نسل جدید، ترورهای دهه ۶۰ را باور می‌کند؟

در نشست نقد و بررسی کتاب «ترور در تهران»، پژوهشگران و نویسندگان با تأکید بر فاصله ذهنی نسل جدید از وقایع دهه ۶۰، این پرسش را مطرح کردند که چگونه می‌توان روایت ترورهای آن دهه را برای مخاطبان امروز باورپذیر کرد؛ چالشی که به گفته آنان، بدون پژوهش مستند، روایت دقیق و بازتولید رسانه‌ای ممکن نیست.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: نشست نقد و بررسی کتاب «ترور در تهران» با حضور صادق وفایی، نویسنده و کارشناس، گلعلی بابایی، نویسنده و کارشناس، محمد رحمانی، منتقد و پژوهشگر تاریخ، سعید زاهدی، مجری طرح کتاب، و محمد گرشاسبی،نویسنده کتاب «ترور در تهران» روز ۱ تیرماه در خبرگزاری فارس برگزار شد. حاضران در این نشست ضمن بررسی نقاط قوت و ضعف کتاب، درباره ضرورت ثبت و روایت تاریخ ترور در ایران، جایگاه سازمان مجاهدین خلق در این تاریخ و چگونگی انتقال این روایت به نسل‌های جدید سخن گفتند.وفایی: می‌رسد بزرگ‌ترین شهید ترور تاریخ، امام حسین(ع) استصادق وفایی در ابتدای این نشست با اشاره به تقارن برگزاری جلسه با ایام محرم گفت: کتاب «ترور در تهران» به نخستین شهید ترور، حضرت علی(ع)، تقدیم شده است. با این حال به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین شهید ترور تاریخ، امام حسین(ع) باشند؛ چراکه پیش از آنکه ترور فیزیکی ایشان رخ دهد، ترور شخصیت به شکلی گسترده علیه ایشان صورت گرفته بود.وی افزود: یکی از نکات تأمل‌برانگیز تاریخ اسلام این است که در فاصله‌ای حدود ۶۰ سال پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، شرایط به گونه‌ای تغییر کرد که فرزند پیامبر در جایگاه متهم قرار گرفت. این مسئله نشان می‌دهد ترور شخصیت می‌تواند مقدمه‌ای برای حذف فیزیکی افراد باشد.وفایی با اشاره به کتاب «ترور در تهران» اظهار داشت: با ورق زدن این اثر به‌روشنی می‌توان دریافت که حاصل چندین سال پژوهش، پیگیری و استمرار است و تولید آن به هیچ عنوان حاصل یک کار کوتاه‌مدت نیست.
بابایی: «ترور در تهران» یک اثر مرجع و دایرةالمعارفی قابل اتکاستپس از سخنان وفایی، گلعلی بابایی با اشاره به روند شکل‌گیری این پروژه گفت: کتاب «ترور در تهران» حاصل سال‌ها پژوهش و گردآوری اطلاعات است و از این منظر می‌توان آن را یکی از آثار مهم و ماندگار در حوزه تاریخ معاصر دانست.وی اظهار داشت: سال‌ها پیش در سپاه محمد رسول‌الله(ص) دو پروژه مهم به‌صورت هم‌زمان در حال پیگیری بود؛ یکی شناسایی نقاط موشک‌خورده تهران در دوران جنگ تحمیلی و دیگری شناسایی نقاطی که در آن‌ها عملیات تروریستی رخ داده بود. در جریان همین پروژه‌ها، حجم قابل توجهی از اطلاعات، اسناد و روایت‌ها جمع‌آوری شد که بعدها زمینه تولید این کتاب را فراهم کرد.بابایی با اشاره به اهمیت ثبت این وقایع افزود: واقعاً در این حوزه یک خلأ جدی احساس می‌شد. ما درباره نبردهای بزرگ دوران جنگ ۸ ساله، کارنامه‌های عملیاتی و پژوهش‌های تاریخی متعدد داشتیم، اما درباره جنایات و اقدامات خیانت‌آمیز منافقین، و ضرباتی که به کشور و مردم وارد کردند و خون‌هایی که ریخته شد، کار منسجم و قابل‌توجه کمتر وجود داشت.وی ادامه داد: البته آثاری که آقای رحمانی و آقای روزی‌طلب تولید کرده‌اند، کارهای خوبی بوده و اطلاعات ارزشمندی ارائه داده‌اند؛ اما اینکه به‌صورت جزئی وارد شویم و درباره افرادی که در تهران شهید شدند صحبت کنیم، از جمله خانه‌داران، نوجوانان، دانش‌آموزان، رزمندگان بازگشته از جبهه، پدران، مادران و برادران شهید، این سطح از جزئی‌نگری در قالب یک مجموعه منسجم کمتر وجود داشت. خوشبختانه این کتاب توانسته تا حد زیادی این خلأ را پر کند.
بابایی همچنین به ویژگی دایرةالمعارفی کتاب اشاره کرد و گفت: این اثر را می‌توان یک کتاب مرجع دانست؛ کتابی که قابلیت استفاده در مراکز پژوهشی، دانشگاهی و فرهنگی را دارد و می‌تواند مبنایی برای تحقیقات بعدی قرار گیرد.بابایی خاطرنشان کرد: این کتاب می‌تواند تصویر روشنی از ماهیت آن گروه و جنایت‌هایی که مرتکب شده‌اند ارائه دهد؛ به‌ویژه برای کسانی که در خارج از کشور یا حتی در برخی محافل داخلی، تحت تأثیر روایت‌های نادرست قرار گرفته‌اند.وفایی: بخش عمده تاریخ ترور در تهران به سازمان مجاهدین خلق مربوط می‌شوددر ادامه نشست، صادق وفایی با اشاره به موضوع اصلی کتاب گفت: اگرچه تاریخ ترور در تهران از دوره قاجار و ماجرای ترور ناصرالدین‌شاه آغاز می‌شود و در دوره‌های مختلف ادامه پیدا می‌کند، اما بخش عمده این تاریخ به فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق اختصاص دارد؛ جریانی که بیشترین حجم عملیات تروریستی شهری را در سال‌های پس از انقلاب رقم زده است.وی افزود: یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این کتاب آن است که تصویری روشن از فضای دهه ۶۰ در اختیار مخاطب قرار می‌دهد؛ فضایی که بسیاری از جوانان امروز هیچ شناخت مستقیمی از آن ندارند.وفایی اظهار داشت: نسل امروز در فضایی متفاوت رشد کرده است. بسیاری از نوجوانان و جوانان امروزی شاید نتوانند تصور کنند که در محله‌های عادی تهران، صرف داشتن ظاهری مذهبی یا فعالیت در نهادهای انقلابی می‌توانست فرد را در معرض ترور قرار دهد. این کتاب کمک می‌کند مخاطب با واقعیت آن دوره آشنا شود.
وی در ادامه به تغییر نگاه‌ها نسبت به سازمان مجاهدین خلق اشاره کرد و گفت: سال‌ها درباره ماهیت این سازمان بحث‌های مختلفی وجود داشت. برخی آن را صرفاً یک جریان سیاسی منحرف می‌دانستند و برخی دیگر بر وابستگی‌های خارجی آن تأکید می‌کردند. اما امروز، با انتشار اسناد و اطلاعات بیشتر، بسیاری از زوایای پنهان این جریان روشن‌تر شده است.وفایی افزود: اکنون شواهد متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد این سازمان تنها در عرصه نظامی و تروریستی فعال نبوده، بلکه در حوزه‌های رسانه‌ای، تبلیغاتی و حتی فضای مجازی نیز فعالیت سازمان‌یافته داشته است. به همین دلیل مطالعه تاریخ این جریان صرفاً بررسی یک پرونده تاریخی نیست، بلکه شناخت یک الگوی مستمر از فعالیت سیاسی و رسانه‌ای نیز محسوب می‌شود.
رحمانی: مهم‌ترین پرسش درباره کتاب، مخاطب آن استدر ادامه نشست، محمد رحمانی، پژوهشگر تاریخ گفت: پیش از هر چیز باید از نشر۲۷بعثت تقدیر کرد. به اعتقاد من بخشی از موفقیت این اثر به نگاه حرفه‌ای و تخصصی این مجموعه در حوزه تاریخ و ادبیات مقاومت بازمی‌گردد.وی افزود: یکی از ویژگی‌های مثبت نشر ۲۷بعثت این است که اداره آن صرفاً بر پایه ملاحظات اداری و سازمانی شکل نگرفته، بلکه افراد متخصص و آشنا با تاریخ در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. همین مسئله موجب شده بسیاری از آثار منتشرشده توسط این مجموعه از استانداردهای قابل قبولی برخوردار باشند.این منتقد گفت: البته این فرم، یک فرم لاکچری و لوکس است، اما به‌شدت فاخر و جذاب است. این اثر مرا یاد کارهای موفق آقای شیرعلی‌نیا و نشر سایان می‌اندازد که آثارشان بسیار پرمخاطب است. الزاماً گران بودن یک اثر به معنای کم‌مخاطب بودن آن نیست؛ اگر مخاطب کار خوب ببیند، حتماً استقبال می‌کند.رحمانی در ادامه سخنان خود با اشاره به ساختار کتاب گفت: یکی از مسائلی که هنگام مطالعه اثر به چشم می‌آید، رفت‌وآمد مداوم میان دو قالب متفاوت است. از یک سو با بخش‌هایی مواجهیم که حال‌وهوای دانشنامه‌ای دارند و برای پژوهشگران طراحی شده‌اند و از سوی دیگر با روایت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که کاملاً برای مخاطب عمومی نوشته شده‌اند. همین مسئله گاهی هویت مخاطب کتاب را مبهم می‌کند.
وی افزود: پرسش دیگر درباره هدف اصلی کتاب است. آیا قرار است تاریخ ترور در تهران روایت شود یا تاریخ سازمان مجاهدین خلق؟ زیرا در طول کتاب میان این دو موضوع رفت‌وآمد وجود دارد. در برخی بخش‌ها سایر گروه‌های سیاسی و مسلح نیز مطرح می‌شوند، اما بار دیگر روایت به مجاهدین خلق بازمی‌گردد. این مسئله تا حدی تمرکز اثر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.این نویسنده در ادامه به شیوه استفاده از منابع اشاره کرد و گفت: در برخی موارد، نقل‌قول‌هایی از شخصیت‌های مهم تاریخی مانند امام خمینی(ره) یا شهید مطهری در کتاب آمده که بهتر بود به منابع اصلی ارجاع داده می‌شد. در آثار پژوهشی، به‌ویژه در موضوعات حساس تاریخی، ارجاع مستقیم به منابع دست اول اهمیت ویژه‌ای دارد.وی افزود: انتظار می‌رفت با توجه به اینکه پروژه در بستری مرتبط با نهادهای نظامی و امنیتی شکل گرفته، اسناد دست اول بیشتری در متن دیده شود. البته ممکن است بخشی از این اسناد در دسترس نبوده یا امکان انتشار آن‌ها وجود نداشته باشد، اما در خروجی نهایی سهم اسناد اولیه چندان پررنگ نیست.این پژوهشگر در ادامه به نقاط قوت کتاب پرداخت و اظهار داشت: یکی از بخش‌های ارزشمند کتاب، خط زمانی و تایم‌لاین طراحی‌شده در آن است. این بخش به خواننده کمک می‌کند رخدادها را در بستر تاریخی خود ببیند و ارتباط میان حوادث مختلف را بهتر درک کند.
وی افزود: بخش مربوط به هواپیماربایی‌ها نیز از جمله قسمت‌های موفق کتاب است. کمتر اثری را دیده‌ام که این موضوع را با چنین انسجامی روایت کرده باشد. در مقابل، برخی فصل‌ها مانند مباحث مربوط به خلق عرب یا بعضی گروه‌های سیاسی دیگر، ارتباط مستقیمی با موضوع تهران ندارند و از تمرکز اصلی اثر فاصله می‌گیرند. همچنین جای برخی گروه‌ها مانند چریک‌های فدایی خلق در خط زمانی کتاب چندان روشن نیست.رحمانی همچنین درباره عکس‌ها و اسناد تصویری کتاب گفت: بخشی از تصاویر نیازمند توضیح و گویاسازی بیشتری هستند. در برخی موارد نیز ارجاعات مربوط به عکس‌ها یا نقل‌قول‌ها به اندازه کافی دقیق نیست و می‌توانست کامل‌تر باشد.وی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: همه این نکات به معنای ضعف کتاب نیست. برعکس، با اثری مواجه هستیم که برای تولید آن زحمت فراوانی کشیده شده و در مجموع کتابی ارزشمند و قابل احترام است. اما هرچه اهمیت یک اثر بیشتر باشد، ضرورت نقد و بررسی آن نیز افزایش می‌یابد.رحمانی افزود: این کتاب باید در کتابخانه‌های کشور در دسترس قرار گیرد. متأسفانه در نظام توزیع کتاب با مشکلات جدی مواجه هستیم. مثلا نهاد کتابخانه‌ها، کتاب خود من را که برگزیده جایزه کتاب سال است، حتی یک نسخه تهیه‌نکرده‌ است. کتابی مانند «ترور در تهران» می‌تواند به منبعی مرجع برای پژوهشگران و علاقه‌مندان تاریخ معاصر تبدیل شود.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اهمیت کار تاریخی درباره سازمان مجاهدین خلق و سایر گروه‌های تروریستی اظهار داشت: اگر ما کار دقیق تاریخی انجام ندهیم، ممکن است در چند سال آینده همان اتفاقی که برای جریان سلطنت‌طلب و پهلوی افتاد، برای این گروه‌ها هم رخ دهد؛ یعنی از «زباله‌دان تاریخ» خارج شوند و به‌تدریج مشروعیت پیدا کنند.این پژوهشگر تاریخ با اشاره به برخی تحلیل‌های رسانه‌ای گفت: در یک برنامه تلویزیونی هم گفته‌ام که برخی شیوه‌های مواجهه، نوعی «زامبی‌سازی اجتماعی» ایجاد می‌کند؛ چه درباره سازمان مجاهدین خلق و چه سایر گروه‌های تروریستی و حتی جریان پهلوی. مسئله این است که چگونه یک جوان به نقطه‌ای می‌رسد که دست به اقدام خشونت‌آمیز می‌زند، و تأکید کرد که این اتفاقات یک‌شبه رخ نمی‌دهد.رحمانی در ادامه با انتقاد از برخی تحلیل‌های ساده‌انگارانه گفت: نباید همه چیز را به نقش یک عامل خارجی مثل موساد تقلیل داد و تصور کرد. برخی از این جریان‌ها مرحله‌به‌مرحله پیش می‌روند و به انحراف کشیده می‌شوند.وی در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت روایت تاریخی اشاره کرد و گفت: اگر تاریخ را درست روایت نکنیم و اگر روایت شعاری ارائه بدهیم، مخاطب آن را پس می‌زند. بسیاری از اعضای این گروه‌ها در آغاز با انگیزه‌های عدالت‌خواهانه وارد شده‌اند و حتی در برخی مقاطع در کنار گروه‌های دیگر آموزش دیده‌اند، اما در ادامه مسیر تغییر کرده‌اند.
رحمانی با انتقاد از برخی شیوه‌های مواجهه با مسائل تاریخی و فرهنگی اظهار کرد: متأسفانه بخشی از نهادهای امنیتی و فرهنگی کشور همچنان با الگوها و روش‌های دهه ۶۰ به این مسائل نگاه می‌کنند. در حالی که جامعه و مخاطبان امروز تغییر کرده‌اند و شیوه‌های گذشته دیگر کارآمدی سابق را ندارند. اگر این نگاه اصلاح می‌شد، شاید برخی رخدادها و تحولات اجتماعی و سیاسی مثل 18 و 19 دی نیز شکل دیگری پیدا می‌کرد و جریان‌هایی مثل سلطنت‌طلب‌ها که امروز تلاش می‌کنند خود را بازسازی کنند، تا این اندازه مجال اثرگذاری نمی‌یافتند.وی در پایان با اشاره به مسئولیت تاریخ‌نگاران گفت: تاریخ‌نگاران امروز در چند جبهه هم‌زمان مسئولیت دارند. از یک سو باید با روایت‌هایی مقابله کنند که می‌کوشند جای جلاد و مظلوم را عوض کنند و تصویری وارونه از تاریخ ارائه دهند؛ روایت‌هایی که گاه از سوی رسانه‌ها و اتاق‌های فکر خارج از کشور پشتیبانی می‌شوند. از سوی دیگر، باید با نگاه‌های ساده‌انگارانه داخلی نیز مواجه شوند؛ نگاه‌هایی که همچنان گمان می‌کنند روایت‌های کلیشه‌ای و الگوهای تحلیلی دهه‌های گذشته برای مخاطب امروز قانع‌کننده و کافی است.
بابایی: دسترسی به اسناد دهه ۶۰ آسان نیستپس از سخنان رحمانی، گلعلی بابایی در توضیح بخشی از نقدهای مطرح‌شده درباره اسناد کتاب گفت: واقعیت این است که دسترسی به اسناد مربوط به دهه ۵۰ و ۶۰ به آن سادگی که تصور می‌شود نیست. ساختار سپاه در سال‌های ابتدایی انقلاب بارها دستخوش تغییر شده و بسیاری از اسناد در جریان این جابه‌جایی‌ها پراکنده شده‌اند.وی افزود: سپاه تهرانِ امروز با ساختار سال‌های نخست انقلاب تفاوت زیادی دارد. در طول دهه‌های گذشته بارها تغییر ساختار صورت گرفته و همین مسئله باعث شده محل نگهداری بخشی از اسناد مشخص نباشد. حتی درباره برخی واحدهای عملیاتی آن دوره، امروز دسترسی روشنی به اسناد موجود نیست.بابایی ادامه داد: بسیاری از نیروهایی که در مقابله با خانه‌های تیمی و گروه‌های مسلح نقش داشتند، فعالیت‌های مهمی انجام داده‌اند اما از اسناد و گزارش‌های آن‌ها آثار اندکی باقی مانده است. بنابراین نباید تصور کرد که همه منابع مورد نیاز همچنان در دسترس قرار دارند. بخشی از مشکل پژوهش در این حوزه، همین پراکندگی اسناد است.بابایی در بخش دیگری از سخنان خود به بازنمایی این موضوعات در آثار نمایشی اشاره کرد و گفت: یکی از آسیب‌هایی که در برخی فیلم‌ها و سریال‌ها دیده می‌شود این است که روایت به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مخاطب به‌جای همدلی با قربانیان، نسبت به عاملان جنایت احساس همدردی پیدا می‌کند.
وفایی: ترور با منطق مبارزه اسلامی سازگار نیستدر ادامه نشست، وفایی با طرح برخی ملاحظات تاریخی درباره مفهوم ترور گفت: همواره برای من این پرسش وجود داشته که چگونه برخی جریان‌ها با ادعای پایبندی به اسلام، از شیوه‌هایی مانند ترور و حذف غافلگیرانه استفاده کرده‌اند؛ در حالی که چنین روشی با مبانی شناخته‌شده مبارزه در اندیشه اسلامی سازگار نیست.وی افزود: اگر سازمان مجاهدین خلق را در مقطع اولیه شکل‌گیری آن دارای ادبیات و ظواهر اسلامی بدانیم، باز هم این پرسش باقی می‌ماند که چگونه به روش‌هایی روی آورد که اساساً در سنت مبارزاتی اسلام جایگاهی ندارند. به اعتقاد من، این مسئله یکی از تناقض‌های مهم در تاریخ این جریان است.وفایی ادامه داد: همین موضوع باعث می‌شود درباره برخی جریان‌های دیگر تاریخ معاصر نیز پرسش‌هایی مشابه مطرح شود. برای مثال درباره فدائیان اسلام و شیوه مبارزاتی آنان نیز می‌توان چنین بحث‌هایی را پیش کشید. این‌ها موضوعاتی هستند که نیازمند بررسی‌های عمیق‌تر تاریخی و فقهی‌اند.
زاهدی: ریشه این کتاب به یک پروژه ۱۵ ساله بازمی‌گردددر ادامه نشست، سعید زاهدی به تشریح پیشینه شکل‌گیری کتاب «ترور در تهران» پرداخت و گفت: این اثر، حاصل یک پروژه کوتاه‌مدت نیست. ریشه‌های آن به حدود ۱۵ تا ۲۰ سال قبل بازمی‌گردد؛ زمانی که گروهی از پژوهشگران در سپاه محمد رسول‌الله(ص) تصمیم گرفتند تهران را از منظر روایت‌های تاریخی و هویتی بازخوانی کنند.وی افزود: در آن مقطع پروژه‌های متعددی درباره روایت محله‌های تهران تعریف شد؛ پروژه‌هایی که تلاش می‌کردند گذشته تاریخی و هویت فرهنگی مناطق مختلف شهر را ثبت و مستند کنند. ایده اصلی این بود که تهران صرفاً مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و محله‌ها نباشد، بلکه به‌عنوان شهری دارای حافظه تاریخی و روایت‌های متعدد شناخته شود.زاهدی ادامه داد: در همین چارچوب، پروژه‌ای برای شناسایی محل وقوع ترورها در تهران شکل گرفت. پژوهشگران تلاش کردند تمامی نقاطی را که در آن‌ها عملیات تروریستی رخ داده بود، شناسایی و ثبت کنند. این نقاط حتی به‌صورت جغرافیایی و با مختصات دقیق مکان‌یابی شدند تا امکان استفاده پژوهشی از آن‌ها فراهم باشد.
وی با تشریح روند پژوهش اظهار داشت: پس از شناسایی نقاط ترور، کار به گردآوری اطلاعات درباره شهدا رسید. مشخصات افراد، سوابق زندگی، خانواده‌ها، وصیت‌نامه‌ها و دیگر اطلاعات مرتبط جمع‌آوری شد. سپس پژوهشگران سراغ عاملان عملیات‌ها رفتند و در مواردی که امکان دسترسی وجود داشت، اعترافات و اسناد مربوط به آن‌ها نیز بررسی شد.زاهدی افزود: بخش دیگری از کار به گفت‌وگو با شاهدان اختصاص داشت. کسبه محل، همسایگان، نیروهای انتظامی و افرادی که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم شاهد حادثه بودند، مورد مصاحبه قرار گرفتند. تلاش شد تصویری جامع از هر واقعه به دست آید و صرفاً به چند سند مکتوب اکتفا نشود.او اشاره کرد: در آن زمان دخترم 10 ساله بود. وقتی برایش درباره منافقین تعریف می‌کردم، خودم هم وقتی می‌گفتم مثلاً چند نفر را جلوی نانوایی ترور کرده، کشته و رفته بودند.خنده‌ام می‌گرفت. می‌خواستم روایت بدهم، اما خیلی گیر داشت. یعنی چی به بچه‌ها بگویم؟ سه نفر را کشتند و رفتند؛ چرا؟ به چه دلیل؟ به همین دلیل این موضوع دغدغه من بود. همیشه با خودم می‌گفتم چطور به یک دهه هشتادی این را توضیح دهم؟ این پروژه که آمد، همان موقع به آقای کلاته گفتم چقدر ایده خوبی است؛ ما می‌توانیم این را بزرگ کنیم و نشان بدهیم که این موقعیت‌ها واقعی است.
وی تأکید کرد: حجم کار انجام‌شده بسیار گسترده بود. برای هر نقطه از شهر، مجموعه‌ای از داده‌ها و روایت‌ها گردآوری شد؛ داده‌هایی که بعدها پایه اصلی شکل‌گیری کتاب «ترور در تهران» شدند.زاهدی در ادامه گفت: در ابتدا تصور ما این بود که خروجی پروژه صرفاً یک کتاب نباشد. پیشنهاد شده بود یک پایگاه داده یا وب‌سایت دائمی ایجاد شود تا تمامی اطلاعات به‌صورت مستمر در آن بارگذاری شود و امکان تکمیل و توسعه آن توسط پژوهشگران و کاربران وجود داشته باشد.وی افزود: حتی این ایده مطرح بود که هر فرد بتواند با مراجعه به یک نقطه از شهر، اطلاعات تاریخی مربوط به آن را مشاهده کند و در صورت داشتن اطلاعات تکمیلی، آن را به مجموعه بیفزاید. با این حال در نهایت تصمیم گرفته شد نخستین خروجی پروژه در قالب کتاب منتشر شود.زاهدی با اشاره به حجم بالای داده‌های گردآوری‌شده گفت: آنچه امروز در کتاب منتشر شده، تنها بخشی از اطلاعات موجود است. به‌ویژه در فصل مربوط به شهدای مردمی، حجم قابل توجهی از داده‌ها و روایت‌های گردآوری‌شده به دلایل مختلف در کتاب نهایی جای نگرفته است و حتی یک دهم خشونت سازمان مجاهدین را نشان نمی‌دهد. این یک کتاب، مرجع و کتابخانه‌ای است.
وی افزود: اگرچه کتاب حاضر گام مهمی در این مسیر محسوب می‌شود، اما هنوز پایان راه نیست. این پروژه ظرفیت آن را دارد که در قالب آثار دیگر، پایگاه‌های اطلاعاتی یا مجموعه‌های پژوهشی تکمیل شود و ابعاد بیشتری از تاریخ ترور در ایران را در اختیار مخاطبان قرار دهد.زاهدی در پایان گفت: فکر می‌کنم دوستان ما، یعنی تصمیم‌گیران و ناشران در سیستم کتاب، مشکل‌شان این است که فرزند دهه 80 و 90 ندارند. این کتاب نزدیک دو سال چاپ نشد، به خاطر اینکه پول چاپش نبود. در صورتی که اگر زودتر چاپ می‌شد چه بسا 18 و 19 دی رخ نمی‌داد یا حداقل اینقدر در این حجم نبود. شباهت‌های اردشیر ریپورتر با الی کوهن اسرائیلیهمچنین وفایی، با اشاره به موضوع «نفوذ» در تاریخ معاصر گفت: یک‌بار با پژوهشگری که حدود ۵۰ یا ۶۰ سال از عمر خود را صرف تحقیق درباره یهود و اسرائیل کرده بود، گفت‌وگو می‌کردم. او برای توضیح مفهوم نفوذ به مسعود کشمیری اشاره کرد و گفت اگر می‌خواهی نفوذ را بفهمی، به کشمیری نگاه کن؛ کسی که پشت سرش نماز می‌خواندند، به جماران رفت‌وآمد داشت و در نهایت توانست آن چمدان را وارد جلسه کند. نفوذ یعنی رسیدن به چنین سطحی از اعتماد.
وی افزود: وقتی درباره نفوذ صحبت می‌کنیم، با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که نیازمند صبر، برنامه‌ریزی و مهارت بالاست. به همین دلیل، برخی نمونه‌های تاریخی برای من اهمیت ویژه‌ای دارند. از جمله اردشیر جی ریپورتر که جاسوس انگلستان بود و معتقدم در میان شبکه‌های یهودی فعال در ایران عصر مشروطه نیز نقش داشت. او از چهره‌هایی بود که در تحولات سیاسی آن دوره اثرگذاری جدی داشت و اساساً برای پیشبرد منافع بریتانیا در ایران فعالیت می‌کرد. در کتابی که اخیراً درباره او مطالعه می‌کردم نیز به نقش‌آفرینی‌اش در روند تحولات منتهی به روی کار آمدن پهلوی‌ها اشاره شده بود.
وفایی با اشاره به قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلستان ادامه داد: انگلیسی‌ها در آن مقطع به‌دنبال تثبیت نفوذ خود در ایران بودند. قرارداد ۱۹۱۹ عملاً بخش مهمی از امور نظامی و اقتصادی کشور را به هماهنگی با انگلستان گره می‌زد و به همین دلیل با مخالفت‌های گسترده‌ای روبه‌رو شد. همین جی ریپورتر که جاسوس انگلیسی بود، به طور جدی با این قرارداد مخالفت می‌کرد.این نویسنده سپس برای تشریح منظور خود از یک نمونه مشهور جاسوسی نام برد و گفت: الی کوهن را ببینید؛ جاسوس اسرائیلی که در سوریه نفوذ کرده بود و آن‌قدر در نقش خود موفق عمل می‌کرد که مدام علیه اسرائیل حرف می‌زد و کسی به او شک نمی‌کرد. او توانسته بود اعتماد بسیاری از افراد و مسئولان را جلب کند و به سطوح بالای تصمیم‌گیری نزدیک شود. این همان معنای واقعی نفوذ است.وی افزود: نمونه‌هایی از این جنس نفوذ را در برخی پرونده‌های سازمان مجاهدین خلق نیز می‌توان مشاهده کرد؛ افرادی که موفق شده بودند در ساختارهای جمهوری اسلامی نفوذ کنند، اعتماد به دست بیاورند و در موقعیت‌های حساس قرار بگیرند. به همین دلیل، مطالعه تاریخ گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق فقط مطالعه یک جریان سیاسی نیست، بلکه مطالعه سازوکارهای نفوذ، جذب نیرو و تغییر مسیر افراد و گروه‌هاست.وفایی تأکید کرد که بررسی چنین نمونه‌هایی می‌تواند به درک دقیق‌تر رخدادهای تاریخ معاصر و شیوه عملکرد شبکه‌های نفوذ در مقاطع مختلف کمک کند.
گرشاسبی: ۴۵۰ نقطه ترور در تهران شناسایی شددر بخش پایانی نشست، محمد گرشاسبی، نویسنده کتاب «ترور در تهران»، با اشاره به روند شکل‌گیری پروژه گفت: پیش از هر چیز باید از گروه اولیه‌ای یاد کرد که از سال ۱۳۹۴ کار شناسایی و مستندسازی نقاط ترور در تهران را آغاز کردند. بخش مهمی از این کتاب بر پایه تلاش‌های همان گروه شکل گرفته است.وی افزود: پژوهشگران این پروژه موفق شدند حدود ۴۵۰ نقطه ترور را در پایتخت شناسایی کنند. پس از آن، برای هر نقطه پرونده‌ای مستقل تشکیل شد و تلاش شد اطلاعات مربوط به شهدا، خانواده‌ها، عاملان عملیات و شاهدان عینی گردآوری شود. گرشاسبی ادامه داد: این کار صرفاً یک پژوهش کتابخانه‌ای نبود. محققان بارها به محل حوادث مراجعه کردند، با خانواده‌ها گفت‌وگو کردند و کوشیدند روایت‌های شفاهی را ثبت کنند. در برخی موارد حتی با مقاومت یا برخوردهای تند نیز مواجه شدند؛ زیرا بعضی خانواده‌ها تمایلی به بازگویی خاطرات آن دوران نداشتند یا ترجیح می‌دادند درباره آن وقایع سخنی نگویند.وی با اشاره به گستردگی کار پژوهشی گفت: حاصل حدود چهار سال فعالیت میدانی و اسنادی، نزدیک به ۴۵۰ کارتکس و پرونده پژوهشی بود که مجموعه‌ای از روایت‌های خانوادگی، خاطرات شاهدان عینی، اسناد قضایی و گزارش‌های موجود را در بر می‌گرفت.
گرشاسبی افزود: بخشی از اطلاعات از اسناد دادستانی و بولتن‌های داخلی آن دوران به دست آمد؛ اسنادی که هرچند برای انتشار عمومی تهیه نشده بودند، اما در شناخت فضای آن سال‌ها نقش مهمی داشتند. مجموعه این داده‌ها در نهایت به تدوین فهرست حدود ۸۰۰ شهید ترور منجر شد که در بخش پایانی کتاب آمده است.نویسنده «ترور در تهران» در ادامه با اشاره به مخاطبان کتاب اظهار داشت: یکی از دغدغه‌های اصلی ما، روایت این تاریخ برای نسل‌های جدید بود؛ نسلی که فاصله زمانی زیادی با وقایع دهه ۶۰ دارد و بسیاری از رخدادهای آن دوران را نه دیده و نه تجربه کرده است.وی افزود: پس از سال ۱۳۸۸ نوعی بازخوانی و بازتفسیر برخی وقایع تاریخی شکل گرفت که در مواردی موجب سردرگمی نسل‌های جدید شد. جوانان دهه ۷۰ و ۸۰ با روایت‌های متفاوت و گاه متناقضی از گذشته مواجه شدند و طبیعی است که در برابر برخی روایت‌های رسمی نیز پرسش داشته باشند. اساساً پذیرششان سخت‌تر شد. ما هرچه روایت می‌کردیم، نوعی مقاومت در برابر آن شکل می‌گرفت. مثلاً درباره ترورها، می‌گوییم اینکه فلانی قاتل است و فلانی مقتول. اما برای مخاطب سخت بود بپذیرد که مثلاً یک نفر فقط به خاطر داشتن ریش یا صرف چسباندن عکس آیت‌الله بهشتی در یک مغازه هدف قرار گرفته و ترور شده است. حتی امروز هم در برخی موارد مثل مدرسه میناب وقتی صحبت می‌شود، گفته می‌شود « حتماً دلیلی داشته». در حالی که در بسیاری از موارد چنین منطقی وجود ندارد.
گرشاسبی گفت: در چنین شرایطی صرف ارائه فهرست شهدا یا معرفی عاملان ترورها کافی نیست. مخاطب امروز می‌خواهد بداند چه اتفاقی رخ داده، چرا رخ داده و زمینه‌های تاریخی آن چه بوده است. به همین دلیل تلاش کردیم کتاب صرفاً یک فهرست اسامی نباشد و تا حد امکان زمینه‌های تاریخی نیز در آن دیده شود.وی با اشاره به آمار قربانیان تروریسم در سال‌های پس از انقلاب گفت: بر اساس داده‌های موجود، اگر تنها ترورهای شهری را در نظر بگیریم، تعداد قربانیان به حدود ۴۹۰۰ نفر می‌رسد. اما اگر درگیری‌های کردستان، ترکمن‌صحرا، خلق عرب و دیگر مناطق کشور نیز به این آمار افزوده شود، شمار قربانیان به حدود ۱۷ هزار نفر می‌رسد.گرشاسبی افزود: به همین دلیل نمی‌توان تاریخ ترور در ایران را صرفاً به چند عملیات مشهور محدود کرد. با پدیده‌ای گسترده مواجه هستیم که بخش‌های مختلف کشور را درگیر کرده و آثار آن تا سال‌ها بر جامعه باقی مانده است. در روایت کتاب، وقتی از مجاهدین خلق صحبت می‌کنیم، باید به عقب‌تر هم برگردیم. اگر بخواهیم از بهمن ۵۷ روایت کنیم، باید ببینیم مسعود رجوی چه کسی بوده، موسی خیابانی چه کسی بوده، و اصلاً این ساختار از کجا شکل گرفته است. حتی لازم است به سال ۱۳۴۴ برگردیم؛ جایی که شاکله اولیه سازمان شکل گرفت.
وی در پاسخ به نقدهای مطرح‌شده درباره مخاطب کتاب گفت: ما از ابتدا میان دو گروه مخاطب در رفت‌وآمد بودیم؛ از یک سو می‌خواستیم اثری برای پژوهشگران تولید کنیم و از سوی دیگر نمی‌خواستیم مخاطب عمومی را از دست بدهیم. به همین دلیل تلاش شد کتاب هم قابلیت ارجاع پژوهشی داشته باشد و هم برای خواننده غیرمتخصص قابل استفاده باشد.گرشاسبی افزود: طبیعی است که در چنین مسیری کاستی‌هایی وجود داشته باشد. خود ما نیز در مقدمه کتاب تصریح کرده‌ایم که این اثر کامل نیست و می‌تواند در چاپ‌های بعدی یا آثار مکمل تکمیل شود. تهران و تاریخ ترور در آن، بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که در یک جلد کتاب بگنجد.چگونه می‌توان ترورهای دهه ۶۰ را برای نسل جدید باورپذیر کرد؟در بخش پایانی نشست، بحث به یکی از مهم‌ترین چالش‌های روایت تاریخ معاصر رسید؛ اینکه چگونه می‌توان خشونت‌ها و ترورهای دهه ۶۰ را برای نسلی که آن دوران را ندیده و تجربه نکرده، باورپذیر و قابل درک کرد.
وفایی: جوان امروز بسیاری از این وقایع را باور نمی‌کندوفایی با اشاره به فاصله ذهنی نسل جدید با وقایع دهه ۶۰ گفت: مسئله فقط انتقال اطلاعات تاریخی نیست؛ مشکل اینجاست که بسیاری از جوانان امروز اساساً وقوع چنین اتفاقاتی را باور نمی‌کنند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود مقابل یک نانوایی چند نفر را به رگبار بسته‌اند یا افرادی را از خیابان ربوده و به خانه‌های تیمی منتقل کرده‌اند، ممکن است مخاطب جوان تصور کند با یک روایت اغراق‌آمیز یا داستانی مواجه است.وی افزود: به نظر من باید این موارد خاص و تکان‌دهنده را برای جوان‌ها تعریف کنیم. خیلی از چیزهایی که ما آن را خشن و آزاردهنده می‌دانیم، شاید برای آن‌ها این‌قدر آزاردهنده نباشد. من خودم از نظر ذهنی همیشه با آن قصه درگیر بوده‌ام. می‌گویم ما در اسلام می‌گوییم ترور نکوهیده است و از این حرف‌ها. اما اگر فرض کنیم کسی با فردی دشمنی داشته باشد، نهایتاً او را می‌کشد و تمام می‌شود. ولی کارهایی که این‌ها انجام داده‌اند را واقعاً نمی‌دانم با چه منطقی می‌شود توجیه کرد. اگر حتی دشمنت را هم بخواهی حذف فیزیکی کنی، با یک گلوله کار را تمام می‌کنی. اما آن شکنجه‌ها، آن رفتارها، آن پوست کندن‌ها و آن اتفاقات واقعاً قابل درک نیست. وفایی ادامه داد: بسیاری از جوانان امروز نمی‌دانند و باور نمی‌کنند که در تهران خانه‌هایی وجود داشته که برای شکنجه افراد عایق‌بندی شده بود تا صدای فریادها به بیرون نرسد.
رحمانی: مشکل اصلی، ضعف پژوهش در آثار نمایشی استمحمد رحمانی نیز با تأکید بر اهمیت پژوهش در تولید آثار نمایشی گفت: یکی از مشکلاتی که امروز در برخی فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی مشاهده می‌شود، ضعف پژوهش است. بسیاری از تولیدکنندگان این آثار روایت‌های کلی و پراکنده‌ای شنیده‌اند و بدون مطالعه عمیق تاریخی به سراغ ساخت اثر می‌روند.وی افزود: قرار نیست فیلمساز یا کارگردان الزاماً پژوهشگر تاریخ باشد، اما باید در کنار او پژوهشگران جدی حضور داشته باشند. وقتی تاریخ به‌درستی فهم نشود، نتیجه کار اثری خواهد بود که بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرد یا دچار تحریف می‌شود.
محمدی: اقناع مخاطب امروز از همیشه دشوارتر استحمید محمدی، دبیر فرهنگی خبرگزاری فارس، نیز در ادامه این بحث گفت: حتی امروز هم اقناع مخاطب درباره بسیاری از وقایع دهه ۶۰ کار ساده‌ای نیست. گاهی در خانواده‌های مذهبی نیز وقتی درباره برخی ترورها صحبت می‌شود، افرادی می‌پرسند که حتماً دلیلی پشت این اتفاق بوده یا مقتولان به نحوی درگیر ماجرا بوده‌اند.وی افزود: واقعاً اقناع مخاطب کار بسیار سختی است. در رسانه، مطبوعات و خبرگزاری‌ها این ارتباط سریع‌تر اتفاق می‌افتد، چون ارتباطی مستقیم‌تر با مخاطب وجود دارد. اما کتاب چنین ویژگی‌ای ندارد. ممکن است شما کتابی منتشر کنید و مخاطب نه نویسنده را ببیند، نه ارتباطی با او داشته باشد و نه حتی با فضای فکری او آشنا باشد.محمدی با اشاره به تفاوت کتاب و رسانه گفت: حالا سؤال این است که این مسئله را چگونه باید حل کرد؟ همان‌طور که آقای رحمانی گفتند، ما با نسلی مواجه هستیم که به خشونت علاقه نشان می‌دهد؛ با چنین مخاطبی چگونه می‌شود درباره مسئله ترور صحبت کرد؟
زاهدی: باید منابع مرجع تولید کنیممحمد زاهدی نیز با اشاره به وظیفه پژوهشگران در این زمینه گفت: اولاً باید بین دو سطح تفاوت قائل شویم. یک سطح، روایت دیداری، شنیداری یا متنی است که می‌تواند تا حدی اثرگذار باشد. اما کتاب باید قصه بسازد؛ باید بتواند به مخاطب بگوید در آن دوره چه اتفاقی افتاده است.وی افزود: ببینید، ما از همان ابتدای انقلاب با یک تقابل بزرگ مواجه بودیم. اولین درگیری‌ها عملاً از فردای ۲۲ بهمن آغاز شد. اگر به کردستان نگاه کنید یا به وقایع مناطق مختلف کشور، می‌بینید فجایع بسیاری رخ داده که هنوز هم بخش زیادی از آن‌ها روایت نشده است. اگر بخواهیم اسمش را بگذاریم «سرزمین مقاومت»، طبیعی است که برای شکستن اراده این مقاومت از خشونت‌های فجیع استفاده شود. جنگ روانی دقیقاً برای همین طراحی می‌شود؛ برای شکستن روحیه و اراده طرف مقابل. مثلاً ماجرای هواپیمای مسافربری ایران را ببینید. من آن زمان در بوشهر زندگی می‌کردم. تیرماه سال 67. هنوز هم روایت درستی از آن فاجعه در حافظه عمومی ما وجود ندارد، در حالی که تعداد شهدای آن حادثه از بسیاری از حوادث دیگر بیشتر بود. چرا چنین اتفاقی افتاد؟ چون می‌خواستند اراده مردم را بشکنند.زاهدی ادامه داد: من وقتی می‌خواستم برای دخترم درباره مجاهدین خلق توضیح بدهم، ابتدا از داعش شروع کردم؛ چون مخاطب امروز داعش را می‌شناسد و می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.
رحمانی نیز عنوان کرد: من یادم هست زمانی مدیری در مرکز اسناد انقلاب اسلامی می‌گفت: «ما نباید کتاب تولید کنیم؛ باید در توییتر فعالیت کنیم، مردم دیگر حوصله کتاب ندارند.» نتیجه چنین نگاهی این شد که بخش‌هایی از کارهای پژوهشی و تاریخ شفاهی تعطیل شد. به نظر من این درست نیست. هر مجموعه‌ای باید کار تخصصی خودش را انجام دهد. پژوهشگر باید پژوهش کند و داده تولید کند. بعد یک مجموعه دیگر بیاید از آن داده‌ها برای تولید انیمیشن، مستند یا محتوای رسانه‌ای استفاده کند.وی افزود: اگر هر کسی وارد حوزه‌ای شود که تخصصش نیست، نتیجه مطلوبی به دست نمی‌آید. اگر من بخواهم انیمیشن بسازم، احتمالاً انیمیشن خوبی نخواهد شد؛ همان‌طور که اگر یک انیماتور بخواهد کتاب تاریخ بنویسد، احتمالاً نتیجه مطلوب نخواهد گرفت.
وفایی: کتاب ماندگار می‌شود و رسانه آن را به مخاطب می‌رسانددر جمع‌بندی این بخش، وفایی گفت: کتاب ذاتاً اثری ماندگار است. کتاب در کتابخانه می‌ماند، پژوهشگر به سراغ آن می‌رود، خبرنگار آن را می‌خواند، از دل آن میزگرد و گزارش و کلیپ تولید می‌شود و به تدریج محتوای آن به جامعه منتقل می‌شود.وی افزود: نباید تصور کنیم که همه بار اقناع مخاطب بر دوش کتاب است. هر رسانه و هر نهاد فرهنگی وظیفه خود را دارد. پژوهشگر باید کار پژوهشی انجام دهد، نویسنده باید بنویسد و رسانه باید این محتوا را به زبان قابل فهم برای مخاطب امروز بازتولید کند.وفایی در پایان تأکید کرد: همه مخاطبان لزوماً قانع نخواهند شد؛ همان‌طور که امروز نیز با وجود اسناد و روایت‌های متعدد، برخی افراد همچنان روایت‌های دیگری را ترجیح می‌دهند. وظیفه پژوهشگر و نویسنده، تولید روایت مستند و دقیق است؛ قضاوت نهایی را باید به مخاطب سپرد.#ترور #مجاهدین_خلق #تاریخ
08:23 - 7 تیر 1405
فرهنگ
تاریخ
کتاب و ادبیات

2 بازنشر1 واکنش
37٫9k بازدید



5 پاسخ

@MOHAA1107 تیر 1405
در پاسخ به
باور کنه یا نکنه! مهم اتفاقاتیه که افتاده! باور نکردن هم به درک سیاه! وقتی مغزشون رو دادن به اینترنشنال و امثالهم، فلج مغزی شدن! نه فکر کردن بلندن، نه صحبت کردن و نه تحلیل! یه سری زامبی هایی که رها شدن!

@Ar13517 تیر 1405
در پاسخ به
با ساخت فیلم ها و سریال های فاخر، وارد شدن مستندات ترورها و پرونده های لانه جاسوسی به کتب درسی‌، نسل جدبد ترورهای دهه ۶۰ را باور می کند نه میزگردها و دورهمی های بدون تاثیر.

تصویر نمایه‌ی ‌جواد‌
@Adab31767 تیر 1405
در پاسخ به
باسلام، اگر نتوانیم و نخواهیم تاریخ نگاری وقایع انقلاب اسلامی را بخوبی روایت کنیم جایگاهمان از جایگاه مبارزانقلابی و رزمندگی جبهه مقاومت انقلاب اسلامی به جایگاه متهم به تروریسم تغییر خواهد کرد و زمینه از دست دادن ثبات مفاهیم و مبانی انقلاب اسلامی به نفع دشمن تغییر خواهد کرد .

تصویر نمایه‌ی ‌کاوه جعفری‌
@Kaveh_Jafari7 تیر 1405
در پاسخ به
دهه 70 آیا؟ منظورتان این افراد هست؟ لطفا توضیح دهید.داریوش فروهرپروانه اسکندریفریدون فرخزادشاپور بختیارمحمد مختاریمحمدجعفر پویندهمجید شریفصادق شرفکندیرضا مظلومان

تصویر نمایه‌ی ‌محسن چاد‌
@user1751670376797 تیر 1405
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌فرشاد‌
فرشاد

@Iranehamdel  •  7 تیر 1405

متاسفانه ، در تولید گرانی ، همه با هم هماهنگ هستند ، اما در تعهدی که کردند، که قرار بود ، رقم کالا برگ با تورم افزایش یابد ، تقصیر را گردن هم انداخته و تا الان این افزایش ،اتفاق نیافتاده است. و این تاخیر باعث شده فروشندگان ، تولید کنندگان و واسطه ها از قبل آنرا پیشخور کنند.
مطالبه

لزوم جلوگیری از تأخیر در افزایش کالابرگ و پیشخور شدن آن توسط فروشندگان

همان‌گونه که دولت وعده داده بود، قرار بود در صورت افزایش تورم، مبلغ کالابرگ نیز متناسب با آن افزایش یابد. اما متأسفانه افزایش رقم کالابرگ بر اساس تورم با تأخیر مواجه شده و مسئولیت آن به بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه ارجاع داده می‌شود؛ در حالی که این دو نهاد نیز زیرمجموعه ساختار دولت هستند. در این میان، تولیدکنندگان، واسطه‌ها و دلالان قیمت‌های خود را از مدت‌ها پیش افزایش داده‌اند و همچنان به‌صورت هفتگی و ماهانه بر قیمت‌ها می‌افزایند. به بیان دیگر، افزایش احتمالی کالابرگ از مدت‌ها قبل در بازار پیشخور شده و این روند همچنان ادامه دارد، اما هنوز خبری از تحقق وعده دولت نیست. این وضعیت تورم و گرانی که از سوی تصمیم‌گیران، تولیدکنندگان، واسطه‌ها و دلالان به مردم تحمیل می‌شود، تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند؟ انتظار می‌رود دولت هرچه سریع‌تر، به‌جای طرح بهانه‌ها، به عهدی که با مردم بسته است عمل کند و افزایش مبلغ کالابرگ را متناسب با تورم اجرایی سازد. هنوز به دولت اعتماد دارم و معتقدم مسئولان در تلاش برای بهبود وضعیت مردم و کشور هستند و ان‌شاءالله این تلاش‌ها به نتیجه مطلوب خواهد رسید اجرتان با خدا

دولت ، مجلس ، قوه قضائیه، شورای رقابت و سازمان حمایت از مصرف کننده، سازمان های تعزیرات حکومتی و بازرسی، تولید کنندگان ، فروشندگان ، واسطه ها، دلال ها، کلیه تصمیم گیران و مسئولان کشور

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه