیم باقی نمانده!
ردپای اپستین در میناب!جنگ تحمیلی سوم علیه ایران؛ جنگ رمضان با مورد اصابت قراردادن دو هدف آغاز شد. هدف قراردادن بیت رهبری؛ بهشهادترساندن رهبرمان و حمله موشکی به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب. قصه ماکان از همان روز شروع شد. رسانههای خارجی نوشتند که حمله به مدرسه کار آمریکا بوده اما مسئولان آمریکایی با بازی رسانهای، موج اتهامزنی به نیروهای نظامی کشور را به راه انداختند همان بازی تکراری و کثیف #کار_خودشونه! از چهارگوشه دنیا اما اخبار دیگری مخابره میشد. مثلاً اینکه حمله به دبستان و کشتن کودکان در حمایت از پرونده کثیف اپستین و آن جزیره مخوف انجام شده است. ساعات و روزهای نخست، اتفاق پیشبینینشدهای در خط خبری رسانههای معروف دنیا ایجاد شد. خطی که از دیکتهشدن اخبار به سبک امپراتوری رسانهای غرب، فاصله گرفت. به وجدان و عینیت خبری نزدیکتر بود. مدارک جمعآوری شده توسط «سی.ان.ان»، نشان میداد ارتش آمریکا مسئول حمله به مدرسه ابتدایی در میناب است یا این خبر؛ «بی بی سی»: حمله به مدرسه دخترانه در میناب با موشک «تاماهوک» آمریکا بوده است. همان موشکی که ماکان و هممدرسهایهایش را نشانه گرفت. به نظر میرسد کار آمریکا بوده!!!نشر این اخبار آن هم از سوی رسانه های غربی، دیگر رسانهها و مسئولان آمریکایی را وادار کرد، خط خبری جدیدی باهدف مخدوش کردن واقعیت به راهاندازند. برای مثال با این خبر؛ «نیویورکتایمز» نوشت: با بررسی ما به نظر میآید مدرسه میناب توسط آمریکا تخریب شده است؛ پایگاه سپاه نزدیک مدرسه هدف اصلی بوده ولی آن مدرسه هم ضربه خورده است. ادبیات مغرضانهای است. از طرفی ادای صداقت داشتن را درمیآورد. از سویی دیگر برای پوشاندن واقعیت، گرفتن زهر ماجرا و پرتکردن حواس مردم جهان از این واقعه کودک کشی بهدروغ گفته میشود هدف اصلی پایگاه نظامیبوده است و کودکان، قربانی آن پایگاه نظامی شدهاند نه قربانی جنایتی آمریکایی. حتی با اشاره عامدانه و مانور روی این موضوع که نیروهای مسلح ایران از مدارس و مراکز عمومی مانند بیمارستان و... بهعنوان سپر دفاعی استفاده میکنند، موج شبهه را آغاز کردند. اخباری که رسماً مانند آنچه اسرائیل در غزه و مبارزه با حماس انجام داد، منتشر میشد. خبرهایی که با ادعای خود، دستکاری افکار و عواطف عمومی، حمله به مراکز عمومی و خدماتی مانند مدرسه و بیمارستان را عادیسازی میکردند.
ماکان به جام جهانی رفتواقعه حمله به دبستان در میناب چنان شوکهکننده بود که امپراتوری رسانهای غرب را دچار عجز کرد. کولهپشتی کودکان میناب به نمادی بینالمللی تبدیل شد. بازیکنان تیم ملی ایران در بازی فوتبالی که به میزبانی ترکیه برگزار شد، کولهپشتی صورتی دخترانه با روبان مشکی را بهعنوان نماد مظلومیت کودکان میناب همراه بردند. تصویرگران، شاعران و کارتونیستهای بینالمللی هم بیکار ننشستند به تولید محتوا در این حوزه پرداختند. در همان حال جنگ، ایران میزبان خبرنگارانی شد که آمدند تا از نزدیک قتلگاه کودکان مینابی که تا همین چند وقت قبل مدرسه؛ خانه دومشان بود را ببینند تا تصاویر دقیق و عینیتری به جهان مخابره شود. از سویی دیگر همچنین اطلاعات دقیقی درباره تاریخچه مدرسه، معرفی قسمتهای مختلف ساختمان و نحوه حمله به آن منتشر شد. در پویش بدرقه تیم ملی به جام جهانی هم تصویرسازی جالبی انجام شد که گویا بازیکنان تیم ملی، ماکان را قلمدوش کردهاند و بالای تصویر نوشته شده، «ماکان کجاست؟» نیروهای نظامی کشور هم در انجام کار فرهنگی، دوشادوش اقدامات نظامی کم سنگ تمام نگذاشتند. به یاد و نام تکتک شهدای میناب، مخصوصاً ماکان برخی اهداف در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را مورد هدف قرار دادند.
این نه؛ برو سؤال بعدی!اگرچه جنگ روایتها علیه ایران نابرابر و غیرعادلانه است اما در جنگ رمضان، اقدامات فرهنگی - رسانهای ما دشمن را حسابی بهزحمت انداخت و با مشکل روبهرو کرد. آنقدر که اگر رسانهای میخواست ماجرای مدرسه میناب را انکار یا سانسور کند نه فقط با ریزش مخاطب که با واکنش آن روبرو میشد. رسانههای جهان وقتی اشتیاق مردم به دانستن جزئیات بیشتر درباره این واقعه هولناک و سرنوشت 168 کودک بیگناه، معلمان و کادر اداری شهید مدرسه را دیدند این استقبال از حقیقت را غنیمت شمردند تا مخاطب بیشتری جذب کنند. این حرکت آنها اما به نفع ما تمام شد؛ چهره مسئولان کودک کش آمریکایی بهتر و بیپردهتر به مردم جهان نشان داده شد. همین آگاهی، مسئولان آمریکایی را ناچار به اتخاذ موضع محتاطانهتری کرد. «کارولین لیویت»، سخنگوی کاخ سفید مانند «پیت هگست» درباره شهادت این دانشآموزان واکنش عجیبی داشت: «ما به مناطق غیرنظامی حمله نمیکنیم تا جایی که میدانیم این حمله کار ما نبوده ولی بررسیاش میکنیم.» سخنگوی وزارت خارجه اسرائیل هم در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از او درباره شهادت بیش از صددانش آموز در میناب سؤال پرسید بهجای پاسخدادن، دستور داد! او گفت: «سؤال بعدی...» این بهترین واکنش به نفع ما بود. خون ماکان و شهدای میناب، حرفزدن را برای دشمنان گران تمام کرد.
شما تصادفاً جنایت نکردید...پیگیریهای رسانهای درباره واقعه میناب هر روز یک بُعد جدید، فنی، غیرقابلانکار و سانسور از ماجرا را آشکار میکرد. بهنحویکه دیگر مردم دنیا مایل نبودند بدانند موضع مسئولان آمریکا و اسرائیل درباره ماجرای میناب چیست، مسئولیت آن را برعهده میگیرند یا نه! در واقع در این میان تنها چیزی که دیگر مهم نبود، همین بود. مردم واقعیت را فهمیده بودند.«میدل ایست آی» هم نکته فنی و جالبی را فاش کرد. اینکه دانشآموزان میناب را با فن «دابل تپ» به شهادت رساندهاند. بمب اول به هدف میخورد و عدهای را میکشد. نجاتیافتگان در نمازخانه و قسمتهایی از مدرسه پناه میگیرند که دور دوم حملات موشکی به طور مضاعف انجام میشود. حتی در ویکیپدیا هم که اطلاعات رویدادهای مهم تاریخی و سیاسی جهان را با بعضاً با ادبیاتی جانبدارانه به نفع غرب ثبت میکند، نوشته شده است این مدرسه در سه نوبت جداگانه هدف حمله قرار گرفت. «بن نورتون»، روزنامهنگار و تحلیلگر آمریکایی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جنایت آمریکا در مدرسه میناب، یک کشتارجمعی بود. رویترز تأیید کرده که یک مدرسه ابتدایی در شهر میناب ایران توسط ارتش آمریکا دو بار بمباران شده، این دو حمله بافاصله ۴۰ دقیقه از یکدیگر انجام شدهاند. این اقدام عمدی بوده است. شما به طور تصادفی یک مدرسه را دو بار بمباران نمیکنید! در این حمله ۱۶۸ کودک و ۱۴ معلم کشته شدند؛ این کشتارجمعی بود.» ماکان هم با همین دابل تپ ناجوانمردانه مفقود شد شاید اگر این همه اصرار به شلیک نبود یا زنده میماند یا پیکری از او باقی میماند.
ادعای عجیب و مسخره ترامپ!در میدان غلبه حقیقت هم اما وقاحت غربی گویا باید همیشه به شکل غافلگیرکنندهای راه خود را برود. ترامپ در اظهاراتی عجیب و گستاخانهای برای رهاشدن از بار منفی رسانهای کشتار کودکان ایرانی، در گفتگویی گفت: «ایران تاماهاوک داشته!» ایران چنین موشکهایی داشته و کشورهای دیگر هم این موشکها را از آمریکا خریدهاند. چنین سلاحهایی دارند!» این حجم از فرافکنی نظامی نهتنها بزدلانه که عجیب و مسخره هم هست. اینجاست که رسانه غربی روبروی سیاستمدار رِند آمریکایی میایستد و حقیقتی غیرقابلانکار را بهصورت او میکوبد. تایمز مینویسد: «ایران چنین موشکی ندارد. هر کشوری که آمریکا به آن چنین موشکهایی فروخته قبل از انتقال به شخص ثالث مانند ایران باید تأیید وزارت خارجه آمریکا را دریافت کند. حتی اگر ایران به نحوی این موشک را به دست آورده باشد، استفاده از آن برایش خیلی سخت است. چون برنامهریزی مسیر و پرتاب تاماهاوک به تجهیزات ویژه و سازوکار خود نیاز دارد.» کاش یک نفر به ترامپ دروغگو بگوید ایران موشکهای کروز مخصوص و تولید خود را برای اهداف زمینی طراحی کرده که به لحاظ طراحی و ظاهر تفاوتهای بارز و مشخصی با تاماهاوک دارد و نیازی به تجهیزات دشمن برای مبارزه با دشمن ندارد! خون ماکان و هم مدرسهایها با این دروغها از دستان کثیف ترامپ پاک نخواهد شد.
موشکی که عمداً انتخاب شد!رصد اطلاعات برخی وبگاهها که در زمینه معرفی تجهیزات نظامی فعالیت میکنند هم ابعاد دیگری درباره نوع سلاحی که آمریکا برای جنایت جنگی در مدرسه شجره طیبه میناب به کار گرفته را روشن میکند. محتوای محکمی که بر این دلالت دارد حمله به دبستانی در میناب کاملاً حساب شده و عمدی بوده است. موشکهای کروز تاماهاوک سلاح شناخته شده آمریکایی هستند. در چند سال گذشته هم در رسانههای نظامی جهان اخبار متعددی دربارهاش منتشر شد. تازهترین خبرها اینکه، رئیسجمهور اوکراین درخواست دریافتشان را مطرح کرده بود تا روسیه را ناچار به توافق و عقبنشینی کند. اما ظاهراً ترامپ گفته بود در جنگ 12 روزه با ایران بیش از 30 فروند تاماهاوک به تأسیسات هستهای شلیک کرده و فعلاً قصد ندارد آنها را به اوکراین بدهد. این سلاح از شناختهشدهترین تسلیحات دوربرد ارتش آمریکاست که بیش از 4 دهه است در زرادخانههای نیروی دریایی آمریکا و متحدان آن بهروزرسانی میشود. تاماهاوک در دهه 1970 در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه «جانز هاپکینز» طراحی و از سال 1983 بکار گرفته شد. توانایی پرواز در ارتفاع بسیار پایین 30 تا 50 متر از سطح زمین یا دریا را دارد. با این قابلیت از دید رادارها پنهان میماند و غافلگیرانه به اهداف اصابت میکند. نسخههای جدید تاماهاوک میتوانند در حین پرواز باز برنامهریزی شوند و در میدان نبرد پرسه بزنند. تصاویر زنده ارسال و حتی از سوخت باقیمانده بهعنوان عامل انفجار ثانویه استفاده کنند. حالا بهتر مشخص میشود چرا واقعه میناب، حملهای کاملاً حساب شده بود.
آهای نسیم، تو ماکان مایی؟!وقتی همه آوار مدرسه را با دست کنار میزدند تا شاید ردی از ماکان، پسران و دختران مدرسه شجره طیبه میناب پیدا شود، حقیقت از میان تل آوار بیرون آمد و دشمن را رسوا کرد! روی بقایای موشکی که در میان آوارهای مدرسه شجره طیبه میناب پیدا شد نوشته اختصاری «یو. اس. آ» مشخص و مشهود بود. این یعنی موشک شلیک شده به ماکان و دوستانش تماماً آمریکایی است. حقیقت همان روز معلوم شد. همان وقت که همه دنبال پیکر ماکان نصیری بودند. پسرکی که هرجا را گشتند به جز تکهای از یک پولیور آبی و یک لنگهکفش کتانیاش نشانه دیگری پیدا نکردند. پدر و مادر ماکان چشم براه فرزندی بودند که هرچه گشتند، نشانی کمتری پیدا کردند. دست آخر هم خبری آمد که موشک مستقیم به ماکان خورده است. پسری که یکتنه مقابل موشک آمریکایی قرار گرفت. پیکرش پودر شد. حتی تار مویی از او پیدا نشد. نسیم خاکسترش را به همه جای وطن برد. ماکان در تمام ایران پخش شد. پسری که در هفتسالگی جاویدالاثر شد! کاش معمای پیکر ماکان جور دیگری حل میشد. قبلاً در ویرانه آوارهای مدرسه شجره طیبه میناب دنبالش میگشتیم. حالا اما با هر نسیمی که کمی لطیف صورتمان را نوازش بدهد، دوباره یادش میافتیم. از خودمان میپرسیم یعنی ماکان بود که از حوالی ما عبور کرد؟
21:18 - 10 تیر 1405