سردار شهید غلامعلی رشید علینور مشهور به «سردار رشید» از برجستهترین استراتژیستهای نظامی ایران بود؛ فرماندهای که سالها در عالیترین سطوح دفاعی کشور برای روزهای سخت این سرزمین نقشه کشید و در پسِ بسیاری از مهمترین تصمیمات و طراحیهای راهبردی نیروهای مسلح قرار داشت.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمیافتد. پیش از آنکه اولین گلوله شلیک شود، پیش از آنکه موشکی از زمین برخیزد و پیش از آنکه سربازی قدم در خاکریز بگذارد، جنگ در ذهن مردانی آغاز میشود که آینده را از پشت غبار حوادث میبینند.غلامعلی رشید از همان مردان بود.فرماندهای که سالها نه در خط مقدم دوربینها، بلکه در خط مقدم تصمیمات ایستاد؛ مردی که بسیاری از نبردهای بزرگ را پیش از آنکه در میدان شکل بگیرند، بر روی نقشهها خوانده بود.
از دزفول تا جبهههای نبرد
غلامعلی رشید علینور سال ۱۳۳۲ در دزفول متولد شد؛ شهری که بعدها خود به نماد مقاومت در سالهای دفاع مقدس تبدیل شد.هنوز جوان بود که مسیر مبارزه با رژیم پهلوی را انتخاب کرد. فعالیتهای انقلابی او را راهی زندانهای ساواک کرد؛ یک بار در اهواز و بار دیگر در زندان اوین.سالهای زندان برای بسیاری پایان یک مسیر بود، اما برای او آغاز راهی شد که در نهایت نامش را در شمار برجستهترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران ثبت کرد.با پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران پیوست و با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه شد؛ جایی که استعداد نظامی و ذهن تحلیلگر او بیش از پیش نمایان شد.
جنگ؛ دانشگاه یک استراتژیست
برای غلامعلی رشید، جنگ فقط میدان آتش و گلوله نبود. او در دل نبرد، هنر تحلیل، تصمیمگیری و فرماندهی را آموخت. در سالهای دفاع مقدس در مسوولیتهای مهم عملیاتی حضور داشت و در کنار فرماندهان بزرگ جنگ، در طراحی و هدایت عملیاتهای سرنوشتساز نقشآفرینی کرد.همرزمانش بعدها بارها تأکید کردند که رشید تنها یک فرمانده عملیاتی نبود؛ او توانایی کمنظیری در شناخت تهدیدها، تحلیل میدان و ترسیم آینده نبرد داشت.ویژگیای که بعدها او را به یکی از مهمترین چهرههای راهبردی نیروهای مسلح تبدیل کرد.
معمار هماهنگی در عالیترین سطح دفاعی
پس از پایان جنگ، مسوولیتهای او نه تنها کمتر نشد، بلکه ابعاد گستردهتری پیدا کرد.از معاونت عملیات سپاه تا معاونت اطلاعات و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح و سپس جانشینی رئیس ستاد کل، همگی نشان میداد که ساختار دفاعی کشور به نگاه و تحلیل او اعتماد ویژهای دارد.سردار رشید به تدریج به یکی از اصلیترین طراحان و تصمیمسازان حوزه دفاعی کشور تبدیل شد؛ فرماندهای که میان میدان، اطلاعات و راهبرد، پیوندی عمیق ایجاد کرده بود.
اتاق جنگ ایران
سال ۱۳۹۵ با حکم فرمانده معظم کل قوا، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) شد؛ قرارگاهی که از آن به عنوان «اتاق جنگ ایران» یاد میشود.قرارگاهی که مسوولیت هماهنگی، طراحی و نظارت بر عملیاتهای مشترک نیروهای مسلح را بر عهده دارد و مهمترین تصمیمات دفاعی کشور در آن شکل میگیرد.در این جایگاه، غلامعلی رشید نقش حلقه اتصال میان ارتش، سپاه و سایر بخشهای نیروهای مسلح را ایفا میکرد.بسیاری از تصمیمات کلان دفاعی، از ذهن تحلیلگر و نگاه راهبردی او عبور میکرد؛ ذهنی که سالها برای پیچیدهترین سناریوهای امنیتی و نظامی کشور برنامهریزی کرده بود.
فرماندهی که علم را کنار نگذاشت
در کنار سالها تجربه میدانی، مسیر علمی خود را نیز ادامه داد. کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی را از دانشگاه تهران و دکترای همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد.سالها به عنوان عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه عالی دفاع ملی و دانشگاه امام حسین(ع) فعالیت داشت و تجربیات میدانی خود را به نسل جدید فرماندهان منتقل میکرد.برای او جنگ فقط نبرد در میدان نبود؛ شناخت جغرافیا، سیاست، قدرت و آینده نیز بخشی از معادله دفاع محسوب میشد.
آخرین نقشه؛ آخرین قرار
سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، همزمان با آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ایران، خانه غلامعلی رشید هدف حمله قرار گرفت.فرماندهای که سالها برای مواجهه با تهدیدها برنامهریزی کرده بود، این بار خود در متن یکی از مهمترین نبردهای تاریخ معاصر ایران قرار گرفت.او در همان ساعات نخست حمله دشمن، به آرزوی دیرینه خود رسید و جام شهادت را نوشید.پیکر مطهرش در جوار آستان متبرک سبزقبا(ع) در دزفول آرام گرفت؛ شهری که از آن برخاسته بود و سرانجام دوباره به آغوشش بازگشت.
حرف آخر؛ مردی که فردا را میدید
بعضی فرماندهان با یک عملیات شناخته میشوند. بعضی با یک پیروزی. اما غلامعلی رشید را باید با سالهایی شناخت که بیصدا گذشت؛ سالهایی که امنیت این سرزمین بر شانه مردانی استوار بود که کمتر دیده شدند و بیشتر اثر گذاشتند.دشمن خانهاش را هدف گرفت، زیرا میدانست بعضی آدمها فقط یک فرمانده نیستند؛ بعضی آدمها حافظه یک ملت در روزهای جنگاند.سردار رشید از آن فرماندهانی بود که پیش از رسیدن طوفان، صدای آن را میشنید؛ پیش از شکلگیری تهدید، آن را میشناخت و پیش از آغاز نبرد، برای آن نقشه میکشید.
او رفت، اما بعضی آدمها با رفتن تمام نمیشوند. بعضیها در نقشههایی که کشیدهاند، در اندیشهای که ساختهاند و در شاگردانی که تربیت کردهاند ادامه پیدا میکنند.غلامعلی رشید از همان مردان بود؛ فرماندهای که سالها برای فردای ایران اندیشید و سرانجام جان خود را نیز پای همان فردا گذاشت.شاید به همین دلیل باشد که امروز، هرچند صاحب آن ذهن بزرگ در میان ما نیست، اما فردایی که برایش نقشه کشیده بود، همچنان پابرجاست.
سردار سرلشکر شهید محمدسعید ایزدی، معروف به «حاج رمضان»، از فرماندهان ارشد و کمنامونشان نیروی قدس سپاه بود که بیش از سه دهه از عمر خود را صرف تقویت جبهه مقاومت و حمایت از آرمان فلسطین کرد. فرماندهای که سالها در سکوت و گمنامی، یکی از مهمترین پروندههای منطقه را مدیریت کرد و سرانجام بامداد ۳۱ خردا…
امیر سرلشکر شهید سید عبدالرحیم موسوی؛ مردی که از غبار خاکریزهای جنگ تا اوج فرماندهی کشور، لباس «سربازی» را هرگز از تن درنیاورد. او ۴۰ سال ایستاد و در نهایت، سنگینترین مسئولیت نظامی کشور را با خون خود مُهر کرد تا ثابت کند فرماندهی، برای او تنها یک جایگاه نبود؛ یک عهد ابدی بود.
سردار شهید محمد پاکپور با چهار دهه حضور مستمر در جبهههای نبرد، قرارگاههای عملیاتی و مرزهای ناامن کشور، به یکی از اثرگذارترین فرماندهان میدانی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد؛ فرماندهای که از روزهای دفاع مقدس تا فرماندهی کل سپاه، همواره در خط مقدم سختترین مأموریتهای امنیتی و نظامی حضور داشت.