روایتی دیگر از جنگ رمضان/ یادداشتی بر نبرد رمضان
در موقعِ رمضان، وقتِسکوتهای ممتد در آرامش بغایت عمیقِ جان، ناگاه پژواک جنگ در گوش فلک طنین انداز شد و بر پیشانی تاریخ نقش بست؛ آوایی که نه تنها سکوت شبهای نیایش را درنوردید، بلکه سرنوشتِ خلایق مردمانی پایدار را به خطی از خون و ایمان نگاشت «مصاف رمضان» با همه زوایای پنهان و آشکارش، روایتی شد؛
روایتی دیگر از جنگ تحمیلی رمضان را مشاهده می کنید
.روایتی شد؛ از بصیرتِ ریشهدار، عزمِ خللناپذیر و پایمردیِ جانانهی مردمانی که از خویشتن گذشتند تا معنای ماندن را به وطن چون چشمه ای، عمق دهند.آینهای شد از ادراک ژرف، پایمردی سترگ و مقاومتِ خلایق مردمانی که از هستی خویش گذشتند. آنان که در تلاطم آتش و آهن،
سنگر را نه خاکریزِ جسم، بلکه محراب وفاداری ساختند
و تا واپسین دَم، سنگر دفاع را ترک نگفتند و جان شیرین خود، نثار حرمتِ وطن و تکریمِ ایرانزمین نمودند.فداکاریشان نه از سر تلاطم، که برخاسته از شعورِ تاریخی و تعهدی دیرپای است؛ عهدی که ریشه در تمدن، غیرت و هویت این دیار کهن چون تارهای ابریشمین دارد.؛
نام و یادشان، همچون ماهِ تابان و چراغی فروزان در ساحت دلها و در پیشگاه خاطرهها جاودانه است
آنچنان که هرگاه قلمهای توانای جهانیان، به نگارش واقعیت اسطورهها مینشینند،بیشک، مقام آنان ،بزرگان و شیران ایران زمین،در سطرهای بلندِ تاریخ ،بر قلهی رفیعِ فداکاری، بر اوج صلابت و ایثار و بر قاموس سرزمین، ثبت و ماندگار خواهد شد. یادداشتی بر نبردِ رمضان✍️داود احدیسحرگاه ۱۴۰۵/۱/۹ شمسی
04:07 - 9 فروردین 1405