کرمان؛ از خاکسترِ هراس تا زایشِ دوبارهٔ زندگی

آتش به جان خیابان افتاد و دود، نفس شهر را برید. در یک روز، آرامشِ چندین دهه، در هم شکست. آنچه می‌ماند، فقط تصویری از وحشت نبود؛ حس بی‌پناهی مطلق بود. اما امروز، همان خاکسترها، بستر رویشِ اراده‌ای شده‌اند که قوی‌تر از هر شعله‌ای است.
خبرگزاری فارس _ کرمان: تصور کنید در قلبِ تاریکیِ خودساخته‌ای ایستاده‌اید. نه برق است، نه امنیت. فقط نورِ هیولاگونهٔ آتش است که بر دیوارهای شهر می‌رقصد. صدایِ ترکیدن شیشه‌ها مانندِ فریادِ خودِ شهر است. بویِ گازوئیل سوخته و ترس، مشام را می‌سوزاند. اینجا دیگر کرمانِ تاریخ و فرهنگ نیست؛ اینجا صحنهٔ یک کابوسِ جمعی است.
موتورهایی که روزی نمادِ گذر از روز بودند، اکنون تابوت‌های آهنینِ شعله‌وری شده‌اند که در وسط چهارراه‌ها می‌سوزند. سایه‌های دویدن‌ها، دیوانه‌وار روی دیوارها می‌لرزند. از پشت پنجره‌های بسته، چشم‌های گشادهٔ کودکان را می‌توان دید که دنیای امن دیروزشان را در حالِ ذوب شدن می‌بینند. صدایِ هر ترقه یا فریاد، ضربه‌ای است به قفسهٔ سینه؛ نفس‌ها، کوتاه و بریده. هر گوشه‌ای ممکن است پناهگاه باشد یا دام.
جوانانِ اغفال‌شده، با چشمانی خیره و آشفته، ابزار دستِ تاریکی شده‌اند. آن‌ها مشعل‌هایی در دست دارند که آیندهٔ خودشان را می‌سوزاند. در این آشوب، تروریست‌های صهیونی آمریکایی و عواملِ برانداز، مانند عنکبوت در گوشه‌ای تاریک، تار می‌تنند و امید دارند که کلافِ امنیت یک ملت را بگسلانند.اما ویرانی، تنها به آتش محدود نماند؛ حسابگریِ شوم پشت آن بود. رقمِ ۹۰۰ میلیارد تومان خسارت به اموال عمومی، فقط یک عدد خشک نیست؛ اینجا، قیمتِ هرج و مرج است. تخریب، برنامه‌ریزی شده و همه‌جانبه بود: از ۲۵۰ اصله درختِ تشنه که در شهری با بحران کم‌آبی، هر یک چون گوهری بود، تا ۱۵ ایستگاه اتوبوس که پناهگاه انتظارِ شهروندان بود.
از خودروهای آتش‌نشانی که برای نجات می‌آمدند، تا دوربین‌های نظارتی که چشمِ امنیت شهر بودند. از مبلمان شهری که راحتای شهر بود، تا سطل‌های زباله. حتی به مصالح پروژه‌های عمرانی رحم نکردند؛ گویی نه تنها می‌خواستند ویران کنند، بلکه امید به ساختنِ فردا را نیز هدف گرفته بودند. این، دیگر اعتراض نبود؛ نمایشِ حساب‌شده‌ای از ویران‌گری بود که هدفش تضعیف زیرساخت‌های حیاتی شهر و نابودی حس تعلق عمومی بود.اما آنچه حساب نکرده بودند، حسابگریِ مردمِ کرمان بود. مردمی که فهمیدند این آتش‌ها، نه به سود که به زیانِ نان و آب و هوای خودشان است. این تخریب‌ها، جیب و آیندهٔ خودشان را می‌سوزاند.
و سپس، معجزهٔ واقعی رخ می‌دهد. معجزه‌ای به نام هوشیاریِ مردم. صفِ اغتشاش از صفِ اعتراضِ واقعی جدا می‌شود. مغازه‌دارانی که دیروز دود از حجره‌هایشان برمی‌خاست، امروز درِ دکان‌ها را باز می‌کنند. مردمِ عادی، بی‌سلاح، اما مملو از اقتدار، در خیابان‌ها حاضر می‌شوند. نگاه‌هایشان دیگر پر از ترس نیست؛ پر از عزمِ استوارِ بازپس‌گیریِ زندگی است. آن‌ها با حضورِ ساده اما گسترده‌شان، فریاد می‌زنند: "کافیست. اینجا خانهٔ ماست."و صبح ۲۲ دی، خیابان‌های کرمان نفس‌های عمیق و آرامی کشیدند. نه از روی فراموشی، که از روی تواناییِ پیروزی بر تاریکی. صدایِ چرخِ دستفروش‌ها، بوی نانِ تنوریشان، و خنده‌های کودکان که دوباره در فضای شهر پخش می‌شود، قوی‌تر و ارزشمندتر از همیشه احساس می‌شوند. بازسازیِ خیابان‌های کرمان، تنها با سنگ و آجر نیست؛ با عزمی استوارتر از گذشته در حال انجام است. عزمی که می‌گوید: هر درختِ سوخته را ده‌ها درخت خواهیم کاشت، و هر آجرِ شکسته را با اراده‌ای مصمم‌تر جایگزین می‌کنیم.

لحظه‌ای با مردم:

زهرا مرادی، فروشنده می گوید: " وقت اغتشاشات، پشت درهای آهنینِ مغازه، ترس، طعمِ دهانمان بود. برخی ساختمان ها را به آتش کشیده بودند، خبر می رسید به بعضی فروشگاه ها حمله کرده اند، اما وقتی نیروهای امنیتی را می دیدم که با دل‌هایی پر از همدلی مواظب شهرند، فهمیدم قوی‌ترین سلاح ما، همین نگاه‌های محکم به یکدیگر است. امروز بازار، نه فقط محل تجارت، که سنگرِ اتحاد است.
احمد شریفی، راننده می افزاید: دود آنقدر غلیظ بود که خیابان‌ها شبیه تونل‌های جهنم شده بود. وقتی دیدم آن جوانانِ گمراه حتی به خودروهای آتش‌نشانی و درخت‌های پارک هم رحم نکردند، قلبم شکست. این دیگر هیچ ربطی به اعتراض نداشت. امروز اما، وقتی مسافری سوار شد و گفت: 'کرمان آرام شده و خبری نیست'، بی‌اختیار گریستم. این آرامش، هدیه نیست؛ آن را با دندان‌های قفل‌شده حفظ کردیم.

نظر کارشناسی:

دکتر نادر سلیمی، جامعه‌شناس با اشاره به حواشی اخیر می گوید: کرمان یک آزمونِ بزرگِ اجتماعی را پشت سر گذاشت. آنچه رخ داد، تنها آشوب نبود؛ یک حمله به روانِ جمعی شهر بود. اما واکنش مردم، نشان داد که سیمانِ اجتماعی این شهر، از ترس محکم‌تر است. آن‌ها آموختند که چگونه آتش را از مشعلِ اغتشاش جدا کنند و چگونه با ایستادن در نورِ روز، سایه‌های شب را پس بزنند. وی می افزاید: امنیتِ بازسازی‌شده، شکننده نیست؛ چون ریشه در تجربهٔ مشترکِ وحشت و پیروزی بر آن دارد.

حرف آخر ...

کرمان، از دلِ توفانِ آهن و آتش عبور کرد. روزهایی که اضطراب، ملموس‌تر از هوا بود. اغتشاشگران، حساب‌شده عمل کردند تا زیرساخت و امید شهر را بسوزانند. اما امروز، این شهر حماسه‌ای مدرن را روایت می‌کند: حماسه‌ای که قهرمانانش، مردان و زنانِ عادیِ کوچه و بازارند که در محاسبه، عمق ریشه‌های خود را به نمایش گذاشتند.
نفس‌های امروزِ کرمان، عمیق‌تر است، چون ارزشِ هوای پاک را می‌داند. نگاه‌های امروزش نافذتر است، چون ژرفایِ تاریکی را دیده و اراده‌اش تغییرناپذیرتر، چون آموخته است که نورِ همبستگی، هر شرارهٔ خصومتی را خاموش می‌کند. پیام کرمان به جهان واضح است: ما را می‌سوزانید، اما از خاکسترمان، درخت‌های استواری رویید که ریشه در ژرفای تاریخ این سرزمین دارند.
09:14 - 8 بهمن 1404
روایت‌های مردمی
استان ها
کرمان

3 بازنشر5 واکنش
47٫5k بازدید



1 پاسخ

@user1768511356948 بهمن 1404
در پاسخ به
S
Shomal Iran

@user176851135694  •  30 دی 1404

تسریع در تبدیل وضعیت کارکنان قراردادی به پیمانی
مطالبه

تسریع در تبدیل وضعیت کارکنان قراردادی به پیمانی

با هدف تأمین امنیت شغلی کارکنان زحمتکش قراردادی دارای شناسه کارکنان دولت و مورد تأیید سازمان اداری و استخدامی کشور، درخواست می‌شود فرآیند تبدیل وضعیت این کارکنان از قراردادی به پیمانی، که بار مالی برای دولت ندارد و با آزمون وارد وزارتخانه شده‌اند، هر چه سریع‌تر انجام شود. این موضوع علی‌رغم گذشت چندین سال هنوز در پیچ و تاب مجلس معطل مانده و شایسته رسیدگی فوری است.

وزارت علوم و سازمان سنجش، وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی، وزارت کار و وزارت دادگستری، دولت و وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت، معدن وتجارت، وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، وزارت توانیر، وزارت کار، تعاون و امور اجتماعی، وزارت بهداشت

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

نمایش گزارش