حالا لانچر اصلی جنگ، رسانه است
پس از سکوت صحنه نظامی نبرد میان ایران و تروریستهای آمریکایی صهیونی، میدان اصلی تقابل از عرصهٔ نظامی به جنگ روایتها منتقل شده و رسانههای غربی با عملیات روانی، شناختی و ادراکی در پی تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تصمیمسازی در ایران هستند.
خبرگزاری فارس - گروه رسانه: در حالی که توقف موقت آتش میان ایران و دشمن برقرار شده و مذاکرات دربارهٔ آیندهٔ جنگ ادامه دارد، به نظر میرسد میدان اصلی تقابل از عرصهٔ نظامی به جنگ روایتها و عملیات رسانهای منتقل شده است.در هفتههای اخیر، رسانههای غربی، عبری و برخی رسانههای عربی با انتشار گستردهٔ اخبار و تحلیلها، تلاش کردهاند افکار عمومی و محاسبات سیاسی را تحت تأثیر قرار دهند.دکتر «سید حمیدرضا حسینیدانا» عضو هیأت علمی دانشگاه و رئیس اندیشکدهٔ راهبردی «رسانهها و فضای مجازی» در گفتوگو با فارس، ابعاد مختلف این جنگ رسانهای، اهداف عملیات روانی علیه ایران و الزامات حضور فعال رسانههای داخلی در فضای روایتسازی را تشریح میکند.
فارس: در چند هفتهٔ اخیر و در شرایط توقف آتش، چگونه رسانههای غربی از رسانه و خبر به عنوان ابزار فشار سیاسی و روانی علیه ایران استفاده میکنند؟حسینیدانا: چند سرفصل را میتوان در این زمینه بیان کرد:۱. در این فاصلهٔ توقف آتش، میبینیم رسانههای آمریکایی، رسانههای طرفدار اسرائیل و حتی رسانههای عربیِ همکار با اسرائیل، اخبار مربوط به پروندهٔ عادیسازی روابط اسرائیل با اعراب را دنبال میکنند و نشان میدهند که این روند توسعه تا چه اندازه تعمیق پیدا کرده است؛ مانند سفر نتانیاهو به امارات.۲. خالی کردن دل ایرانیها؛ دائم مطرح میکنند که شما این توقف آتش را پذیرفتید، در حالی که به گفتهٔ خودتان دست برتر را داشتید، اما دشمن در این فاصلهٔ زمانی فرصت پیدا کرد تا خود را بازسازی کند.۳. نشان دادن تحرک بالا در نیروهای متخاصم؛ از جمله پروازهای برنامهریزیشدهٔ آنها، مانند پروازهای نظامی هواپیماهای آمریکایی به اسرائیل و انتقال سلاح، یا پرواز هواپیماهای سوخترسان و شناسایی در داخل منطقه و کشورهای عربی را بسیار برجسته کردهاند؛ تا نشان دهند چقدر تحرک بالایی دارند و ضمناً نیروهای ایرانی، برنامهریزان و فرماندهان جنگی ایران را سردرگم کنند و در مخاطب ایرانی رعب و وحشت ایجاد کنند.
۴. سعی میکنند نشان دهند اسرائیل کانون تصمیمگیری است. یعنی اینگونه القا میکنند که ترامپ از نتانیاهو فرمان میبرد، دائم با او تماس میگیرد و کسبتکلیف میکند. همچنین مقامات آمریکایی، چه حضوری و چه تلفنی، از مقامات اسرائیلی مشورت میگیرند، یا اسرائیل با برخی از نکاتی که ایران و آمریکا بهصورت غیرمستقیم دربارهٔ آن مذاکره میکنند مخالفت میکند؛ مثلاً میگوید ما جنگ در لبنان را کنار نمیگذاریم یا به توقف آن پایبند نیستیم.۵. رجزخوانیهای گسترده در همین عدم پایبندی به آتشبس و توافق؛ همانطور که در ساعات اخیر دیدیم، نتانیاهو اعلام کرد که قرار است حزبالله را بهطور کامل نابود کنند. بسیاری از این اخبار میخواهند نشان دهند که اسرائیل کانون تصمیمگیریهاست؛ یعنی بهصورت غیرمستقیم به ایرانیها و آمریکاییها القا کنند که اگر میخواهند به توافق و آتشبس طولانیمدت برسند، در دستور مذاکرات خود، مواردی را وارد کنند که رضایت اسرائیل را در پی داشته باشد.۶. فشار برای دوقطبیسازی و چندقطبیسازی در داخل ایران؛ در موضوعاتی مانند حیات و سلامتی رهبر، قیمتها و بازار، تصمیمگیری برای ادامهٔ جنگ یا صلح، مذاکرات و هر موضوع دیگری که بتوان به بهانهٔ آن این دوقطبی را ایجاد کرد.۷. استهزای ترامپ در داخل آمریکا؛ میبینیم که نشریات، رسانهها و پایگاههای مختلف اینگونه مطرح میکنند که آمریکا بازندهٔ میدان شده و این بازنده بودن را بسیار برجسته میکنند؛ در حالی که همه میدانند آمریکا بازنده است. اما این حجم از برجستهسازی برای آن است که شاید آمریکا به خود بیاید و دولت آمریکا ادامهٔ جنگ را گزینهٔ مناسبتری بداند.
۸. آگاهسازی جنگطلبان آمریکایی برای تحت فشار قرار دادن ترامپ؛ بهنظر میرسد آن رسانهها، بهویژه رسانههای جنگطلب و طرفدار اسرائیل، بهدنبال آن هستند که اگر کسی در آمریکا هنوز به این جنگ توجه ندارد یا نسبت به آن موضع ممتنع دارد، با نشان دادن ضعف آمریکا و ترسیم آیندهای تاریک، آن جمعیت خاکستری و تصمیمسازهای خاکستری را به سمت فشار بر دولت برای تداوم جنگ سوق دهند.۹. ایجاد توقع در کشورهای متخاصم و اعراب منطقه؛ آنها با برجسته کردن شکست آمریکاییها، بهدنبال القای این موضوع هستند که اعراب و آمریکا زیان زیادی دیدهاند؛ بنابراین یا باید به همان اندازه به ایران ضرر بزنند یا جنگ را ادامه دهند و راهی برای جبران خسارتهای خود پیدا کنند. خوب است بدانیم کویت اکنون قراردادی یکمیلیارد دلاری برای سامانهٔ پدافند هوایی خود با آمریکا بسته است؛ به این معنا که در عمل، هزینهٔ تجهیز ارتش آمریکا به پدافند جدید را با عنوان قرارداد دفاعی کویت پرداخت میکند.۱۰. سعی میکنند آمریکا را در این مقطع زمانی بسیار ضعیف نشان دهند و بگویند آبرو و حیثیت آمریکاییها از بین رفته است تا به اعراب اینگونه القا کنند که اگر میخواهند امنیت و توان دفاعی خود را تقویت کنند، باید با اسرائیلیها قراردادهای جدید ببندند.۱۱. میخواهند جای خالی رسانههایی را که بهدلیل دروغگویی بیش از حد، اکنون دیگر چیزی برای ارائه ندارند و برخی از آنها هم تعطیل شدهاند، مانند شبکهٔ «من و تو»، پر کنند و این بمباران ذهنی افکار عمومی ایرانی را تداوم ببخشند.فارس: رسانههای غربی چه اخبار و مطالبی را دربارهٔ تحولات و مسائل جنگ با ایران سانسور میکنند؟
حسینیدانا: یکی از این موراد، عبور امن کشتیهاست. در این هفته دیدیم که هر شب تعدادی کشتی، گاهی حتی تا ۳۰ فروند، در دو سوی تنگهٔ هرمز با هماهنگی ایران از تنگه عبور میکنند. اما نمیبینیم که این موضوع در رسانههای غربی بهصورت برجسته مطرح شود.اینکه خیابان حدود ۹۰ روز توسط مردم اداره شده و قدرتی را ایجاد کرده که امروز آمریکا، اسرائیل و اعراب متخاصم را به این وضعیت رسانده، هم جایی بیان نمیشود.همچنین انسجام میان دولتمردان و لایهٔ حکمرانی، و نیز انسجام میان دولت و مردم برای پیشبرد امور در شرایط جنگی را کمتر میبینیم که رسانههای غربی مطرح کنند؛ چون میخواهند این کانون قدرتزایی و اقتدار ایرانیان را تا حد ممکن کوچک جلوه دهند.فارس: در شرایط توقف آتش که ضمناً مذاکرات توافق در جریان است، اساساً چرا روایت مهم است؟حسینیدانا: چون توقف آتش برقرار شده و احتمال توافق وجود دارد، اما خصومت دشمنان که پایان نیافته است. اتفاقاً آنها، چون دست پایین را دارند و نتوانستهاند به اهداف خود برسند و علاوه بر آن، از نظر وجههٔ دولت ایالات متحده، اسرائیل و همچنین هزینههایی که اعراب متحمل شدهاند، ضررهای سنگینی را تحمل کردهاند، اکنون تلاش میکنند آنچه را در جنگ به دست نیاوردهاند و ضرباتی را که خوردهاند، در رسانهها جبران کنند؛ تا هم در ذهن افکار عمومی جهان وجههٔ خود را بازسازی کنند و هم در ذهن افکار عمومی مردم شریف ایران، خود را پیروز و مقبول نشان دهند.روایتسازی اکنون اهمیت بسیار زیادی دارد و فشار نبردها از میدان نظامی به میدان دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانهای منتقل شده است.
در اینجا چند موضوع را میبینیم:اول، عملیات روانی برای ایجاد رعب، وحشت و چنددستگی.دوم، عملیات شناختی برای اینکه ایرانیها نقشهٔ راه را گم کنند و نتوانند جایگاه و موقعیت خود و همچنین موقعیت دشمن را بهدرستی تشخیص دهند.سوم، جنگ ادراکی هم قطعاً در جریان است؛ چون دشمن میخواهد دستگاه محاسباتی ایرانیها را نابود، مختل و دچار آشفتگی کند. از این جهت، جنگ رسانهای اهمیت بسیار زیادی دارد.چهارمین محور این است که تاریخ را بهگونهای بنویسند و وقایع را بهگونهای ثبت کنند که آیندگان تصور کنند دست برتر با کشورهای متخاصم بوده است.فارس: شبکههای اجتماعی و رسانههای فارسیزبان چه نقشی در مدیریت افکار عمومی پس از آتشبس داشتهاند؟حسینیدانا: شبکههای ماهوارهای فارسیزبان آنقدر دروغ گفتهاند، اخبار جعلی منتشر کردهاند و نوع خبررسانیشان همراه با عملیات روانی بوده و اعصاب مردم ایران را بههم ریختهاند که اکنون دیگر جایگاهی ندارند و کافی است مخاطب ۱۰ دقیقه به این شبکههای تلویزیونی توجه کند تا آرامش اعصاب خود را از دست بدهد. بنابراین، پس از حدود ۹۰ روز، این ابزار دشمن از کار میافتد.اما در شبکههای اجتماعی، بهویژه بعد از باز شدن اینترنت بینالملل و فعال شدن پلتفرمهایی مانند تلگرام و اینستاگرام که جزو پلتفرمهای مورد علاقهٔ ایرانیها هستند، دشمن تمام تمرکز خود را به این فضا آورده است؛ با خبررسانی قطرهای، تنوعبخشی به شیوههای خبررسانی و تغییر پلتفرم، عملیات شناختی را از این مسیر دنبال میکند؛ بهگونهای که افکار عمومی ایرانیان را از ریشه دچار خطا کند و تعریف آنها از جایگاه خودشان و جایگاه فعلی دشمن را تغییر دهد.
بعد، از این وضعیت برای تصمیمگیریهای اشتباه و به اشتباه انداختن تصمیمگیران ایرانی، چه در حوزهٔ عمومی و چه در حوزهٔ مدیران و نیروهای فرماندهی نظامی، بهرهبرداری کند.فارس: رسانههای داخلی در مقابل چه باید بکنند؟حسینیدانا: پس از توافق احتمالی آتشبس، به احتمال زیاد سبک حضور مردم و دفاع مردمی در میدانها دچار تغییراتی خواهد شد. حالا لانچر کجاست؟ اگر لانچر روزی در میدان نظامی بوده و روزی در کف خیابان، امروز لانچر، رسانه است.برای اینکه دشمن نتواند روحیهٔ ایرانیها را تضعیف کند و آنچه را در میدان نبرد به دست نیاورده، در رسانهها به دست بیاورد، و برای اینکه نمیخواهد اجازه دهد موقعیت و دست برتر ایران در بلندمدت بهعنوان یک قدرت چهارم نظامی و امنیتی در دنیا تثبیت شود، امروز باید بدانیم که لانچر پیشگام، لانچر رسانه است؛ با جهاد تبیین، دوری از جناحینگری، حفظ انسجام، مردمیسازی اطلاعرسانی و تربیت نیروها.همانطور که در کف میدانها دیدیم که آموزش نظامی به مردم داده میشود تا استفاده از اسلحه را یاد بگیرند و اگر روزی دشمن نزدیک شد، هر فرد بتواند به سهم خود، از خود، کشور و مردمش دفاع کند، امروز نیز مردم نیازمند آموزش برای فعال بودن در رسانهها هستند.باید از حالت منفعل بودن و همراه جماعت شدن، به فردی تأثیرگذار و فعال تبدیل شوند. این موضوع نیازمند آموزش، افزایش سواد رسانهای، افزایش سواد شناختی و همچنین کنترل و هدایت جریان اطلاعرسانی، بهویژه در شبکههای اجتماعی است.
علاوه بر این، همان حالت آفندی که در میدانهای نبرد، توسط نظامیان سرافراز ایرانی و همچنین مردم در کف خیابانها دیدیم، باید در فضای بینالملل هم توسط رسانههای ایرانی دنبال شود. یعنی یادگیری زبان، ورود به پلتفرمهایی که نیروهای متخاصم در آن تجمع دارند، نفوذ در افکار عمومی آنها، نفوذ شناختی و ادراکی در تصمیمگیران آنها و انجام عملیاتهای رسانهای گسترده.همانگونه که دیدیم برخی ابتکارات ایرانی تا چه اندازه توانست تأثیرگذار باشد؛ کلیپهای لگویی و انیمیشنهای کوتاهی که ایرانیها ساختند، چندین میلیارد بازدید در دنیا داشته است. این نشان میدهد که استفاده از پلتفرمهایی که غربیها و طرف متخاصم به آن توجه میکنند و همچنین استفاده از زبان و فرهنگی که آن را بهتر میفهمند و ابزارهایی مانند موسیقی رپ یا مدیوم انیمیشن، تا چه اندازه توانسته در قلب دشمن نفوذ کند و تأثیرگذار باشد.آنچه در طوفانالاقصی دیدیم، این بود که رسانههای خرد و انسانرسانهها با همکاری چند رسانهٔ بزرگ مانند الجزیره و آسوشیتدپرس، افکار عمومی نخبگان آمریکایی را هدف قرار دادند و توانستند جریانهای اعتراضی را در دانشگاههای تراز اول آمریکا علیه جنگ و در حمایت از مردم بیدفاع غزه شکل دهند. این تجربهای که در طوفانالاقصی وجود داشت، باید در اینجا هم مدنظر قرار گیرد.
ما در رسانههایی مانند تلویزیون و نشریات بینالمللی خود، آنچنان که باید نتوانستهایم برد و ظرفیت ایجاد کنیم. در حقیقت، صدای ایرانیان به اندازهٔ کافی و مطلوب در دنیا شنیده نمیشود. بنابراین استفاده از پلتفرمهای دیگر مانند سینما، انیمیشن، کلیپهایی که ساخته شد، ریزرسانهها و میکرورسانهها مانند گفتوگو در شبکههای اجتماعی اهمیت پیدا میکند.برای مثال، یکی از کارشناسان ایرانی به نام آقای «محمد مرندی» را سراغ داریم که با رسانههای غربی و رسانههای عربی وارد مواجهه میشد و تبیین لازم را بهخوبی انجام میداد. ما نیروهای جوان، خوشفکر و خلاق فراوانی مانند ایشان داریم. لازم است این افراد هم زبان یاد بگیرند و هم با پلتفرمهای جهانی آشنا شوند تا ما بتوانیم در میدان دشمن، تبیین و روایتسازی انجام دهیم و در همانجا دشمن را تحت فشار قرار دهیم تا به مرزهای افکار عمومی ایران نزدیک نشود و بازدارندگی علیه دشمن نوسازی شود.#جهاد_تبیین_رسانه#جنگ_رسانه_ای#آتش_بس_رسانه#جنگ_شناختی_علیه_ایران#جنگ_ایران_آمریکااخبار رسانهای را از صفحهٔ هنر و رسانه خبرگزاری فارس دنبال کنید. 18:46 - 7 خرداد 1405