اینترنشنال چگونه صدای شما را میدزدد
اگر همه یک حرف را تکرار کنند، آیا آن حرف درستتر میشود؟ نه؛ اما احتمالاً باورپذیرتر میشود. رسانهها سالهاست با تکنیکهایی حرفهای، مرز میان اندیشیدن و تکرار کردن را کمرنگ میکنند؛ تا جایی که گاهی صدای خودمان را با پژواک دیگر انسانها یا رسانهها اشتباه میگیریم.
خبرگزاری فارس - گروه رسانه: در گزارش قبل به دو ابزار مهم رسانهها برای پژواکسازی مخاطب پرداختیم؛ حذف زنجیرهٔ استدلال و استانداردسازی واژگان. این ابزارها میتوانند شیوهٔ تحلیل و حتی زبان افراد را تحت تأثیر قرار دهند.اما فرآیند تبدیل مخاطب به «پژواک» تنها به این دو روش محدود نمیشود و رسانهها از تکنیکهای دیگری نیز برای هدایت ادراک و واکنشهای عمومی بهره میگیرند.در این گزارش، با حضور «آسیه یازرلو» مدرس انجمن سواد رسانهای ایران، چهار ابزار حرفهای دیگر را در این زمینه بررسی میکنیم.
۳. حذف سایههای خاکستری
واقعیت همیشه طیفی از خاکستری است؛ نه کاملاً سفید، نه کاملاً سیاه. رسانه برای پژواکسازی، این طیف را حذف میکند و همه چیز را سیاه یا سفید میکند.نتیجه برای انسان چیست؟ او دیگر توانایی دیدن نیمهپرتوی قضیه را از دست میدهد. هر پدیدهای باید کاملاً خوب یا کاملاً بد باشد. هر فردی باید یا قدیس باشد یا شیطان. هر حرفی یا کاملاً درست است یا کاملاً غلط.وقتی چنین انسانی با یک واقعیت خاکستری روبهرو میشود (به عنوان مثال، شخصی که هم کار خوب انجام داده و هم کار بد)، دچار بحران میشود. چون جعبه ابزار ذهنی او فقط دو برچسب دارد. برای رهایی از این بحران، سریعاً آن فرد را در یکی از دو دسته قرار میدهد؛ حتی اگر نوع خشونت، منطقی باشد.انسان پژواکشده، نمیتواند دو فکر متناقض را در ذهن خود نگه دارد. او باید یکی را کاملاً قبول و دیگری را کاملاً طرد کند.
۴. تکرار چرخهای یا حلقهٔ پژواک
رسانه یک خبر را در چرخههای تکرارشونده پخش میکند؛ طوری که مخاطب فکر میکند همه جا از آن حرف میزنند.حلقهٔ پژواک ۵ مراحل دارد:* رسانه خبری را منتشر میکند؛* مخاطب آن را بازنشر میدهد؛* رسانه به بازنشر مخاطب ارجاع میدهد (رسانه میگوید بسیاری از مردم میگویند...)؛* مخاطب این ارجاع را به عنوان تأییدی بر اهمیت خبر میبیند؛* چرخه تکرار میشود، با شدت بیشتر.نتیجه اینکه، یک خبر کوچک میتواند در این چرخه به بحرانی بزرگ تبدیل شود، بدون اینکه واقعیت جدیدی رخ داده باشد. انسان پژواکشده، نه به خاطر اهمیت واقعی خبر، که به خاطر تعداد دفعات شنیدنش، آن را مهم میپندارد.
۵. حذف صدای اول شخص
رسانهٔ پژواکساز هرگز از مخاطب نمیپرسد «تو چه فکر میکنی؟» یا «تجربهٔ شخصی تو چیست؟». در عوض، مدام میگوید «همه میگویند»، «مردم معتقدند»، «جامعهٔ جهانی فکر میکند» و...نتیجه اینکه، مخاطب کمکم یاد میگیرد که به جای گفتن «من فکر میکنم»، بگوید «همه میگویند». به جای گفتن «من دیدم»، بگوید «گزارشها حاکی از آن است». صدای شخصی خود را از دست میدهد و تبدیل میشود به نمایندهٔ یک صدای موهوم جمعی که در واقع هیچکس نیست.انسان پژواکشده، حتی در خلوت خودش با خودش، دیگر نمیتواند بگوید «من این را دوست دارم» یا «من این را قبول ندارم». همیشه یک «ما»ی نامرئی پشت جملاتش هست.
۶. جایگزینی درک با تکرار
رسانه برای پژواک ساختن انسان، درک عمیق را با تکرار سطحی جایگزین میکند. مهم نیست چیزی را میفهمی یا نه؛ مهم این است که آن را درست تکرار کنی.بیایید یک آزمایش ذهنی را با هم انجام دهیم. از یک انسان پژواکشده بپرسید «دربارهٔ فلان موضوع توضیح بده». او میتواند چند جملهٔ کلیدی را سریعاً تکرار کند. اما از او بپرسید «اگر یک جای آن موضوع فرق میکرد، چه میشد؟» یا «این موضوع چه ربطی به موضوع دیگر دارد؟». سکوت میکند. چون هرگز یاد نگرفته که بفهمد؛ فقط یاد گرفته که تکرار کند.انسان پژواکشده، حافظهٔ خوب، اما درک ضعیفی دارد. او شبیه یک طوطی است که کلمات را درست ادا میکند، اما معنی آنها را نمیفهمد.
تفاوت انسان واقعی با انسان پژواکشده
در مواجهه با خبر جدید؛ انسان واقعی، سؤال میکند، تحقیق میکند، صبر میکند. اما انسان پژواکشده، بلافاصله تکرار میکند (یا رد میکند).هنگام بیان نظر؛ انسان واقعی از «به نظر من» یا «با توجه به تجربهام» استفاده میکند. اما انسان پژواکشده از «همه میگویند» یا «مشخص است که» استفاده میکند.در مواجهه با واقعیت خاکستری؛ انسان واقعی میپذیرد که پیچیدگی وجود دارد. اما انسان پژواکشده مجبور میشود سیاه یا سفید کند.تغییر نظر در برابر مدرک جدید؛ برای انسان واقعی محتمل است. اما برای انسان پژواکشده تقریباً غیرممکن است.در توضیح دادن یک مفهوم؛ انسان واقعی میتواند به زبان خودش توضیح دهد. اما انسان پژواکشده فقط عبارات آماده را تکرار میکند.در مواجهه با سؤال پیشبینینشده؛ انسان واقعی تلاش میکند جواب دهد. اما انسان پژواکشده عصبانی یا ساکت میشود.
هدف رسانه از پژواک ساختن انسان چیست؟
رسانههای استاندارد دوگانه، علاقه دارند ما پژواک باشیم. چرا؟چون پژواک نمیپرسد. شک نمیکند. تحقیق نمیکند. فقط دریافت میکند و تحویل میدهد. پژواک هر چه به او بدهی، همان را پس میدهد. بدون کم و کاست. بدون فیلتر.این رسانهها میخواهند ما در برابر هر خبری، بلافاصله واکنش نشان دهیم. عصبانی شویم، متنفر شویم، شعار بدهیم، کامنت بگذاریم، بازنشر کنیم؛ اما نه بر اساس فکر خودمان، بلکه بر اساس دستوری که رسانه ناخودآگاه در ذهنمان نصب کرده.رسانه میخواهد اعتماد به نفس فکری ما را بشکند و بگوید «تو نمیتوانی قضاوت کنی. بگذار من برایت قضاوت کنم. تو فقط تکرار کن.»و بعد از مدتی، چنان در این پژواک بودن غرق میشویم که حتی متوجه نمی شویم که داریم مجدد تکرار میکنیم. فکر میکنیم هر چه میگوییم، حرف خودمان است. در حالی که کلمات، لحن، عصبانیت، حتی نفسهای عمیق بین هر جمله، همه از همان رسانهای است که ساعتها به آن خیره شدهایم.ادامه دارد...پ.ن: قسمت اول این گزارش را اینجا بخوانید.#پژواک_ساختن_انسان#انسان_مسخ_شده#جنگ_شناختی_رسانه#رسانه_استاندارد_دوگانه#آسیه_یازرلو_رسانهاخبار رسانهای را از صفحهٔ هنر و رسانه خبرگزاری فارس دنبال کنید. 17:56 - 28 خرداد 1405