زمان معرفی آمریکا به عنوان «ابرقلدر» و ایران به عنوان «ابرقدرت» است
بر اساس نگاه جامع نگرانه نظام نامه اسلامی در تعاریف، عینیت یک مفهوم نه تنها در تعارض با سایر مفاهیم قرار نمی گیرد، بلکه از افقی برتر، حتی جهت دهندگی مثبت ایجاد میکند. قدرت در تبیین اسلامی آن نیرویی است که با تدبیر اندیشی حکیمانه در خدمت تعدیل و تعالی است و در تعارض منافع با سایر سیاست ها، اقتصاد ، اخلاق و .... قرار نمی گیرد. اگر مجموعه ای از اندیشه ها، رفتارها و سیاست ها که تشکیل دهنده روح واقعی قدرت است، به پیشبرد موثر یک نظام و مجموعه ای کمک کند، به آن قدرت می گویند، و چنانچه همین مجموعه نه تنها در راستای پیشبرد اهداف خود، که در حرکت موثر سایر جوامع نیز موثر واقع شود به عنوان ابرقدرت تلقی و نامیده میشود. و لذا پیرو فرمایش حضرت علی ع، قدرت بماهو قدرت هیچ اعتباری نداشته و امتیازی محسوب نمیشود، مگر آنکه بتواند مجموعه ای از درست ها را برای خود و دیگران حاصل کند تا بدین وسیله قدرتمند و یا ابرقدرت نامیده شود. بر این اساس، و با توجه به آنچه در گذشته و تاکنون از آمریکا سرزده و همچنان در حال وقوع بوده و خواهد بود، کشوری که نه تنها در راستای منافع ملت و کشور خود نمی تواند متوازن و بدور از تعارض منافع تدبیر و اقدام کند، بلکه ارمغان آور تجاوز و تعدی به سایر ملل است، چطور می تواند قدرتمند و یا خیلی طنزپزدازانه ابرقدرت تلقی شود. اگر بیداری و آگاهی از واقعیت های جریان بخش جهان مادی است، آیا وقت آن نرسیده که جامعه بین الملل با مستندات موجود و بر اساس تعاریف بین الملل، آمریکا را به عنوان «ابرقلدر» معرفی نموده و باز بر اساس واقعیت های تا به امروز دنیا، «ایران» به عنوان ابرقدرت جهان معرفی گردد؟
کشور
