کمبود حقوق و دستمزد نمی تواند دلیل مهاجرت نخبگان باشد

سالهاست که مهاجرت بخشی از جامعه که اکثرا از قشر توانمند، تحصیل کرده و متخصص جامعه هستند، نگرانی هایی را برای دولتمردان و دلسوزان این خاک کهن پدید آورده است و مهاجرت نخبگان به یک معضل اجتماعی و خطری جدی برای فردای این مملکت رقم خورده است.
در گذشته های نه چندان دور که توی حیاط خانه ها درختان میوه می کاشتند، گاهی شاخه های یک درخت از روی دیوار می گذشت و وارد حیاط همسایه کناری می شد.
معمولا همسایه هم از میوه های شاخه مهاجر می چید و می خورد و گاهی هم تحفه ای به رسم تشکر برای صاحب درخت می برد.حتی اگر همه شاخه های درخت هم به حیاط همسایه می رفت، درخت مال کسی بود که ریشه هایش در خاک باغچه او بود.سالهاست که مهاجرت بخشی از جامعه که اکثرا از قشر توانمند، تحصیل کرده و متخصص جامعه هستند، نگرانی هایی را برای دولتمردان و دلسوزان این خاک کهن پدید آورده است و مهاجرت نخبگان به یک معضل اجتماعی و خطری جدی برای فردای این مملکت رقم خورده است.راه حل های غیر منطقی و مشکل سازی که خود مسئله ساز تر از مسئله اصلی شده است ، نشان می دهد که در این خصوص یا تحقیقات جدی انجام نپذیرفته است و یا تحقیقات انجام شده، جدی گرفته نشده است.طبق آمار رسمی مرکز آمار ایران ، ۹ درصد از این مهاجرت ها سهم اساتید دانشگاه است. درصد اندکی که امروز به دلایلی مورد توجه قرار گرفته است.البته شایسته نیست اگر با ساده انگاری و سطحی نگری تصور شود که مشکل این ۹ درصد ، کمبود درآمد و مسائل اقتصادی است و از نظر نگارنده به گونه ای بی حرمتی به این قشر ارزشمند جامعه است که تصور شود جدای از همه مشکلات داخلی موجود برای جامعه و از جمله ایشان که معمولا قشر حساس تری هم هستند، با افزودن رقمی بر حقوق اساتید دانشگاه ، مشکل مهاجرت آنان حل خواهد شد!
مسلما در شرایط امروز اقتصادی کشور با پیشنهاد ماهیانه ۱۰۰ میلیون تومان حقوق بیشتر ، نمی توان از مهاجرت شخصی که برای زندگی شخصی ، خانوادگی و حرفه ای خود برنامه ریزی کرده است و مجموع شرایط ایده آلش در جای بهتری از دنیا فراهم شده است، جلوگیری کرد.در میان مشکلات عدیده ای که موجب مهاجرت نخبگان می گردد ، به احتمال قوی کم اهمیت ترین آن مسائل اقتصادی است و در میان همان مشکلات اقتصادی نیز کوچکترینشان ، کمبود دستمزد می باشد که در مقابل فقدان ثبات اقتصادی ، در واقع به چشم هم نمی آید.پیشنهاد چنین راه حلهایی یا پاک کردن صورت مسئله است و یا اهداف دیگری را دنبال می کند.مسلما برای یک نخبه ، یافتن جایگاه مناسب ، اهمیت داشتن و وجود فضای مناسب برای فعالیت، بیشترین اهمیت را داراست .اما نیمه پر این لیوان آن چیزی است که این روزها مغفول مانده است.در سالهای پیش از انقلاب یکی از عقب ماندگی های کشور، وارد کردن نیروهای متخصص و کارشناسان خارجی، اروپایی و آمریکایی به کشور بود تا جایی که حتی تعداد قابل توجهی از پزشکان پاکستانی و هندی تا سالهای پس از انقلاب هم در ایران طبابت می کردند و امروز جریان این جابجایی نیروی متخصص برعکس شده است و متخصصین ، اساتید و کارشناسان زبده ایرانی در پیشرفته ترین کشورهای جهان مشغول فعالیتهای تاثیر گذار و بنیادی هستند.امروز اساتید و متخصصین ایرانی در بهترین دانشگاه های دنیا دارای جایگاه ویژه ای هستند.این می تواند یک فرصت طلایی باشد مشروط بر آنکه ریشه های این درختان پربار و ارزشمند را در همین جا حفظ کنیم.
آنچه به این ریشه ها صدمه های جدی وارد می کند ، بی اعتنایی به جایگاه و دستاوردهای این عزیزان است وگرنه پر واضح است که یک نخبه به سادگی محدودیتها و کمبودهای مالی و امکاناتی کشور را درک می کند.فرصتها و شرایط ارزنده ای که این نخبگان به عنوان نمایندگان ایران عزیز در دنیا ایجاد کرده اند، میتواند زمینه های ارتباطات مفید و موثر علمی، فرهنگی، اقتصادی، صنعتی و حتی سیاسی را برای کشور ما فراهم آورد و زیر بنای مناسبی برای رشد کشور گردد.علاوه بر این، نگرش اینترناسیولیستی و بین المللی به علم و پیشرفت دانش در جهان ، می طلبد که ایران نیز با حضور نخبگان خود در جهان سهم خود را در این مسیر ادا نماید. جامع ترین و بهترین تعریفی که از کلمه « نخبه » وجود دارد ، بیان می کند که : « نخبه کسی است که یک مسئله را تا رسیدن به راه حل دنبال می کند » این تعریف به وضوح بیان می کند که آنچه برای یک نخبه در الویت است، حل مسائل است.بنابراین هم دولت و هم مردم لازم است با ارج نهادن به راه حلها و تلاشهای نخبگان در حل مسائل کشور ، ضمن بهره مندی از توانایی های آنان ، حس رضایت و علاقه مندی را در آنان صد چندان کنند. « فقر » از بزرگترین معضلات اجتماعی و وزنه سنگینی است به پای یک جامعه ؛ چه برای یک دست فروش باشد و چه برای عالی ترین مقام یک کشور ، اما فراموش نکنیم که نوابغ زیادی در جهان همچون « تسلا »، « نیچه » ، « ون گوگ » و ... در فقر دیده از جهان فرو بستند در حالی که بزرگترین دستاوردها را از خود بر جای گذاشتند.« مراقب ریشه ها باشیم ، مهم نیست اگر شاخه های درخت ما در حیاط همسایه رفته است »
13:50 - 17 خرداد 1405
حوزه و دانشگاه
آموزش و پژوهش
دانشگاه




2 پاسخ

@user17082823809417 خرداد 1405
در پاسخ به
سلامبمانند که چی یه آدمی دوزاری که رئیس بالادستیشه وهیچی بارش نیست و فقط با داشتن رانت تونسته به اون جایگاه برسه بهش امر و نهی کنهدر ضمن تو این مملکت هیچ آینده روشنی دیده نمیشه و وضع ثبات اقتصادی هم که خودتون میبینید که دولت با مافیا نقش پلیس خوب و بدو بازی میکنن تا دستشونو بیشتر تو جیب مردم کنن

@user17759104485518 خرداد 1405
در پاسخ به
ایا نویسنده این متن تحصیلات دانشگاهی عالیه داشته است ؟ به نظر نمیرسد!. زیرا هم هم امار اشتباه و بی مستند امده است و هم اوردن دلایلی برای مهاجرت و نقض دلایلی که اگر از جامعه نخبگان شامل اساتید و دانشجویان مستعد بپرسید متفاوت خواهد بود که نشان از دور بودن فضای فکری نویسنده با این قشر دارد....