روایت یک‌شب در جمع اغتشاشگران!

این‌بار آدم‌های کف خیابان شبیه هیچ کدام از آدم‌های اعتراضات و اغتشاشات قبل نیستند، عجیب‌اند. انگار ماموریت دارند به هرکس جلوی راهشان سبز شد حمله کنند و هرچه دیدند را آتش بزنند‌. درست مثل بازی‌های کامپیوتری!
گروه زندگی:«هجوم آوردند سمت یک لبنیات فروشی، تهدید می‌کردند که اگر همین حالا، مغازه‌ات را نبندی، هم خودت و هم مغازه‌ات را آتش می‌زنیم! فروشنده بیچاره تا زبان‌باز کرد و گفت کاسب است و اگر ببندد چرخ زندگی‌اش نمی‌چرخد، به سمتش حمله کردند. آنقدر کتکش زدند که جان نداشت حتی حرف بزند. از زیر دست و پایشان که نجاتش دادیم کرکره را پایین کشید و رفت اما چند دقیقه بعد زهرشان را ریختند. مغازه و چند ساختمان اطرافش را به آتش کشیدند. آتش مغازه را که خاموش می‌کردیم پیش خودم می‌گفتم: همین یک مغازه‌ی سوخته و دل سوخته‌تر صاحبش کافی است تا دنیا بداند این اعتراض برای اقتصاد نیست!» بساط گفت و گویم را این‌بار کنار  بسیجی‌ها در کوچه پس کوچه‌های تهران پهن می‌کنم، جایی حوالی محله نظام آباد. جمع جمع آنهایی است که فشار اقتصادی چرخ زندگی آنها را هم پنچر کرده اما خوب فرق فتنه دشمن و گله‌مندی دوست را می‌دانند. آدم‌هایی معمولی که لباس‌های ساده‌شان با عطر گران‌قیمت انسانیت معطر شده و بی آنکه مسئولیتی داشته باشند این شب‌ها تاصبح پا به پای کوچه و خیابان‌ها بیدارند. بیدارند تا شعله آتش اغتشاشگران دامن خانه و زندگی‌ما را نگیرد و تیر غیب‌شان به جان ما نشیند.

اعتراض تبر و قمه نمی‌خواهد!

می‌خواهم از تجربه حضورشان میان اغتشاشگران بدانم و این بسیجی‌ها بهترین شاهدان عینی هستند برای آنچه این روزها کف خیابان‌های تهران اتفاق افتاده است. می‌پرسم:«حالا واقعا این جماعتی که هر شب لشکرکشی می‌کنند معترضند؟» یکی‌شان ابرو در هم می‌کشد:«معترض؟! معترض با خودش چاقو و کاتر و تبر میاره؟!» تیرم درست نشسته روی هدف چون بی آنکه دوباره چیزی بپرسم خودش تمام آنچه که از آن آدم‌های ماسک‌زده‌ی به ظاهر معترض دیده را یک نفس برایم تعریف می‌کند: «نه اینکه مردم عادی بین این جماعت نباشد، نه! هست. همان شب اولِ فراخوان بعضی‌ از مردم محل که واقعا به شرایط اقتصادی معترض بودند بیرون آمدند اما وقتی وحشی‌گری این جماعت را دیدند کم‌کم از جمعیت جدا می‌شدند و می‌رفتند. این‌بار آدم‌های کف خیابان شبیه هیچ کدام از آدم‌های اعتراضات و اغتشاشات قبل نیستند، عجیب‌اند. انگار ماموریت دارند به هرکس جلوی راهشان سبز شد حمله کنند و هرچه دیدند را آتش بزنند‌. درست مثل بازی‌های کامپیوتری! اغلب کم سن و سال‌ و جوان‌اند اما بعضی‌هایشان کاملا حرفه‌ای هستند، تاکتیک‌های جنگ شهری را بلدند و انگار آموزش دیده‌اند. از چهره بعضی‌هایشان هم  مشخص است آنقدر مواد زده‌اند که روی زمین نیستند، بین توهمات‌شان سیر می‌کنند و برای همین هم هرکاری از دست‌شان برمی‌آید. جالب‌تر اینجاست که اغلب اهل این محله یا حتی محله‌های اطراف نیستند. گواهش هم اینکه مدام در این کوچه و پس کوچه‌ها گم می‌شوند و از خودمان آدرس می‌پرسند. میان همین آدرس پرسیدن‌ها هم متوجه شدیم، بین‌شان کسانی هستند که حتی ساکن تهران هم نیستند و از شهرهای دیگر آمده‌اند!»
ته حرف‌هایش را که نقطه می‌گذارد فوت می‌کنم میان خاکستر خاطراتش تا گر بگیرد و چانه‌اش دوباره گرم شود:«گفتی تبر داشتند؟!» برایم یک لیست بلندبالا ردیف می‌کند: «تبر، کاتر، چاقو، قمه، تفنگ ساچمه‌ای، نارنجک دستی، چوب و حتی عجیب‌تر از همه‌ی این‌ها سنگ! تیم تدارک و پشتیبانی‌شان حسابی قوی است. گونی گونی نخاله‌های ساختمانی از ساختمان‌های نیمه‌کاره جمع کرده و آورده بودند. بلوک شکسته، پاره آجر و خرده کاشی! بعضی‌هایشان هم تابلوهای راهنما را از جا در آورده و با آنها حمله می‌کردند!»

عملیاتی که اغتشاشگران کف خیابان اجرا کردند

وقتی می‌پرسم این سلاح‌ها برای دفاع بود یا حمله؟! دست‌های خالی‌اش را نشانم می‌دهد، دستی که رد زخم یکی از همان پاره سنگ‌ها رویش نشسته و شکافت انداخته. «ما که چیزی نداشتیم دست‌خالی بودیم، البته چندتایی گاز اشک‌آور همراه‌مان بود برای وقتی که قصد داشتند به جان مردم آسیب بزنند تا بتوانیم متفرق‌شان کنیم. اما گویا روی این چریک‌های آموزش دیده تاثیر زیادی نداشت. پلیس هم در نهایت مماشات برخورد می‌کرد حتی وقتی سمت نیروهای ناجا حمله می‌کردند همچنان اصل مماشات برقرار بود. همه‌این سلاح‌ها را برای تخریب و کشته‌سازی آورده بودند. از همان اول که جمع می‌شدند تمام شیشه‌های ایستگاه اتوبوس و بی‌آرتی را می‌شکستند و کف خیابان می‌ریختند. بلوک‌های گچی را خرد می‌کردند و روی زمین پخش می‌کردند تا مانع تردد ماشین و موتور شوند. تمام سطل زباله ها را جمع می‌کردند و آتش می‌زدند. دست هر کدام‌شان یک بطری آب معدنی بود که بعد فهمیدم بنزین است. البته بعضی‌ هم با گالن بنزین آورده بودند. یک گوشه خیابان را که قرق می‌کردند شروع می‌کردند به آتش زدن هر چه که  دور و اطراف‌شان بود. موتور و ماشین‌هایی که پارک شده بودند، مغازه، بانک و ساختمان‌های اداری. عملا با وضعیتی که برای خیابان درست کرده بودند ماشین آتش‌نشانی امکان تردد نداشت و اگر هم می‌آمد تجربه ثابت کرده است که مانعش می‌شدند و به آن هم خسارت می‌زدند. حتی وقتی ما قصد داشتیم که به سمت آتش برویم و شعله‌ها را اطفا کنیم با پاره‌های آجر و نارنجک‌های دستی مستقیما به سمت‌مان نشانه می‌گرفتند و نمی‌گذاشتند نزدیک بشویم.»

وقتی تمام دارایی یک خانواده سوخت!

نگاه می‌کند به لاشه سوخته یک اتوبوس و می‌گوید:«مثل خیلی از موتورها و ماشین‌هایی که آتش زدند نتوانستیم برای این اتوبوس هم کاری کنیم. اتوبوس شخصی است و تنها راه درآمد یک خانواده که حالا سوخته! شعله‌ بعضی از آتش‌هایی که روشن می‌کردند تا خانه ساکنان محل هم زبانه می‌کشید و خدا می‌داند این چند شب چه بر سر ساکنان آوردند. نه از ترس وحشی‌گری‌های این‌ جماعت می‌توانستند بیرون بیایند و نه از شر آتش‌هایی که هر دقیقه به پا می‌کردند می‌توانستند در خانه بنشینند. وقتی ساختمان حوزه بسیج را آتش زدند شعله‌هایش تا چند خانه آنطرف‌تر زبانه کشید اما همین بسیجی‌ها و مردم محل با سطل آب و امکانات ابتدایی آتش به آن بزرگی را مهار کردند. اگر از من بپرسی مردم همان‌ها بودند، همان‌هایی که در این شرایط بیرون آمدند تا نگذارند خانه‌ و خانواده‌ای بسوزد!»

ماجرای بسیجی‌هایی که اغتشاشگران زنده زنده سوزاندند

قبل از اینکه به اینجا بیایم لابلای اخبار تلخ این‌روزها قصه شهادت دو جوان بسیجی را در محله نظام آباد شنیده‌ام. قضیه از این قرار است که اغتشاشگران با چاقو و سنگ و آجر به آنها حمله می‌کنند و بعد زنده و بی‌جان در آتش می‌سوزانندشان. شهادت مظلومانه‌شان درست در همین خیابان خط و ربط سوال بعدی‌ام می‌شود:«میان‌تان مجروح و مصدوم هم داشتید؟!» می‌خندد از آن لبخندهایی که انگار به آدم می‌گویند «کجای کاری؟مگر می‌شه در این میدون جنگ مجروج و شهید نداشت؟» هرچند من‌که جواب سوالم را می‌دانم فقط می‌خواهم او پازل ناتمام روایتش را کامل کند.«بله با هرچیز که در توان‌شان بود سعی کردند به ما و نیروهای حافظ امنیت حمله کنند و آسیب بزنند. نارنجک‌های دستی فوق‌العاده سنگینی ساخته بودند که داخلش ساچمه‌های فلزی داشت. موج انفجار این نارنجک‌ها آنقدر قوی بود که وقتی کنار پای یکی از نیروهای ما منفجر شد تشنج کرد. مدام با بطری‌هایی که داشتند روی لباس‌هایمان بنزین می‌ریختند و همین باعث سوختگی جزئی و حتی جدی بعضی از نیروها شد. پاره‌آجرهایی که مستقیم و با شتاب پرتاب می‌کردند دست و پای چند نفرمان را شکاند و رد چاقو و کاترشان هم بعضی‌ها را زخمی کرد! حالا بماند که از زیر دست و پایشان هم آدم‌های نیمه‌جانی را پیدا می‌کردیم که معلوم نبود اصلا چطور شهیدشان کرده بودند، آدم‌هایی که می‌شد فهمید فقط یک رهگذر بودند!»

سرباز پیاده‌نظام وطن باش!

«همه این‌ها را دیدی و دوباره اینجایی آن هم به قول خودت با دست خالی؟!» سوالم را می‌پرسم و چشم می‌چرخانم سمت حلقه نقره نشسته بر انگشت دستش، «همسرت مانع نمی‌شود؟! نمی‌گوید نرو؟! نگران نیست؟!» و اما جوابش، من تمام عشق به وطن را در جمله ساده و بی‌شیله و پیله‌اش دشت می‌کنم:«همسرم راهی‌ام کرد...گفت برو و سرباز پیاده نظام وطن باش!»#اغتشاشات #ایران #ایران_مقتدر #وطن
13:33 - 25 دی 1404
زندگی

8 بازنشر70 واکنش
209٫8k بازدید


59 پاسخ

@JOHNS25 دی 1404
در پاسخ به
دیگه کار از این داستان سرایی ها گذشته فارسبحث حمله نظامی هست متاسفانه این سیستم در برابر امریکا بدترین شیوه سیاست رو به کار گرفتهمون زمان باید با یک قرار داد هسته ایی ولو با غنی سازی صفر یا غنی سازی به صورت مشترک مسائل رو حل و فصل میکردیم

در پاسخ به
سوگیری محض در یک روایت آن را پایه و اساس بی ارزش می‌کند.

@mardom25 دی 1404
یجوری احساسی و دراماتیک تعریف می کنید انگار یادمون رفته خودتون و مامورین شهرداری چه بلاهایی سر دست فروش ها میارین

تصویر نمایه‌ی ‌مینا فرقانی‌
@MinaForghani25 دی 1404
در پاسخ به
«برو و سرباز پیاده‌نظام وطن باش...»مرحبا.خدا قوت خانم نادعلی 🌷 خوش برگشتی.

تصویر نمایه‌ی ‌خادم الحسین‌
در پاسخ به
تموم شد ؟ حالا اینترنت رو وصل کنیدلعنت الله علی قوم ظالمین

@YounesZ25 دی 1404
در پاسخ به
انشاءالله ریشۀ تروریست‌ها و اربابشون آمریکا هرچه زودتر خشک بشه.من خودم این تروریست‌ها رو شب توی خیابون دیدم، با اسلحه خیابون رو بسته بودن، یه خانم همراهمون بود که بندۀ خدا خیلی ترسیده بود. شما کدوم کشور اروپایی رو دیدین که مردمش با اسلحه اعتراض کنن؟

تصویر نمایه‌ی ‌از هیروشیما تا میناب‌
@NightMan25 دی 1404
در پاسخ به
مطالبه

ایجاد پارازیت در شبکه‌های ماهواره‌ای

با توجه به اتکای شدید شرایط جنگی و بحرانی به سیاستهای روایتی و رسانه‌ای ، لازم است که مصلحت موقتی شامل ایجاد پارازیت در امواج ماهواره‌ای دشمنان مسلم ایران مانند اینترنشنال ایجاد کرد. علاوه بر واجب بودن قطع اینترنت جهانی، تقریبا به همان اهمیت لازم است تا شبکه‌های تروریستی و ضدایرانی را با پارازیت یا روش‌های جدید دیگری، مختل نمود.

مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، فعالین فضای مجازی ، سازمان تنظیم مقررات ، وزارت کشور ، شورای نگهبان، مرکز تحقیقات مخابرات، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

تصویر نمایه‌ی ‌تـحلیلگر ورزشی‌
در پاسخ به
«همسرم راهی‌ام کرد...گفت برو و سرباز پیاده نظام وطن باش!»

تصویر نمایه‌ی ‌تـحلیلگر ورزشی‌
در پاسخ به
کتاب پاییز آمد درباره شهید سردار احمد یوسفی را بخوانید...کتاب در همین یک جمله خلاصه می شود...!«همسرم راهی‌ام کرد...گفت برو و سرباز پیاده نظام وطن باش!»

@user17683835349725 دی 1404
در پاسخ به
نمیدونم چی بگم هرکس در هر دسته ایی جز کسی که منافق و پول گزفته بوده فوت شده خدا بیامرزتش هم باید خودتو جای خانواده هایی بزاری که سفرشون واقعا خالی شده دو ساله رنگ گوشت و مرغ و ماهی ندیدن و مسئولان دزد رهنمود به خوردن جو جای برنج بهشون میدن

@YounesZ25 دی 1404
در پاسخ به
به نظرم خسارت‌های وارد شده رو از افرادی که دستگیر کردن یا خانواده‌های اونا بگیرن. قرار نیست پول مالیات ما رو بدن جای خرابکاری یه مشت تروریست و یه مشت احمق.

تصویر نمایه‌ی ‌a.p‌
@a_persian25 دی 1404
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌a.p‌
a.p

@a_persian  •  23 دی 1404

اخراج سفیر انگلیس

مطالبه

اخراج سفیر انگلیس

با توجه به رویکرد وزارت خارجه انگلیس در حمایت از حمله نظامی به ایران و همچنین حمایت از تروریست های اغتشاشات اخیر و توهین به ملت بزرگ ایران در تماس وزیر محترم امور خارجه، درخواست پاسخ مناسب و بازدارنده دربرابر این عامل ناامنی در خاک ایران را داریم، در گام اول اخراج سفیر انگلیس از خاک مقدس ایران، حداقل واکنش مورد انتظار از مسئولین محترم است.

وزارت امور خارجه، سید عباس عراقچی، وزارت کشور، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، محمد باقر قالیباف

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

@Farzand_iran25 دی 1404
در پاسخ به
مطالبه

لغو معافیت مالیاتی هنرمندان عرصه فیلم و سریال

خدمت نمایندگان محترم مجلس با عرض سلام و احترام در سالهای اخیر برای هنرمندان عرضه سینما و سریال معافیت مالیاتی در نظر گرفته شده هدف این طرح ارج نهادن به این قشر و حمایت از تولید آثار فاخر در راستای القای امید و انگیزه به جامعه بوده است، نظر به اینکه در سالهای اخیر هنرمندان در این وظیفه خطیر کوتاهی کرده و گاهی حتی بذر نامیدی و حقارت را پراکنده اند و با توجه به درامدهای میلیاردی که خصوصا در پلتفرم ها در جریان است، احتراما درخواست میشود این قانون لغو و همچون باقی جامعه و مردم زحمتکش این مرزوبوم به صورت پلکانی مالیات پرداخت کنند تا حداقل در آبادانی میهن مان نقش داشته باشند. باتشکر

رئیس جمهور و نمایندگان مجلس

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

در پاسخ به
ک

@user1709101231232001644  •  9 دی 1404

مطالبه

تحکیم بازدارندگی

با توجه به تشدید تهدیدات علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و ضرورت ارتقای همه‌ جانبه توان بازدارندگی ،ساخت سلاح هسته‌ای و افزایش برد موشک ها به ۱۳ هزار کیلومتر بسیار لازم و ضروری می باشد. این گام سرنوشت‌ساز، ضامن بقا و امنیت ملی در برابر تهدیدات موجود و آینده خواهد بود.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای عالی امنیت ملی، رهبری، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

تصویر نمایه‌ی ‌حسین کاظمی۲‌
در پاسخ به
وقتش نشده یه ذره عاقل بشید و مجازی بی صاحب رو مدیریت کنید؟

تصویر نمایه‌ی ‌حسین‌
@a583125 دی 1404
در پاسخ به
امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:اذا قامَ القائمُ لایبقی اَرضٌ اِلاّ نُودِی فیها شَهادَةُ «اَن لااله اِلاّ اللهُ و أَنّ مُحمداً رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم.».زمانی که حضرت قیام می‌کند سرزمینی باقی نمی‌ماند جز اینکه ندای (رسای) شهادتین «لا اله الاالله محمد رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله)»

@Farhangi_iran25 دی 1404
در پاسخ به و
از مطالبه بازنشستگان فرهنگی حمایت کنیدhttps://farsnews.ir/Farhangi_ir/1768216715923926675
مطالبه

درخواست ارتقاء سطح کیفیت بیمه تکمیلی بازنشستگان آموزش و پرورش

با سلام و درود اینجانب به نمایندگی از معلمان بازنشسته آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران درخواست ارتقا سطح کیفی بیمه تکمیلی بازنشستگان آموزش و پرورش را دارم ، بیمه تکمیلی ما بازنشستگان فرهنگی خدمات دندان پزشکی و پروتز و بخش بزرگی از خدمات پزشکی و درمانی را شامل نمی‌شود. معلمان ستون تربیتی جامعه هستند و سال ها برای تربیت نسلی موفق از جان و دل مایع میگذارند. برقرای بیمه تکمیلی که حداقل های سلامت این انسان های شریف که شغل انبیا را ادامه می‌دهند کمترین درخواست ما است و امیدوارم به لطف خبرگزاری فارس به آن رسیدگی شود.

سازمان بازنشستگی کشور، وزارت اموزش و پرورش وزیر محترم آموزش و پرورش جناب آقای رضامراد صحرایی، مجلس شورای اسلامی.وزارت اموزش پرورش، مجلس شورای اسلامی ایران

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

@user17161645292225 دی 1404
در پاسخ به
بیست و یک روز اینترنت رو وصل نکنن اعتیادتون از بین میره،،، پس خماری بکشید تا دفعه دیگه به خاطر چند ملیون خرابکاری نکنید

@HemnMohammadi25 دی 1404
در پاسخ به
جان هر کی دوست دارین اینترنت بین المللو وصل کنید. چند روز دیگه برج تمومه و کلی اقساط و اجاره داریم. اخه ما چه گناهی کردیم. هیچکسی توی این مملکت به کسی که کسب و کارش با اینترنته اهمیت نمیده. ما دردمون رو کجا و به کی بگیم؟! بخدا این شرایط اگه بخواد چند روز دیگه ادامه داشته باشه مجبوریم واسه نون زن و ب