7 آبان 1404

«من بچه‌ام را می‌فروشم، شما خریدارید؟!»

«وقتی فهمیدم سر چهارمی حامله‌ام، پایم را توی یک کفش کردم که باید بیندازیمش. با همان ۳ تا بچه هم امورات ما نمی‌گذشت. فکر می‌کردم آینده‌اش از حالا سیاه است. پول رخت و لباس و مدرسه‌اش را چه کسی بدهد؟! پس‌فردا رفت دانشگاه خرج ندارد؟»
هزار بار لعنت بر باعث بانی اش که مردم اینطور تو فقر دارن دست و پا میزنن.. یه عده هم دور کمر وشکم شون داره زیاد میشه
22:59 - 7 آبان 1404

9 واکنش
599 بازدید