ایران چگونه شبکه نفتی اسرائیل پشت پرچمهای دیگر را شناسایی کرد؟
اشراف اطلاعاتی ایران بر پیچیدهترین لایههای پنهانکاری حقوقی در دریانوردی بینالمللی، منجر به فروپاشی شبکه مخفی لجستیک اسرائیل در تنگه هرمز شده است؛ نبردی هوشمند که با عبور از سدِ پرچمهای دیگر کشورها و شرکتهای صوری، شریانهای اقتصادی و پیوندهای استراتژیک تلآویو در قلب خلیج فارس را شناسایی و با دقتی بیسابقه متلاشی کرد.
گروه تحلیل بینالملل: هدف گرفتهشدن نفتکشها در تنگه هرمز فراتر از یک درگیری نظامی، افشاگر شبکه پیچیده منافع اقتصادی اسرائیل در جهان بود. هر حمله، لایههای پنهانی از روابط میان شرکتهای کشتیرانی، صندوقهای سرمایهگذاری غولپیکر و قراردادهای نظامی فراملی را فاش کرد. اگرچه این کشتیها با پرچمهای مختلف تردد میکردند، اما ردیابی ساختار مالکیت آنها نشاندهنده پیوند مستقیم یا غیرمستقیم با نهادهای مالی و تجاری اسرائیل و غرب است.این نبرد فراتر از دریا، در زنجیرههای تأمین، بازارهای انرژی و سیستمهای بیمه جریان دارد و اقتصاد جهانی را به میدان جنگی باز تبدیل کرده است. حادثه کشتی اماراتی «SELEN» در مارس ۲۰۲۶ و اجبار آن به بازگشت، نقطه عطفی در پایان «پروتکلهای عبور آزاد» بود. این اقدام نشان داد، حاکمیت بر تنگه هرمز از حالت صرفاً نظامی به یک «سیطره اجرایی و اطلاعاتی» سختگیرانه تغییر یافته؛ پیامی صریح به شرکتهای کشتیرانی که کلید تردد در این شاهراه حیاتی، اکنون تنها در دست ایران است. این واقعیت جدید، وابستگی امنیتِ تجارتِ متحدانِ منطقهایِ اسرائیل به اراده ایران را به تصویر میکشد. کشتیهای هدفقرارگرفته و روابط پیچیده آنها با اسرائیل و آمریکاهدف قرار دادن ۲۱ کشتی در تنگه هرمز، اقدامی تصادفی، بلکه نبردی کاملا هدفمند بود که پرده از پیوندهای پنهان با منافع اسرائیل، آمریکا و بریتانیا داشت. مثلا نفتکش «MKD VYOM» با غول کشتیرانی «مِرسک» در ارتباط بود؛ شرکتی که بازوی لجستیکی اصلی وزارت دفاع اسرائیل، تسلیحات نظامی را به بنادر این رژیم منتقل میکند. این الگوی هدفگیری نشان داد، هیچچیز از دید ایران پنهان نمیماند و هرگونه همکاری پنهان در زنجیره تأمین نظامی و اقتصادی اسرائیل، این شناورها را به هدفی مشروع برای ایران تبدیل میکند.در همان روز، دو کشتی دیگر هم مورد حمله قرار گرفتند. آنها نیز دارای روابطی با اسرائیل بودند؛ نخست کشتی «HERCULES STAR» در شمال غربی رأسالخیمه؛ این کشتی از آن شرکت «Peninsula Petroleum» است که با شرکت اطلاعات دریایی اسرائیلی «Windward» (تحت مدیریت افسران سابق نیروی دریایی ارتش اسرائیل) همکاری دارد.دوم کشتی «OCEAN ELECTRA» که مجبور به بازگشت به دبی شد. این کشتی از آن «MAG Offshore» است که یکی از مهمترین سهامداران آن «گریگ هیموویتز»، از حامیان مالی اسرائیل در نیویورک است.همچنین، سه کشتی دیگر که ظاهرا انگلیسی بودند نیز مورد حمله قرار گرفتند. نخست کشتی «GOLD OAK» در نزدیکی فجیره از آن شرکت «Golden Port Shipmanagement»؛ دوم نفتکش «PELAGIA» در دریای عمان متعلق به شرکت «Sea World Management» که با شرکتهای اسرائیلی همکاری دارد و سوم نفتکش «Libra Trader» که ظاهرا متعلق به شرکت ژاپنی «MOL» بود، درحالیکه سهامدار اصلی خط کشتیرانی«ONE» است و دارای دفاتر نمایندگی و کارکنانی در بنادر اشغالی حیفا و اشدود میباشد.
ضربه به اتحادهای منطقهای و لجستیک آمریکاحملات در تنگه هرمز درحالی ادامه یافت که همگی کشتیهای مرتبط با آمریکا یا کشورهایی را شامل میشد که با رژیم در ارتباط بود. در میان این کشتیها میتوان به نفتکش «SAFEEN PRESTIGE» متعلق به بنادر ابوظبی (Safeen Feeders) اشاره کرد که هدفگرفته شدن آن، ضربهای به پروژه «کریدور هند-اسرائیل» و تفاهمنامههای امضاشده با اتحادیه تولیدکنندگان اسرائیل بود.همچنین نفتکش «STENA IMPERATIVE» که از آن شرکت سوئدی-آمریکایی «Stena» بود که سوخت وزارت جنگ آمریکا را تامین میکرد یا نفتکش «STAR GWYNETH» از آن شرکت «Star Bulk» که کالاهای مورد نیاز اسرائیل را تامین میکرد.
هدفگیریهای استراتژیک: سکوهای حفاری و کشتیهای پشتیبانیاین موضوع تنها به نفتکشها محدود نشد، بلکه زیرساختهای انرژی از جمله سکوی حفاری «ARABIA III» متعلق به شرکت «ADES» را نیز دربرگرفت که از آن صندوق آمریکایی «بلکراک» است که سرمایهگذاری عظیمی در شرکتهای اسلحهسازی اسرائیل دارد.ایران همچنین کشتیهای عظیمی را که با اسرائیل در ارتباط هستند، هدف قرار داده است؛ مانند کشتی «MSC GRACE» متعلق به غول کشتیرانی «MSC» هدف قرار گرفت؛ شرکتی که منافعش به طور گسترده با بنادر اسرائیل و شبکههای توزیع در مدیترانه تلاقی دارد.این نقشه مشتعل از ۲۱ کشتی و سکوی حفاری، نشاندهنده دسترسی ایران به یک «بانک اهداف هوشمند» است؛ چراکه تمامی شناورهای هدفگیری شده، با پشتیبانی نظامی یا اطلاعات دریایی اسرائیل و یا قراردادهای لجستیکی وزارت دفاع آمریکا در ارتباط بودهاند.
پشت پرده پرچمها: مالکان واقعی کشتیها کیستند؟هرچند این کشتیها با پرچم کشورهای بیطرفی مانند پاناما یا جزایر مارشال تردد میکردند، اما مالکان و مدیران آنها با اسرائیل در ارتباط بوده یا با ارتش آمریکا قراردادهای نظامی دارند؛ مانند نفتکش «MKD VYOM» که با ثبت در هنگکنگ، از طریق واسطههای اماراتی مدیریت میشد تا ردپای پیوندهای استراتژیک آن با رژیم پوشانده شود. همچنین، نفتکش «HERCULES STAR» که ظاهراً بریتانیایی و متعلق به شرکت «HERCULES TANKER MANAGEMENT» است، نمونه دیگری از این پیوندهای پنهان است که مالک اصلی آن شرکت «Peninsula Petroleum»، از سهامداران شرکت «Windward» است که در زمینه هوش اطلاعاتی دریایی تخصص داشته و دفتر مرکزی آن در تلآویو مستقر است.
استراتژی «پنهانکاری حقوقی» و تغییر هویتاستراتژی «پنهانکاری حقوقی» و تغییر هویت دریایی، خطمشی اصلی شرکتهای مرتبط با اتحاد غربی-اسرائیلی برای حفاظت از داراییهایشان در آبراههای راهبردی است. این راهبرد بر دو رکن استوار است: - نخست: «تغییر نام و پرچم» که با تعویض دورهای هویت کشتی، نوعی «پولشویی هویت دریایی» ایجاد میکند. - دوم: «قاعده ۱-۲-۳» که مالکیت، ثبت پرچم و مدیریت عملیاتی را در سه کشور مختلف توزیع میکند تا ردپای پیوندهای استراتژیک از بین برود.با این حال، این پیچیدگیهای حقوقی نتوانست مانع از شناسایی پیوند این ناوگان با منافع صهیونیستی و مأموریتهای نظامی ایالات متحده توسط ایران شود. هدفگیری نفتکشهای غولپیکر تحت مدیریت شرکتهایی نظیر «BlackRock» یا «EnTrust Global» —که تریلیونها دلار سرمایه را در مسیر اهداف واشنگتن و تلآویو هدایت میکنند— گویای همین اشراف است. تحقیقات فاش میکند پشت پرچمهای مصلحتی، یک «امپراتوری کشتیرانی مشترک اسرائیلی-غربی» پنهان شده که درصدد گریز از پیامدهای ژئوپلیتیک رویارویی با ایران است؛ تلاشی که در برابر قدرت شناسایی و اشراف میدانی ایران در افشای هویت مالکان واقعی، رنگ باخت و بیاثر شد.
15:58 - 29 فروردین 1405