وقتی عمو، دایی، خاله و عمه از خانوادهها حذف میشوند
سالهاست که خانوادههای ایرانی با جمعیتی رو به کاهش، کوچکتر میشوند. این روند، نقش پررنگ اعضای خانواده چون خاله، عمه، عمو و دایی را کمرنگ کرده و دایره روابط فامیلی را تنگتر نموده است. اکنون شاهد نسلی از والدین هستیم که خود تکفرزند بودهاند و این امر به کوچکتر شدن بیشتر ساختار خانواده منجر شده است. فشارهای اقتصادی و ناتوانی خانوادهها در تأمین نیازهای اولیه، به عاملی کلیدی در کوچکتر شدن خانوادهها تبدیل شده است. والدینی که خود در خانوادههای تکفرزند رشد کردهاند، یا تمایلی به فرزندآوری ندارند یا تنها به یک فرزند اکتفا میکنند. این مسیر، آیندهای تاریک را برای کشور رقم میزند؛ زیرا کاهش جمعیت خانواده به کاهش کلی جمعیت کشور دامن زده و معضلات فراوانی را در آینده به بار خواهد آورد. از جمله بزرگترین خطرات این معضل، مشکلات امنیتی ناشی از کاهش نیروی انسانی و جوان کشور است. با این روند، پیشبینی میشود جمعیت کشور در کمتر از سی سال آینده به زیر ۵۰ میلیون نفر برسد و این روند کاهشی ادامه یابد. سیاستهای جمعیتی اتخاذ شده تاکنون، چه کامل و چه ناقص اجرا شده باشند، نتوانستهاند انگیزه کافی برای فرزندآوری ایجاد کنند. طرحهایی نظیر فروش خودرو با وجود محدودیتهای پرداخت قیمت، یا مبالغ ناچیز حمایتی ماهانه، بیشتر به شوخی شبیه هستند تا راهکاری جدی برای تشویق خانوادهها به فرزندآوری. به نظر میرسد مسئولین یا از درک عمق این بحران عاجزند و یا ارادهای برای حل آن ندارند. نگاهی به این اوضاع نشان میدهد که دغدغه اصلی، تنها گذران دوران مسئولیت و عبور از امروز است، بدون توجه به آینده ایران.
