در دل یکی از محلههای قدیمی اصفهان، همانجا که پنجرهها هنوز با شیشههای رنگی لبخند میزنند و بوی نان تازه با صدای کلونِ در در هم میآمیزد، رازی پنهان میان دو خواهر و برادر جوان نفس میکشید؛ رازی که جز خودشان، کسی از آن باخبر نبود.لیلا و محمد، خواهر و برادری بودند از خانهای ساده و فرهنگی در حوالی…نمایش بیشتر
