از اتاق گِلی تا کرسی فلسفهٔ دانشگاه یِیل آمریکا

دکتر «نادیا مفتونی» استاد فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نمونه‌ای روشن از «الگوی سوم زن» است؛ زنی که در ساحت رشد و تهذیب خود، حفظ خانوادهٔ متعادل و جهاد اجتماعی پیشگام است. او با نقش‌آفرینی در پژوهش حکمت اسلامی، و در کنار همسر جانبازش، افق‌های تازه‌ای در اندیشه و زیست مؤمنانه گشوده است.
گروه زندگی: سال ۱۳۶۳ بود که برای اولین بار استاد «حسین نوری» را در نمازخانهٔ دانشگاه صنعتی شریف دید. همان‌جایی که با هزار عشق و امید رشتهٔ فیزیک را می‌خواند. استاد روی ویلچر نشسته بود و فرشته‌ای ویلچرش را هل می‌داد تا به جایگاه برسد. برادر کوچک استاد بود که بعدها به شهادت رسید.حسین نوری آمده بود تا برای دانشجویان شریف دربارهٔ «صداقت با مخاطب در هنر» حرف بزند. آخر خودش هنرمند بود؛ از نمایشنامه‌نویسی تا شاعری و نقاشی در هر کدام دستی بر آتش داشت.
همان لحظه که حرف‌هایش را شنید «عاشق روح بلند او» شد. دکتر مفتونی می‌گوید «او را فوق آرمان‌های خودم دیدم. آرمان من این بود که همسرم جبهه‌رفته باشد. اما او پدرجد آرمان من بود.»چرا جبهه‌رفته؟ چون نادیا نمی‌توانست بپذیرد کسی نسبت به شرایط جنگی کشور، بی‌اعتنا و مشغول زندگی خودش بوده باشد.اما آن موقع هنوز نمی‌دانست او جبهه رفته است یا نه. حتی نمی‌دانست او خودش هنرمند است. حرف‌ها و دیدگاهش بود که دل از نادیای جوان برده بود. و حالا فرقی نمی‌کرد که حسین نوری جانباز است، مادرزادی معلول بوده یا طی حادثه‌ای ویلچرنشین شده است. کار در دل نادیا مفتونی که آن زمان دختری ۱۹ ساله و انقلابی بود، بالا گرفته بود.
تصمیم گرفت دفعهٔ بعدی که استاد را دید از او خواستگاری کند. اتفاقی که دست‌کم آن زمان بسیار نادر بود. اما خواستگاری همان و رفتن استاد از تهران، همان. بی‌خبر گذاشت و رفت به خانهٔ مادرش در تربت‌جام. چون فکر می‌کرد زندگی هر دختری با او بسیار سخت خواهد بود.اما نادیای جوان که حسین نوری را فوق آرمان‌های خودش یافته بود، نمی‌خواست کوتاه بیاید. نشانی مبهمی از خانهٔ مادر استاد از جهاد گرفت و به تنهایی راهی دیار خراسان شد.مدتی بعد زندگی‌شان را در دو اتاقک گلی در محله‌ای فقیرنشین در تربت‌جام آغاز کردند. اما همان وضعیت هم برای نادیا شیرین بود. با اینکه تحصیلش را در دانشگاه شریف رها کرده بود و از پایتخت به خانه‌ای محقر در یک شهر غریب رفته بود، احساس می‌کرد حالا تمام دنیا را در خانه‌اش دارد. خانه‌ای که حمام و حتی آب هم نداشت.
وقتی ازدواج کردند استاد نوری ۱۸۰۰ تومان حقوق از جهاد می‌گرفت. اما خرج و مخارج زندگی و قسط‌هایشان مجموعاً ۲۵۰۰ تومان می‌شد. مفتونی با شوخی و خنده تعریف می‌کند «اگر حساب کتاب می‌کردیم، کم می‌آوردیم. حساب کتاب نمی‌کردیم، کم هم نمی‌آوردیم.»حالا وقتی بعضی‌ها از توقعات زیادی و عجیب‌شان از زندگی و مسائل مالی می‌گویند، دکتر مفتونی و استاد نوری جوانی خودشان را با این عددها مثال می‌زنند و به توکل و تلاش توصیه‌شان می‌کنند.اما ماجرای ویلچرنشینی حسین نوری که زمانی ورزشکار بود از این قرار بود که به خاطر یک نمایشنامهٔ طنز که مایه‌های سیاسی داشت، مورد غضب ساواک قرار گرفته و به شدت شکنجه شده بود. دکترها می‌گفتند به دلیل وارد آمدن ضربهٔ سخت دچار ضایعهٔ نخاعی شده است. برای همین دست‌ها و پاهایش از کار افتاده بودند.اما این تمام بلایی نبود که جانیان ساواک بر سر این هنرمند آوردند. او طی شکنجه دچار مسمومیت خونی با سرب هم شده بود. به همین خاطر وقتی از زندان آزاد شد، پزشکان امیدی به زنده ماندنش نداشتند. اما سرانجام خواست خدا بر این قرار گرفت که او از چنگال وحوش ساواک جان سالم به در ببرد تا روح بلنداندیش نادیای جوان در کنار او آرام بگیرد.خلاصه، زندگی نادیا مفتونی و حسین نوری با تمام سختی‌هایی که به چشم دیگران می‌آمد، اما به چشم خودشان نه، سرشار از خوشی ادامه داشت. نادیای جوان کم‌کم درس خواندن را از سر گرفت. اما این بار در رشتهٔ فلسفه و کلام اسلامی. تا مقطع دکتری همین رشته را در دانشگاه تهران خواند و عضو هیئت‌علمی همانجا شد.
او حدود ۱۰ کتاب به زبان انگلیسی و بیش از آن، به زبان فارسی نوشته است. «خرد بوی بهشت»، «هنر فاضله»، «منطق، اصول و کاربردها»، «مار زنگی»، «فلسفه‌ورزی در تئاتر»، «فارابی، خیال و خلاقیت هنری»، «پژوهش در آینهٔ اخلاق»، «فارابی و مفهوم‌سازی هنر دینی» و «از تبار ابوتراب» بعضی از کتاب‌های دکتر نادیا مفتونی هستند. استاد نوری هم در سبک بی‌نظیر خودش در نقاشی پیش می‌رفت و با تابلوهای چشم‌نوازی که با به دهان گرفتن قلم می‌کشید، مردم را در سراسر دنیا حیرت‌زده می‌کرد. دو تایی می‌رفتند به نقاط مختلف دنیا و نمایشگاه نقاشی استاد را برگزار می‌کردند.
در همین مدت خداوند دو پسر به آنها داد. دکتر مفتونی می‌گوید «توقعم از زندگی مشترک این نبود که بچه‌ای داشته باشیم. ولی خدا داد. دستش درد نکند.»او در کنار تحصیل علم و اثرگذاری اجتماعی، همسری بی‌نظیر است که با زندگی در کنار یک جانباز، هویتی باشکوه برای خودش دست‌وپا کرده است. همیشه می‌گوید «باشکوه‌ترین هویتی که برای خودم قائلم همین است که عیال حسین نوری هستم.»اگر از او بپرسید لذت شما در زندگی چیست، می‌گوید «همین که کنار آقای نوری بنشینم، با هم چای بخوریم یا تلویزیون تماشا کنیم.»
اما دکتر «نادیا مفتونی» فقط به خاطر ازدواج با استاد «حسین نوری» که جانباز است، شاخص نیست. او نمایش‌نامه‌نویس، نقاش، پژوهشگر فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است که شهرتش در دنیا به دلیل احیای فلسفهٔ هنر فارابی، تبیین فلسفهٔ علم حکمای مسلمان و استخراج مباحثی جدید از حکمت اشراق شهاب‌الدین سهروردی است. او همچنین به عنوان پژوهشگر پیشکسوت در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه ییل (Yale) فعالیت دارد.زندگی دکتر مفتونی، روایت زنی است که در ساحت رشد فردی، حفظ خانواده و کنش اجتماعی، مسیر تعالی را پیموده است. او نه در چارچوب زن صرفاً خانه‌نشینِ سنتی می‌گنجد، نه در قالب زن مصرف‌گرای غربی؛ بلکه در تراز «الگوی سوم زن» است. زنی مؤمن، خردمند، فعال و آفریننده که میان علم و ایمان، عشق و مسئولیت، زیبایی و حقیقت پیوندی زنده و الهام‌بخش برقرار کرده است.#دکتر_نادیا_مفتونی#استاد_حسین_نوری#الگوی_سوم_زن#بیانات_رهبر_انقلاب#نادیا_مفتونی_فلسفهمطالب مشابه را از صفحهٔ زندگی خبرگزاری فارس دنبال کنید.
10:01 - 14 آبان 1404
زندگی
خانواده
زنان

8 بازنشر17 واکنش
117٫8k بازدید



1 پاسخ

@A110M14 آبان 1404
زن زندگی تلاش ... تلاش برای خانواده و جامعه سالم حتی توی اروپا و فرانسه ....این الگوی سوم زنانه استhttps://farsnews.ir/A110M/1762336842974495707
ا
امین محمدی

@A110M  •  14 آبان 1404

حساسیت بی خودی به یک عروسک!؟

برخی فعالان اجتماعی فرانسه اقدامی کرده اند که شاید برخی در ایران آن را حساسیت بیش از اندازه بدانند یا مدعی شوند حزب الله فرانسه دست به چنین اقدامی زده است!؟

نمایش گزارش