تقدس در برابر قدرت

ما شرقی‌ها و بویژه ایرانی‌ها در نسبت با قدرت مسلط، همواره به «عیب» و «عار» توجه می‌کنیم. برای شرق آنچه متمایز کننده‌ی شایست از ناشایست است، نقص و عیب و عار اخلاقی است. ما شرقی‌ها به «عصمت» توجه می‌کنیم و نمی‌پسندیم و حتی نمی‌پذیریم که خدایگان -چه خدا و چه هرچه که به او منتسب است از فرشتگان و انبیاء و قدیسان- به چیزی هرچند کوچک، "آلوده" باشند. ما شرقی‌ها بزرگی و قدرت را در پاکی می‌بینیم و نامش را «تقدس» می‌گذاریم در حالیکه در فرهنگ و سنت فکری غرب که سرآغازش یونان باستان است، بزرگی در غلبه و نامیرایی است نه در پاکی.
در اساطیر یونانی خدایگان و قدیسان قدرتمند و نامیرا هستند هرچند که آلوده به حسد، شهوت، جاه‌طلبی و انتقام‌جویی باشند. حتی آنگاه که شرق، غربزده میشود و قدرت را به هر روایتی می‌ستاید، در دلش کسیکه قدرت را دستمایه‌ی فرومایگی خویش کرده نکوهش می‌کند.از همین‌رو برای ما -ایرانیان- وِلایت(حاکمیت) لازمه‌اش وَلایت(مِهر) است.فردوسی در شاهنامه داستان جمشید (به عنوان یکی از بزرگترین پادشاهان پیشدادی شاهنامه)، را اینطور روایت می‌کند که او به واسطه نخوت و غرور که بر او عارض شد از مردم فاصله گرفت و زمین و زمان از او برگشت:چـــو این گفته شد فرّ یزدان از اویبگشت و جهان شد پر از گفت‌وگوی ّ منــی چـــون بپیوست بـــا کردگارشکســت انـدر آورد و برگشت کارمنی کرد آن شاه یزدان شناسز یزدان بپیچید و شد ناسپاسبنیاد الوهی و اخلاقی ادبیات و شعر فارسی را با اسطوره‌ای مانند پرومتئوس قیاس کنید. در اساطیر یونانی عصیان و گستاخی بر خدایان سرآغاز دانش و روشنی است. شجاعت پرومته در سرقت شعله‌ی آتش دانش همواره در هنر و ادبیات غرب تحسین می‌شود... #یادگاریبه مناسبت روز بزرگداشت فردوسی و عنایت رهبری عزیز و پیام حکیمانه‌ی ایشان
22:08 - 25 اردیبهشت 1405

1 بازنشر2 واکنش
37٫9k بازدید