جاده ابریشمِ فرهنگی از کرمان تا بخارا

سفر کمپریِ پیشِ رو، نه یک جابه‌جایی مکانی، که تداعی کاروان‌هایی است که روزگاری در رباط‌شرف اتراق می‌کردند. کرمان در سال ۱۴۰۵، نه صرفاً یک مقصدِ گردشگری، بلکه قلبِ تپنده حوزه تمدنیِ بزرگی است که «فرهنگ» را جایگزینِ کالاهایِ تجاریِ کهن کرده است.
مرزهای سیاسی هرچند بر نقشه‌های کاغذی خطوطی پررنگ کشیده‌اند، اما «جغرافیای فرهنگی» را یارای بند آوردن نیست. در پهنه‌ای که از حاشیه کویر لوت آغاز شده و تا کرانه‌های جیحون و سیحون امتداد می‌یابد، زبانی مشترک، اساطیری همسان و «بویِ جویِ مولیان» جریان دارد که قرن‌هاست هویت مردمان این خطه را به هم گره زده است. در همین راستا، دومین نشست از سلسله جلسات «کرمان در نگاه دیگران» با محوریت سفرنامه‌خوانی و با همت اداره گردشگری شهرداری کرمان، مجالی شد تا متخصصانی چون آیت‌اللهی موسوی، حامد حسین‌خانی و افشین صالحی، بر ضرورتِ هم‌نشینیِ اصالتِ معماری با ادبیات کهن تأکید کنند. در حاشیه این نشست اقای فرهمند از برنامه گردشگری گروه کمپری خودشان صحبت کرد؛ پروژه‌ای که با محوریتِ ادبیات فارسی و با هدفِ پیمودن مسیرِ تمدنیِ ایرانِ بزرگ طراحی شده است.کرمان در طول تاریخ، نه یک بن‌بست جغرافیایی، بلکه «چهارراهِ شرق» و «باراندازِ اندیشه و کالا» بوده است. شعار «لبخند دنیا به کرمان ۱۴۰۵»، بازگشت به خویشتنِ تاریخیِ شهری است که روزگاری نبضِ «راه ادویه» در آن می‌تپید. اکنون کاروانی با خودروهای کمپر، با شعارِ اتحاد و با محوریتِ شاعرانِ بزرگ حوزه تمدنی (از حافظ و سعدی تا فردوسی، عطار و رودکی)، سفری را آغاز می‌کند که از کرمان شروع و با عبور از شیراز، نیشابور، توس، هرات، غزنین و دوشنبه به بخارا می‌رسد. این سفر، جامه ادبی بر تن دارد تا ثابت کند سیاست می‌گذرد و تجارت تغییر می‌کند، اما «کلمه» باقی می‌ماند.
کاروان در این مسیر، ابتدا در پیشگاه «خواجوی کرمانی» زانو می‌زند؛ سپس در شیراز، «وضوخانه» ادبیات، روح را در آرامگاه سعدی و حافظ شست‌وشو می‌دهد. در نیشابور و توس، با اندیشه خیام و حماسه فردوسی، هویت ملی را بازیابی می‌کند و با عبور از مرز، در هراتِ جامی وخواجه عبدالله انصاری و غزنینِ سنایی، بر میراثِ عرفانیِ مشترکِ سده‌های نهم و پنجم تکیه می‌زند. نقطه اوج این هجرت فرهنگی، دیدار با «آدم‌الشعرا» رودکی در تاجیکستان و تماشای گنبدهای فیروزه‌ای سمرقند و بخاراست؛ جایی که غریبه نیستیم و زبان مردم، همان زبانِ کوچه و بازارِ کرمان است.این «هجرت فرهنگی»، بازسازیِ مدرنِ همان کاروان‌هایی است که روزگاری در کاروانسراهای مسیر، از زین‌الدین تا رباط‌شرف، پیام‌آورِ تمدن بودند. اگر روزگاری ابریشم و فلفل مبادله می‌شد، امروز «لبخند» و «فرهنگ» کالای اصلیِ مبادله میان کرمان و تاشکند و دوشنبه است. ما در این مسیر، بذرِ «لبخند» می‌کاریم تا در افق ۱۴۰۵، دنیا کرمان را نه فقط یک شهر در حاشیه کویر، که دروازه‌یِ ورود به این تمدنِ شکوهمند بازشناسد.در راستای تحکیم این پیوندهای عمیق فرهنگی، پیشنهاد می‌شود با شهرهای مهمِ این مسیر تمدنی، چون بخارا، سمرقند، هرات و دوشنبه، پیمانِ «خواهرخواندگی» منعقد گردد. همچنین، نام‌گذاری خیابان‌ها و میادینِ شهر کرمان به نامِ این شهرهایِ تاریخی و مشاهیرِ آن‌ها، می‌تواند نمادی ملموس از تعهدِ ما به احیایِ میراثِ مشترکِ فرهنگی و زبانی باشد. این رویکرد، زمینه‌سازِ تقویتِ گردشگریِ فرهنگی و تبادلاتِ پایدارِ علمی و هنری خواهد بود و کرمان را بیش از پیش به عنوانِ قلبی تپنده در کالبدِ تمدنِ فارسی‌زبان تثبیت خواهد کرد.
این هجرتِ فرهنگی، آغازِ یک بازگشتِ بزرگ است؛ بازگشت به روزگاری که میان کرمان، هرات، دوشنبه و بخارا، هیچ مرزی جز «اشتیاقِ دیدار» وجود نداشت. کاروانِ ما، حاملِ پیامِ همبستگیِ مردمی است که به رغمِ تقسیماتِ سیاسی، همچنان در سایه‌سارِ زبانِ فارسی، یک‌دل و یک‌نفس، مسیرِ تمدن را طی می‌کنند.#ایران #کمپر#افغانستان #تاجیکستان #ازبکستان #ادبیات #فارسی
17:07 - 4 خرداد 1405
گروههای مردمی
اقتصاد
میراث فرهنگی

1 واکنش
197 بازدید