قمار ترامپ در تنگه هرمز؛ معادله جدید قدرت ایران
آمریکا دست به قماری پرریسک زد. تلاش برای محاصره دریایی و باز کردن تنگه هرمز حرکتی است که میتواند به جای تسلیم هدف، باعث فروپاشی بیش از پیشِ اقتصاد غرب شود. در معادلات جدید، پایداری اراده، بر قدرت آتش هم برتری دارد. از این پس، ثبات اقتصادی جهان، مستلزم پذیرش «نقش تعیینکننده و حاکمیتی ایران» در گلوگاههای دریایی است.
گروه دیدهبان غرب: درگیریهای اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز به «جنگ ارادهها» برای تعیین معادلات جدید قدرت تبدیل شده است. در حالی که ترامپ شامگاه یک شنبه مدعی تلاشهای آمریکا برای رفع انسداد کشتیها در تنگه هرمز شد، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اراده و عزمی نیرومندتر از قبل مانع از هرگونه تردد در این تنگه شدند و حاکمیت ایران اسلامی بر شاهرگ حیاتی جهان را تداوم بخشیدند. ترامپ با تکیه بر سیاستهای قمارگونه و تهدیدهای غیرواقعی، خود را در چرخهای از اشتباهات فزاینده گرفتار کرده اما ایران تهران با تبدیل تنگههای راهبردی به سلاحهای بازدارنده، معادله قدرت را از تسلط نظامی صرف به کنترل جریان حیات اقتصاد جهانی تغییر داده است.بحران تصمیمگیری و فرسایش اعتبار آمریکاترامپ سعی کرد شکست خود را با ابزارهای بیانیهای و تهدیدهای متناقض مدیریت کند اما به سد اتحاد، اقتدار و هوشمندی ایران اسلامی برخورد کرد. تضاد آشکار میان واقعیت میدانی و روایتهای سیاسی، آمریکا را بیش از پیش مفتضح کرد و نشان داد قدرت تصمیمگیری آمریکا به شدت تضعیف شده است.رویکرد فعلی آمریکا یک قمار پرریسک است. تلاش برای محاصره دریایی و باز کردن تنگه هرمز حرکتی است که میتواند به جای تسلیم هدف، باعث فروپاشی بیش از پیشِ نظم اقتصادی غرب شود. ایران اسلامی اراده و حاکمیت خود بر تنگه هرمز را تثبیت و معادله قدرت جدیدی را به دشمن تحمیل کرد. معادلات جدید، پایداری اراده، بر قدرت آتش هم برتری دارد. مفهوم «محاصره» در برابر ساختار توزیعشده قدرت ایران، یک ابزار ناکارآمد است. تجربه نشان داده است که محدودیتهای فیزیکی، منجر به تسلیم سیاسی ملتهایی که اقتصاد مقاوم و انسجام ملی دارند، نمیشود. محاصره تنها باعث افزایش انگیزه برای مقاومت و کنشگری بیشتر در گلوگاههای دریایی میشود.این درگیری یک «مسابقه استقامت» است. ایران ثابت کرده است که توانایی تحمل رنجهای طولانیمدت را دارد، در حالی که سیاست آمریکا با نوسانات داخلی و فشار بازارهای جهانی، پایداری لازم را در این مسابقه ندارد.به همین دلیل محاصره دریایی به جای پیروزی، تنها به «عمیقتر شدن چاه اشتباهات ترامپ» و تایید شکست دکترین فشار حداکثری منجر میشود.سرهنگ دنیل دیویس، افسر بازنشسته پنتاگون در این فضا، میگوید: «محاصره دریایی ایران را مجبور به تسلیم نخواهد کرد؛ همانطور که هیچ اقدام دیگری نتوانست. این بازی مرگباری که از آن صحبت میکنم، در واقع آزمون اراده بین پرزیدنت ترامپ و رهبری ایران است».از سوی دیگر، شبکه NBC خاطرنشان می کند: «طرح محاصره دریایی ترامپ، یک قمار است. هدف از مانور او در تنگه هرمز این است که ورق را علیه ایران برگرداند، اما همین اقدام ممکن است به بازارهای جهانی نفت ضربه معکوس بزند. این میتواند بازار جهانی انرژی را بیثبات کرده و باعث افزایش بیشتر قیمت نفت و اختلال در زنجیره تأمین شود».
تبدیل تنگههای هرمز و بابالمندب از مسیرهای ترانزیت به سلاحهای ژئوپلیتیکتنگههای هرمز و بابالمندب از مسیرهای ترانزیت به سلاحهای ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند. اکنون، هرگونه درگیری در این مناطق، مستقیماً به زنجیره تأمین نفت اروپا و قیمتهای جهانی ضربه میزند.مدیریت همزمان دو گلوگاه (هرمز و بابالمندب) توسط شبکه مقاومت، یک سلاح راهبردی علیه آمریکا و اسرائیل است. وقتی ایران میتواند با همپیمانان خود، مسیرهای جایگزین (مانند بابالمندب) را نیز تحت تأثیر قرار دهد، سیاست محاصره به یک خودمحاصره برای اقتصاد جهانی تبدیل میشود. تنگه هرمز قدرتمندترین سلاح بازدارنده ایران است که پس از این جنگ، هرگز از دست نخواهد رفت.در این چارچوب، مجله تایم می نویسد: «در حالیکه تسلط ایران بر گلوگاه تنگه هرمز به آزمونی برای پایداری آتشبس شکننده تبدیل شده، نوام رایدان از مؤسسه واشنگتن عقیده دارد تنگه بابالمندب مانند هرمز برای اقتصاد جهانی بسیار حیاتی است. این آبراه، دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و در باریکترین نقطه فقط ۱۸ مایل عرض دارد. این مسیر کلیدی، ترانزیتِ نفت از خلیجفارس از طریق کانال سوئز به اروپا را ممکن میکند. رویترز به نقل از مقامات ایرانی افشا کرده که اگر اوضاع از کنترل خارج بشود، همپیمانان ایران تنگه بابالمندب را خواهند بست. امروزه بابالمندب به طور فزاینده مسیر جایگزین برای نفت تغییر مسیر دادهشده از خلیجفارس است؛ از جمله نفت عربستان که از خط لوله شرق-غرب به بنادر دریای سرخ میرود و همچنین برای صادرات نفت روسیه به آسیا (مانند هند) کلیدی محسوب میشود. در صورت بروز درگیری در این منطقه، پیامدهای گسترده آن متوجه عربستان و دیگر کشورها خواهد شد».
تثبیت نظم جدید و ضرورت پذیرش واقعیتدر نظم جدید جهان، قدرت تنها در داشتن ناوهای جنگی نیست، بلکه در کنترل گلوگاه های حساس جریان کالا و انرژی نهفته است. ایران با هوشمندانه عمل کردن و تبدیل تنگهها به ابزارهای بازدارنده، از یک کشور تحت تحریم، به یک مدیر راهبردی امنیت جهانی ارتقا یافته و موازنه انرژی را تغییر داده است. این یک تغییر ساختاری در روابط بینالملل است که در آن، ایران اسلامی توانسته است با استفاده از جغرافیا، معادلات ابرقدرتها را به چالش بکشد.دشمن نمیتواند با منطق قدیمی «محاصره و تسلیم» با ایران برخورد کند. تجربه ثابت کرد که هرگونه تلاش برای تحمیل اراده از طریق تنگهها، تنها منجر به بیثباتی جهانی و خسارت به اقتصاد غرب میشود. از این پس، ثبات اقتصادی جهان، مستلزم پذیرش «نقش تعیینکننده و حاکمیتی ایران» در گلوگاههای دریایی است.برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید.#دیدهبان_غرب#جنگ_ایران_آمریکا#جنگ_نامتقارن#جنگ_رمضان#تنگه_هرمز#نظم_جهانی#خلیج_فارس#تنگه_بابالمندب 21:54 - 14 اردیبهشت 1405