شیر ۱۳ساله‌ای که پیکرش ۹ سال بعد برگشت

هنوز ۱۳ سالش تمام نشده بود که پا به میدان جنگ گذاشت؛ نوجوانی از نقنه که در عملیات والفجر۴ هنگام باز کردن معبر برای رزمندگان، روی مین رفت، مجروح و اسیر شد و سرانجام در غربتِ بیمارستان الرشید عراق به شهادت رسید؛ پیکرش اما ۹ سال بعد به وطن بازگشت تا قصه انتظار خانواده‌اش پایان بگیرد.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| جنگ برای خیلی‌ها با صدای انفجار، خاکریز و میدان نبرد معنا می‌شود، اما برای خانواده برخی شهدا، سال‌های جنگ با انتظار گره خورد؛ انتظار برای خبری از فرزندی که رفت و بازنگشت، انتظار برای یک نشانی و سرانجام انتظار برای پیکری که سال‌ها در غربت ماند.در میان این روایت‌ها، قصه عبدالعظیم خلیل‌زاده، نوجوان ۱۳ساله اهل نقنه در شهرستان بروجن چهارمحال و بختیاری، قصه پسری است که با وجود سن کم، راهی جبهه شد، تخریب‌چی شد و در حالی که برای باز کردن معبر نیروهای رزمنده تلاش می‌کرد، بر اثر انفجار مین مجروح و به اسارت نیروهای عراقی درآمد؛ قصه‌ای که پایانش نه در روز شهادت، بلکه ۹ سال بعد و با بازگشت پیکر او به زادگاهش رقم خورد.عبدالعظیم خلیل‌زاده هفتم اردیبهشت ۱۳۴۹ در روستای نقنه از توابع شهرستان بروجن چشم به جهان گشود. پدرش رمضان، کشاورز بود و مادرش صدیقه باقری، خانه‌دار. زندگی او مانند بسیاری از نوجوانان هم‌نسلش با مدرسه و خانواده آغاز شد؛ اما جنگ، خیلی زود مسیر زندگی این نوجوان را تغییر داد.نیمکت مدرسه را رها کرد، راهی جبهه شدعبدالعظیم دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و تازه وارد کلاس اول راهنمایی شده بود که تصمیم گرفت راهی جبهه شود. در دی‌ماه ۱۳۶۱، در حالی که تنها ۱۳ سال داشت، برای نخستین‌بار عازم مناطق عملیاتی شد.سن کمی داشت و جثه‌اش نیز کوچک بود، اما آنچه در وجودش بزرگ‌تر از سن و سالش بود، روحیه‌ای بود که او را به سمت میدان نبرد کشاند. او درس را رها کرد و لباس رزم پوشید؛ نوجوانی که هنوز باید پشت نیمکت مدرسه می‌نشست، حالا خود را برای روزهایی آماده می‌کرد که بسیاری از بزرگسالان نیز از آن هراس داشتند.
قدم‌هایی که روی میدان مین به اسارت رسیدعبدالعظیم در ادامه به عنوان تخریب‌چی در جبهه حضور یافت؛ مسئولیتی که کوچک‌ترین اشتباه در آن می‌توانست به قیمت جان تمام شود. تخریب‌چی‌ها باید مسیر عبور نیروها را از میان میدان‌های مین باز می‌کردند؛ یعنی گام‌برداشتن در مسیری که هر قدم آن می‌توانست با انفجار همراه شود.او برای دومین بار در همین لباس و در عملیات والفجر ۴ حضور یافت. عملیات که پیش رفت، عبدالعظیم مأمور باز کردن معبر برای نیروهای عمل‌کننده شد؛ مسیری که باید برای عبور رزمندگان از میان موانع و میدان مین آماده می‌شد.در همان لحظات، انفجار یک مین مسیر زندگی نوجوان نقنه‌ای را برای همیشه تغییر داد.عبدالعظیم بر اثر انفجار مین به‌شدت مجروح شد و به اسارت نیروهای عراقی درآمد. او را برای درمان به بیمارستان الرشید عراق منتقل کردند؛ اما جراحات وارده آن‌قدر شدید بود که تلاش‌ها برای نجاتش به نتیجه نرسید.
۱۳ ساله‌ای که در غربت به شهادت رسیدیک ماه بعد، در هفتم آذر ۱۳۶۲، عبدالعظیم در همان بیمارستان به شهادت رسید؛ نوجوانی که هنوز ۱۳ سال بیشتر نداشت و شهادتش در سرزمینی بیگانه، آغاز سال‌های دیگری از انتظار برای خانواده‌اش بود.اما برای خانواده خلیل‌زاده، خبر شهادت پایان ماجرا نبود؛ چراکه هنوز پیکر عبدالعظیم در غربت مانده بود.«شهدا نزد پروردگارشان زنده‌اند و روزی داده می‌شوند.»سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۹۹ سال گذشت، ۹ سال از روزی که عبدالعظیم در بیمارستان الرشید عراق به شهادت رسیده بود، اما خانواده همچنان چشم‌انتظار بازگشت پیکر فرزندشان بودند. سال‌هایی که برای یک خانواده، تنها گذشت زمان نبود؛ هر روزش با خاطره نوجوانی می‌گذشت که رفت و دیگر به خانه بازنگشت.سرانجام پس از ۹ سال، انتظار به پایان رسیدپیکر مطهر شهید عبدالعظیم خلیل‌زاده در ۲۹ تیرماه ۱۳۷۱ به ایران بازگشت. نوجوانی که در ۱۳ سالگی از نقنه راهی جبهه شده بود، پس از سال‌ها غربت دوباره به وطن بازگشت تا این‌بار مردم زادگاهش به استقبال پیکر او بیایند.هفتم مردادماه ۱۳۸۱، پیکر شهید در بروجن تشییع شد و پس از آن برای خاکسپاری به نقنه منتقل شد؛ همان جایی که عبدالعظیم روزی از آنجا برای دفاع از کشور راهی جبهه شده بود.او در کنار همرزمان شهیدش آرام گرفت؛ اما روایت زندگی کوتاهش، با وجود گذشت سال‌ها، همچنان باقی مانده است.عبدالعظیم شاید تنها ۱۳ سال زندگی کرد، اما بخش مهمی از همان سال‌های کوتاه را در مسیری گذراند که پایانش شهادت بود.
پسری که می‌توانست سال‌های نوجوانی‌اش را در مدرسه و کنار خانواده بگذراند، راهی جبهه شد، تخریب‌چی شد، در میدان مین مجروح و اسیر شد و سرانجام در غربت به شهادت رسید.و شاید غریبانه‌ترین بخش این قصه، همین باشد؛ او یک‌بار در ۱۳ سالگی از خانه رفت، اما خانواده‌اش برای بازگشت پیکرش ۹ سال چشم‌انتظار ماندند.به گزارش فارس؛ این روزها تمامی دستگاه‌ها و مجموعه‌های استان چهارمحال و بختیاری درگیر برگزاری دومین کنگره ملی ۲۷۵۰ شهید چهارمحال و بختیاری هستند؛ رویدادی ملی که به یکی از مهم‌ترین برنامه‌های فرهنگی استان تبدیل شده است.برگزاری این کنگره، فرصتی برای بازخوانی روایت شهدا و معرفی فرهنگ ایثار و شهادت به نسل امروز است و مجموعه‌های مختلف استان برای هرچه باشکوه‌تر برگزار شدن آن پای کار آمده‌اند.
08:30 - 30 مرداد 1405

0 بازدید