آرزویی که در وجود امام راحل تجلی یافت
نویسنده برجسته مصری در کتابی که مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده، مینویسد: ملت ایران سالها آرزوی سربلندی و عزت را در سر میپروراندند، اما آن را در هیچکس جز امام خمینی متجلی نیافتند. از همین رو، چه مرد و چه زن، چه پیر و چه جوان، دست بیعت به ایشان دادند و تاجوتختهای سلطه در برابر آن فرو ریخت.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، هر انقلاب سیاسی، پیش از آنکه در ساختارهای حاکمیتی تجلی یابد، ریشه در دگرگونیهای عمیق بطن جامعه دارد. نهضت امام خمینی تنها یک جابهجایی در قدرت نبود، بلکه پاسخی بنیادین به وضعیت احتضار دینی و فرهنگی جامعهای بود که میان سنتهای اصیل خود و الگوهای تحمیلی استعمار، گرفتار از خودبیگانگی شده بود. این یادداشت با نگاهی به ریشههای اجتماعی انقلاب، تبیین میکند که چگونه رهبری زاهدانه و مقتدرانه، توانست تودههای مختلف مردم از نخبگان و دانشجویان تا زنان و کارگران را زیر یک پرچم متحد کند.یادداشت پیشرو گزارشی از کتاب «درآمدی بر دیدگاههای جامعهشناختی، سیاسی و فقهی امام خمینی (ره)» از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی است. این کتاب به قلم مصطفی رافعی و ترجمه مالک عبدی، به جنبههای مختلف شخصیت و اندیشههای امام خمینی از دیدگاه مسلمانان اهلسنت پرداخته است. کتاب مذکور ضمن بیان خاستگاه تاریخی و نظری اندیشه سیاسی امام خمینی، جایگاه فلسطین، آمریکا، جهاد، انقلاب، اجتهاد، حکومت اسلامی و مسائل مربوط به زنان را در اندیشه و دیدگاههای ایشان تبیین کرده است که میتواند در فهم اندیشههای سیاسی و اجتماعی رهبر کبیر انقلاب اسلامی مفید واقع شود.
انقلاب اجتماعی امام خمینی (ره)از لحاظ اجتماعی، کشور ایران در دوره سلطنت محمدرضا شاه، در حالت احتضار دینی و فرهنگی و اجتماعی به سر میبرد و همه انواع بیماریهای کشنده اجتماعی، همچون فساد و بیبندوباری و رشوهگیری و ثروتاندوزی افسارگسیخته و فقر و فلاکت و تنگدستی و فاصلهگرفتن از تعالیم اسلامی و گرایش بهسوی دنیا و غرقه شدن در دام لذایذ و شهوات دنیوی، در آن فراگیر شده بود؛ و نیز تودههایی از مردم که استعمار آنان را استحاله کرده و رخت فرهنگ غربی بر تن آنان کرده بود.امام آمد تا شروعکننده اصلاحاتی عمیق و همهجانبه در زمینه اصول و عقاید و رویکردها و روشها و ارزشها باشد تا مفاهیم ناب اسلام و ارزشهای معنوی حاکم شوند که در پیِ آن حجاب در خیابانها گسترش یافته و نماز در ادارات و وزارتخانهها اقامه شده و رادیو و تلویزیون پس از آنکه به ابزاری برای ترویج فساد و لاابالیگری تبدیل شده بود، به وسیلهای برای نشر مبانی تربیتی اسلام تبدیل شده و روزنامههایی که یکی از پایگاههای نشر فساد بود، به مراکزی برای نشر علم و ادب و فرهنگ تبدیل شدند.
نظامهای تعلیموتربیت تغییر یافتند تا مؤمنانی فرهیخته و آراسته به مبانیِ برجسته فرهنگ و اخلاق اسلامی تحویل جامعه دهند. جوانان بیبندوباری که در دورانِ شاه، وقت خود را به پرسهزنی در خیابانهای تهران و خوشگذرانی در اطرافواکناف آن سپری میکردند، به ناگاه تغییر رویه داده و شجاعانه وارد میدانهای مین شده و آن مناطق را با نثار جانهای خویش پاکسازی کرده و شکوهمندترین صحنههای دلاوری و نبرد سلحشورانه را در میدانهای جنگ به نمایش گذاشتند؛ مسئلهای که کیفیت تغییری که در اعماق جامعه به وجود آمده را بهخوبی نشان میداد.گسترش روند آموزش از زمان جنگ جهانی اول و تحول و دگرگونی اندیشهها و گسترش حوزههای معرفتی و ادراک و پیشرفت شیوههای زندگی، در کنار نهضت علمی و ادبی و رسانهای و نیز جنبش زنان، به رشد و روحیه انقلابی در ایران کمک شایانی نموده و جامعه ایران را به چشمداشتن به الگوهای برتر و والاتر امیدوار کرده، و نفرت و انزجار بیشتری از نقشههای استعماری که به دست دولت استعمارگر انگلیس و از طریق خانوادهٔ پهلوی در ایران اجرا میشد را در دل آنان به وجود میآورد؛ نقشههای استعماری که هدف آن بهعقبراندن ملت و ایجاد میل به واپسگرایی در میان آنان و تضییع کرامت انسانی و حقوق طبیعی آنها بود.
به همین خاطر هم آمادگی در جامعه ایران برای پذیرش انقلاب امام خمینی(ره) بیشتر شد؛ انقلابی که در بطنِ خود، همه معانی سربلندی و عزت و شکوه و افتخار و پایمردی را دربر داشت، و انسانی انقلابی و مؤمن، در کشوری مؤمن، آن را رهبری میکرد، و اقشار مختلف مردم نیز راهی بهتر از حمایت و پشتیبانی و سر فرود آوردن در زیر پرچم آن ندیدند. نقطه آغاز این حرکت انقلابی، از علما و روحانیونی که شاه مخلوع تعدادی از آنها را کشته و تعداد دیگری را نیز به خارج از کشور تبعید کرده بود، شروع شده، و از آنجا به طبقه اعیان و اشرافی کشیده شد که پیوستنشان به خط انقلابی امام خمینی(ره)، از نمادهای پیشرفت در جامعه اجتماعی ایران به شمار میرفت.در کنار اینها دانشجویانی بودند که از نظام حکومت شاهنشاهی به دلیل محاصره همهجانبه دولت ایران به دست مزدوران بیگانه، و واگذارشدن امتیازات کشور و بستهشدن راههای پیشرفت و ترقی به روی نخبگان و فرهیختگان ملت، به ستوه آمده بودند.در کنار همه اینها قشر کارگر و کشاورزی بودند که به اقتضای فطرت خود، از عرصههای پرهیاهوی سیاسی بهدور بودند، ولی بهمحض اینکه حسننیت رهبری این انقلاب مبارک، یعنی حضرت امام خمینی(ره) را مشاهده کردند، با رغبت کامل و فرمانبرداری تمام، به جرگه برادران انقلابی خود در ایران پیوستند تا خونهای خود را در راه ملت و دین و کشورشان فدا کنند.
حتی زنان و بانوان ایرانی نیز در راه حمایت از انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)، با همه ابزار و امکاناتی که در اختیار داشتند، به مشارکت پرداختند. بهطوری که با قلمها و اندیشههای خود به نشر مقالههای مختلفی در این زمینهها اقدام میکردند که طی آن روحیه اسلامی و عرقِ ملی را در نزد ملتشان زنده کرده و مردانِ خود را برای پشتیبانی حق و برافراشتن کلمه «الله» به جهاد و فداکاری و جانفشانی ترغیب میکردند. اینها همه چه مرد و چه زن؛ چه پیر و چه جوان، آرزوی دیرینه خود را که دیرزمانی بود رؤیای آن را در سر میپروراندند، در وجود رهبر تازه ظهوریافته خود متجلی یافته و دست بیعت به ایشان داده و به کمک و یاری او شتافتند و او را بهعنوان تنها مرجع رسیدگی به امور خود برگزیدند، تا خواستههای آنان را اجابت کرده و آرزوهای دیرینشان را جامه عمل بپوشاند.
آری! ملت ایران امانتی سنگین بر دوش رهبرشان یعنی حضرت امام خمینی(ره)، نهاده و وکالت خطیری را به ایشان سپردند که ایشان نیز به بهترین وجه و نیکوترین روش، پاسدار و نگاهبان و حافظ این امانت بودند. ملت همچنین اریکه قدرتی را به وی سپردند که همه تاج و تختهای سلطهگری و اریکههای قدرت در مقابل آن فروریخته و به لرزه افتادند؛ مسندی که برای بهدستآوردن آن، جان و روح و قلب خودشان را فدا نموده، و هر آنچه در اختیار غیرِ او [امام خمینی (ره)] قرار نداده بودند، دودستی در اختیار وی قرار دادند. ایشان نیز هیچگاه مغرور نگشته و تکبر نورزیده و برتری نجسته و فخر نفروخته و به خودفریفته نشده و هرگز ناسپاسی نکردند؛ بلکه همواره همانند روحیه دوران جوانی خود، پیشوایی زاهد و رهبری پرهیزگار و خداشناس باقی ماندند.#امام_خمینی #الله_اکبر #ایران #ایران_قوی 17:49 - 12 خرداد 1405