سرداری که خود را سرباز میدانست
«هرگز تو را رها نمیکنیم»؛ این جمله حضرت عباس(ع) در شب عاشورا، نه یک تعارف احساسی که اعلام یک حقیقت بود. او در برابر ۳۰ هزار نفر ایستاد به شهادت رسید چراکه فقط یک پرچمدار شجاع نبود؛ بصیرتی داشت که در میان گرد و غبار جنگ، خط حق و باطل را تشخیص داد، توانایی درک عمیق موقعیت، تحلیل درست از میدان و تصمیمگیری هوشمندانه در لحظات حساس را داشت.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| در تاریخ، نام حضرت عباس(ع) را با «وفا» و «جوانمردی» گره زدهاند. اما این تنها بخشی از حقیقت است. آنچه او را از سایر یاران امام حسین(ع) متمایز میکند، «بصیرت» اوست.بصیرتی که در لحظات حساس، راه را از چاه و دوست را از دشمن تشخیص میداد. او در برابر اماننامه شمر، با صلابت فریاد زد: «دستهایت بریده باد! آیا به ما امان میدهی در حالی که پسر رسول خدا(ص) امان ندارد؟» این رفتار، بر اساس شناخت دقیق از جبهه حق و باطل بود.او سردار سپاه بود، اما خود را سرباز میدانست. در محضر امام حسین(ع) بدون اجازه نمینشست و با نهایت ادب و فروتنی سخن میگفت. امروز، در روزگاری که هر کسی ادعای «من خودم میدانم» دارد و «بصیرت» به کالایی کمیاب تبدیل شده، بازگشت به سیره عباس(ع) میتواند راهگشا باشد. بصیرت؛ توان تشخیص حق از باطل در میان فتنهوقتی از حضرت عباس(ع) میگویند «نافذ البصیرة»، یعنی او در میان گرد و غبار جنگ، میدانست که چه میکند. بصیرت، به معنای تشخیص حق و باطل در دل فتنه است.حتی ابنعباس، یکی از بزرگان صحابه، در مسیر حرکت امام حسین(ع) از مکه به کربلا، توصیههایی از سر دلسوزی به امام داشت، اما تنها کسی که هیچ سخنی نگفت و مطلقاً تسلیم تصمیم امام بود، حضرت عباس(ع) بود. او میدانست که در برابر ولایت، جای «نظر» نیست؛ جای «اطاعت» است. این بصیرت، او را از یک سرباز معمولی به «عبد صالح» تبدیل کرد؛ بندهای که در زیارتنامهاش، اینگونه خطاب میشود: «ای بنده شایسته خدا».
وفا؛ فراتر از پیوند خونیامام سجاد(ع) درباره عموی بزرگوار خود فرمودند: «خداوند برای عمویم عباس مقامی قرار داده که همه شهیدان بر آن غبطه میخورند.» وفاداری حضرت عباس(ع) به امام خود، از جنس تعصب قبیلهای یا احساس برادری نبود؛ از جنس «معرفت» بود. او با آگاهی کامل، میدانست که امام حسین(ع) چه کسی است و چه جایگاهی دارد. به همین دلیل، وقتی شمر برایش اماننامه آورد، نه تنها نپذیرفت، بلکه با قاطعیت تمام، اماننامه را رد کرد و لعنت بر شمر و اماننامهاش فرستاد. او میدانست که با پذیرش اماننامه دشمن، نه تنها خود را ذلیل کرده، بلکه به جایگاه امام خود خیانت کرده است.ادب ولایی؛ سرداری که سرباز ماندامیرالمؤمنین(ع) در زمان حیات پیامبر(ص) مطیع محض بودند. حضرت عباس(ع) نیز این درس را به خوبی آموخته بود. در تاریخ آمده است که ایشان بدون اجازه در محضر امام حسین(ع) نمینشست و پس از اجازه گرفتن نیز بسیار فروتنانه به صورت دو زانو در گوشهای مینشست. این رفتار، نشان از درک عمیق او از جایگاه امام دارد. او پرچمدار سپاه بود، اما خود را یک سرباز میدانست.این «ادب ولایی»، امروز برای افرادی که در فضای مجازی درباره ولیفقیه و رهبری اظهارنظر میکنند، یک الگوی ناب است. عباس(ع) به ما یاد میدهد که «اطاعت» از «نظر» و «سلیقه» بالاتر است.
در زمانه «من خودم میدانم»؛ بصیرتی که گم شده استامروز، با گسترش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، هر کسی به راحتی درباره مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی نظر میدهد. بسیاری از مردم، بدون داشتن تخصص و آگاهی کافی، به قضاوت مینشینند و «بصیرت» را با «بیمسئولیتی» اشتباه میگیرند. سیره حضرت عباس(ع) به ما یاد میدهد که «نظریهپردازی» بدون «تسلیم» در برابر حق، یک انحراف است. او با داشتن تمام ویژگیهای یک رهبر نظامی و فکری، همچنان خود را مطیع محض امام خود میدانست. در روزگاری که «من خودم میدانم» به شعار بسیاری تبدیل شده است، بازگشت به سیره عباس(ع) یعنی پذیرش ولایت آگاهانه، نه ولایت کورکورانه و نه ولایت سلیقهای.بابالحوائج؛ دری که بسته نمیشودلقب «بابالحوائج» برای حضرت عباس(ع) ریشه در ویژگیهای برجسته او دارد. خداوند به دلیل قرب معنوی و اخلاص محض او، آبرویی خاص به ایشان عطا کرده است تا به واسطه او حاجات بندگان روا شود.این مقام، نتیجه ایثار و فداکاری اوست؛ مصداق کامل آیه «یُؤثِرونَ عَلَی أَنفُسِهِم وَلَو کانَ بِهِم خَصاصَة». بابالحوائج بودن یعنی کسی که خود از همه تشنهتر است، اما آب را برای دیگران میآورد. این همان «ایثار» است که امروز در جامعه ما نیز به شدت به آن نیاز داریم. ایثار در برابر منفعتطلبی؛ وفاداری در برابر خیانت؛ و بصیرت در برابر جهل مرکب.
او «سرباز آگاه» ولایت بود
حضرت عباس(ع)، فقط برادر امام حسین(ع) نبود. او «سرباز آگاه» ولایت بود. سرداری که خود را سرباز میدانست؛ پرچمداری که تشنهتر از همه بود اما آب ننوشید تا یاد عطش حسین(ع) را از یاد نبرد. او در تاریخ ماندگار شد، نه برای قدرت، که برای بصیرت، وفا و ادب.امروز، در روزگاری که بصیرت در میان هیاهوی رسانهها گم شده و «وفا» به کالایی کمیاب تبدیل شده است، بازگشت به سیره حضرت عباس(ع) میتواند راهگشا باشد. بصیرت او به ما یاد میدهد که در میان فتنهها، حقیقت را تشخیص دهیم. وفاداریاش به ما میآموزد که در برابر ولایت، تسلیم باشیم و ادبش نشان میدهد که بزرگی هرگز به معنای بیادبی نیست.
تاسوعای بختیاریها؛ از چوقاهای سیاه تا دشتهای بیآب کربلا
تاسوعا که میشود، زاگرس رنگ دیگری میگیرد. از دامنههای زردکوه تا دشتهای کوهرنگ، صدای «یا عباس» در کوچهها و خیابانها میپیچد و مردمانی که وفاداری را از نیاکان خود به ارث بردهاند، در سوگ سقای کربلا به پای روضه مینشینند.
نمایش گزارش
باوفایان، تا پای جان با امامشان میمانند!
«کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» یعنی لشکر کفر برای محو تفکر حسین، هنوز در میدان است. و همین است که امامی با فریادِ «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَه»، پا به قتلگاه میگذارند و مردمی در این راه، میشوند «باوفا».
نمایش گزارش
آیین دیرینه چهارپایهخوانی بازاریان بروجن
آیین دیرینه چهارپایهخوانی بازاریان بروجن در روز تاسوعای حسینی با حضور گسترده کسبه و عاشقان اهل بیت(ع) برگزار شد و نوای مرثیه و عزای سیدالشهدا(ع) در سراسر بازار طنینانداز شد.
آئین سنتی علمکِشان در فرخشهر
مردم شهرستان فرخ شهر در چهارمحال و بختیاری هر سال در روز تاسوعا مراسم باشکوه علمکشی را به یاد علمدار کربلا برگزار میکنند.
نمایش گزارش
آیین باشکوه علمگردانی در فرخشهر
آیین سنتی علمگردانی در تاسوعای حسینی، با حضور هیئتهای مذهبی و عاشقان اهلبیت(ع) در فرخ شهر برگزار شد و جلوهای از فرهنگ عاشورایی مردم منطقه را به تصویر کشید.عکس: عاطفه گنجی
نمایش گزارش
عزاداری روز تاسوعا در روستای محروم خویه
مردم روستای بختیارینشین خویه در شهرستان کوهرنگِ چهارمحال و بختیاری عزادار بزرگمرد کربلا حضرت عباس علیهالسلام شدند.
نمایش گزارش
همه زیر بیرق ابوالفضل العباسیم
«من زیر بیرق ابوالفضل العباسم»؛ جملهای که از زبان رهبر انقلاب شنیده میشود و بر قابهای تاسوعا جان میگیرد. زیر این بیرق، دلها به نام عباس(ع) میتپد و صدای زنجیرها، روایت عاشقانی است که هنوز هم وفاداری را از علمدار کربلا میآموزند.
نمایش گزارش
10:19 - 3 تیر 1405