تغییر استراتژی اسرائیل به زبان ساده
پیشدرآمدی بر تغییر الگو – وقتی اسرائیل در حال باختنِ بازدارندگیهرژیم صهیونیستی از روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد با یک پدیدهی کمسابقه روبهرو شده به نام فروریختن نسبی ستون «بازدارندگی سنتی» در برابر بازیگران غیردولتی و حتی دولتهایی چون ایران.، این رژیم نهتنها توان پیشبینی تحولات را از دست داده، بلکه در چند جبهه به شکلی همزمان درگیر شده؛ و مهمتر از آن، در هیچکدام موفق به تحمیل قاطع اراده نظامی یا سیاسی نشده است و هنوز خودرا در 653 روز از جنگ با جبهه مقاومت می داند.(The Times of ******: ****** AT WAR - DAY 563) در ادبیات امنیتی اسرائیل، بازدارندگی همیشه بر سه رکن استوار بوده: «برتری تکنولوژیک، سرعت واکنش، و ضربهی بازدارندهی فراتر از انتظار». اما در ماههای اخیر، همهی این سه رکن به چالش کشیده شدهاند:- تکنولوژی اسرائیل (از جمله گنبد آهنین) در برابر حجم راکتی مقاومت ناکارآمد ظاهر شد - واکنش به موقع جای خودش را به واکنش احساسی و پرهزینه داد - و در نهایت، هیچ ضربهای که باعث بازگشت ترس راهبردی در دشمن شود، محقق نشده به تعبیر «Chuck Freilich » از اندیشکده INSS، «بازدارندگی اسرائیل اکنون به جای آنکه از جنس قدرت باشد، بیشتر شبیه تلاش برای مدیریت فروپاشی روانی جامعه است» (INSS, 2024).
"دشمن ممکنه مستقیماً وارد بشه. ما باید آماده باشیم."
رسانههای اسرائیلی گزارش دادهاند که نیروی هوایی این رژیم اخیراً مانوری را شبیهسازی کرده که در آن حمله موشکی گسترده از سوی ایران مورد تمرین قرار گرفته است. در ظاهر، تمرین اخیر نیروی هوایی اسرائیل برای مقابله با «حمله موشکی از ایران» فقط یک مانور رزمی دیگهست. اما در بطنش، این تمرین پیام پیچیده داره: اسرائیل داره خودش رو آماده میکنه برای مواجههای که تا همین یکی دو سال پیش فقط توی اتاقهای جنگ فرضی روش فکر میکرد.این تمرین بازتابی از نگرانی عمیق در تلآویو نسبت به پایانیافتن «صبر استراتژیک ایران» است، به گزارش اندیشکده STRATEGIECS Institute، اسرائیل اکنون جدیتر از همیشه در حال بررسی سناریوی برخورد مستقیم با ایران است و این موضوع در ردههای بالای فرماندهی نظامی و امنیتی بررسی میشود.تحلیلگر ارشد اندیشکده آمریکایی"CSIS، "Seth G. Jones"، در گزارشی گفته بود: «اسرائیل دارد آماده میشود که تهاجم مستقیم از ایران را، بهجای فقط بازی با نیابتیها، به عنوان یک سناریوی محتمل در دکترین امنیت ملیاش وارد کند.»طبق گزارش «Channel 12» اسرائیل، در این مانور از سیستمهای پدافندی، جنگ الکترونیک، و سناریوهای حمله ترکیبی (پهپادی و موشکی) استفاده شده. نکته جالب اینه که برای اولینبار بهطور علنی اعلام شده که هدف، «تمرین برای مقابله با حمله از خاک ایران، نه از نیابتیها» ست. این یعنی چی؟ یعنی برای اولینبار از ۲۰۰۶ به اینطرف، رژیم صهیونیستی داره احتمال درگیری مستقیم با یک کشور بزرگ منطقهای رو تمرین میکنه که نشون میده تصور بازدارندگی قبلی ـ که ایران فقط با واسطه عمل میکنه ـ داره جاشو به یه دکترین جدید میده: "دشمن ممکنه مستقیماً وارد بشه. ما باید آماده باشیم."
بولدوزرهای بدون سرنشین؛ بازی جدید اسرائیل در جنگهای شهری و مرزیتکنولوژی همیشه یکی از ارکان برتری نظامی اسرائیل بوده، اما در دکترین جدید این کشور، یک تغییر اساسی در حال شکلگیری است: نظامیسازی فناوریهای بدون سرنشین، و بهویژه استفاده از بولدوزرهای بدون سرنشین در جبهههای جنگ شهری.همانطور که تحلیلگران Atlantic Council اشاره کردهاند، عملیات در غزه برای اسرائیل فقط نبرد با حماس نیست، بلکه یک مدل از «بازسازی بازدارندگی» است که میخواهد به حزبالله، ایران و حتی غرب این پیام را منتقل کند که ارتش اسرائیل هنوز توان تحمیل اراده خود را دارد (atlanticcouncil.org, 2024).با شروع جنگها در غزه، ارتش اسرائیل بهطور گسترده از بولدوزرهای بدون سرنشین استفاده کرده که قبلاً بهطور معمول در عملیاتهای ساختوساز و مهندسی استفاده میشدند. این بولدوزرها دیگر فقط برای پاکسازی مناطق و تعمیرات نیستند، بلکه به ابزارهای جدید جنگی تبدیل شدهاند. در واقع، این تغییر نشاندهندهی چرخش از جنگهای نیروی انسانی به جنگهای تکنولوژیک است.این یعنی چی : اندیشکدههایی مثل INSS اسرائیل یا RAND آمریکا، رسماً گفتن اینا یه "تغییر پارادایم" تو جنگهای شهریه. یعنی دیگه مثل قبل نیست، که بره سرباز گیر بیفته، یا با چیزی بندازن. الان ماشین میره جلو، دوربین و سنسور و هوش مصنوعی داره.چرا این مهمه؟در اندیشکده Jerusalem Institute for Strategy and Security (JISS)، کارشناسان این تکنولوژی را در راستای یک تغییر کلیدی در دکترین اسرائیل میدانند. آنها میگویند:«استفاده از بولدوزرهای بدون سرنشین تنها یکی از نشانههای تغییر کلی در جنگهای آینده است.
"Decapitation Strategy" (استراتژی قطع سر، یعنی حذف نفرات کلیدی برای بیثباتسازی سیستم فرماندهی)
اسرائیل در حال تغییر ساختار نظامی خود از اتکا به نیروی انسانی به سیستمهای هوش مصنوعی و رباتیک است.»اندیشکده RAND، در گزارش ۲۰۲۴ خودش به همین نوع عملیاتها اشاره کرده و میگه اسرائیل در حال تطبیق مدل آمریکایی "Decapitation Strategy" (استراتژی قطع سر، حذف نفرات کلیدی برای بیثباتسازی سیستم فرماندهی) با بافت منطقهای خودشه.این دستگاهها با هدف کاهش تلفات انسانی و افزایش دقت در اجرای عملیاتها به میدان آمدهاند. یکی از ویژگیهای جالب این بولدوزرها این است که بهطور خودکار قادر به پاکسازی معابر، برداشتن موانع، و حتی انفجارهای کنترلشده هستند. این قابلیتها به اسرائیل این امکان را میدهد که بدون خطر تلفات انسانی و تبعات روانی و برای فرار از مسئولیت های حقوق بشری در عملیاتهای پیچیده جنگی در داخل مناطق شهری مانند غزه یا جنوب لبنان وارد شود.نتیجه ی استراتژیکاین تغییر در تاکتیک، یک پیام واضح به منطقه میدهد: اسرائیل به جنگهای آینده و بهویژه نبردهای شهری و غیرمرزی وارد خواهد شد که در آن، "نیروهای انسانی" نقشی کمرنگتر خواهند داشت و تکنولوژی و رباتها نقش تعیینکنندهای خواهند داشت. بخش چهارم: ترور فرمانده حزبالله؛ اسرائیل در حال تغییر قواعد نبرد با محور مقاومتترور فرمانده برجسته حزبالله لبنان، «علی کمال محسنـ، در جنوب لبنان در پی حملهای از سوی پهپادهای اسرائیلی، نه تنها موجی از واکنشهای شدید را در لبنان و سوریه برانگیخت، بلکه نمایشی از تغییرات جدید در سیاستهای امنیتی اسرائیل بود.
این اقدام، که بهطور گستردهای «ترور هدفمند»به تحلیل اندیشکده Hudson Institute، اسرائیل نگران آن است که سکوت حزبالله به معنای ضعف نیست، بلکه آمادهسازی برای یک پاسخ نامتقارن پیچیده است؛ لذا با عملیات محدود ترور، میکوشد نبض درگیری را در دست بگیرد (hudson.org, 2024). چرا این تغییر مهمه؟ حزبالله یکی از مهمترین و قدرتمندترین نیروهای مقاومت در منطقه است که هماکنون تهدید بزرگی برای منافع اسرائیل به حساب میآید. ترور محسن تنها یک ضربه به حزبالله نیست؛ بلکه پیام روشنی به ایران، سوریه، و دیگر گروههای نیابتی داده میشود که اسرائیل از «اصول دکترین جدید مقابله با نیروهای نیابتی» پیروی میکند. این دکترین جدید به جای جنگهای تمامعیار، به «ترورهای هدفمند و حملات غیرقابل پیشبینی» متکی است.اندیشکده امنیتی "The Institute for National Security Studies (INSS)" در این زمینه میگوید: «اسرائیل نهتنها از طریق عملیاتهای نظامی، بلکه با استفاده از ترورهای هدفمند، سعی دارد شبکههای نیابتی و دشمنان خود را بهگونهای هدف قرار دهد که هیچ راهی برای واکنش سریع باقی نگذارد.»پیام استراتژیک ترور محسن یک مرحله از «افزایش فشار بر حزبالله» است که در آن، اسرائیل میخواهد مقاومت را دچار مشکل در هماهنگی و واکنش کند. این ترور به وضوح نشاندهندهی احتمال وجود شکاف در روابط میان لبنان و حزبالله است، بهویژه وقتی که با اقدامات اخیر اسرائیل در «مناطق مرزی جنوبی لبنان» و «حملات به انبارهای تسلیحات» ترکیب میشود.
مقابله با تهدیدهای موضعی» به یک حالت «مدیریت فروپاشی ساختارهای دشمن»
الشهای اسرائیل در سوریه و لبنان – نبردها پشت مرزاسرائیل در طول سالهای اخیر درگیر نبردهایی در داخل مرزهای خودش نبوده، بلکه در مناطقی مانند سوریه و لبنان با چالشهایی روبهرو شده که نیازمند دکترینهای ویژهای برای مقابله با آنهاست. بهویژه در سوریه، اسرائیل بهطور مکرر حملاتی را علیه تأسیسات نظامی ایران و گروههای نیابتی حزبالله انجام داده است.چرا این موضوع مهمه؟اسرائیل بهخوبی میداند که هرگونه نفوذ ایران و نیروهای تحت حمایت آن در سوریه میتواند به تهدیدی بزرگ برای امنیت ملی این کشور تبدیل شود. در نتیجه، بنیانگذار دکترین امنیتی جدید اسرائیل تلاش کرده تا با جلوگیری از تشکیل جبهههای نیابتی ایران در مرزهای سوریه، درواقع خطوط مرزی خود را امن نگه دارد. با این حال، این اقدامات تهدیدات جدیدی را نیز به همراه داشته است. بهویژه با گسترش حضور پهپادها و موشکهای کروز در دست گروههای نیابتی. طبق گزارش The Washington Institute for Near East Policy, اسرائیل در حال ایجاد یک ساختار «دفاعی-تهاجمی» است که به آن اجازه میدهد تا بهصورت هوشمندانه در برابر تهدیدات غیرمنتظره از جمله حملات هوایی، موشکی و پهپادی پاسخ دهد. نمونه ی آن همین روزها (۲۰۲۵) شکاف در حکومت حماس در غزهارتباطش اینه که اسرائیل در حال عبور از «مقابله با تهدیدهای موضعی» به یک حالت «مدیریت فروپاشی ساختارهای دشمن» هست. داره آزمایش میکنه که چطور بدون درگیر شدن در باتلاق سیاسی، حماس رو از درون بیثبات کنه.نقطهضعفها و چالشها
«امنیت فعال در عمق بدون اعلام جنگ رسمی»
یکی از بزرگترین چالشهای اسرائیل در سوریه این است که با گسترش حضور روسیه و حمایتهای دیپلماتیک ایران در منطقه، اسرائیل بهطور غیرمستقیم وارد بازی بزرگی با قدرتهای جهانی نیز شده است. این فشارها باعث شده تا اسرائیل مجبور باشد آستانه تحمل خود را بالا ببرد و به همان اندازه که توان پاسخدهی خود را تقویت کرده, انعطافپذیری را نیز در سطح دیپلماتیک حفظ کند.اما نتیجه کلیدی از این حمله بهویژه برای «ایران» و «محور مقاومت» این است که اسرائیل «در حال تغییر در دکترین خود در سطح دیگر است، این یک تغییر استراتژیک مهم است که اسرائیل تلاش دارد با کاهش هزینههای انسانی و استفاده از عملیاتهای دقیق، «تهدیدات را در مکانهای مختلف و از طریق اقدامات محدود» از میان بردارد.در سطح سیاسی و ژئوپلیتیکی، این دکترین جدید نشاندهندهی آمادهسازی اسرائیل برای مواجهه با تهدیدات «چندوجهی و پیچیده» است. بهویژه در جبهههای غزه و لبنان، اسرائیل تلاش دارد تا از راههای غیرمستقیم و با استفاده از «استراتژیهای فشار نامتقارن»، تهدیدات را مهار کند. اما در این میان، اسرائیل به حزبالله، ایران و دیگر کشورهای منطقه می خواهد این موضوع را دیکته نماید که با استفاده از «استفاده از عملیاتهای دقیق و هدفمند» بهوضوح قواعد نبرد را تغییر خواهد داد.احتمالاً بهجای ایجاد یک نبرد تمامعیار، بیش از پیش به «تغییرات ژئوپلیتیکی در مناطق تحت نفوذ ایران» منتهی خواهد شد.به قول گزارش Foreign Affairs، این ترکیب عملیات سخت و نرم، بخشی از دکترین «مهندسی فروپاشی دشمن» هستش، که اسرائیل تو ۲۰۲۵ داره گسترش میده.همه این «نگفتنیها» کنار هم، میشن ستونهای یه دکترین تازه:
از جنگ فیزیکی به جنگ ذهنی: معماری فروپاشی نامرئی
«امنیت فعال در عمق بدون اعلام جنگ رسمی» از عملیات نقطهای تا مهندسی فروپاشی تدریجی: دکترین در حال تکوین اسرائیلدر سال ۲۰۲۵، رفتار امنیتی اسرائیل در برابر تهدیدات منطقهای، بهویژه از سوی محور مقاومت، وارد مرحلهای جدید شده است. برخلاف گذشته که اقدامات اسرائیل عمدتاً به عملیات واکنشی یا ضربات محدود تاکتیکی محدود میشد، اکنون شاهد دگرگونی مفهومی در راهبردها هستیم؛ تحولی که میتوان آن را «مهندسی فروپاشی دشمن» در قالب یک دکترین نوین توصیف کرد. در این الگو، دیگر مرز جغرافیایی و اعلام رسمی جنگ اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، «برتری اطلاعاتی، روانی و فنی بدون پذیرش مسئولیت سیاسی مستقیم» است.نمونههای عینی این تحول «عملیات زیر آستانه جنگ»:- صدها حمله هوایی در سوریه از دوران داعش تاکنون بدون اعلام ورود به جنگ - خرابکاریهای سایبری علیه تأسیسات هستهای ایران (مانند نطنز) - ترور دانشمندان هستهای ایران اصول دکترین جدید اسرائیل:ترکیب عملیات چندلایه در قالب یک طرح کلاناقداماتی نظیر ترور فرماندهان لجستیکی حزبالله، حملات دقیق به انبارهای تسلیحات در سوریه، و بهرهگیری از عملیات سایبری و روانشناختی، دیگر بهصورت جداگانه طراحی نمیشوند. همه این اجزا ذیل یک معماری کلنگر عمل میکنند که هدفش، «فروپاشی تدریجی ساختارهای حیاتی دشمن» است.تمرکز بر فروپاشی ساختاری، نه صرفاً تضعیف تاکتیکیهدف اصلی، ایجاد بحران در زنجیره فرماندهی، ساختار لجستیکی و انسجام روانی-اجتماعی جبهه مقابل است. به همین دلیل، اسرائیل بر ترور عناصر کلیدی پشتیبانی، نه صرفاً فرماندهان صحنه نبرد، تمرکز دارد.
حملات هدفمند به فرماندهان تدارکاتی است که نقشی در جبهه عملیاتی ندارند، اما ستونهای پشتیبانی محسوب می
بازدارندگی پنهان و فشار مستمر بیصدا: هدف این دکترین، جلوگیری از ورود به جنگ تمامعیار است، اما نه از مسیر تنشزدایی. بلکه از طریق فشاری بیوقفه، نامحسوس و هوشمندانه بر ساختارهای روانی، سیاسی و امنیتی طرف مقابل که در بلندمدت موجب فرسایش توان و انسجام او میشود.بهبیان روشنتر:در این رویکرد، هدف صرفاً "زدن دشمن" نیست؛ بلکه بهگونهای او را هدف قرار داد که ساختار داخلیاش از درون فروبپاشد. ابزارهای تحقق این هدف عبارتاند از:- ترور رهبران میانی با نقشهای مدیریتی (نه لزوماً فرماندهان ارشد)- قطع زنجیرههای لجستیکی مانند سوخت، پول و تسلیحات- نفوذ اطلاعاتی برای ایجاد شکاف و دوگانگی درون جبهه دشمن- عملیات روانی از طریق شبکههای اجتماعی با هدف تخریب وجهه سیاسیبراساس گزارشهای اندیشکدههایی نظیر Carnegie Middle East و Brookings این نوع جنگ را باید بهعنوان مدلی نوین از جنگ زیرآستانهای تحلیل کرد؛ جنگی که در آن نابودی فیزیکی دشمن هدف اصلی نیست، بلکه فرسایش تدریجی ظرفیتهای حیاتی و اراده مقاومت اوست.اندیشکده RAND این مدل را تحت عنوان Gray-Zone Operations و INSS این الگو را ذیل مفهوم Smart Deterrence یا «بازدارندگی هوشمندانه» طبقهبندی کرده است؛ مفهومی که تلفیقی از فناوری پیشرفته، عملیات روانی، و جنگ خاکستری بدون ورود به جنگ علنی است.به بیان ساده:اگر بتوان دشمن را از لحاظ اطلاعاتی (مثلاً با شنود و افشای تحرکاتش)، روانی (شکستن اعتماد عمومی به رهبری)، و فنی (با ابزارهایی چون پهپادها و حملات سایبری بدون تلفات انسانی) تحت فشار مستمر قرار داد، دیگر نیازی به جنگ رسمی نیست؛ چرا که:- دنیا محکوم نمیکند - تلفات انسانی حداقلی است - دشمن دچار سردرگمی و فروپاشی شناختی میشود
01:25 - 22 آوریل 2025