کارگر متروی اصفهان، پله انسانیت شد
صدای آژیرهای گوشخراش با لرزش زمین در هم آمیخته بود. درِ سنگین مترو با صدای خشداری بسته شد و نور نئونی چراغها سایههایی لرزان و وهمآلود بر چهرههای مضطرب انداخت.
خبرگزاری فارس_اصفهان؛ این اتفاق دقایقی بعد از حمله پهبادی رژیم صهیونیستی به آثار تاریخی اصفهان رخ داد. اما میان این هنگامه پر هیاهو در ایستگاه متروی اصفهان صحنهای از عشق و ایثار شکل گرفته بود.کارمند جوان متروی اصفهان نجیبانه خود را پله کرد تا بانوان راحت به بالای سکو بروند. مردانگی و جوانمردی در نگاه کارمند متروی اصفهان موج میزد، وقتی بیهیچ اثری از خستگی ایستاد و به ریل نگاه کرد تا مطمئن شود همه از آن گذشتند.اینجا در پناهگاه مترو هیچ خبری از خودخواهی نبود. پیر و جوان، هر کسی به اطراف نگاه میکرد تا دیگری را در اولویت قرار دهد. گویی همه، نه برای نجات خود که برای امداد به هم آمده بودند.
هر گوشه ایستگاه مترو اصفهان تصویری بود از معنای حقیقی انسانیت
از نوجوانی که نوزادی را از مادرش گرفته و به آغوش زنان ایستاده در مترو سپرد، تا مادر که پا روی پشت کارمند شریف مترو گذاشت تا به راحتی از پله بالا برود و با آرامش به طفلش برسد.از خانم جوانی که کودکان مضطرب را در آغوش میگرفت و به زنان ایستاده روی سکوی مترو میداد تا آنها با نوازشی مادرانه، دل نگرانیشان را تسکین دهند.هر گوشه از ایستگاه تصویری بود از معنای حقیقی انسانیت. گویی متروی اصفهان در شبِ پرحادثه حمله موشکی دژخیمان کودککش، ترجمان شعری نانوشته از زندگی، مهربانی، ایثار و امید بود.
درخشش انسانیت در میان اشک و تاریکی شهر
میانه این شور ایثار و فداکاری مردم درخشش پرچمهای ایران در دست کودکان اصفهانی که محکم در دست گرفته بودند و لحظهای از خود دور نمیکردند، دیدنی بود.در میان جمع زنانی که دور هم جمع شده بودند، با چشمانی اشکبار نه از ترس حمله که از عظمت لحظهای سخن میگفتند که انسانیت درخشانتر از نورهای خاموش شهر میدرخشید. کودکی ناآرام در آغوشی، شال گرمی که روی دوشش انداخته میشد و لبخندی لرزان که امید را در دلها زنده میکرد.صدای مردی میان همهمه برخاست: آرام باشید... زود میگذرد و پاسخی دیگر با لبی لرزان اما استوار: ما قوی ایستادهایم. من، تو و همه ما قوی هستیم.سکوت کوتاهی ایستگاه را فرا گرفت؛ تنها صدای نفسها و تپش قلبها به گوش میرسید و در همان عمق سرد و فلزی زمین، نوری کوچک اما روشن، پدیدار شد: امید. زیر سایهی آژیرها، اصفهان، هنوز و همیشه، زنده است. #جنگ #پناهگاه #مترو_اصفهان #ایران 00:01 - 20 اسفند 1404